در برههای که معادلات شورای حکام و تلاش برای ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، احتمال تشدید فشارهای بینالمللی، مناقشه بر سر تنگه هرمز و تحولات جنوب لبنان و منطقه غرب آسیا بار دیگر به یکدیگر گره خوردهاند، خطر دیگری نیز در فضای داخلی خودنمایی میکند: تبدیل هر تحول بیرونی به دستمایهای برای تسویهحساب سیاسی در داخل. حملات تازه اسرائیل به جنوب لبنان و مناقشه بر سر ارتفاعات علیالطاهر، بهجای آنکه صرفا با معیار واقعیتهای میدانی سنجیده شود، بار دیگر زمینه را برای دوقطبیسازی و حمله به مذاکرهکنندگان و تفاهم ۲۸ خرداد ایران و آمریکا فراهم کرده است. این رویکرد، اگر از مرز نقد مسئولانه عبور کند، نهتنها به فهم بحران کمک نمیکند، بلکه صورتمسئله را نیز مخدوش میکند. تفاهم سیاسی را نمیتوان بدون سنجش پیامدهای واقعی آن در میدان قضاوت کرد؛ همانگونه که نمیتوان هر تحول نظامی را بیدرنگ سندی علیه یک تصمیم دیپلماتیک دانست. حتی در لبنان نیز آنچه درباره تلاش در راستای توقف تجاوزات و زمینهسازی برای عقبنشینی اسرائیل مطرح شده، نشان میدهد نسبت میان دیپلماسی و میدان بسیار پیچیدهتر از روایتهای سادهسازانهای است که این روزها در فضای سیاسی داخلی بازتولید میشود. نقد مذاکرهکنندگان حق مسلم هر جریان و رسانهای است، اما نقد هنگامی ارزشمند است که بر واقعیت استوار باشد، نه بر پیشداوری و مقصرسازی. در شرایط حساس کنونی، خطر اصلی آن است که اختلاف نظر سیاسی به شکاف اجتماعی و دوقطبی فرساینده تبدیل شود؛ زیرا در نهایت، چنین فضایی بیش از آنکه به اصلاح سیاستها کمک کند، توان تصمیمگیری کشور در برابر بحرانهای واقعی را تضعیف خواهد کرد. ازاینرو، برای واکاوی دقیقتر نسبت میان تحولات جنوب لبنان و معادلات سیاست داخلی ایران و فهم ابعاد پیدا و پنهان این پیوند، با محمد ایرانی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در کویت و اردن و نیز محمدعلی مهتدی، تحلیلگر ارشد مسائل غرب آسیا و جهان عرب با سالها تجربه و حضور سیاسی و دیپلماتیک در لبنان، به گفتوگو نشستهایم.
…




















































































![[سیدمسعود رضوی] فرهنگ و جنگ](/news/u/2026-09-05/ettelaat-h8s3r.jpg)













































































