اینجا لامرد است؛ شهری که تا به آن سفر نکنید، شاید متوجه نشوید چه آتشی به جان مردم این شهر افتاده است.
در این سفر پای صحبت مجروحان، خانوادههای شهدا و مردم این شهر نشستیم؛ روایتهایی که از دل یک اتفاق تلخ و فراموشنشدنی بیرون میآید.
با هر کدام از زخمیها و خانوادههای شهدا که صحبت میکنیم، یک نکته بیش از همه خودنمایی میکند؛ در میان قربانیان این حمله، نظامیای حضور نداشته و آنچه مردم این شهر تجربه کردند، بارش ترکشهای بمبهای دشمن بر سر غیرنظامیانی بود که هیچ نقشی در جنگ نداشتند.
کودکان، نوجوانان، زنان و مردان لامردی، قربانی ترکشهایی شدند که بر پیکر شهری فرود آمد که مردمش درگیر جنگ نبودند.
اینجا لامرد است؛ شهری که تمام مردم آن بارش ترکشهایی را تجربه کردند که از بمبهایی بر سرشان فرود آمد که به گفته روایتهای مطرحشده درباره این حمله، حدود 18 متر پیش از رسیدن به زمین منفجر شدند.
اینجا لامرد است؛ جایی که کودکان زمانی بازیهای کودکانه داشتند، اما حالا خانوادهها از ترس تکرار حادثه، حتی برای فرستادن فرزندانشان به کلاسهای ورزشی نیز نگران هستند و به دنبال سرپناهی امن برای آنها میگردند.
اینجا لامرد است؛ جایی که اوج بیرحمی آمریکاییها، پس از حادثه مدرسه میناب، در این شهر رخ داد؛ حادثهای که یک روز تاریخ درباره ابعاد آن قضاوت خواهد کرد و خواهد گفت چه اتفاقی بر مردم این شهر گذشت.
در گفتوگو با مردم، مجروحان و خانوادههای شهدا، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآمد، نبود خواستههای شخصی بود. آنها خواستهای فراتر از این ندارند که کسانی که با دشمنی و بیرحمی به این شهر تاختند، پاسخگو باشند و دیگر چنین جنایتهایی در هیچ نقطهای از جهان تکرار نشود.
آنها میخواهند سازمانهای حقوق بشری و سازمان ملل، این موضوع را با نگاه انسانی و بشردوستانه دنبال کنند تا چنین اتفاقاتی دوباره در هیچ کجای دنیا رخ ندهد. …






















































































































































