پاسخ را باید در روندهای تاریخی جُست. مدل اسکاندیناوی، حاصل حذفِ سرمایهداری یا جایگزینکردنِ بازار با دولت نیست؛ حاصل نوعی «سازشِ تاریخی» بین بازار و جامعه است. سوئد، دانمارک، نروژ و دیگر کشورهای شمال اروپا، طی بیش از یک قرن، بهتدریج نظامی ساختند که در آن بازار وظیفۀ تولید ثروت را به عهده دارد و دولت همراه با نهادهای اجتماعی و کارفرمایان میکوشد ریسکهای این فرایند را بین شهروندان توزیع کند.
به همین دلیل، برای فهم این مدل نباید از پرسشِ «دولت یا بازار؟» شروع کرد؛ پرسش تاریخی مهمتر این است که «چگونه دولت و بازار در این کشورها توانستند در کنار یکدیگر قرار بگیرند؟» اسکاندیناوی؛ نامی برای سرزمینهای شمال اروپا
اسکاندیناوی در معنای دقیقِ جغرافیایی به کشورهای «دانمارک، نروژ و سوئد» گفته میشود؛ منطقهای در شمال اروپا که از نظر تاریخی، فرهنگی و زبانی پیوندهای نزدیکی با یکدیگر دارند. واژۀ اسکاندیناوی ریشهای کهن دارد و احتمالاً به «اسکانیا» (منطفهای در جنوب سوئد) مرتبط است. نامهای مشابهی مانند «اسکاندیا» نیز در متون یونانی و لاتین باستان برای اشاره به سرزمینهای شمال اروپا به کار رفتهاند.
گاهی «فنلاند و ایسلند» هم در کاربرد عمومی در زمرۀ کشورهای اسکاندیناوی قرار میگیرند. اصطلاح دقیقتر برای این مجموعه، «کشورهای نوردیک» است که با سطح رفاه اجتماعی، نظامهای آموزشی و بهداشتیِ گسترده، اقتصادهای توسعهیافته و نهادهای سیاسیِ باثبات شناخته میشوند. همکاریِ این کشورها در قالب «شورای نوردیک» و توافقهای منطقهای است. داستان از روستا شروع شد، نه از دولتِ رفاه …




















































































































