در دوران تورم، نقدینگی، دشمن و داراییهای فیزیکی و ظرفیتهای تولیدی، پناهگاه است. شرکتهایی که از بازار سرمایه برای تامین مالی استفاده میکنند، در واقع در حال تبدیل «سرمایه خارجی» به «داراییهای مولد» (مانند ماشینآلات، مواد اولیه یا توسعه زیرساخت) هستند. اگر این شرکتها از تامین مالی خودداری کنند، نقدینگی موجود در شرکت آنها، تحتتاثیر تورم فرسایش مییابد. بنابراین، هزینهای که برای تامین مالی پرداخت میشود، در واقع هزینهای است که برای جلوگیری از «فرسایش سرمایه» پرداخت میکنیم.
استفاده از ابزارهای بازار سرمایه، به شرکت اجازه میدهد تا در مقیاس بزرگ و با پیشبینی هزینههای آتی، منابع مالی خود را تثبیت کند. درحالیکه قیمت مواد اولیه و هزینههای تولید به شدت در حال صعود است، داشتن منابع مالی جذبشده از بازار سرمایه، به شرکت اجازه میدهد تا موجودیهای استراتژیک خود را پیش از افزایش قیمتها ذخیره کند. این اقدام، بازدهی عملیاتی شرکت را در بلندمدت تضمین میکند. ریسک «عدم اقدام» در مقابل ریسک «هزینه مالی»
بسیاری از مدیران در ترس از نرخهای بهره، وارد مرحله «تاخیر در تصمیمگیری» میشوند. اما در اقتصاد ایران، ریسک عدم اقدام بسیار فراتر از ریسک «هزینه مالی» است. در واقع، هزینه مالی بازار سرمایه، در برابر هزینه از دست رفتن رشد، بسیار ناچیز و قابل مدیریت است. زمان آن رسیده است که نگاه سنتی به بدهی و هزینه مالی تغییر کند. در شرایط تورمی، مدیریت مالی به معنای «صفر کردن بدهی» نیست. در اقتصاد تورمی، هوشمندانه بدهکارشدن، یکی از راههای اصلی ثروتمندشدن شرکتهاست.
* کارشناس بازار سرمایه این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد






















































































































































![[سیدعلی دوستی موسوی] چرا متهم اصلی ساکت است؟](/news/u/2026-08-22/ettelaat-q2xek.jpg)












