وی با اشاره به ترور اسماعیل هنیه، حوادث لبنان، انفجار پیجرها و بیسیمها، جنگ ۱۲ روزه، حوادث دیماه و جنگ ۴۰ روزه، ادامه داد: همه این اتفاقات، نیازمند سازماندهی، مدیریت، تمرین و آمادگی مجموعه بهداشت و درمان بود و دانشگاههای علوم پزشکی باید با برگزاری مانورهای مختلف، آمادگی خود را حفظ میکردند و تجهیزات مورد نیاز نیز از قبل تامین میشد.
مدیریت بحران نظام سلامت باید از قبل طراحی شده باشد
وزیر بهداشت با تشریح الزامات مدیریت مصدومان در شرایط جنگی، گفت: در زمان جنگ میزان نیاز به سرم، خون و تجهیزات مختلف افزایش پیدا میکند و پراکندگی جمعیت نیز تغییر مییابد؛ بهعنوان مثال در جریان جنگ، ۸ تا ۱۰ میلیون نفر از تهران به شهرهای دیگر رفتند و طبیعی بود که در این شهرها نیازهای جدیدی از جمله شیر خشک، دیالیز و امکانات درمانی ایجاد شود.
به گفته ظفرقندی، این نیازها در اغلب موارد ظرف ۲۴ تا ۴۸ ساعت سازماندهی و تأمین میشد تا مردمی که به دلیل جنگ مهاجرت کرده بودند نیز با مشکل مواجه نشوند.
وی با اشاره به مفهوم «مدیریت انبوه مصدومان» یا Mass Casualty Management، توضیح داد: اگر ناگهان در نقطهای انفجار رخ دهد و تعداد زیادی مجروح ایجاد شود، نحوه انتقال آنها به بیمارستان، نقش اورژانس و نیروهای امدادی و سپس نحوه توزیع بیماران میان بیمارستانها باید از قبل مشخص شده باشد.
ظفرقندی افزود: اگر ظرفیت یک بیمارستان برای درمان همه مجروحان کافی نباشد، باید بیمارستان معین، شهرستان معین و استان معین از قبل مشخص شده باشند و برای بیماران نیز تریاژ انجام شود.
وی با اشاره به تجربه جنگ اخیر، گفت: زمانی که بیمارستان اندیمشک مورد تهاجم قرار گرفت، از قبل مشخص بود که مجروحان باید به بیمارستان دزفول منتقل شوند و اگر ظرفیت دزفول کافی نبود، به اهواز انتقال پیدا کنند و تمام این اتفاقات باید بهصورت لحظهای رصد میشد. …




















































































































