این اظهارات که با جمله معروف رئیسجمهور خطاب به او یعنی «جعفر ول کن» گره خورده، بار دیگر بحث درباره مرزهای تخصص و صلاحیت در تصمیمگیریهای کلان کشور را داغ کرد.
محمدجعفر قائمپناه، در بخشی از سخنان خود که بازتاب گستردهای داشت، با اشاره به موضوع غنیسازی گفته است: «من اگر بودم و میدانستم آمریکا میخواهد رهبرمان را شهید کند، دست از غنیسازی برمیداشتم!».
او با تأکید بر رویکرد عقلانی پرسیده است: «چرا صنایع ما را بزند؟ چرا راههای ما را بزند؟ چرا پالایشگاه و عسلویه ما را بزند؟» و خردمندی را در دستیابی به هدف با «کمترین هزینه» دانسته است.
این سخنان، که در برخی تحلیلها "ترجمه سادهی سازش" و پذیرش کامل خواستههای دشمن تعبیر شده، با انتقاد تند برخی چهرهها و رسانهها مواجه شده است. منتقدان معتقدند که چنین رویکردی با روحیه استقلالطلبی و ایستادگی مردم ایران در برابر فشارهای خارجی همخوانی ندارد.
نقد ورود به حوزههای غیرتخصصی در همین راستا، یکی از مهمترین نقدهای وارد شده به این اظهارنظر، به جایگاه و تخصص گوینده بازمیگردد.
بر این اساس تأکید شده است که لزومی ندارد مسئولی در تمامی حوزهها، بهویژه مسائل پیچیده سیاسی و عقیدتی که در آنها تخصص و اشراف کافی ندارد، اظهارنظر کند.
سابقه قبلی و تخصص گوینده در حوزههای تجربی یا پزشکی نباید این تلقی غلط را ایجاد کند که او در تمام موضوعات کلان کشور صاحبنظر است.
این نگاه، در تضاد با رویکردی است که از مسئولان میخواهد تنها در چارچوب تخصص و مسئولیتهای تعیینشده خود اظهارنظر کرده و از ورود به مباحثی که نیازمند اشراف کامل بر ابعاد مختلف امنیتی، سیاسی و بینالمللی است، پرهیز کنند. منتقدان، سخنان اخیر را مصداق بارز چنین ورود غیرتخصصیای دانسته و آن را فاقد درک درست از شرایط حساس کنونی و جایگاه راهبردی کشور ارزیابی کردهاند.
همزمان با این حواشی، معاونت اجرایی رئیسجمهور با صدور اطلاعیهای، هرگونه برداشت تحریفآمیز از سخنان قائمپناه را رد و بر ضرورت پرهیز از تفسیرهای گزینشی و اختلافافکن تأکید کرد.
با این حال، اظهارات مطرحشده و واکنشهای گسترده به آن، بار دیگر نشان داد که در شرایط خطیر کنونی، دقت و تخصص در سخنان مسئولان، از الزامات اجتنابناپذیر است.



































































































































































