جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ / Friday, 19 January, 2018

به انگیزه کنسرت علی اکبر مرادی ۱۰ و ۱۱ شهریور، کاخ نیاوران


به دلایل پیدا و پنهان، در میان تمامی سازهای متعلق به خانواده بزرگ موسیقی نواحی ایران، ساز تنبور از قرب و منزلت بیشتر و به همان میزان از شهرت و افزونی گسترده ای برخوردار است. این وجه نه به معنای خاص بودن و برتری داشتن این ساز بر سایر سازهای موسیقی كه به معنای میزان مقبولیت و توجه در جامعه موسیقی ایران است. در واقع از میان مجموعه سازهای موسیقی نواحی، تنبور شاید تنها سازی است كه از منطقه خود فراتر رفته و امروزه به یك ساز پرطرفدار در كنار سایر سازهای موسیقی كلاسیك ایران بدل شده است. (البته دف و تا حدودی دوتار نیز مشمول این قاعده شده اند) به هر روی این استقبال و رویكرد سبب شده است در میان انواع مختلف موسیقی كه جهت اجرای صحنه ای و كنسرت برنامه ریزی می شوند، گاه با كنسرت های تنبورنوازی نیز مواجه شویم. امروزه شهرت برخی نوازنده های تنبور تا حدودی حتی عجیب به نظر می آید. اما این واقعیتی است تا نوازندگان تنبور را ترغیب و تشویق به اجرای كنسرت در فضای لایتناهی شهری نماید كه با وجود جمعیت بالغ بر ده میلیونی آن، شمار كنسرت روندگان كمتر از هزار است! (در كنسرت های موسیقی عامه پسند با همه فراگیری به ندرت به ده هزارنفر می توان استناد كرد.)
به هر روی در ماه پایانی تابستان، مجموعه فرهنگی كاخ نیاوران مهمان یكی از مشهورترین نوازندگان تنبور است. علی اكبر مرادی نوازنده چیره دست این ساز و متعلق به فرهنگ گوران، امشب و فرداشب (پنجشنبه - جمعه) قطعاتی خواهد نواخت.
موسیقی تنبور دارای دو فرهنگ غالب نوازندگی است. صحنه و گوران نمایانگر دو شیوه، دو نگرش و دو نوع اجرای متفاوت از این ساز هستند. هر چند در بسیاری موارد نظیر نامها، اجرای مقام ها و نحوه نگرش به موسیقی همسانی های بسیار وجود دارد، اما هر منطقه الگوها و كاركردهای خاص خودش را دارا است. صحنه به دلیل متعدد از جمله در مسیر آمد و شد و حضور برخی موسیقیدانان در نظام شهری دستخوش تغییرات عمده ای در فرهنگ موسیقی خود شده است. در همین نسبت، منطقه گوران فرهنگ موسیقی خویش را بیشتر حفظ كرده است. به عنوان مثال بروز و ظهور انواع مختلف نوازندگی، گروه نوازی، ساختن قطعات جدید و خواندن اشعار فارسی از صحنه سر برآورده هر چند این موارد امروزه در سراسر منطقه كرمانشاهان و حتی كرند و گوران نیز امری طبیعی است.
علی اكبر مرادی با تسلط و تكنیك قابل توجه، ضمن وفاداری به فرهنگ نوازندگی موسیقی تنبور در منطقه گوران، خود قطعاتی را ساخته و اجرا كرده است. بداهه پردازی و شناخت او از موسیقی ایرانی نیز وجه دیگر اجراهای این نوازنده صاحب سبك است.
در اجرای اخیر او در دو بخش به اجرای برنامه می پردازد. خود او در این مورد می گوید: «پدرم مردی درست كردار و نیك آیین بود. او را بسیار دوست داشتم. او از كودكی دو بیت شعر كردی را همواره زمزمه می كرد كه مفهومی این چنین داشت: «بهار به عشق زایش، چمنزارها و چرای گوسفندان، تابستان به عشق كار و مزرعه، پاییز به عشق جمع آوری محصول و بی نیازی و زمستان به عشق دور هم بودن و زندگی. چند سال قبل كه ایشان فوت كردند، در نظرم بود تا به یاد نیكی و پاكی او قطعاتی اجرا كنم. اكنون این مورد امكان اجرا یافت.» مرادی با تأسی از شعر كردی روایت پدر خویش چهار بخش طراحی كرده است. هر قسمت با عنوان یك فصل آغاز می شود. «در این اجرا چون الان تابستان است با این فصل شروع می كنم مقام ساروخانی با اشاره هایی به خان امیری و شاه خوشینی. ضمن آنكه اجرا درفضایی سیال و اجرای حالتهایی از روح الرواح مبتنی است.
