در این یادداشت آمده: امضای آنچه «پیمان مکه» نامیده میشود میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ۷ اوت، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا کشورهای پادشاهی خلیج (فارس) ممکن است درصدد کاهش وابستگی امنیتی خود به آمریکا باشند یا نه.
تجربۀ کشورهای خلیج (فارس) از جنگ ایران، چنین تغییری در روابط را تا حدی محتمل نشان میدهد. این کشورها با وجود دههها شراکت با واشنگتن، هدف حملات پهپادی و موشکی ایران قرار گرفتند که خسارت قابل توجهی به زیرساختهای انرژی منطقه وارد کرد و صادرات انرژی را بهشدت مختل ساخت؛ چرا که تنگه هرمز عملاً بسته شد.
به نظر میرسد دولت دونالد ترامپ توجه چندانی به منافع امنیتی کشورهای خلیج (فارس) نداشته است. با این حال، سه عامل باعث میشود پایان روابط نزدیک این کشورها با واشنگتن بعید باشد. محدودیتهای تغییر ائتلاف
اول اینکه کشورهای پادشاهی خلیج (فارس) جایگزین قابل اتکایی برای آمریکا به عنوان تضمینکننده امنیت خود ندارند. این کشورها با وجود اختلافاتشان در سیاست خارجی و امنیتی، با یک مشکل مشترک مواجه هستند: هیچیک از شرکای دیگر آنها تمایل یا توانایی جایگزین شدن با واشنگتن را ندارد.
چین در طول جنگ موضعی بیطرفانه حفظ کرده، روسیه روابط نزدیک خود با تهران را ادامه داده و ترکیه و پاکستان نیز کمک نظامی قابل توجهی ارائه نکردهاند.
ائتلافهای منطقهای مانند پیمان مکه نیز بعید است بتوانند این وضعیت را تغییر دهند؛ چرا که صرف وعده کمک، به معنای برخورداری از یک نظام قابل اتکای دفاعی و حفاظتی نیست. حتی گسترش همکاریهای نظامی میان امارات متحده عربی و اسرائیل نیز نمیتواند جایگزین حضور امنیتی آمریکا شود.
دوم، وابستگی نظامی کشورهای خلیج فارس به آمریکا بسیار فراتر از حضور نیروهای آمریکایی در منطقه است. سامانههای پدافند هوایی آمریکا، از جمله پاتریوت و تاد (THAAD)، در مقابله با حملات ایران نقش حیاتی داشتهاند. در همین حال، بسیاری از توانمندیهای اصلی نظامی کشورهای خلیج (فارس) به فناوری آمریکایی، قطعات یدکی، خدمات نگهداری و آموزشهای نظامی وابسته است. …



































































































































































