این گفتوگو را «والتر آیزاکسون»، نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی انجام داده است.
فوکویاما که نظریهاش درباره پیروزی نهایی دموکراسی لیبرال بر کمونیسم شوروی برای سالها به یکی از پرمناقشهترین ایدههای علوم سیاسی معاصر تبدیل شد، در این گفتوگو تصریح کرد که بخش مهمی از کتاب اصلی او، که دقیقاً درباره چگونگی فروپاشی احتمالی دموکراسی از درون بود، هرگز خوانده نشده است و همین مسئله را یکی از دلایل نوشتن کتاب تازه خود معرفی کرد.
سوءتفاهم درباره «پایان تاریخ»
فوکویاما در پاسخ به این پرسش که چه سوءتفاهمهایی درباره اثر ۱۹۹۲ او شکل گرفته، گفت: برخی افراد فقط تیتر را خواندند و تصور کردند منظور من این است که رویدادها از رخ دادن بازمیایستند، که بدیهی است اصلاً اینطور نبود. تفسیر کمی بهتر این بود که من درباره گسترش دموکراسی در همهجا، یک «سادهلوح پیروزمند» بودم. بیشتر مردم پنج فصل پایانی درباره آخرین انسان را نخواندند؛ فصولی که درباره این بود که چگونه دموکراسی میتواند در آینده فرو بپاشد؛ آن هم به دلیل برخی از فشارهای ذاتی درون یک نظم لیبرال.
او درباره دلایل موج گسترش دموکراسی پس از جنگ سرد نیز گفت: دلایل زیادی وجود دارد. فکر میکنم بخشی از آن به مشکلات درون نظامهای خودکامه مربوط میشد. چین تازه از انقلاب فرهنگی عبور کرده بود، داشت بهسرعت آزادسازی میکرد و سیستم قدیمی آنجا به نظر نمیرسید کارایی داشته باشد. بعد هم گورباچف سیاستهای پرسترویکا و گلاسنوست را در اتحاد جماهیر شوروی سابق آزاد کرد. هر دوی این قدرتها پیشگام سیستمهای جایگزین کمونیستی بودند و به نظر میرسید هر دو در دردسر بزرگی افتادهاند. …


































































































































































