نشریه «بلومبرگ بیزنسویک» نیز در یک گزارش تفصیلی نشان میدهد روبیو، در حالی که چهره عمومی مذاکرات را به «جیدی ونس» معاون رئیس جمهور، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیس جمهور و جرد کوشنر، داماد ترامپ سپرده بود، پشتپرده جلسات روزانه را رهبری و مدیریت و استراتژی دولت را تدوین میکرد و حتی پیش از هر جلسه با ویتکاف هماهنگ میشد.
این دو گزارش، در کنار اقدامات روبیو در حین مذاکرات، از جمله سفر او به سه کشور جنوب خلیج فارس بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه اسلام آباد و صدور بیانیه منامه (۲۵ ژوئن – ۵ تیرماه) و ایجاد چارچوب سهجانبه موازی برای مذاکرات لبنان (۲۶ ژوئن – ۶ تیر)، تصویری روشن از نقش او در فرسایش و مشروطسازی تفاهمنامه ۱۷ ژوئن-۲۸ خرداد ارائه میدهد.
هر چند نمیتوان با قطعیت گفت که مارکو روبیو به تنهایی عامل شکست تفاهمنامه اسلامآباد بود اما شواهد جدید، در کنار اقدامات وزیر خارجه آمریکا علیه مسیر طبیعی تفاهمنامه اسلامآباد، نشان میدهد او یکی از معماران اصلی تبدیل تفاهمنامه از «زمینهساز مذاکرات جامع» به «چارچوبی برای فشار» بود، چارچوبی که از دیدگاه او در آن هر امتیاز تجاری مشروط، هر خروج نظامی منوط به خلع سلاح، و هر گام دیپلماتیک گروگان رفتار منطقهای ایران میشد.
انبیسی نیوز با استناد به یک «مقام آگاه در دولت با دانش مستقیم موضوع» روایت کرد که در مذاکرات آوریل ۲۰۲۶ در پاکستان — که بیش از ۲۱ ساعت ادامه داشت — هیئت مذاکرهکننده آمریکا بهریاست جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، به این نگرانی رسید که ایران «شرایط توافق پیشنهادی را تغییر میدهد». در وقفه مذاکرات، مذاکرهکنندگان برای اطلاع از سمت و سوی وضعیت با وزیر خارجه آمریکا تماس گرفتند؛ روبیو با ارزیابی آنان مبنی بر غیرقابلقبول بودن پیشنهاد ایران موافقت کرد و آن دور، بدون توافق پایان یافت. …




















































































