قسمت بعد پاییز نام دارد. اجرای مقام های الله ویسی و هجرانی، ضمن آنكه قطعاتی از اجراهای پیشین نیز اجرا می شود...»
او سعی دارد با تركیب پاره ای از گوشه های ردیف كه به مقامها نزدیك است پلی ارتباطی میان موسیقی زادگاه و موسیقی كلاسیك ایران برقرار سازد. در بخش دوم برنامه او با عناوین زمستان و بهار اجرای خود را ادامه می دهد.
«زمستان بر مقام های سحری وقطار تكیه دارد و حالتهایی از دستگاه شور اجرا می شود. در قسمت پایانی نیز بهار كه روایتی دیگر از شاه خوشینی است با ارائه حالتهایی شبیه دستگاه چهارگاه اجرا به پایان می رسد.»
او در مورد استقبال مردم و حضور آنان می گوید: «اگر در هر شب حداقل هزار نفر به كنسرت نیایند باید در فرهنگ و بنیانهای فرهنگی این مردم شك كرد. از جمعیتی چندمیلیونی، انتظار هزار نفر چندان بی ربط نیست.»
با این حال او مشكلات معیشتی، فقر اقتصادی و مشكلات زندگی امروز را هم از نظر دور نمی دارد و معتقد است «با وجود انتظار از وجه فرهنگی مردم، گاهی شاید باید به آنها حق داد. كسی كه مشكلات متعدد دارد فرصتی برای حضور و لذت بردن از كنسرت موسیقی ندارد.»
علی اكبر مرادی كه در معرفی و اشاعه ساز تنبور نقش مهمی داشته است، گسترش و فراگیر شدن این ساز را امری طبیعی می داند. او ضمن برشمردن خصوصیات شرقی و عرفانی ساز، قدمت ساز را عاملی مهم می داند. قدمتی كه درواقع ساز را به دوره ای قبل از پدید آمدن طایفه یارسان و قرارگرفتن این ساز به عنوان ساز اختصاصی آنان ارجاع می دهد. با این حال می افزاید: «تنبور خوش استقبال و بد بدرقه آمد. این ساز را مردم از كنج خویش بیرون كشیدند اما بلایی كه سر دف آمد، سر تنبور هم آمد.
هر چیزی را با آن نواختند. در هر موسیقی ای به كار بردند حتی چیزها و مواردی كه هیچ ربطی به این ساز و موسیقی مرتبط به آن نداشت.»
به هر طریق و تحت هر شرایط، ساز تنبور، با كشش و جذبه خود مشتاقان فراوان دارد. شاید تا حدودی میزان استفاده نابهنجار و ناهمگون ساز نیز به خود مجریان تنبور بازگردد. از یك سو خصوصیات آیینی و اعتقادات سبب شد تا اجرای مقام های حقانی و كلام ها چندان اجرا نشود و به گوش نرسد. از سوی دیگر قطعات جدید، ترانه های كردی، و حتی ترانه های عامه پسند شهری كه با استفاده از شعر مولانا و دف عنوان عرفانی را یدك می كشید، جایگزین شد. شاید ساز تنبور بیش از هر ساز دیگری نیاز دارد تا به اصل خویش بازگردد. این مهم تنها به دست توانای اهل خویش میسر است.
