چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ / Wednesday, 17 January, 2018

یوسف گم گشته


یوسف گم گشته
●دكتر سید صدر الدین صدر
امام موسی صدر در ۱۴ خرداد ماه ۱۳۰۷، در شهر مقدس قم، و در خانهٔ علم و عمل و فضیلت و جهاد، دیده به جهان گشود. پدران ایشان، نسل در نسل تا امام موسی بن جعفر (ع)، از مراجع عظام تشیع واز فرهیختگان دینی و اجتماعی و سیاسی بودند. به عبارتی می توان گفت، كه این بزرگوار خلاصه و عصاره اجداد ارجمندش است.
امام موسی صدر پس از تحصیلات دانشگاهی و حوزوی در قم، به درجهٔ اجتهاد رسید. سپس برای تحقیق بیشتر راهی نجف اشرف شد، و پس از چهار سال به قم بازگشت. در اواخر سال ۱۳۳۸ و بنا به دعوت شیعیان جبل عامل در جنوب لبنان، برای جانشینی حضرت امام عبدالحسین شرف الدین، به لبنان هجرت كرد. امام موسی صدر پس از ۱۹ سا ل جهاد، در شهریور ۱۳۵۷، به دعوت رسمی دولت لیبی، راهی این كشور شد، و همزمان با محاصره بیت حضرت امام خمینی در نجف، به دست سرهنگ قذافی ربوده شد. ایشان از آن روز تا امروز، در خارج از كشور لیبی دیده نشده اند.
امام موسی صدر، فعالیت های خود را با بینشی جامع، علمی و واقع بینانه، برای توسعهٔ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مردم لبنان آغاز كرد. از جمله دغدغه های مهم امام موسی صدر می توان این موارد را بر شمرد:
یكم: درك كامل واقعیت ها، اوضاع و ساختار اقتصادی و اجتماعی آن زمانِ لبنان، با یاری گرفتن از تحقیقات و بررسی های عمیق میدانی، كه یا خود و همكارانشان در مناطق مختلف لبنان كردند، یا از نتایج تحقیقات و بررسی های هیئت های مختلف سازمان ملل بر گرفتند. ایشان در مصاحبه ای گفتند كه كیلومتر شمار ماشین فولكس كوچك من سالیانه ۱۵۰۰۰۰ كیلومتر كار می كند، و این به سبب گشت و گذار در كوره راه های لبنان است. به راستی هیچ شهری، و هیچ دهاتی، اعم از مسلمان، مسیحی و شیعه نشین در لبنان وجود ندارد كه بگوید، امام موسی صدر در فلان تاریخ این جا نبود، یا فلان كار را این جا انجام نداد.
دوم: شهرصور و بلكه تمام منطقه جنوب لبنان، ناحیهٔ رویارویی با رژیم صهیونیستی بود. لذا باید درآن وسپس در همهٔ لبنان جامعه ای مقاوم ایجاد می شد، كه به رسالت خود جامهٔ عمل بپوشاند. رسالتی كه محافظت از سرزمین و انسان لبنان، و پاسداری از خط مقدم جبههٔ جهانِ عرب و اسلام در برابر اسرائیل بود. اسرائیلی كه به تعبیر ایشان شر مطلق است، و می باید از ریشه كنده شود.
سوم: درك این حقیقت كه محرومیت سرزمین های جنوب، عكار، بقاع و سایر مناطق لبنان، مشكلات عظیم اجتماعی در دیگرمناطق و بلكه تمام كشور ایجاد خواهد كرد.
چهارم: ضرورت مشاركت همهٔ افراد جامعه در مسئولیت های اجتماعی، آن هم بر اساس توانمندی ها و شایستگی هایی كه هر انسان دارد.
پنجم: اهمیت سازماندهی، منظم و نهادینه كردن فعالیت های اجتماعی، سیاسی و دینی، به عنوان شرطی اساسی برای موفقیت تك تك فعالیت ها.
