این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
دستاورد واقعی این دوران نه بازگشت به عظمت، بلکه خلق آمریکایی ضعیفتر و چندپارهتر بوده است و منافع این وضعیت تنها به جیب حلقه یاران و اعضای خانواده او سرازیر میشود. نخستین و شاید مهمترین پیامد سیاستهای فعلی، نابودی اعتماد جهانی به تعهدات ایالات متحده است. شاید گاهی در اهمیت اعتبار اغراق شود؛ اما اگر کشورهای دیگر باور نداشته باشند که واشنگتن به تعهداتش عمل میکند، تمایل کمتری برای همکاری با آن خواهند داشت. ترامپ همانطور که در دوران تجارت پرحاشیه و پر از ورشکستگیاش نشان داد، بارها ثابت کرده که تهدیدهایش بیشتر توخالی است و تعهداتش هیچ ارزشی ندارد. او توافق هستهای با ایران را پاره کرد و اکنون همان پیمان تجاری با کانادا و مکزیک را که در دور اول خودش روی آن توافق کرده بود، زیر سوال میبرد.رویکرد زیگزاگی او در قبال تعرفهها، تهدیدهای مکرر برای قطع حمایت از متحدان کلیدی و تغییر موضع غیرقابلتوضیحش درباره اجازه تولید موشکهای رهگیر پاتریوت در اوکراین، کاملا روشن میکند که روی حرف او اصلا نمیتوان حساب کرد. این بیاعتباری پیامدهای واقعی دارد. شهرت ترامپ در دورویی و پیشبینیناپذیری، یکی از دلایلی است که او برای پایان دادن به جنگ با ایران با چنین مشکلاتی مواجه شده است. مقامات ایران حتی یک کلمه از حرفهای او را باور ندارند و منطقا میخواهند پیش از هر توافقی، امتیازات ملموسی دریافت کنند. به همین دلیل است که کشورهای بیشتری در سراسر جهان در حال تنوعبخشی به گزینههای خود و جستوجوی شرکای قابلاعتمادتر هستند. …























