محمد به منش


منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

موسیقی نیمی از سینماست


موسیقی نیمی از سینماست
سینما در جایگاه کامل‌ترین هنرها، درواقع مجموعه‌ای از هنرهای دیگر است که به فراخور، از هریک از آنها، به عنوان مولفه‌ای در دل خود استفاده می‌کند. در همین بستر، شعر و ادبیات، تئاتر، مجسمه‌سازی،‌ حرکات موزون و دیگر هنرها، جابه‌جا و گاه‌به‌گاه به یاری هنر هفتم می‌آیند؛ اما استفاده‌ای که سینما از هنر موسیقی می‌کند، شاید متفاوت‌ترین و پررمزورازترین آنها باشد. بخش زیادی از این رمزوراز، صدالبته مرهون انتزاعی‌تر بودن موسیقی نسبت به هنر‌های دیگر است و جالب‌تر این‌که سینما در جایگاه هنری نمایشی ــ روایی از انتزاع نهفته در این هنر، در خدمت روایت، سود می‌برد.
لئونارد برنشتاین، آهنگساز، نوازنده پیانو و رهبر ارکستر آمریکایی (۱۹۹۰ــ ۱۹۱۸) موسیقی را انتزاعی‌ترین هنرها می‌دانست.
در برداشت‌های نگارنده، از سخن این موسیقیدان مشهور، موسیقی، هنری است که دنیای ویژه و خاص خود را دارد. البته سایر هنرها نیز اینچنین هستند و هریک پیشینه، ساختار و نیز تاثیر خود را بر مخاطب دارند؛ اما تاثیری که شنیدن یک قطعه موسیقی بر دو یا چند نفر می‌گذارد، با تاثیر ناشی از دیدن مثلا رنگ آبی در زمینه یک نقاشی یا عکس، در همان افراد، بسیار متفاوت است. بدین معنی که رنگ آبی در نگاه اول، بر ذهن و روح این افراد به ‌هر حال اثری یکسان یا نزدیک به هم می‌گذارد ــ شاید فقط با کمی اختلاف ــ اما اثر شنیدن یک قطعه خاص موسیقی شاید در حتی دو انسان از نظر خصوصیتی شبیه به هم نیز متفاوت باشد. از این نظر حتی می‌توان موسیقی را نه‌تنها هنری ویژه که خاص‌الخاص ــ خاص‌ترین ــ نامید؛ اما سینما آنقدر هنر جامعی است که از این خاص‌ترین هنرها نیز استفاده بهینه خود را می‌برد و امروزه تصور تقریبا هیچ فیلمی بدون موسیقی برای علاقه‌مندان به سینما، پیشاپیش و قبل از دیدن آن، ممکن نیست؛ هرچند که همواره یکی از اسباب و علل تداوم حیات سینما و اقبال به آن، وجه غافلگیری این هنر بوده است؛ اما سینما همیشه از هنری صددرصد انتزاعی به نام موسیقی نیز در غافلگیر کردن تماشاگرانش سود برده است...
● حافظه تاریخی موسیقی فیلم
نغمه موسیقی، در حکم صوتی بود که از سال‌ها پیش از ناطق شدن سینما به یاری این هنر آمد. هنوز فیلم‌ها حتی رنگی هم نشده بودند که گروه نوازندگان یا دست‌کم یک نوازنده پیانو، در کنار پرده نمایش، جا خوش می‌کردند و به فراخور هر صحنه، به نواختن آهنگ‌هایی برای برانگیختن و تحریک تماشاگر و تعمیق احساسات او می‌پرداختند. این خلق فی‌البداهه یا کمابیش اندیشیده شده موسیقی برای فیلم‌ها، بعدها و با اضافه شدن باندهای صوتی به حاشیه فیلم، لزوم موجودیت شخصی واحد برای آهنگسازی و خلق موسیقی فیلم ــ قبل از نخستین نمایش آن ــ را پدید آورد؛ موسیقی‌ای که پس از نوشتن و ساخت و در نهایت پذیرش و صلاحدید کارگردان به فیلم اضافه می‌شد و برای همیشه مولفه‌ای مهم و جزئی جدایی‌ناپذیر از آن به شمار می‌آمد. تماشاگران نیز کم‌کم پابه‌پای این المان آمدند و همچنان‌ که دیگر، کمتر فیلمی را به شکل غیررنگی (سیاه و سفید) و صامت می‌پذیرفتند، فقدان موسیقی در فیلم‌ها نیز برایشان پذیرفتنی نمی‌نمود.