ششم: ضرورت وارد كردن روحانیان به دنیای حركت و تلاش، و به تعبیر خود امام صدر: تكاندن غبارِ سال ها خمودی و انزوای در مساجد، و بیرون آوردن آن ها به سوی منبر و محراب میهن، تا با زندگی و پیشرفت های آن، و با اعتلای انسان همگام باشند، و مسئولیت ناب و فكر دینی اصیل محفوظ بماند .
خلاصه آن كه امام موسی صدر، دستاوردهای مهم و ارزنده ای را به ارمغان آورد، كه همه عبرت انگیز است. مهم ترین این دستاوردها عبارتند از:
الف) بازسازی هویت، انسجام و غیرت شیعه در لبنان .
ب) پرچمداری حركت تقریب مذاهب اسلامی وگفتگوی ادیان و فرهنگ ها.
ج) تأسیس مقاومت لبنانی و ایجاد جامعه ای مقاوم در برابر تجاوزهای اسرائیل و نیز حمایت از انقلاب فلسطین.
د) معرفی حركت انقلاب اسلامی ایران به جهان، و حمایت از آن حتی قبل از پیروزی.
ه) دریافتن نسل جوان و بازگرداندن آنان به آغوش دین و ارزش های الهی.
گفته بودم كه نقل قول نخواهم كرد، اما سخنی است كه از دست مجری محترم پنهان مانده است. امام را باید از سخنان خودش شناخت. نه فقط امام موسی صدر، بلكه هر بزرگمرد، و هر انسان مصلح و هر كسی كه در جامعه نقش سازندگی ایفا می كند، بهتر است كه از زبان خودش شناخته شود.
ایشان در سال ۱۹۶۱، ۳۳ سال سن داشتند. دو سال بعد از این كه به لبنان رفتند، مصاحبه ای با روزنامه الحیاه، و در واقع با جوانان كردند. ملاحظه بفرمایید كه امام دربارهٔ جوانان و آزادی چه می گویند؟ الحیاه می پرسد: با توجه به این كه شما به لحاظ سنی و فرهنگی، سالار و پیشگام نسل جوان هستید، برای جوانان چه آرزویی در دل دارید ؟ پاسخ می دهند: طبیعی است كه جوانان آمال و آرزوهای خاص خود را دارند. اما در عین حال این مسئله اجازه نمی دهد كه آنان در آرزوهای خود غرق شوند، جسم و روحشان به ابتذال كشیده شود، یا به اموری پیش پا افتاده سرگرم شوند. رفتار من با جوانان، آمیزه ای از تسامح و موعظه است. وقتی به جوانان می نگرم، یك چشمم را می گشایم و دیگری را برهم می نهم. آرزوی من این است كه جوانان همواره مورد لطف و حسن ظن جامعه خود باشند . طبیعتاً آنچه كه برای لبنان صادق است، در ایران هم صدق می كند. بعد می فرمایند: جوانان همواره رایحه ای از بهشت با خود به همراه دارند.آرزو دارم كه آرمان های علمی، ادبی و اخلاقی جوانان تحقق پیدا كند، تا در جامعه ای كه خداوند به ما ارزانی داشته، از حمایت بیشتر و نیز ارزش والاتر بهره مند شوند .
●روند پیگیری سرنوشت امام موسی صدر
اكنون به موضوع اصلی مان بپردازیم كه سرنوشت امام موسی صدر است. ۲۳ سال و ۶ ماه است كه ایشان اسیر ند. آن هم بدون هیچ اطلاع رسمی یا علنی! چگونه است كه ماهنوز از اسارت و آزادی ایشان سخن می گوییم؟ آیا برای این است كه منبر و بلندگویی داشته باشیم و بتوانیم حرف بزنیم؟ هرگز! تنها ناامیدان از رحمت خدا دل می كَنند. در این جا می خواهم سه نكته را یاد آوری كنم:
نكتهٔ اول آن كه چرا ما هنوز به حیات و اسارت امام و دو همراه ایشان اعتقاد داریم؟ طبیعتا برای این باور خود دلایل و قرائن فراوانی داریم. تمام اطلاعاتی كه ما جمع آوری كردیم، چه پنهان و چه آشكار، همه بر اسارت امام موسی صدر و هر دو همراه ایشان دلالت دارند، و به حیات ایشان امیدواری می دهند.
