آمارهای رسمی، آسیبپذیری بیشتر دهکهای پایین درآمدی را نشان میدهند؛ ثبت تورم نقطهبهنقطه ۸۹ درصدی کلی و ۱۲۷.۵ درصدی برای گروه خوراکیها در مردادماه، بار سنگینتری بر دوش اقشار کمدرآمد گذاشته است. در مرداد، نرخ تورم سالانه دهک دوم درآمدی به ۷۸.۳ درصد رسیده، در حالی که این شاخص برای دهک دهم ۶۷.۶ درصد گزارش میشود. این ناهمگونی، نابرابری در توزیع فشار اقتصادی را به روشنی اثبات میکند. بار اصلی گرانیها بر دوش طبقهی کارگر افتاده است.
در کنار تورم، نوسان و جهش نرخ ارز در بازار آزاد (خرید و فروش در محدوده ۲۳۵ هزار تومان) انتظارات تورمی را تشدید کرده و هزینههای خانوار را بالا برده است. از سوی دیگر، فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی برای کارگران عمیقتر از همیشه شده است. در حال حاضر، حداقل دریافتی ماهانه کارگران با تمامی مزایا به ۲۵ میلیون تومان هم نمیرسد، در حالی که محاسبات مستقل، هزینه ماهانه یک خانواده کارگری را حدود ۹۰ میلیون تومان و خط فقر را بالای ۷۰ میلیون تومان برآورد میکنند. این نابرابری شدید، خانوادههای کارگری را به حذف مداوم کالاهای حیاتی از سبد مصرفی خانوار مجبور کرده است.
علیرضا خرمی، فعال کارگری در انتقاد به اقدامات مسئولین برای مهار تورم گفت: تورم نابود کننده و افسار گسیخته تا کجا قرار است پیش برود؛ چه اتفاقی باید بیفتد تا اقدامی انجام شود؟ باید پرسید، اصلا میشود جلو سونامی تورم را گرفت و اگر میشود چه کسی باید این کار را بکند؟ مسئول اصلی کیست؟
وی در ادامه، وضعیت کنونی را حاصل ناتوانی مطلق دستمزد در پوشش هزینههای حداقل زندگی دانست و تشریح کرد: امروز مسئله کارگران فقط پایین بودن حقوق نیست؛ دستمزد دریافتی توان پوشش یک زندگی حداقلی را هم ندارد. دلار، بنزین، کالاهای اساسی، مسکن و درمان روزبهروز گرانتر میشوند. مسکن، خودرو و حتی یک سفر ساده برای طبقه کارگر، به رؤیا تبدیل شده است. اختلاف طبقاتی بیداد میکند و … …



































































































































