هریک از تم‌های موسیقی فیلم‌های سینمایی، در گذر از پیچ ‌و خم زمان به‌تنهایی و جد‌ای از فیلم نیز قادر به ارائه به مخاطب هستند
این عادت، بسان بسیاری از شرطی‌های دیگر سینمایی، تماشاگران را دارای حافظه تاریخی موسیقی فیلم کرد؛ حافظه‌ای که با افزودن گوش و ذهن بصری ــ صوتی به ضمیر آگاه مخاطب سینما، چنته او را پر از نغمه‌های بامعنا و مارک‌دار کرد. بدین صورت که حافظه تاریخی علاقه‌مندان به سینما از طریق مشاهده و شنیدن توا‡مان احساسات مختلفی که به‌وسیله موسیقی در صحنه‌های فیلم‌ها به او عرضه می‌شد، موسیقی را این بار در جایگاهی کمتر انتزاعی و بیشتر آشکار و رو پذیرفت و به این مساله عادت نیز کرد، همچون کلیشه‌های همچنان تکرارشونده‌ای مانند رعد و برق و بارش باران در میانه ماجراهای فیلم و نیز کلیشه‌های موسیقایی فراوانی که همه ما آنها را می‌شناسیم؛ اما ماجرا به اینجا ختم نشد؛ چراکه از دیگر سوی، وجه انتزاعی موسیقی آنقدر قوی بود ــ و هست ــ که از گذشته خود در سینما نیز آشنایی‌زدایی می‌کرد. اینچنین بود که یک روز موسیقی غیرملودیک در فیلمی جواب داد، روزی دیگر موسیقی وکال (آوازی) یا موسیقی صحنه‌ای زنده (در مثلا فیلم‌های موزیکال و غیر از آن) و سرانجام کار به جایی رسید که در مراسم اهدای جایزه اسکار به بهترین موسیقی متن در سال ۲۰۰۹، فیلمی همچون <میلیونر زاغه‌نشین> با ترانه‌های متعددش، افتخار برنده ‌شدن این جایزه را کسب کرد.
● هویت مستقل موسیقی
«آنجا که کلام از گفتن بازمی‌ماند، موسیقی آغاز می‌شود...» این جمله مشهور، نه‌تنها توصیف‌کننده موسیقی محض، بلکه روایتگر نقش موسیقی فیلم نیز هست؛ در جایگاه هنری انتزاعی که به کمک روایت در سینما می‌آید. همچنان ‌که خود آدمی نیز همواره ناگزیر از روایت بوده و در امر روایت، از عناصر زیادی یاری جسته است. اصولا هر رفتار <فرد ــ انسان>ی در نزد آدمی به‌نوعی روایت او از زندگی خویش است و هریک از ما مدام در حال ارائه و خوانش روایت‌های مختلف از زندگی خود هستیم. اثر موسیقی نیز ــ به عنوان تبلور احساساتی که در ناخودآگاه ما نهفته است ــ یکی از این روایت‌هاست که اتفاقا شاید تاثیر آن بیش از سایر مدل‌های روایتی هنری باشد؛ چراکه موسیقی، دست آدم را بخوبی بازمی‌گذارد و قدرت تخیل و شهود او را ــ یله و رها ــ به ژرفای مفاهیم می‌برد؛ آن‌هم از طریق برانگیختن برخی حس‌های خودبه‌خودی، بی‌اختیار و بی‌واسطه و هجوم‌آورنده که فرد، کمترین دخالت را در آن دارد و شاید در گذشته نیز با آنها بیگانه بوده باشد.
