قیمت طلا امروز




 کمیته مشترک

 سایت جوان آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

۸ ماه در انفرادی بودم که مانند ۸ سال بند عمومی است!

بازجویان کمیته مشترک ضدخرابکاری، الگو‌های شکنجه را از اسرائیل با خود آورده بودند! آنان بس خشن، بی‌پروا و تا سرحد مرگ به ایذای زندانیان می‌پرداختند که در پاره...
 ۸ ماه در انفرادی بودم که مانند ۸ سال بند عمومی است!
جوان آنلاین: خوانش ما از تاریخچه مبارزات آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی به دستگیری سال ۱۳۵۴، انتقال به تهران و زندانی شدن در سلول انفرادی کمیته مشترک ضد خرابکاری رسید. بی‌اغراق یاید گفت آن بزرگ با بیان لطیف و ادبی خویش، از شرایط مرکز شکنجه ساواک، گزارشی دقیق و همه جانبه به دست داده است که می‌تواند جریان روایت درباره این کمیته را غنا و عمق بخشد؛ امید آنکه سیره‌پژوهان آن شهید والا را مفید و مقبول آید. 

تا کسی گرفتار کمیته نمی‌شد، امکان درک شرایط آن را نداشت

سلول‌های کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک (که هم اینک به موزه عبرت ایران تبدیل شده و قابل رؤیت است)، به گونه‌ای طراحی شده بود که زندانی به مجرد حضور در آن احساس رنج و آزار کند! این امر به نیکی در خاطرات رهبر شهید انقلاب اسلامی منعکس شده است. آنجا که او هشت ماه به سر بردن در سلول انفرادی را معادل هشت سال حضور در بند عمومی قلمداد و تلخی‌های این دو را یکسان قلمداد کرده است:

«آن زندان، به نام زندان کمیته معروف و در همان سال یا سال قبل، تأسیس شده بود و از این جهت به این اسم نامیده شده بود که وابسته به یک کمیته سه جانبه مرکب از ساواک پلیس و ژاندارمری بود. پس از آنکه به علت وجود رقابت، مخصوصاً میان ساواک و پلیس بر سر خود شیرینی نزد شاه، ناهماهنگی میان فعالیت‌های این سه نهاد در موضوعات بسیاری آشکار و این کمیته تأسیس شد. در نتیجه، ساواک و پلیس در یک کمیته واحد امنیتی با هم جمع شدند. ژاندارمری هم به آنها افزوده شد، زیرا برخی جنبش‌های انقلابی از شهر فاصله می‌گرفتند و جنگل را مقر خود قرار می‌دادند. ژاندارمری مسئول امنیت بیرون شهر‌ها بود. روز‌های پی در پی را در سلول گذراندم، چنین روز‌هایی بسیار سخت و سنگین است و تا کسی گرفتارش نشده باشد، نمی‌تواند آن را درک کند. یک روز سلول، برابر یک ماه ماندن در بند عمومی است. دست‌کم می‌توان گفت هشت ماهی را که در سلول این زندان گذراندم، برابر گذراندن هشت سال در بند عمومی بوده است! گفتنی است که شهید محمدعلی رجایی، ۲۸ماه را در یکی از سلول‌های این زندان وحشتناک گذرانده بود. درازای سلول، ۴۰/۲ متر و پهنای آن ۶۰/ ۱ متر بود و من در این سلول کوچک، گاهی خودم به تنهایی و گاه با یکی دو، سه زندانی دیگر به سر بردم، یعنی چهار نفر در مساحتی کمتر از چهار متر مربع! کاش مشکل فقط در تنگی جا خلاصه می‌شد که در آن صورت کار آسان بود، اما ارعاب روحی و شکنجه بدنی هم وجود داشت....» 

یک روز بازجویی شدن برابر با سپری کردن یک ماه در سلول انفرادی

بازجویان کمیته مشترک ضدخرابکاری، الگو‌های شکنجه را از اسرائیل با خود آورده بودند. آنان گرگ صفت، بی‌پروا و تا سرحد مرگ، به ایذای زندانیان می‌پرداختند که در پاره‌ای از موارد به مرگ ایشان منتهی می‌شد. این فضا برای شکستن اراده زندانیان و نیز ارعاب آنان که در بیرون از محبس به فعالیت مبارزاتی می‌پرداختند یا حتی انگیزه‌ای برای انجام آن داشتند؛ طراحی و پرداخته شده بود. آیت‌الله خامنه‌ای شمه‌ای از این شرایط را به ترتیب پی آمده توصیف کرده است:

«ناله و فریاد شکنجه شوندگان، روز‌ها گوش‌هایمان را می‌آزرد و در برخی شب‌ها نیز تا صبح ادامه می‌یافت. روش شکنجه آنها هم حساب شده و دقیق بود. در این زندان همه چیز در جهت خردکردن شخصیت فرد بود تا از نظر روحی فرو بریزد؛ حتی در بردن افراد به دستشویی نیز چنین بود. دستشویی‌ها در داخل سالن زندان بود؛ هنوز زندانی وارد دستشویی نشده بود که صدای نگهبان بلند می‌شد: یالا، زودباش، بیا بیرون، زودبیا بیرون و گاهی در دستشویی را هم فشار می‌دادند تا باز و زندانی دستپاچه شود و زودتر بیرون بیاید! نگهبانان زندان، انواع اهانت‌ها را با دست و زبان نسبت به زندانیان اعمال می‌کردند. حرف زدن زندانیان با هم در داخل یک سلول نیز ممنوع بود! بنابراین گفت‌و‌گوها، گاهی با پچ‌پچ و درگوشی یا با اشاره انجام می‌شد. اگر نگهبان صدای پچ‌پچ ما را می‌شنید، با صدایی خشم آلود و نابهنجار سرمان داد می‌زد! غذا، اغلب از نامرغوب‌ترین نوع ممکن بود. اگر اتفاق می‌افتاد که آشپز تکه‌ای گوشت در غذا می‌گذاشت، نگهبانان آن را برای خودشان برمی‌داشتند! نحوه غذادادن به زندانیان نیز با توهین فراوان توأم بود؛ گویی به حیوانات غذا می‌دهند! با آنکه بیشتر زندانیان از علما، اندیشمندان و دانشگاهیان بودند. زندانی جز برای رفتن به دستشویی یا اتاق بازجویی، اجازه خروج از سلول نداشت. گفتم که رفتن به دستشویی فاجعه بود، اما بازجویی، دیگر قابل توصیف نیست. گفتم که یک روز در سلول ماندن، برابر یک ماه ماندن در بند عمومی است. حالا می‌گویم یک روز بازجویی‌شدن، برابر گذراندن یک ماه در سلول انفرادی است! یک بار من را برای بازجویی فراخواندند؛ در سلول سه نفر همراه من بودند. مرا صبح بردند و تا عصر به سلولم برنگشتم. هم سلولی‌هایم گمان کرده بودند که من زیر شکنجه مرده‌ام و خیلی نگران شده بودند. جالب اینکه وقتی پیش آنها برگشتم مرا نشناختند، چون آنها را با محاسن (ریش) بلند ترک کردم و بدون محاسن (ریش) برگشتم. وقتی شروع کردم به حرف زدن، تازه من را شناختند و بعضی‌شان گریه کردند! من یک هم سلولی داشتم به نام احمد احمدی، نواده عالم شهیر شیخ محمدعلی شاه‌آبادی، استاد فلسفه و عرفان امام‌خمینی - که پس از بازگشت از بازجویی قدرت راه رفتن را از دست داده بود و روی با سن خود می‌خزید- آن قدر به شکنجه او ادامه دادند تا در همین زندان به شهادت رسید! وقتی او به سلول بازمی‌گشت، غمی سخت بر ما مسئولی می‌شد و دلمان را به درد می‌آورد، اما او فوراً می‌کوشید تا دردمان را تسکین بخشد و ما را تسلی دهد و در دل‌هایمان اعتماد و آرامش برانگیزد. من صحنه‌های رفتار وحشیانه را به یاد می‌آورم، اما نمی‌توانم عمق فاجعه را تصویر کنم. مسئولان این زندان در مرتبه بالایی از خباثت و پستی قرار داشتند. صدای شکنجه زندانیان تا صبح شنیده می‌شد تا می‌خواست خوابم ببرد با صدای ناله‌ای بیدار می‌شدم و نمی‌دانستم که آیا این صدای واقعی یا نوار ضبط صوت است. در واقع من با قدرت بیانی هم که دارم، هرگز نمی‌توانم آنچه در این زندان بر انسان می‌گذشت را وصف کنم. من در این زندان شاهد چیز‌های زشت و نفرت‌انگیزی بودم که تا به امروز مانند آن را ندیده‌ام....»

دل نگران مادر

با گذری بر خاطرات شهید خامنه‌ای، می‌توان دریافت نقش مادر در تربیت و شکل‌گیری شخصیت وی، بسیار پررنگ بوده است. بانو میردامادی در همه ادوار مبارزات فرزند مجاهدش، حامی او بود و گاه به مأمورانی که برای دستگیری‌اش به منزل حمله‌ور می‌شدند، به عتاب و پرخاش می‌پرداخت. با این همه فرزند در ششمین زندان خود دل نگران مادر است به دلایلی که در ادامه می‌خوانید:

«در این زندان، مشکل بزرگ من مادرم بود. ایشان - همانگونه که گفتم- از شجاعتی فوق العاده و استقامتی تزلزل ناپذیر برخوردار بود، اما کمی پیش از این بازداشت به من مطلبی گفت که نشان می‌داد به علت تحمل مصائب بسیار فرزند خود، کاسه صبرش لبریز شده است! یک روز که در خانه‌شان بودم، به من گفت اگر بار دیگر زندانی شوی، من خواهم مُرد! در آن روز کوشیدم تا به ایشان اطمینان خاطر بدهم و بگویم مادرم، چرا باید دوباره زندانی شوم؟ مگر چه کرده‌ام؟ وانگهی اگر این امر مقدر باشد، چرا باید چنین احساسی داشته باشید؟ چرا چنین سخنی می‌گویید که من هرگز قبلاً از شما نشنیده‌ام؟ اما دیدم که در کلام خود جدی است! از وقتی که بازداشت شدم، سخنان مادر در گوشم طنین می‌انداخت و دلم را نگران می‌ساخت. به مدت شش ماه، در این وضع ماندم و نمی‌دانستم بر سر مادرم چه آمده است! پس از شش ماه به من اجازه دادند که تنها یک تماس تلفنی داشته باشم. ترجیح دادم به منزل پدرم تلفن کنم. پدرم گوشی را برداشت. نخستین سؤالی که از او کردم، این بود حال مادرم چطور است؟ پاسخ داد خوب است. اطمینان نیافتم. پرسیدم کجا رفته؟ گفت به جلسه روضه‌ای در خانه فلانی رفته است. مجلس روضه‌ای را که مادرم مقید به شرکت در آن بود، به یاد آوردم و خیالم راحت شد و دلم آرام گرفت. بعد راجع به همسر و فرزندان پرس‌و‌جو کردم....»

