این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
کد خبر: 787109 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۸ ۰۸:۲۵:۱۳ اعتمادآنلاین |نیره خادمی-چند روز پیش از آن سحرگاه، قیصر جعفری برای پدر و مادرش از یک سورپرایز حرف زده بود. قرار بود سفری به کربلا در میان باشد و او، در میان رفتوآمدهای خانواده و حرفهای معمول، چیزی را برای بعد از بازگشت پدر و مادر از این سفر زیارتی نگه داشته بود. به مادرش گفته بود برای آنها سورپرایزی دارد، اما نگفته بود آن سورپرایز چیست. حتی یک شیطنت و شاید نوعی دلخوری کوچک، هم در میان حرفهای قیصر بود: «به من که تعارف نکردید با شما بیایم کربلا، اما برگشتید من برایتان سورپرایز دارم.» سورپرایز قیصر جعفری هیچ وقت به خانواده نرسید. شاید هم آن اتفاق غافلگیرانه، داستانی بود که با فرود آمدن بمب سنگرشکن در چاهتنگو و جان باختن سه تن از اعضای یک خانواده پنج نفره پایان یافت و پدر و مادر را چند ساعته از سفر زیارتی به قشم بازگرداند. …




















































































































