آرمان امروز- سپهرریاحی: در ایران، زادروز ابوعلی سینا، یکم شهریورماه، به عنوان «روز پزشک» نامگذاری شده است؛ روزی برای تقدیر از کسانی که بخش مهمی از زندگی خود را صرف آموختن حرفهای کردهاند که مستقیماً با جان و سلامت انسانها سر و کار دارد. اما امسال در آستانه روز پزشک، یک عدد بیش از همیشه جلب توجه میکند: ۲۵ تا ۲۶ میلیون تومان. این رقم، به گفته معاون درمان وزیر بهداشت، دریافتی ماهانه یک پزشک متخصص در مناطق محروم است؛ پزشکی که برای حضور در این مناطق، سالها تحصیل کرده و مسئولیت سنگینی بر عهده دارد. او گفته است این مبلغ حتی هزینه رفتوآمد پزشک را هم پوشش نمیدهد و کارانه نیز تنها یک یا دو بار در سال پرداخت میشود. ۲۵ میلیون تومان برای یک پزشک؛ عددی که شاید اگر درباره یک شغل معمولی صحبت میکردیم، فقط یک رقم حقوق بود. اما وقتی پای پزشکی در میان است، داستان فرق میکند.
سالها درس، سالها انتظار
پزشکی از آن دست حرفههایی است که رسیدن به نقطه شروعش، خودش یک مسیر طولانی است. دانشجوی پزشکی باید سالها درس بخواند و آموزش ببیند تا بتواند وارد بازار کار شود. اگر تخصص و فوقتخصص را هم به این مسیر اضافه کنیم، بخش قابل توجهی از سالهای جوانی فرد در دانشگاه و بیمارستان میگذرد. معاون درمان وزیر بهداشت نیز به طولانی بودن مسیر تحصیل پزشکان اشاره کرده و گفته است این دوره ممکن است تا ۱۰ سال طول بکشد؛ در شرایطی که یک کارمند با همین میزان سابقه میتواند به درآمد مناسبی برسد. حالا سؤال اینجاست: جوانی که از ۱۸ یا ۱۹ سالگی وارد این مسیر شده، بعد از سالها تحصیل و آموزش، وقتی وارد بازار کار میشود، چه چشماندازی پیش روی خود دارد؟ اگر یک پزشک عمومی حدود هفت سال برای رسیدن به این مرحله زمان صرف کند و پزشک متخصص سالهای بیشتری را پشت سر بگذارد، درآمد ۲۵ میلیون تومانی دیگر فقط یک عدد نیست؛ مقایسهای است میان سالهای تحصیل، مسئولیت حرفهای و دستمزدی که در پایان این مسیر دریافت میشود.
پزشکی که در ذهن مردم ثروتمند است
شاید یکی از عجیبترین بخشهای ماجرا، تصویری باشد که جامعه از پزشک دارد. در ذهن بسیاری از مردم، پزشک یعنی فردی متمول، برخوردار و دارای زندگی خوب. پزشک باید بهترین لباس را بپوشد، خانه مناسب داشته باشد و از نظر مالی در وضعیت مطلوبی باشد. اما این تصویر، دستکم درباره بخش قابل توجهی از جامعه پزشکی، با واقعیت فاصله دارد. روایتهای مختلفی از پزشکان وجود دارد که درآمدشان حتی کفاف هزینههای معمول زندگی را نمیدهد. پزشکی که سالها برای رسیدن به جایگاه حرفهای خود درس خوانده، ممکن است بعد از ورود به بازار کار با هزینههایی روبهرو شود که درآمدش پاسخگوی آنها نیست. این تضاد میان تصور عمومی و واقعیت، خود میتواند فشار روانی ایجاد کند. جامعه از پزشک انتظار دارد در بالاترین سطح رفاه باشد، در حالی که ممکن است همان پزشک برای تأمین مسکن، تشکیل خانواده و هزینههای روزمره زندگی با مشکل مواجه باشد. معاون درمان وزیر بهداشت نیز گفته است بسیاری از پزشکان جوان مسکن و سرپناه مناسبی برای تشکیل خانواده ندارند و با حقوق پایین نمیتوانند امرار معاش کنند. او نتیجه این وضعیت را بیرغبتی، بیحالی و افسردگی برخی پزشکان دانسته است.
عددی که فقط حقوق نیست
البته وقتی از درآمد ۲۵ میلیون تومانی حرف میزنیم، نباید تصور کرد تمام این مبلغ درآمد خالص پزشک است. پزشک با هزینههای مختلفی مواجه است؛ از رفتوآمد و محل کار گرفته تا تجهیزات، نیروی انسانی، مالیات و سایر هزینههای حرفهای. از سوی دیگر، تعرفه خدمات پزشکی نیز مسئله دیگری است. معاون درمان وزیر بهداشت، مبلغ ویزیت پزشک عمومی را ۳۰۰ هزار تومان عنوان کرده و گفته است بیان این رقم «دردآور» و «باورنکردنی» است. اینجاست که مسئله پیچیده میشود. از یک طرف، افزایش تعرفههای پزشکی میتواند فشار بیشتری بر مردم وارد کند؛ مردمی که خود با افزایش هزینههای زندگی دستوپنجه نرم میکنند. از طرف دیگر، پایین نگه داشتن تعرفهها نیز نمیتواند برای همیشه ادامه پیدا کند، زیرا پزشک هم باید بتواند از حرفه خود زندگی کند. راهحل، قرار دادن بیمار و پزشک در مقابل یکدیگر نیست. مسئله، پیدا کردن نقطه تعادل است.
شاید مهمترین پیامد این وضعیت، برای امروز نباشد؛ برای فرداست. اگر جوانی که قرار است سالها درس بخواند و پزشک شود، ببیند بعد از پایان این مسیر امکان داشتن یک زندگی معمولی برایش دشوار است، طبیعی است که در انتخاب این رشته تجدیدنظر کند. جامعه برای تربیت پزشک هزینه زیادی میپردازد. سالها آموزش دانشگاهی، استاد، بیمارستان، امکانات و تجربه عملی لازم است تا یک پزشک شکل بگیرد. بنابراین، مسئله فقط درآمد یک فرد نیست؛ سرمایهای اجتماعی است که اگر انگیزه ادامه مسیر از بین برود، آسیب میبیند. از همین زاویه است که رقم ۲۵ میلیون تومان اهمیت پیدا میکند. معاون درمان وزیر بهداشت نیز گفته است پرداختیهای اندک باعث شده برخی پزشکان تمایلی به حضور در مناطق محروم و حتی شهرهای بزرگ نداشته باشند و از تغییر شغل در جامعه پزشکی سخن گفته است. این همان جایی است که یک مسئله اقتصادی میتواند به مسئلهای برای نظام سلامت تبدیل شود.



































































































































