ارتباط با شهید محمدعلی رجایی از طریق مورس

در کمیته مشترک ضد خرابکاری، ارتباط و حتی گفت و گوی زندانیان با یکدیگر ممنوع بود. هم از این روی مراودات به شکل مخفی صورت می‌گرفت و برای این کار نیز شیوه‌هایی گوناگون ابداع شده بود. یکی از این راه‌ها، مورس زدن از طریق کوبیدن انگشت به دیوار بود. از تعداد انگشت زدن به دیوار، حروف، کلمات و عبارات منتقل می‌شدند. راوی شهید در باب آموختن زبان مورس و ارتباط با دیگر زندانیان از جمله شهید محمدعلی رجایی از این طریق، خاطرنشان ساخته است:

«طبیعت انسان چنین است که علیه اوضاعی که دوست ندارد و موافق طبعش نیست، عصیان ورزد. اگر تصمیم به عصیان گرفت، راه‌های ابتکار و خلاقیت در برابرش گشوده می‌شود. در این زندان، افکار زندانیان در جهت عبور از دو مانع بود؛ نخست، مانع نگهبانان که اغلب‌شان بی‌سواد و مزدور بودند و بیشتر ساده و ساده لوح و دوم مانع مأموران امنیتی. زندانیان معمولاً برای غلبه بر مانع نخست، نقشه می‌کشیدند و بیشتر هم در این کار توفیق می‌یافتند. در این زمینه مسائلی به یاد دارم که بیانش خالی از لطف نیست. حرف زدن در داخل یک سلول - چنان که گفتم - ممنوع بود، چه رسد به حرف زدن با زندانیان سایر سلول‌ها. این کاری خطرناک بود، چون از نظر مأموران، اوضاع بازجویی و کسب اطلاعات را به هم می‌ریخت؛ به ویژه اگر بازداشتی‌ها متهمان یک پرونده بودند. با این همه حساسیت، مورس ابزاری برای گفت و شنود میان زندانیان بود. میان من و سلول شهید رجایی، یک سلول فاصله بود. من با سلول مجاور به وسیله مورس حرف می‌زدم. پیام به سلول رجایی می‌رفت و پاسخ آن برمی‌گشت. زبان مورس را در این زندان آموختم. داستان از اینجا شروع شد که دیدم از سلول همسایه‌ام ضرباتی به دیوار می‌خورد و من معنای آن را نمی‌فهمیدم. فهمیدم که او از این ضربات، مقصودی دارد. یک روز داشتم دیوار‌های سلول را با دقت نگاه می‌کردم. این هم کاری است که معمولاً زندانیان می‌کنند تا خود را با چیز تازه‌ای سرگرم کنند. از جمله چیز‌هایی که بر دیوار خواندم، یادگار‌ها و شوخی‌ها و لطیفه‌های زندانیان بود. همین طور که به دیواری در کنار در سلول - که به زحمت نور به آن می‌رسید - خیره شده بودم، جدولی از حروف و علامات رمزی به چشمم خورد. کم‌کم با زبان جدول آشنا شدم و دیدم اینها رمز‌های مورس است؛ بنابراین شروع به آموختن مورس کردم و رفته رفته مفهوم ضربات همسایه را که بر دیوار می‌زد، دریافتم. سپس یک‌بار هم کوشیدم، حتی با کندی هم که شده، پاسخش را بدهم. همسایه پاسخم را فهمید و خیلی خوشحال شد. گفت‌وگوی متقابل، میان من و او آغاز شد. او با سرعت و مهارت با من حرف می‌زد و من با درنگ و کندی پاسخ می‌دادم. او می‌کوشید به من کمک کند. همین که یکی دو حرف کلمه‌ای را می‌شنید، اشاره می‌کرد که کلمه را فهمیده و به بقیه حروف نیازی نیست. به تدریج در زمینه گفت‌و‌شنود با مورس ماهرتر شدم تا جایی که وقتی مورس می‌زدم، کسی که با من در سلول بود، متوجه نمی‌شد که من چه کاری می‌کنم. به دیوار تکیه می‌دادم، سرم را به آن می‌چسباندم، دستم را کنار سر می‌گذاشتم و سپس با انگشت به دیوار می‌کوبیدم و در عین حال به حالتی عادی با هم سلولی خودم نیز حرف می‌زدم؛ بدون آنکه متوجه شود من با همسایه زندانی خود نیز گفت‌وگوی مورسی دارم. او هیچ حرکت غیرعادی از طرف من مشاهده نمی‌کرد، جز اینکه احساس می‌کرد قدری تمرکز حواس ندارم و این هم چیزی است که البته در مورد هر فرد زندانی به چشم می‌خورد. مواردی هم اتفاق افتاده بود، در حالی که من با سایر زندانیان خوابیده بودم با انگشت‌های پا به دیوار می‌زدم. البته در چنین حالتی که گوش از دیوار دور است، شنیدن دشوار می‌شود....»

