این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
افزایش هزینه انرژی، محدودیتهای دورهای در تامین گاز و برق و کاهش قابلیت پیشبینی دسترسی به انرژی، مسالهای فراتر از قیمت اسمی سوخت و برق ایجاد کرده است. برای یک واحد فولادی، انرژی زمانی مزیت رقابتی محسوب میشود که علاوه بر قیمت مناسب، در زمان مورد نیاز و با قابلیت اتکای کافی در اختیار واحد تولیدی باشد. انرژی ارزان اما ناپایدار، الزاما به تولید ارزان منجر نمیشود. این مساله در صنعت فولاد اهمیت مضاعفی دارد. فولاد از صنایع انرژیبر جهان است و مطابق برآورد آژانس بینالمللی انرژی، بخش آهن و فولاد حدود ۷ درصد از انتشار CO₂ سیستم انرژی جهان را - با احتساب انتشارهای فرآیندی - به خود اختصاص میدهد. در ایران، اهمیت انرژی از این هم بیشتر است؛ زیرا بخش بزرگی از ظرفیت تولید آهن اسفنجی کشور بر پایه احیای مستقیم و استفاده از گاز طبیعی شکل گرفته است. دادههای World Steel Association نشان میدهد تولید آهن اسفنجی ایران در سال ۲۰۲۵ به حدود ۳۷.۲میلیون تن رسیده است؛ رقمی که جایگاه ویژه این مسیر تولید را در ساختار فولاد کشور نشان میدهد.در فرآیند احیای مستقیم، گاز طبیعی تنها منبع انرژی نیست؛ بلکه خوراک لازم برای تولید گاز احیاکننده نیز به شمار میرود. بنابراین محدودیت در دسترسی به گاز میتواند هم هزینه تولید را افزایش دهد و هم بر ظرفیت عملیاتی واحد احیای مستقیم اثر بگذارد. به همین دلیل، مساله گاز برای فولاد ایران فقط مساله قیمت نیست؛ مساله دسترسی، استمرار و قابلیت پیشبینی تامین نیز هست. از همین منظر، هزینه واقعی انرژی را نمیتوان صرفا از روی نرخ گاز یا برق محاسبه کرد. اگر محدودیت انرژی باعث کاهش تولید، تغییر برنامه عملیاتی یا توقف بخشی از ظرفیت شود، هزینه اقتصادی آن در صورتحساب انرژی کارخانه منعکس نمیشود. کاهش بهرهبرداری از ظرفیت، اختلال در زنجیره تولید و هزینههای ناشی از توقف و راهاندازی مجدد، همگی میتوانند بخشی از هزینه واقعی انرژی باشند. …


































