یكی از دلایل ما، اطلاعات پنهان مستقیم و غیر مستقیمی است كه در این سال ها، از طریق برخی سران عرب دریافت كردیم. از جمله وقایعی كه نقل آن امروز اشكالی ندارد، آن است كه آقای حافظ اسد تعریف می كردند كه هنگامی كه اجلاس سران جبههٔ پایداری چند ماه پس از ربوده شدن امام صدر در سوریه تشكیل شد، ایشان قذافی را ۲ ساعت در فرودگاه معطل كردند وبرای او توضیح دادند كه این شخص برای منطقه چه اهمیتی دارد، چه كارهایی كرده است ونبودش چه اشكالاتی ایجاد می كند. حافظ اسد می گفت كه حتی به قذافی پیشنهاد كرده است كه سوریه به عنوان دولتی كه در لبنان نفوذ دارد، در پیدا كردن راه حل به او كمك كند. از جمله آن كه اعلان كند كه چون امام دشمن داشته است، ما به ایشان توصیه كردیم تا مدتی را در یكی از شهرهای سوریه مخفی شود. با این حال سرهنگ قذافی نپذیرفت. در مورد اطلاعات آشكار، ده ها خبر مختلف در مورد حیات و اسارات امام در لیبی، در ۲۳ سال گذشته منتشر شده است. فهرستی از این خبرها در ویژه نامه همایش ذكر شده است كه توصیه می كنم آن را مطالعه بفرمایید.
به یاد دارم كه در پایان جنگ تحمیلی، و در هنگامی كه در خدمت همكارانم در هلال احمر بودم، تعداد اسرای ثبت نام شده در عراق حدود تنها ۲۰۰۰۰ تن بود. من آن زمان این افتخار را داشتم كه به وضع اسرا و مفقود آن و خانوادهٔ آنان، رسیدگی كنم. با این حال عدهٔ آزادگانی كه به میهنمان بازگشتد، بیش از ۴۰۰۰۰ نفر بود. یعنی از هزاران نفرشان قطع امید شده بود، و هیچ كس نمی دانست كه اصلَا چنین كسانی هنوز وجود دارند. به عبارت دیگر از روزی كه مفقود شده بودند، دیگر از آنان خبری نبود. حتی صلیب سرخ هم اعلام كرده بود كه آنان وجود ندارند. عراقی ها نیز در مذاكرات سیاسی وجود آنان را انكار می كردند. با این حال خدا خواست و آنان بازگشتند.
در لیبی نیز به تازگی اعلام شده است كه صدها زندانی سیاسی لیبیایی آزاد شده اند. برخی از آنان بیش از ۳۰ سال زندانی بودند، آن هم بدون آن كه خانواده هایشان كوچكترین اطلاعی از ایشان داشته باشند. یعنی تنها تاریخ ربودنشان معلوم بوده است. هیچ اطلاع دیگری از آنان نداشتند. به مدت ۳۰ سال تمام از ایشان بی خبربودند. تا این كه اخیراَ، قذافی برای آن كه دامنش را از اتهام نقض حقوق بشر پاك جلوه دهد، جمعی از آنان را آزاد كرد.برداشت ما از تلاش های مقامات محترم جمهوری اسلامی ایران این است كه آنان نیز به سرانجام قضیهٔ پیگیری خوشبین هستند. وگرنه، یقینا مقام معظم رهبری و جناب آقای خاتمی نمی خواهند كه وسیله ای برای تبرئه قذافی پیدا كنند. شرط این عزیزان برای مذاكرات مستقیم با لیبی این است كه تا جایی با شما مذاكره می كنیم،كه امید به بازگشت امام موسی صدر و دو همراه ایشان برقرار باشد. برخی مسئولان كه در گذشته به سرنوشت امام و همراهانشان اظهار بدبینی كرده بودند، هیچیك مدركی بر سخن خود نداشتند. تنها اظهار كرده بودند كه احساس ما چنین است، یا فلانی گفته است، یا این كه بعد از گذشت دو دهه، دیگر امیدی به بازگشت ایشان نیست.