دوست باهوش و چابک من در زندان

زندان با وجود تلخی‌های خویش، محمل دوستی‌ها و خاطرات شیرین نیز است. جمله آنان که مدتی در حبس رژیم گذشته به سربرده‌اند، رفاقت‌ها و نیز طنز‌های فراوانی اندوخته‌اند و طبعاً در خاطرات خویش آن را منعکس ساخته‌اند. قهرمان داستان ما نیز در زندان‌های شش گانه خویش، دوستان فراوانی یافت و از آنها خاطرات تلخ و شیرین فراوانی را به خاطر سپرد. در زمره آنها، دوستی با جوانی دانشجو بود که در سلول همجوار وی به سرمی برد. قائد شهید سال‌ها بعد و در مقام بیان یادبود‌های خویش از کمیته مشترک ضدخرابکاری، به شمه‌ای از خصال وی اشارت برده است:

«گفت‌و‌گو با همسایه، پیرامون همه چیز دور می‌زد. درباره مسائل مختلف از هم سؤال می‌کردیم؛ آیا شما را امروز برای بازجویی بردند؟ امروز چه کردی؟ در خواب چه دیدی؟ راجع به همسایه‌ام، دریافتم او دانشجوی دانشگاه است، ولی بیش از این درباره او اطلاع نیافتم. وی حتی نام واقعی خود را نیز از من پوشیده نگه داشت. این هم امری طبیعی است، زیرا کتمان یکی از ضروریات برای زندانی سیاسی است. این جوان، فوق‌العاده خوش مشرب، زنده‌دل، عجیب زرنگ و باهوش بود. به اشکال گوناگون، داوطلب شستن دستشویی‌های زندان می‌شد. البته زندانیان برای این کار از هم سبقت می‌گرفتند تا برای دقایقی هم که شده از سلول بیرون بیایند. بعد او با استفاده از فرصت بیرون آمدن، کار‌هایی می‌کرد که حاکی از فرزی، چالاکی و ظرافت کار او بود. یک بار با زیرکی، نگهبان را به جایی دور از سلول‌ها فرستاد و با چابکی و سرعت به سمت سلول من آمد و پوشش دریچه کوچکی را که روی در سلول بود، بالا زد. مرا صدا کرد و بوسه‌ای بر صورت من زد و بدون آنکه کسی متوجه او شود، به محل کار خودش در دستشویی‌ها بازگشت! یک بار دیگر هنگامی که مشغول نظافت بود، دید مقداری کره و مربا روی یک قالب یخ در داخل ظرف بزرگ آب در راهروی زندان گذاشته‌اند. البته ظرف آب سرپوشیده بود، اما او یک لحظه سر ظرف را باز کرد و دید که در آن چیست و فهمید که این کره و مربا از چیز‌هایی است که نگهبان کشیک از صبحانه زندانیان دزدیده است. چون غذای شام آن روز بد بود و نگهبان از آن خوشش نمی‌آمد، لذا پیش‌بینی خود را کرده بود و اینها را که دزدیده بود، روی یک قالب یخ گذاشته بود، تا موقع شام بخورد. حالا دل رفیق من به هوس این غذای دزدی افتاده بود؛ به ویژه که آن روز، روزه هم بود. با چابکی فوق‌العاده‌ای در ظرف را باز کرد و خوردنی‌های داخل آن را برداشت و به سلول رفت؛ با مورس هم به من خبر داد که چه کرده است. به او گفتم آن را در افطار نوش جان کن. شب که شد، نگهبان با اشتهای فراوان به سراغ ظرف آب آمد تا آنچه را در آن گذاشته بود، بردارد، اما وقتی دید محتویات آن به سرقت رفته، دیوانه شد! باور نمی‌کرد که زندانی بتواند چنین کاری بکند. از دیگر نگهبانان پرسید و وقتی یقین کرد که این کار زندانیان است، تصمیم گرفت با سایر نگهبانان سلول‌ها را تفتیش کند. رفیق ما بخشی از این غذا را خورده بود و قدری از آن باقی مانده بود. با ترس و دستپاچگی با من تماس گرفت و پرسید، در حالی که خودش به تنهایی در سلول است با بقیه خوردنی چه کند؟ گفتم هر قدر از آن را می‌توانی بخور و باقی را زیر فرش بگذار و آثار جرم را از بین ببر! سلول‌ها بازرسی شد، سلول همسایه من هم بازرسی شد، اما چیزی نیافتند و قضیه به خیر گذشت تا به عنوان نشانه‌ای از عصیان انسان زندانی علیه واقعیت موجود در دفتر خاطرات این زندان باقی بماند....»

کلام آخر

آنچه از نظر گذراندید، نمونه‌هایی از رنج‌ها، چالش‌ها، دل نگرانی‌ها و در عین حال آموخته‌های امام شهید در کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک را در خویش دارد. این یادمان‌ها نشان می‌دهد آن بزرگ، چگونه با تجربه تمامی موانع مبارزه با رژیم طاغوت، رفته‌رفته به جهادگری کارآزموده و سیاستمداری توانمند بدل شد و توانست در ادامه و طی مراحل گوناگون، در هدایت امواج انقلاب اسلامی در خراسان و تهران و سپس به عنوان مسئول در جایگاه‌های گوناگون نظام برآمده از این حرکت عظیم، به ایفای نقش بپردازد و سرانجام طی ۳۷ سال در عالی‌ترین جایگاه آن، نقش یک هدایتگر حکیم را برعهده گیرد.







