فصل اول «سرو، سپید، سرخ» در دل جنگ تولید و پخش شد. تولید یک سریال در چنین شرایطی چه تغییری در تصمیمهای تهیهکنندگی، برنامهریزی و مدیریت تولید ایجاد کرد؟
مدل تولید این پروژه با همه کارهای معمول سینمای ایران و تلویزیون متفاوت بود. یک سریال ۱۰ تا ۱۵ قسمتی در حالت عادی شاید شش تا هشت ماه زمان ببرد. از رسیدن به مرحله متن و نهایی شدن آن گرفته تا طی کردن ساختارهای اداری، عقد قرارداد، دو ماه پیشتولید، دو سه ماه تولید و یک تا دو ماه پستولید تا در نهایت به پخش برسد.
«سرو، سپید، سرخ» در فصل اول، یک شیوه جدید تولید را تجربه کرد که شاید از شرایط جنگی و حالوهوای ابتدای جنگ نشأت گرفته بود. ما دوست داشتیم در حرفهای که بلد هستیم، کاری برای کشور انجام دهیم. به همین دلیل طبیعتاً باید در مدل تصمیمگیری، انتخاب متنها، انتخاب سازندگان و حتی شیوه تولید تفاوتهایی ایجاد میکردیم.
یکی از مهمترین اتفاقات فصل اول، هماهنگی هفت یا هشت تیم تولید به صورت همزمان بود. از یک طرف باید کیفیت کاری که متناسب با آن روزها میخواستیم حفظ میشد و از طرف دیگر تولید باید در زمان مناسب به نتیجه میرسید. اینها تجربههای جدیدی برای تیم تهیه و تولید بود که امیدوارم بتوانیم در شرایط بهتر و موقعیتهای دیگر، به شکل بهینهتری از آنها استفاده کنیم.
فصل دوم معمولاً با چالش تکرار موفقیت فصل اول روبهروست. در «سرو، سپید، سرخ» برای اینکه فصل دوم ادامه فصل اول نباشد، چه تغییراتی در ساختار تولید و روایت ایجاد کردید؟
هر سریالی که در فصل اول موفق شود و مورد اقبال قرار بگیرد، در فصل دوم کار سختی دارد، مخصوصاً این جنس کارها که شاید مناسبتی هم باشند و در دوره جنگ به دلیل همزمانی با اتفاقات روز، بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. …






































































































