اوایل دهه ۸۰، سند ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی با همکاری بانک جهانی شکل گرفت و تأثیر شگرفی بر مسئله سکونتگاههای غیررسمی در ایران گذاشت. شاید بزرگترین تأثیرش این بود که این پدیده را از یک معضل به یک مسئله تبدیل کرد. در ادامه آن نیز ساختار نهادی فرابخشی ستادها شکل گرفت. برای حدود ۱۱۰ یا ۱۱۵ شهر، طرحهای بهسازی تهیه شد و مسیری برای اقدام در این زمینه آغاز شد.
میتوانیم بگوییم شاید تفاوت کیفیت سکونتگاههای غیررسمی در ایران با آنچه در دنیا بهنام زاغه شناخته میشود، نتیجه تأثیرگذاری این بخش بود. تجربه بسیار خوب و ارزشمندی بود. جلوتر مسکن مهر شکل گرفت که تا اندازهای این سند را به حاشیه برد.
اوایل دهه ۹۰، سند موسوم به بازآفرینی شکل گرفت. رویکرد بازآفرینی نیز یک دهه تلاش کرد و نشستن در مسیر توسعه شهری را با خود همراه کرد. این نگاه در برنامه ششم نشست و برنامه ملی بازآفرینی شکل گرفت. هزار و ۳۳۴ محله در مسیر اقدام قرار گرفتند و «برنامه جامع اقدام مشترک» بهعنوان یک تجربه «یونیک» و بسیار خاص شکل گرفت. دستگاهها برای بهسازی بافتها گرد هم آمدند و اقدام کردند. این هم واقعاً در دنیا تجربه کمنظیری است که این تعداد اقدام شکل بگیرد.
وقتی به اواخر برنامه ششم میرسیم، در خود برنامه ششم دیده میشود که سکونتگاههای غیررسمی، مسائلی متفاوت از بافتهای تاریخی دارند. ماده ۱۲۰ حکم میکند که این سند تهیه شود. اوایل سال ۱۳۹۹ تدوین این سند آغاز شد و سال ۱۴۰۲ به تصویب هیئت دولت رسید. این فرایند تغییر دو دولت را به خود دید. اگر اشتباه نکنم، سه وزیر راه و شهرسازی جابهجا شدند، ولی تجربه ارزشمندی شکل گرفت. …



































































































































