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026
ابراهیم گلستان؛ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد
روزنامه آرمان امروز

ابراهیم گلستان؛ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد

آرمان امروز : سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی)، از ماندگارترین و در عین حال صریح‌ترین چهره‌های جریان‌ساز ادبیات و سینمای معاصر ایران است. مردی که در ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ در غربت چشم از جهان فرو بست. او با نثری آهنگین و ساختاریافته در داستان‌نویسی و نگاهی پیشگام در سینمای مستند و داستانی، الگویی نوین از [ ]
سایت اطلاعات آنلاین

وفور «کاهو» در مزرعه ترجمه؛ برگردان‌های موازی چه بر سر صنعت نشر می‌آورد؟

دیدن اسطوره‌های شاهنامه، جیب‌ پر می‌خواهد
روزنامه هفت صبح

دیدن اسطوره‌های شاهنامه، جیب‌ پر می‌خواهد

سه پروژه بزرگ شاهنامه‌ای، شهریور روی صحنه می‌روند، اما قیمت بلیت‌ها دسترسی بسیاری از مخاطبان را دشوار می‌کند
سایت فرارو

مرگ تدریجی میراث مرند؛ چرا «پیر خاموش» در چشم مسئولان نابود می‌شود؟

وزارت ارشاد مرجع صدور مجوز تلویزیون‌ اینترنتی است؟
سایت فرارو

وزارت ارشاد مرجع صدور مجوز تلویزیون‌ اینترنتی است؟

«انتشار ویدئو» با «صوت و تصویر فراگیر» یکی است؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند مشخص کند رسانه‌هایی مانند «آزاد» باید از وزارت ارشاد مجوز بگیرند یا ساترا.
چرا درجام توقیف شد؟ | نون بیار کباب ببر با نامحرم یا بهانه برای حذف برنامه‌های پرمخاطب؟
سایت رویداد‌ ۲۴

چرا درجام توقیف شد؟ | نون بیار کباب ببر با نامحرم یا بهانه برای حذف برنامه‌های پرمخاطب؟

خبر ساده، کوتاه و البته تکراری بود؛ برنامه درجام به خاطر بازی نون بیار کباب ببر السا فیروز آذر با مهیار حسن مجری توقیف شد. اما این برنامه تنها یک جنجال نداشت.
سایت رویداد‌ ۲۴

تغییر ویترین اکران با رضا عطاران، امیر جدیدی و لیلا حاتمی

پلتفرم‌های تصویری؛ مرز صلاحیت ارشاد و ساترا کجاست؟
سایت عصرایران

پلتفرم‌های تصویری؛ مرز صلاحیت ارشاد و ساترا کجاست؟

اختلاف میان ارشاد و ساترا در واقع اختلاف بر سر طبقه‌بندی حقوقی فعالیت رسانه‌ای است. معیار تعیین مرجع صالح، نام تجاری پلتفرم یا ابزار تولید محتوا نیست؛ باید د...
وام ۸۰۰ میلیاردی! آیا مسئله نشر واقعاً کمبود نقدینگی است؟
خبرگزاری مهر

وام ۸۰۰ میلیاردی! آیا مسئله نشر واقعاً کمبود نقدینگی است؟

مدیر انتشارات نشان معتقد است تزریق ۸۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به ناشران و کتابفروشان، بدون تحریک تقاضا و افزایش قدرت خرید مخاطب، نمی‌تواند مشکل اصلی بازار نشر را حل کند.
کتاب‌های پیشنهادی فیتزجرالد برای مطالعه
خبرگزاری ایسنا

کتاب‌های پیشنهادی فیتزجرالد برای مطالعه

اف. اسکات فیتزجرالد، خالق رمان «گتسبی بزرگ» که حتی در متون درسی دبیرستان‌های غرب تدریس می‌شود، در قفسه کتاب‌های خود کتاب‌هایی داشت که نوشته او نبودند. این نویسنده در یکی از دشوارترین تابستان‌های زندگی‌اش، فهرستی از کتاب‌های پیشنهادی که به عقیده او «مطالعه‌شان ضروری» را برای پرستار خود نوشت.
وقتی علی حاتمی، شجریان و علیزاده شاهکار ساختند + صدا
خبرگزاری ایسنا

وقتی علی حاتمی، شجریان و علیزاده شاهکار ساختند + صدا

حسین علیزاده همان هنرمندی است که بسیاری نه صرفا به واسطه نبوغش در موسیقی، بلکه برای شخصیتش او را می‌ستایند. علیزاده همان هنرمند جسوری است که وقتی کلامی نیاز به بیان داشته باشد و کمتر کسی حاضر به عنوان آن است، حتما آن را بیان می‌کند و بارها شده که درد دل هنرمندان موسیقی را با صدایی رسا و جسورانه به گوش …
ابوعلی سینا؛ پزشکی که از مرز درمان گذشت و به «نظام‌سازی در علم» رسید
خبرگزاری ایسنا

ابوعلی سینا؛ پزشکی که از مرز درمان گذشت و به «نظام‌سازی در علم» رسید

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به شیخ‌الرئیس، تنها یکی از مشهورترین پزشکان تاریخ نیست؛ او از چهره‌هایی است که دانش پزشکی، فلسفه، منطق و علوم طبیعی را در یک دستگاه فکری منسجم به هم پیوند داد و اثری بر جای گذاشت که نفوذ آن از جهان اسلام فراتر رفت و قرن‌ها در دانشگاه‌های اروپا نیز حضور داشت.
حسین علیزاده؛ هنرمندی که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست
خبرگزاری ایرنا

