در این میان پرسشی در رسانهها و افکار عمومی هواداران ورزشی شکل گرفته که چرا بازیکنی با جایگاه تجاری و ورزشی صلاح، در مقطعی که عربستان به یکی از بزرگترین سرمایهگذاران فوتبال جهان تبدیل شده، به لیگ این کشور نرفت؟ بر این اساس پاسخ را باید در دو سطح بررسی کرد: نخست، تصمیم اقتصادی و حرفهای خود صلاح و دوم، تغییر مدل اقتصادی فوتبال عربستان. عربستان صلاح را نخواست؟
اینکه صلاح به ترکیه رفته، الزاما به این معنا نیست که باشگاههای سعودی حاضر به پرداخت دستمزد مورد نظر او نبودهاند. در این میان منابع معتبر درباره رقم پیشنهادهای احتمالی عربستان به صلاح گزارشهای متفاوتی منتشر کردهاند، اما رقم قطعی و رسمی از سوی باشگاه سعودی یا خود صلاح اعلام نشده است. بنابراین نمیتوان ادعای مطرحشده در برخی رسانهها مبنی بر اینکه «عربستان دیگر توان یا تمایل پرداخت قرارداد صلاح را نداشت» به عنوان واقعیت قطعی پذیرفت.
آنچه قطعی است، انتخاب ترابزوناسپور از سوی صلاح است. قرارداد او نیز نشان میدهد موضوع فقط دستمزد ثابت نبوده و حقوق تجاری و سهم از درآمدهای مرتبط با برند شخصی بازیکن نیز در ساختار قرارداد لحاظ شده است. این نکته از منظر اقتصاد ورزش بسیار مهم است؛ زیرا صلاح یک دارایی تجاری و رسانهای جهانی است. بنابراین تصمیم او میتواند ترکیبی از دستمزد، نقش ورزشی، بازار رسانهای، برند شخصی، رقابت ورزشی و شرایط زندگی باشد. عربستان پول دارد؛ اما مدل خرج کردن پول تغییر کرده است
از نگاهی دیگر نیز اگر بخواهیم دلیل تغییر رفتار فوتبال عربستان را در بازار نقل و انتقالات بررسی کنیم، نباید از «کمبود پول» شروع کنیم؛ چرا که صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) همچنان یکی از بزرگترین بازیگران سرمایهگذاری جهان است و در آوریل ۲۰۲۶ استراتژی جدید خود برای دوره ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ را تصویب کرد. در این استراتژی، تاکید این صندوق بر افزایش بازده مالی، کارایی سرمایهگذاری، مشارکت بیشتر بخش خصوصی و ایجاد اکوسیستمهای رقابتپذیر قرار گرفته است.
همچنین این صندوق اعلام کرده داراییهای تحت مدیریت آن از ۱۵۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵ به بیش از ۹۰۰ میلیارد دلار رسیده و در فاصله ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ بیش از ۱۹۹ میلیارد دلار در پروژههای داخلی عربستان سرمایهگذاری کرده است. بنابراین اتفاقی که در فوتبال عربستان رخ میدهد، بیشتر از آنکه عقبنشینی از ورزش باشد، بخشی از یک تغییر بزرگتر در مدل سرمایهگذاری عربستان است.
جایی که در مرحله اول، هدف این بود که با تزریق سرمایه عظیم، فوتبال عربستان در کوتاهترین زمان ممکن در معرض دید جهان قرار گیرد؛ و در این راستا ورود کریستیانو رونالدو، نیمار، بنزما، مانه، محرز و دیگر ستارهها دقیقا در همین چارچوب قابل تحلیل بود. اما مرحله بعدی، استراتژی این کشور ساختن یک صنعت ورزشی اقتصادی و پایدار است. حرکت عربستان از «خرید بازیکن» به «ساخت اکوسیستم ورزش»
برخی از کارشناسان معتقدند اهمیت استراتژی جدید عربستان را میتوان در سیاستهای رسمی این کشور مشاهده کرد؛ جایی که وزارت ورزش عربستان از سال ۲۰۲۴ پروژه سرمایهگذاری و خصوصیسازی باشگاهها را دنبال کرده است. این پروژه دو مسیر اصلی دارد: واگذاری مالکیت باشگاهها به شرکتها و نهادهای توسعهای و همچنین عرضه برخی باشگاهها برای خصوصیسازی. در سال ۲۰۲۴ نیز شورای وزیران سند خصوصیسازی ۱۴ باشگاه ورزشی را تصویب کرد.