بنابراین من، خانواده و بسیاری از دوستداران امام، هنوز به حیات و امكان بازگشت ایشان یقین و ایمان داریم. از همین رو نیز مجدانه در این جهت تلاش می كنیم. این نه از روی عاطفه و احساس قلبی، بلكه بر اساس اطلاعات و قرائنی است كه ذكر كردم. در كنار همه این ها ما اعتقاد داریم كه خداوند ایشان را دوست دارد و اگر بخواهد، به راحتی از آنان محافظت و امكان آزادیشان را فراهم می كند، ان شاءالله. طبیعتاَ من، خانواده و دوستداران امام، هرگز اصرار نداریم كه همه این نظر را بپذیرند. اما اصرار داریم كه این قضیه حق است و باید حق را یاری كرد.
نكتهٔ دوم شبهاتی است كه رژیم قذافی مطرح كرده است. حقیقت آن كه از همان ابتدا، صحبت های لیبی پر از دروغ و تناقض بود. هر بار پس از مدتی، دروغی جدید و پرونده و سندی خلاف واقع مطرح كردند. همهٔ این ها حكایت از آن داشت كه توطئه ای در كار است.
●چرا رژیم لیبی دو نفر كوتاه قد را به عنوان امام موسی صدر و شیخ محمد یعقوب، كه ایشان هم از نظر قد دست كمی از امام موسی صدر ندارد، به هتلی در رم فرستاد تا وانمود كند كه این شخص امام موسی صدر است؟
پس از انقلاب هر بار كه ایران وارد مذاكره می شد، گفتند كه ایشان لبنانی است! شما چه كار دارید؟ وقتی جناب شیخ احمد الزین نیز به سوریه رفتند، به او گفتند: این آقا ایرانی است! شما با او چه كار دارید؟ چرا می خواستند همه را از پیگیری قضیه باز دارند؟
امام موسی صدر پس از تحصیلات دانشگاهی و حوزوی در قم به درجهٔ اجتهاد رسید در اواخر سال ۱۳۳۸ و بنا به دعوت شیعیان جبل عامل برای جانشینی امام عبدالحسین شرف الدین به لبنان هجرت كرد.
این همه نشان از یك توطئه است. امروز نیز پس از گذشت این سال ها، همان مواضع را دارند. ادعا می كنند كه ما با آقای صدر اختلافی نداشتیم! چرا باید چنین كاری كنیم؟ موضع قذافی و طرفداران او در لبنان خیلی روشن بود. معروف است كه قذافی به حذف العسكری ، یعنی استفاده از راه های نظامی برای حل مسائل لبنان اعتقاد داشته است. می گفت كه باید نیروهای جدیدی را مسلح و تقویت كنیم، تا بر نیروهای مسیحی دست راستی، و هر كس دیگری كه با آنان همكاری ندارد، غلبه كند، و لبنان این گونه به كشوری اسلامی بدل شود. آن زمان جمهوری اسلامی را مطرح می كردند. پس از آن نیز كه انقلاب پیروز شد، واژهٔ جمهوری را از ابتدای آن حذف كردند و شعار كشور اسلامی را علم كردند. در حالی كه موضع امام موسی صدر این نبود. موضع امام این بود كه به هر قیمتی كه شده، باید در لبنان آرامش و آتش بس ایجاد كرد، تا به مسئله مهمتری پرداخت كه دشمن صهیونیستی است، و به احتمال زیاد درگیری های لبنان حاصل كار اوست، اما قذافی معتقد بودكه ابتدا مسیحی ها باید مسلمان شوند و كشوری اسلامی تشكیل شود، تا قضیه حل شود. از همین رو نیز هر زمان در نقطه ای از لبنان آرامش برقرار می شد، با پخش پول و اسلحه در میان مزدوران، دوباره آتش جنگ را شعله ور می كرد.