حسین علیزاده؛ هنرمندی که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست

تهران- ایرنا- حسین علیزاده از برجسته‌ترین آهنگسازان و نوازندگان تار است که نقشی اساسی در شکل‌گیری جریان‌های نوگرای موسیقی دستگاهی داشته است و با وفاداری به ردیف و سنت‌های موسیقی، زبان آهنگسازی شخصی و خلاقی پدید آورد که هیچ نشانی جز ایران لایق او نیست.
بی‌قراری برای ایران
سایت روزنامه سازندگی

بی‌قراری برای ایران

آهنگ سرگذشت کتابی در پاس‌داشت فهیمه اکبر است
شاهنامه رایگان
سایت روزنامه سازندگی

شاهنامه رایگان

مصطفی جیحونی تصحیح‌اش از شاهنامه را در فضای مجازی به اشتراک گذاشت
۷۵ سالگی استاد
سایت روزنامه سازندگی

۷۵ سالگی استاد

تولد حسین علیزاده؛ مردی که سکوتش هم موسیقی است
درباره تئاتر پنج‌میلیونی/ وقتی فرهنگ به کالای لوکس تبدیل می‌شود
سایت عصرایران

درباره تئاتر پنج‌میلیونی/ وقتی فرهنگ به کالای لوکس تبدیل می‌شود

از منظر جامعه‌شناسی، این اتفاق را باید در امتداد روندی بزرگ‌تر دید. کالایی‌شدن روزافزون سبک زندگی. وقتی سفر، آموزش، ورزش، سلامت، سرگرمی و حتی اوقات فراغت بیش...
         
وقتی مرزها آرام‌آرام جابه‌جا می‌شوند؛ نمایش خانگی چقدر به تعهداتش پایبند است؟
سایت تابناک

وقتی مرزها آرام‌آرام جابه‌جا می‌شوند؛ نمایش خانگی چقدر به تعهداتش پایبند است؟

توقیف برنامه «درجام» را نمی‌توان صرفاً در حد توقف یک برنامه یا حذف قسمت پایانی یک محصول نمایش خانگی دید. فارغ از اینکه مبنای دقیق قضایی این تصمیم چه بوده و ک...
بومی‌سازی به سبک نتفلیکس
سایت فرارو

بومی‌سازی به سبک نتفلیکس

نتفلیکس نیز هرچند بعدها به سمت تولید انبوه حرکت کرد، اما موفقیت خود را مدیون تغییر یک پارادایم بود؛ اینکه پلتفرم، دیگر صرفا واسطه توزیع نیست، بلکه خود به استودیوی بزرگ تولید محتوا تبدیل می‌شود.
[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ
سایت اطلاعات آنلاین

[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ

وقتی از میراث فرهنگی سخن می‌گوییم، نخستین چیزهایی که معمولاً به ذهن می‌آید بناهای تاریخی، محوطه‌های باستانی، اشیای موزه‌ای و آثار هنری است؛ چیزهایی ملموس که می‌توان آن‌ها را دید و برای حفاظت‌شان قوانین و نهادهایی در نظر گرفت...
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

ماجرای زنی که ازدواج می کند اما در برقراری رابطه... | داستان فیلم ایرانی

روز پزشک؛ میراث ماندگار ابن‌سینا و نقش جاودانه امین تارخ در سریال «بوعلی سینا»
سایت عصرایران

روز پزشک؛ میراث ماندگار ابن‌سینا و نقش جاودانه امین تارخ در سریال «بوعلی سینا»

امین تارخ با ایفای نقش ابوعلی سینا، یکی از ماندگارترین بازی‌های تاریخ تلویزیون ایران را خلق کرد. «بوعلی سینا» یکی از تجربه‌های مهم و اولیه تارخ بود و او در ا...
چرا سریال ضعیف «بدنام» این همه بیننده دارد؟
روزنامه شرق

چرا سریال ضعیف «بدنام» این همه بیننده دارد؟

سریال «بدنام» را می‌توان یکی از ضعیف‌ترین تولیدات اخیر نمایش خانگی به شمار آورد؛ اثری که با وجود برخورداری از نام‌های شناخته‌شده و فرمولی امتحان ‌پس‌داده برای جذب مخاطب، در فیلم‌نامه، شخصیت‌پردازی و اجرا با ضعف‌های آشکاری روبه‌رو است. به گزارش خبرآنلاین روزنامه قدس نوشت: ابزار کامل برای اصلاح …
۱۳ واقعیت دربارۀ «فرانتس کافکا»؛ مردی که رمان «مسخ» را نوشت
سایت عصرایران

۱۳ واقعیت دربارۀ «فرانتس کافکا»؛ مردی که رمان «مسخ» را نوشت

این واقعیت‌های کمتر شنیده‌شده، تصویری کامل‌تر از مردی ارائه می‌دهند که نام خانوادگی‌اش به یک صفت جهانی تبدیل شد: «کافکایی»؛ یعنی عجیب، کابوس‌وار، پیچیده و گر...
نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم
خبرگزاری مهر

نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم

تعداد نوارهای دامن زنان گیلانی فقط جنبه زیبایی نداشته؛ این جزئیات می‌توانست سن، وضعیت تأهل و جایگاه اجتماعی زنان را نشان دهد و پوششی رنگارنگ را به زبانی برای بیان هویت تبدیل کند.
سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند
خبرگزاری مهر

سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند

نیل، پترا، بغداد... منطقه خاورمیانه برخی از مهم‌ترین محیط‌ها را برای شکل‌گیری آثار ملکه جنایت فراهم کرد. قتل‌ها شاید تخیلی بودند، اما سفرهای او واقعی بودند.
آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟
خبرگزاری ایسنا

آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟

رمان «سکوت خود را به تو تقدیم می‌کنم» (I Give You My Silence) آخرین نوشته ماریو وارگاس یوسا - برنده جایزه نوبل ادبی - در سال ۲۰۲۳ به زبان اسپانیایی منتشر شد. نویسنده‌اش به‌درستی پیش‌بینی کرده بود که این آخرین رمان او خواهد بود، زیرا سال گذشته در ۸۹ سالگی درگذشت.
خبرگزاری ایرنا

فیلم| گذری بر کاروانسرای شاه عباسی یزد

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟
خبرگزاری ایرنا

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟

روایتِ رسانه‌ای از وضعیت قیمت بلیت تئاتر، این روزها اغلب با تمرکز بر بالاترین نرخ‌هایِ یک سالنِ خاص، تصویرِ یک فضایِ غیرقابلِ دسترسی را به جامعه مخابره می‌کند. اما با نگاه به تنوعِ بیش از ۹۰ اجرایِ هم‌زمان در پایتخت و تفاوتِ ساختاریِ سالن‌های دولتی و خصوصی، مشخص می‌شود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نه …
ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد
سایت خبرآنلاین

ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد

سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی)، از ماندگارترین و در عین حال صریح‌ترین چهره‌های جریان‌ساز ادبیات و سینمای معاصر ایران است. مردی که با نثری آهنگین و ساختاریافته در داستان‌نویسی و نگاهی پیشگام در سینمای مستند و داستانی، الگویی نوین از هنرمندی مستقل، منضبط و بی‌محابا را رقم زد.
سایت عصرایران

«استخر» دومین فیلم ۱۰۰ میلیاردی سال 405 شد

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌
روزنامه هفت صبح

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌

طراحی شخصیت‌ها، لباس‌ها و فضاسازی فیلم بیش از حد به نمونه‌های خارجی نزدیک شده و جهان اثر را کم‌رنگ کرده است
سایت فرارو

علیرضا قربانی درباره ایرج چه گفت؟

سایت عصرایران

توقیف برنامه درجام در نماوا؛ واکنش سجاد شاه‌حاتمی به توقف پخش

سایت عصرایران

روزی که رشت برای مسیح گیلان گریست؛ آرسن میناسیان (+صدا)

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد
خبرگزاری جام جم

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد

در سال‌های اخیر زیست‌بوم سینمای ایران شاهد پدیده‌ای بوده که از آن با عنوان «سینمای زیرزمینی» یاد می‌شود؛ آثاری که به دلایل مختلف امکان نمایش رسمی پیدا نکرده‌...
سایت رویداد‌ ۲۴

تصادف شدید علیرضا افتخاری + عکس

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد
سایت رویداد‌ ۲۴

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد

تاریخ نشان داده است که انسان گاهی نه از سر نفرت، بلکه برای فرار از پوچی، به دنبال رخدادهایی می‌رود که زندگی را دوباره معنادار جلوه دهد.
وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر
روزنامه هفت صبح

وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر

تعطیلی کتاب‌فروشی‌های دنیای کتاب، شعبه جماران چشمه، پاپیروس و سیبوک، زنگ خطر جدی برای اقتصاد نشر و آینده فضاهای فرهنگی شهرهاست
وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی
خبرگزاری برنا

وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی

برنا- گروه فرهنگ و هنر: کنسرت‌نمایش «آرش» هنوز روی صحنه نرفته، اما قیمت بلیت‌هایش دوباره یک پرسش قدیمی را زنده کرده است؛ تئاتر امروز برای مردم اجرا می‌شود یا...
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ زوال یک یادگار؛ مسجد حاج رجبعلی در آستانه فروپاشی

سایت تابناک

تصاویر دیده‌نشده از حسن جوهرچی

موسیقی با صندلی یا بی ‌صندلی
سایت روزنامه سازندگی

موسیقی با صندلی یا بی ‌صندلی

کنسرت‌های ایستاده و تغییر ذائقه مخاطب
«وطن‌دوستی» با بلیت ۵ میلیونی/ سهم تماشاگر عادی از تئاتر لاکچری چیست؟
خبرگزاری مهر

«وطن‌دوستی» با بلیت ۵ میلیونی/ سهم تماشاگر عادی از تئاتر لاکچری چیست؟

در شرایط سخت اقتصادی این روزها قیمت بلیت نزدیک به ۵ میلیون تومانی یک اثر نمایشی، عملا تماشای تئاتر را برای بسیاری از مخاطبان بالقوه به یک انتخاب لوکس تبدیل کرده است.
خبرگزاری ایرنا

چهارمین جایزه خالقی افتتاح شد/ اهدای نشان به حسین علیزاده

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

۵ میلیون تومان بلیت تئاتر نوید محمدزاده و طناز طباطبایی! | ببینید

روایتی از یک میراث معنویِ خراسان شمالی؛ به رنگِ مس
خبرگزاری ایسنا

روایتی از یک میراث معنویِ خراسان شمالی؛ به رنگِ مس

مس‌گری ازجمله صنایع‌دستی و هنرهای سنتی مردم خراسان شمالی از گذشته بوده که اکنون نیز افرادی در این حرفه مشغول به فعالیت هستند، فنون و مهارت‌های مس‌گری و سفیدکاری آن به شماره ۱۶۸۴ در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است.
خبرگزاری ایرنا

