در مدل جدید، مالکیت، سیاستگذاری و مدیریت اجرایی باید تا حد امکان از یکدیگر تفکیک شوند و عملکرد مدیران بر اساس شاخصهای مشخص مالی، ورزشی و تجاری ارزیابی شود. ضمن این که شفافیت مالی، حسابرسی، مدیریت ریسک، کنترل تعارض منافع و بودجهریزی، دیگر موضوعات جانبی نیستند؛ بلکه بخشی از الزامات یک باشگاه پایدار محسوب میشوند. رشد مالکیت چندباشگاهی
از سوی دیگر، یکی از روندهای مهم سالهای اخیر، شکلگیری «مالکیت چندباشگاهی» است؛ مدلی که در آن یک مالک یا گروه سرمایهگذاری، چند باشگاه را در کشورهای مختلف در اختیار دارد و از آنها بهعنوان یک اکوسیستم استفاده میکند. اشتراک بازیکن، استعدادیابی، داده، فناوری، بازاریابی و دانش مدیریتی میتواند هزینهها را کاهش و ارزش کل پرتفوی را افزایش دهد. البته این مدل با چالشهایی مانند تعارض منافع، رقابت عادلانه و مقررات حاکم بر مالکیت چندباشگاهی نیز مواجه است.
در این میان، آکادمی و توسعه استعداد نیز از یک مرکز هزینه به یک دارایی بالقوه تبدیل شده است. باشگاهی که بتواند بازیکن را با هزینه کمتر شناسایی و توسعه دهد، از سه مسیر استفاده از بازیکن در تیم اصلی، کاهش هزینه خرید بازیکن و فروش او در بازار نقلوانتقالات ارزش خلق میکند. به همین دلیل، استعدادیابی مبتنی بر داده و استفاده از فناوری و هوش مصنوعی به یکی از اجزای مهم مدل اقتصادی باشگاههای مدرن تبدیل شده است.
بازار نقلوانتقالات نیز نمونه دیگری از تغییر نگاه اقتصادی است؛ جایی که بازیکن دیگر فقط یک نیروی ورزشی نیست؛ بلکه میتواند یک دارایی با ارزش اقتصادی باشد. در این زمینه باشگاه باید هنگام خرید بازیکن علاوه بر توانایی فنی، سن، مدت قرارداد، دستمزد، ریسک مصدومیت، پتانسیل رشد و ارزش فروش آینده را نیز بررسی کند. طبق دادههای فیفا، حجم مالی بازار نقلوانتقالات بینالمللی فوتبال در سالهای اخیر به رکوردهای تاریخی رسیده و رشد درآمدهای حاصل از نقلوانتقال بازیکنان نیز یکی از نشانههای تجاریشدن فزاینده فوتبال اروپا است. …



































































































































































