تردیدی نیست که اکنون نیز مردم متوجه شرایط حساس کشورند و میدانند هنوز سایه جنگ از سر ایران رخت نبسته است اما همه اینها باعث نشد که در این مدت از فشارهای وارده را حس نکنند و در این شرایط یک پرسش مهم به وجود میآید؛ آنکه آیا اگر جنگ تمام شود همین مردم باز هم از دولت انتظار ندارند که به مطالبات عمومی رسیدگی کند؟
آیا سرمایه اجتماعی به وجود آمده در دوران جنگ در ادامه نیز همینطور باقی میماند یا آنکه از قضا مطالبهگرتر خواهد شد؟ بسیاری از جامعهشناسان و کارشناسان سیاسی باور دارند روزهای بعد از جنگ، روزهای حساسی خواهد بود زیرا از یک سو زندگی مردم بیش از همیشه در معرض تهدید قرار گرفته و از سوی دیگر انتظارها از دولت نیز افزایش مییابد.
دولت در روزهای بعد از جنگ دو راه در پیش رو دارد که هر یک از این دو راه نتایج و آثار خود را برجای میگذارد؛ نخست آنکه همچنان با تکیه بر آسیبهای وارده در دوران جنگ، خود را موظف به بهبود سریع اوضاع عمومی نداند که در این شرایط سرمایه اجتماعی دولت و بلکه نظام کاهش مییابد و آثار زیانبارA در دراز مدت به ویژه در انتخاباتهای پیش رو نمایان میشود و حتی به باور برخی احتمال بروز اعتراضاتی هم وجود دارد و راه دوم پیگیری سریع و موثر مطالبات عمومی است؛ به نحوی که با اولویتبندی دقیق و واقعی ریشه مشکلات شناسایی، راهحلها بررسی و اقدام واقعی انجام شود. …









































