جالب این‌که از این نظر، اثر موسیقی، به ضرورت همان انتزاعی ‌بودنش، گاه بسیار عریان‌تر از آثار هنرهای دیگر پدیدار می‌شود، درست به همین سبب است که در تاریخ سینما، فیلم‌هایی را سراغ داریم که تم‌های موسیقی آنها از خودشان مشهورترند (بد نیست که همین الان، هریک از ما به یک یا چند تا از چنین تم‌های مشهوری که در ذهن موسیقایی خود انباشته‌ایم، بیندیشیم و سیاهه‌ای از آنها را پشت سر هم ردیف کنیم.) این شهرت شاید از این روست که آهنگساز فیلم ــ در جایگاه هنرمندی که با موسیقی، با تمامی خصوصیاتش، بیش از سایر عوامل فیلم و از جمله کارگردان سروکار دارد ــ به وجوه موزیکال و نیز به تمامی اجزای موسیقی فیلمش به‌قدر کافی اندیشیده است: ملودی کلی فیلم و سازهای اصلی و فرعی، موسیقی تیتراژهای آغازین و پایانی، موسیقی ویژه کاراکترها، رابطه هریک از سازها با یکدیگر و بده‌بستان‌های آنها، نقاط اوج و فرود قصه فیلم که موسیقی نیز باید همراه با آنها این اوج و فرود را روایت کند و سایر الزامات دیگر. این موسیقی، پس از نمایش چندین و چندباره فیلم، تداوم حیات می‌یابد و ــ باز تاکید می‌کنم که ــ چون وجه انتزاعی آن بیش از سایر آثار هنری دیگر است، هر بار در ذهن و ضمیر آگاه و ناخودآگاه جمعی جامعه دوستداران سینما، معنایی دیگر پیدا می‌کند ــ یا تصویر را معنایی دیگر می‌بخشد ــ و مجموعه این یادد‌اشت‌ها (در یادماندنی‌های موسیقایی) به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود...
نکته دیگر ــ و مهم ــ این‌که هریک از تم‌های موسیقی فیلم‌های سینمایی، در گذر از پیچ ‌و خم زمان، به‌تنهایی و جد‌ای از فیلم نیز قادر به ارائه به مخاطب هستند و این حیات، به‌صورت مجرد، حتی در نزد بسیاری از شنوندگان قطعه‌ها (و نه لزوما بینندگان فیلم) تداوم می‌یابد. کافی است از بسیاری از افرادی که امروزه در گوشی موبایل خود مثلا تم مشهور پدرخوانده را نگه می‌دارند و از آن لذت می‌برند، بپرسیم که اصلا آیا این فیلمی را دیده‌اند یا خیر و مسلما جواب همه آنها آری نخواهد بود. این نکته نیز وجهی دیگر از ویژگی‌های موسیقی فیلم است که همواره فارغ از سینما نیز در گوش و ذهن و روان مخاطب جاری خواهد ماند...
● دراماتیک ترین مولفه
صدا نیمی از سینماست. اگر از شاهکارهای صامت سال‌های ابتدایی ظهور هنر سینما که بدون عنصر مهمی چون صدا نیز قادر به گذاشتن چنان اثرهایی بر تماشاگر بودند، صرف‌نظر کنیم، سینما را در ادامه مسیر خود دارای ۲ بال محرک تصویر و صدا می‌بینیم. صرف نظر از معدود شاهکارهای بی‌صدا و کم‌صدای خلق ‌شده در دوره بعد از ناطق شدن سینما، بینندگان همواره در بسیاری از صحنه‌های فیلم‌ها، عنصر صدا را حتی موثرتر از تصویر احساس کرده‌اند. اگر در میان مولفه‌های صوتی فیلم، موسیقی را دراماتیک‌ترین و مهم‌ترین آنها بنامیم، سخنی به گزافه نگفته‌ایم (مگر نه این‌که حتی یک دیالوگ تاثیرگذار نیز در حین اجرا با در نظر گرفتن موسیقی و لحن خاص اجرایش جاودانه خواهد شد؟)!، پس سینما و موسیقی حالاحالاها با همدیگر سروکار خواهند داشت و بینندگان را میهمان تصویرهای موزیکال و موسیقی‌های تصویری خواهند کرد...
● دایره المعارف موسیقی فیلم‌
بیش از یک قرن، از اختراع سینما و کمتر از این مدت از زمان و افزوده شدن صدا به این هنر می‌گذرد. در تمامی این سال‌ها، موسیقی فیلم برای خود دارای دایر‌ه‌المعارف پرحجمی به نمایندگی از احساس‌های گوناگون به وسیله ملودی‌ها، ارکستراسیون‌های مختلف و تنظیم‌های خاص و سبک‌ها و هارمونی‌های متنوع شده است. در کنار اینها، نوع خاصی از موسیقی فیلم نیز به وجود آمده و تکامل پیدا کرده است که موسیقی غیرملودیک می‌خوانندش. جالب این‌که این موسیقی، صددرصد سینمایی است و به احتمال زیاد از سینما به موسیقی محض راه پیدا کرده است. تقریبا نیز می‌توان گفت هر موسیقی غیرملودیکی فقط با شنیده شدن در همان پلان ــ سکانس بخصوصی که برای آن آفریده شده، معنا می‌یابد (یا این‌که دست‌کم همان معنای مورد نظر فیلمساز ــ آهنگساز فیلم را پیدا می‌کند.)
