مارگریت یورسنار، میشل بوتور، پل والری و ژان ژنه؛ چهار ادیبی هستند که اگرچه در فضاهای متفاوتی از ادبیات فرانسه درخشیدهاند، اما همگی در یک نقطه باهم تلاقی دارند: تأثیر عمیق موسیقی بر آفرینش کلام. کتاب «کوارتت فرانسوی» به گردآوری و ترجمه رضا رضایی، به جای تمرکز صرف بر زندگینامه این چهار نویسنده، در راستای ارائه تحلیلی تمام و کمال درخصوص ساختار و سبکشناسی آثارشان میکوشد.
سومین فصل کتاب را استیون وینسپر درباره پل والری، نویسنده، شاعر و فیلسوف فرانسوی نوشته است؛ ادیبی که نشریه ادبی «لاونسانس» سال 1921، او را بر اساس نظرسنجی از سه هزار شاعر و منتقد ادبی، بزرگترین شاعر در قید حیات آن سال خوانده است؛ اظهار نظری که والری در واکنش به آن تأکید کرده بود:«من نه بزرگم و نه شاعر، آنها هم سه هزار نفر نیستند بلکه چهار نفرند توی یک کافه یا جای دیگر.» این اظهار نظر صرفاً بیزاری والری از سیاست ادبی را عیان نمیکند بلکه پارادوکس مهمی را نیز نشان میدهد، اینکه ملکالشعرای فرانسه نهتنها سیاست را قبول ندارد بلکه کار خود را هم شاعرانه نمیداند.
مواجهه او با دو مجموعه شعر، «درام تغزلی» و «الهه جوان سرنوشت» که سبب شهرتش بودهاند نیز جالب است؛ او آنها را سیاهمشقهایی برای تدوین مسائل زبان و عروض میدانست. والری خواهان عبور از ادبیات با تأکید صرف بر انتقال اعتقادات یا عواطف بود، رویکردی که او را رویاروی نهضت سوررئالیستی قرار داد و از سویی، فاصلهاش را با سمبولیستهای قبلی، همچون پل ورلن بیشتر میکرد. …



































































