جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

افزایش ابعاد خشونت نسبت به جامعه پزشکی


افزایش ابعاد خشونت نسبت به جامعه پزشکی

خشونت, پرخاشگری و نزاع, سرقت, قتل و جرح و تجاوز به عنف بنا به اذعان کارشناسان, طی ماه های اخیر رواج بی سابقه ای پیدا کرده است

خشونت، پرخاشگری و نزاع، سرقت، قتل و جرح و تجاوز به عنف بنا به اذعان کارشناسان، طی ماه های اخیر رواج بی سابقه‌ای پیدا کرده است.

صفحات حوادث روزنامه‌ها و هفته نامه‌ها و ماهنامه‌ها مملو از جنایت‌های خشونت باری‌اند که پیش از این در جامعه حداقل بدین ابعاد سابقه نداشته است.

از این گذشته ما با حوادثی به اشکال فجیع مواجه می شویم که در جامعه ما حتی تصور آن نیز نمی‌رفته است. مثلا گروگان گیری و تجاوز به عنف دسته جمعی یا آدم ربایی در خیابان‌ها و انتقال قربانیان به اماکن پنهان به قصد اذیت و آزار که خودخوراک خبری روزانه بسیاری از رسانه ها شده است.برخی از مسوولان بر این باورند که آب و تاب دادن حوادث در رسانه‌ها منطقی نیست و در صدد محدود کردن آن بر آمده‌اند. آنها معتقدند انعکاس حوادث، جامعه را از نظر روانشناسی، ناامن جلوه خواهد داد که البته این اظهار نظر معقول نیست که بیائیم به جای دسترسی به حل مساله، درصدد پاک کردن صورت مساله برآییم.

حتی اعدام افرادی تحت عنوان اوباش و اراذل یا اشرار که دست به چنین خشونت‌هایی می‌زنند، یک برخورد ریشه‌ای با این گونه جرایم و جنایات محسوب نمی‌شود و دیده‌ایم که از آمار و ارقام رو به گسترش آن نکاسته است.

به هر تقدیر، جامعه پزشکی هم منفک از این متن اصلی جامعه نیست. وقتی جامعه دستخوش انواع و اقسام تلاطمات خشونت بار باشد به تبع آن جامعه پزشکی نیز آماج چنین خشونت‌هایی قرار می‌گیرد. به ویژه آن که بعضی از رسانه‌ها از جمله صدا و سیما در قالب سریال ها و نمایش‌های طنز همیشه عنوان کرده‌اند که پزشکان، طب و تجارت را در هم آمیخته اند و مطب هایشان پر از پول‌های باد آورده‌ای ست که بیمارانشان به ارمغان آورده‌اند. پس به طور ناخواسته به بزهکاران این شبهه را القا کرده اند که مراکز پزشکی یکی از اماکن مناسب برای تهاجم هاست و آن وقت می‌بینیم که زورگیرانی که پیش از این مسافران را در سر گردنه‌ها لخت می‌کردند به مطب‌ها روی می‌آورند و در برابر چشمان متحیر منشی‌ها و بیماران، به زور اسلحه سرد یا گرم، پزشکان را سرکیسه کرده اند. متاسفانه سازمان نظام پزشکی نیز به عنوان سازمان حامی پزشکان برخورد ریشه‌ای با این معضل نشان نداده و به توزیع کپسول‌های تدافعی گاز در قالب افشانه‌های گاز اشک آور بسنده کرده و با این عملکرد جان پزشکان را بیشتر به خطر انداخته است، زیرا درگیری پزشک در برابر مهاجمان و دست بردن به چنین سلاح های تدافعی، فضا را به صحنه دوئل تبدیل می‌کند و واضح است‌که در این همرزمی نابرابر، آن کس که حرفه‌ای تر عمل خواهد کرد شخص مهاجم است نه پزشک درمانگر که اصلا برای چنین رزمایشی آمادگی از پیش تعیین شده‌ای پیدا نکرده است و سارقان و مهاجمان خود به ابزاری مجهزند که سازمانی مثل سازمان نظام پزشکی اگربخواهد در انحصار پزشکان بگذارد و مثل هر سازمان دیگر که درصدد توزیع ابزاری برمی آید، بی شک آن ابزار راه خود را در بازارهای آزاد پیدا کرده است.

با تمام این نابسامانی‌ها، وقتی پزشک که در اثر تهدید زورگیران هر آن اندازه مال که در بساط دارد می دهد و می‌بازد به مراجع قانونی شکایت می‌برد بدهکار صدقه هم می‌شود که برود شکر ایزد به جا آورد علاوه برمال، جانش را از دست نداده است!

سرقت و تهاجم به مطلب ها یکی از نمودهای خشونت است.ما با اشکال دیگر خشونت نیز در مراکز درمانی مواجه ایم.

انتقام های شخصی و توسل به زور و تهدید و ارعاب و برخوردهای فیزیکی در بیماران یا اطرافیان بیمار که از درمان رضایت ندارند جایگزین مراجعه به مراجع قضایی شده و ابعاد تازه‌ای یافته است. گزارش‌های بسیاری از این که رینوپلاستی‌های ناراضی، کار را به کتک زدن پزشک تا حد مرگ کشانده‌اند دریافت شده است.

آتش خشونت گاه دامن خدمه، نگهبانان و انتظامات و حراست، پرستاران و کارمندان و گاه خود ساختمان بیمارستان را در بر می‌گیرد و اوج خشونت زمانی بروز می‌کند که یکی از اعضا یا بستگان خانواده در بیمارستان با تقصیر کادر درمانی یا بدون تقصیر،دار فانی را وداع می‌گوید.

مثلا در خبر حمله همراهان خشمگین به بیمارستان رازی رشت( مردم‌سالاری -۱۲ مهر ۸۹) می‌خوانیم که هشت نفراز همراهان وقتی که مادر اثر بیماری فوت می‌کند به بنای بیمارستان یورش برده و درها را از پاشنه کندند و شیشه پنجره‌ها را در هم شکستند و با پلیس درگیر شدند و یکی از آنها که قصد خلع سلاح مامور را داشت از ناحیه پا مورد هدف گلوله قرار گرفت. و باز می خوانیم(مردم‌سالاری- ۸ مهر ماه ۸۹ ) پرستاری که قصد ترمیم زخم و پانسمان بیمار روانی که اقدام به رگ‌زنی و خودکشی کرده بود را داشت با ضربه محکم کله او، بینی‌اش خرد شد و در هم شکست.

همین چندی پیش بود که یکی از ملاقاتیان با نگهبان بیمارستان ضیائیان درگیر شد و با ضربه مشت و لگد او را از پای درآورد.

واقعیت آن است که پزشکان در مطب‌های خود احساس امنیت نمی‌کنند. تعطیل شدن زود هنگام مطب‌های پرکار، از بازتاب این ناامنی‌ها حکایت دارد، در حالی که پیش از این، پزشکان پرکار، بیماران خود را تا پاسی از شب گذشته، می‌پذیرفته‌اند.

خسارت ناشی از این گونه حوادث در مراکز درمانی، نهایتا به جامعه بر خواهد گشت و این بیماران مفلوک هستند که پیش از پزشکان، دچار آسیب می‌شوند.جای آن دارد که مقامات قضایی و انتظامی و امنیتی کشور برای دست یافتن به ریشه‌های این معضل فراگیر چاره‌ای اساسی بیندیشند تا با افزایش ضرایب ایمنی جامعه، علی‌القاعده و مراکز درمانی علی الخصوص، نظم و آسایش و رفاه را به اجتماع باز گردانند.

نویسنده : دکتر عبدالحمید حسین نیا