نمونه بسیار مهم آن هم در سال ۲۰۲۶ اتفاق افتاد، و صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان ۷۰ درصد باشگاه الهلال را به Kingdom Holding Company واگذار کرد. ارزش بنگاه الهلال در این معامله حدود ۱.۴ میلیارد ریال عربستان اعلام شد و این صندوق تصریح کرد این واگذاری با هدف تحقق بازده، آزادسازی ارزش دارایی و بازتخصیص سرمایه در اقتصاد عربستان انجام شده است.
بر این اساس باید گفت اگر هدف عربستان در این سالها فقط خرید ستارههای ورزشی بود، دلیلی برای انتقال مالکیت یک باشگاه از صندوق ثروت دولتی به یک سرمایهگذار خصوصی وجود نداشت. اما اگر هدف، ساخت صنعت ورزش باشد، باشگاه باید از یک «دارایی دولتی» به یک بنگاه اقتصادی قابل ارزشگذاری و سرمایهگذاری تبدیل شود. اصلاح مالی باشگاهها؛ نشانه مهم تغییر رویکرد
تحول دیگر، اصلاح نظام مالی فوتبال عربستان است. وزارت ورزش این کشور در ژوئیه ۲۰۲۵ اعلام کرد مسئولیت نظارت مالی از کمیته پایداری مالی وزارت ورزش به کمیته نظارت مالی لیگ حرفهای منتقل میشود. همزمان، پروژهای برای بهبود عملکرد مالی باشگاهها آغاز شد که بر اجرای بودجه، کنترل هزینههای عملیاتی و کاهش تعهدات مالی آینده تمرکز دارد. این سیاست دقیقا خلاف مدل «هرچه پول بیشتری داریم، بیشتر خرج کنیم» است.
حتی برنامه حمایت از باشگاهها نیز به سمت تامین مالی مبتنی بر عملکرد حرکت کرده است؛ و وزارت ورزش عربستان در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد مدل جدید حمایت از باشگاهها، معیارهایی مانند حاکمیت شرکتی، توسعه ورزشهای مختلف، حضور تماشاگران، توسعه زیرساخت، تحول دیجیتال و حمایت مالی مستقیم را در نظر میگیرد. بنابراین، عربستان در حال تبدیل «بودجه ورزشی» به یک مکانیسم انگیزشی برای اصلاح عملکرد باشگاهها است. صلاح؛ نشانه پایان فوتبال عربستان نیست
کارشناسان بر این باورند انتقال محمد صلاح به ترکیه را نباید به عنوان نشانه «پایان پروژه فوتبال عربستان» تفسیر کرد. حتی ممکن است معنای عکس داشته باشد؛ چرا که عربستان همچنان در حال سرمایهگذاری در ورزش است، و برای جام جهانی ۲۰۳۴ آماده میشود، خصوصیسازی باشگاهها را پیش میبرد و نظام مالی فوتبال را اصلاح میکند. بنابراین در این میان، آنچه تغییر کرده، نوع سرمایهگذاری است.
عربستان در مرحله نخست تلاش کرد نشان دهد میتواند ستارههای جهان را بخرد؛ اکنون باید نشان دهد میتواند از ورزش درآمد، اشتغال، برند، گردشگری، سرمایهگذاری و ارزش اقتصادی پایدار ایجاد کند. از این منظر، نرفتن صلاح به عربستان شاید بیش از آنکه داستان «نتوانستن عربستان برای خرید یک ستاره» باشد، نشانه ورود فوتبال سعودی به مرحلهای باشد که در آن هر قرارداد بزرگ باید از منظر اقتصادی نیز توجیهپذیر باشد. این دقیقا همان نقطهای است که پروژه ورزشی عربستان را از یک برنامه پرهزینه جذب ستاره به سمت یک صنعت ورزش در چارچوب Vision 2030 سوق میدهد.
گزارشهای بیشتر را در صفحه ورزشی بخوانید.
































































































































