از طرفی، آن دایره‌المعارفی که گفتیم موسیقی فیلم امروز دارای آن است نیز وجوه احساسی مشترکی را دربردارد؛ مثلا کمتر مخاطبی است که با شنیدن یک موسیقی غم‌انگیز دچار احساسی متضاد با این حس شود.‌ آهنگساز نیز همواره با نیم‌نگاهی به این داشته‌ها و نداشته‌ها، به کار تصنیف موسیقی فیلم مشغول می‌شود. هنر موسیقی فیلم نیز در تمامی این سال‌ها به همین شکل تکامل یافته است و فعلا این روند ادامه خواهد داشت و انتزاع نهفته در موسیقی ــ دست‌کم در سینما ــ ‌به همین صورت در خدمت روایت قرار خواهد گرفت؛ اما نوع خاصی از موسیقی ــ تصویر که در دهه‌های اخیر باب شده و در قالب کلیپ‌های ویدئویی یا موزیک‌ ویدئو به‌گونه‌ای بیشترین طرفدار را دارد، قطعا در سال‌های آتی موسیقی، فیلم و موسیقی فیلم را دستخوش تغییرات و نگاه‌های تازه‌ای خواهد کرد.
این پدیده که تاکنون نیز اثرات خود را بر این سه حیطه گذاشته است، برخلاف انواع دیگر استفاده از این سه هنر، تصویر را برای موسیقی می‌آفریند (یا برعکس) و در نوع با کلام آن (که بیشترین کمیت را در ویدئو کلیپ‌ها دارد)، تا حدود زیادی انتزاع را از ذهن مخاطب حذف می‌کند؛ امری که به موازات حذف تدریجی شهود آدمی در عصر دیجیتال، تعریف‌های تازه‌ای از تمامی امور عرضه می‌کند و به همین ترتیب موسیقی تصویری و موسیقی فیلم را نیز دستخوش دگرگونی‌های زیادی خواهد کرد.


کلمات در حال جستجو
پاول الکساندر , استقلال و الاهلی , رند پال , مهرداد صالح , آموزش شنای کودک , مسابقات جودو کاپ اروپا , هدف قرار دادن مساجد , روستاهای خرمشهر , بورسیه های غیر قـــانـــونی , یادواره شهدای آتش نشان ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
شرح حال و معاینه کامل بالینی چیست؟ , جدول هزینه‌های زندگی (شاخص قیمت مصرف برای الجزایری‌ها، میانگین ماهانه) , سازهای اِروفون و کوردوفون , گندم , آگاه کردن خسرو شیرین را از قصد سفر خود به سوی قیصر روم , آتاکسی (ataxia) , کرم‌های انتقال‌یافته توسط بندپایان , ای دل مکن انکار و از این کار میندیش , بنزودیازپین‌ها , چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم ,

برخی منابع مهم خبری
eghtesad-pooya.com روزنامه اقتصاد پویا , plus.ir تی وی پلاس , eghtesadnews.com اقتصادنیوز , iran-newspaper.com روزنامه ایران , jamaran.ir جماران , tasnimnews.com خبرگزاری تسنیم , caffecinema.com کافه سینما , kasbokarnews.ir روزنامه کسب و کار , bartarinha.ir برترینها , jahanesanat.ir روزنامه جهان صنعت ,

وبگردی
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه - خبر «قرآن مطلا» در روزهای اخیر احساسات بسیاری را جریحه­ دار کرده است. اگربه جامعه و واقعیت ­های آن سری بزنیم چه می توانیم بگوییم؟ گیریم که قران مطلا کار درستی است. آیا با توجه به وجود فقط 100 خانوادۀ زیر فقر در جامعه، باز هم باید برخلاف سیره رسول خدا و امیرمومنان(علیهما السلام) آنان را نادیده گرفت و به کاری ازین دست پرداخت؟ در آن صورت، آیا قرآن مطلا با سیره و سنت رسول...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها