اما این سرگردانی فقط پشت پیشخوان اتفاق نمیافتاد. آن طرف پیشخوان هم ماجرایی جریان دارد. داروخانهای که باید دارو را از شرکتهای پخش تهیه کند و هزینه آن را بپردازد اما بخشی از پول فروش دارو را باید مدتها از بیمهها طلب کند. هرچه این فاصله طولانیتر شود، نقدینگی داروخانه کمتر و فشار مالی بیشتر میشود.
همینجا اختلاف میان داروخانه و بیمه شکل میگیرد. داروخانهها از تاخیر در پرداخت مطالبات میگویند و بیمهها از پرداختهایی که انجام شده و تعهداتی که بر اساس قانون و نیاز بیمهشدهها تعریف میشود. در این میان اما بیمار نه از حسابهای داروخانه سر درمیآورد و نه از سازوکار پرداخت بیمه. او فقط نسخهای در دست دارد و دارویی که باید تهیه کند.
وقتی دارو از توان بیمار گرانتر میشود
نسخه داروهای قلبش را در دست دارد و از یک داروخانه به داروخانه دیگر میرود، اما هر بار پاسخ تقریبا یکی است. داروها با بیمه حساب نمیشوند. سامان، ۴۳ ساله و کارمند، بعد از چند بار جستوجو در نهایت ناچار میشود داروهایش را آزاد بخرد.او در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید که مصرف داروهای قلب برایش انتخابی نیست بلکه اجبار است و باید همیشه داروهایش را مصرف کند اما افزایش قیمت دارو و هزینه خرید آزاد، در کنار حقوق اندک، اجاره خانه و اقساط، حساب و کتاب زندگیاش را بههم ریخته است.سامان حالا با یک سؤال ساده اما سنگین روبهروست. چطور باید هم هزینههای زندگی را بدهد و هم پول داروهایش را جور کند؟
نسخهای که نصفه خریداری شد …



































































































































