برای «فارس» حساسیم؛ برای «فارسی» چطور؟

سایت سلام سینما

لو رفتن عجیب فیلم تازه جیسون استاتهام؛ آمازون Mutiny را به اشتباه زودتر از موعد منتشر کرد

چرا ون‌ گوگ آثارش را فقط با نام «ونسان» امضا می‌کرد؟
سایت فرارو

چرا ون‌ گوگ آثارش را فقط با نام «ونسان» امضا می‌کرد؟

ونسان ون‌گوگ برخلاف بسیاری از نقاشان هم‌دوره‌، تنها نام کوچک خود، «ونسان»، را روی برخی از آثارش می‌نوشت و جالب‌تر اینکه تنها بخش کوچکی از نقاشی‌هایش را امضا کرده است!
         
وقتی ‌ننه نمکی‌ عامل حریق سینما رکس را لو داد
روزنامه هفت صبح

وقتی ‌ننه نمکی‌ عامل حریق سینما رکس را لو داد

‌حسین تکبعلی‌زاده؛ از مکانیکی تا دزدی و خرده‌فروشی مواد
هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود
روزنامه هفت صبح

هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود

‌براین اصل ایده قابل دفاع است. اما درعین حال جای نگرانی هم وجود دارد. چون ناگهان قرار است «نظام آموزش‌های فرهنگی و هنری» با انبوهی از استاندارد، گواهینامه، رتبه‌بندی، سامانه، چارت سازمانی و ارزیابی شکل بگیرد و بعد نام این مجموعه «تحول آموزش هنر» گذاشته شود
کاربافی اردکان میراثی در  تار و پودِ زندگی
روزنامه اعتماد

کاربافی اردکان میراثی در تار و پودِ زندگی

بیست ویکم مرداد ماه، روز حمایت از صنایع کوچک، می تواند فرصتی برای بازاندیشی در معنای کوچک در نظام تولید فرهنگی و اقتصادی ایران باشد. آنچه در مقیاس اقتصادی کوچک به نظر می رسد، لزوما در مقیاس فرهنگی و تاریخی کم اهمیت نیست. بسیاری از مهارت ها و فنون دستی که طی نسل ها در شهرها و روستاهای ایران شکل گرفته …
    
سالروز درگذشت یکی از یاغی‌ترین چهره‌های فرهنگ معاصر ایران
روزنامه هفت صبح

سالروز درگذشت یکی از یاغی‌ترین چهره‌های فرهنگ معاصر ایران

او اهل نوازش نام‌های بزرگ نبود. بسیاری از چهره‌های تثبیت‌شده فرهنگ ایران را با همان زبان تند خودش نقد می‌کرد‌
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

خبر جدید از جراحی مهران مدیری! | بازی با عطاران متوقف شد

مشت خاکی که تمام وطن بود
روزنامه اعتماد

مشت خاکی که تمام وطن بود

یک غریبه، دور از خانه، تنها یک خواسته دارد؛ چیزی کوچک به اندازه یک مشت خاک، اما به وسعت تمام خاطرات. همین تصویر کوتاه در یکی از شعرهای مهدی سهیلی، جهان شاعرانه او را آشکار می کند؛ جهانی که در آن وطن از دل دلتنگی انسان پدیدار می شود و یک ذره خاک، ارزش تمام یک سرزمین را پیدا می کند. برای شاعری چون سهیلی، …
    
جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
سایت ایران آنلاین

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

آموزش به عنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب می شود و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد.
نقدی بر یک جرم انگاری هنری
روزنامه آرمان امروز

نقدی بر یک جرم انگاری هنری

آرمان امروز سعید دلفانی : هنر مصون از قانون نیست و اگر نفوذ سازمان‌یافته و تمام عناصر جرم اثبات شود، برخورد کیفری ضروری است.امنیت را نباید با ابهام کیفری تأمین کرد. اگر هدف ماده ۱۴ مقابله با نفوذ است، باید عناصر مادی و روانی آن دقیق تعریف شود. ماده ۱۴ «طرح مقابله با [ ]
وقتی کوری به دیدن می‌رسد
روزنامه شرق

وقتی کوری به دیدن می‌رسد

سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوان‌زاده که هر جمعه از فیلم‌نت پخش می‌شود، از آن دست مجموعه‌هایی است که عنوانش را می‌توان فراتر از یک نام، به‌مثابه کلیدواژه‌ای برای خواندن جهان داستان در نظر گرفت. کوری در اینجا فقط به معنای ازدست‌دادن بینایی نیست؛ می‌تواند استعاره‌ای از ندیدن، نخواستن دیدن و حتی عادت‌کردن …
    
نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم
روزنامه شرق

نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم

«دایی وانیا» برای حسن معجونی فقط بازخوانی و اجرای یکی از شناخته‌شده‌ترین متن‌های چخوف نیست؛ مواجهه‌ای دوباره با آدم‌هایی است که در میانه ملال، ناکامی، عشق‌های نافرجام و رؤیاهای ازدست‌رفته، همچنان به زندگی چنگ می‌زنند. معجونی که سال‌هاست نامش با تئاتر و تجربه‌های متفاوت اجرائی گره خورده، این‌ بار به سراغ …