لیبیایی ها ادعا می كنند كه ما دوست آقای صدر بودیم! چرا باید چنین كاری كنیم؟ سفر پیشین و تنها سفر امام به لیبی، در سال ۷۵ میلادی انجام گرفت. در آن دیدار سرهنگ قذافی در انتهای مذاكرات، با حالتی توهین آمیز كلاهش را بر روی چشم كشید و به خواب تظاهر كرد آن روابط حسنه ای كه امروز لیبیایی ها ادعا می كنند، تنها همین بود!
لیبیایی هاادعا می كنند كه لبنان كشور ترور بود. خیلی ها در آن جا ترور شدند. رئیس جمهور لبنان ترور شد. شیخ حسن خالد مفتی اهل سنت ترور شد. كمال جنبلاط ترور شد. بنابراین ایشان را نیز به راحتی میتوانستنند در همان لبنان ترور كنند. در پاسخ این ها ما اعتقاد داریم كه اتفاقاًَ برای ترور امام نیز خیلی تلاش كردند، اما خدا نخواست. بارهایی كه امام در معرض ترور قرار گرفتند، خیلی زیاد است. اما مقدر نبود كه هدف قرار گیرند.
همچنین ادعا كردند كه امام دشمنان زیادی داشته است. از جمله ساواك دشمن ایشان بود، و بدش نمی آمد كه بلایی سر امام بیاید. اسراییل نیز بابت آن كه امام مقاومت را تأسیس كرده و مردم را به مشاركت در آن فرا خوانده از ایشان ناراحت بوده است. گروه های چپی افراطی فلسطینی نیز با امام دشمنی داشتند. بالاخره با پول های اهدایی لیبی، همه ممكن است دشمن شوند! به نظر ما همهٔ این ها ممكن است بوده باشد! یعنی ممكن است كه ده ها گروه تروریستی بین المللی دیگر هم دخیل بوده باشند. با این همه، اسناد بر آن دلالت دارند كه امام به لیبی رفتند، و هرگز از آن جا خرج نشدند!
خلاصه آن كه سران لیبی از همان اول پرونده سازی را شروع كردند. آخرین بازی حكومت لیبی، كه برای به اصطلاح بازاریابی صورت گرفت، آن است كه یك كمیتهٔ تحقیق مشترك سوری، لبنانی، لیبیایی و ایرانی تشكیل شود. طبیعتاَ ظاهر این پیشنهاد بر اساس حسن نیت است. اما واضح است كه هدفشان در درجهٔ اول، بی اعتبار كردن تمام تحقیقات وبررسی های قضایی گذشته در ایتالیا و لبنان است. از آن طرف كسی نمی تواند زندان های لیبی را بازرسی كند، و حتی اگر هم می توانست، چیزی عائد نمی شد. لیبیایی ها چون پول زیادی دارند، به راحتی به خریدنِ خبرنگاران، سیاستمداران و خلاصه تجار لبنانی و غیر لبنانی اقدام می كنند.
●نكتهٔ سوم این كه ما چه بكنیم و چه باید كرد؟
امروز و پس از گذشت ۲۳ سال هنگام آن فرا رسیده است كه حقیقت آشكار شود، دولت لیبی این عزیزان را آزاد كند، و سپس پاسخگوی این جنایت ضد انسانی باشد. پیگیری ما دو انگیزه دارد: اول آن است كه پدر، برادر و همسری مفقود شده است، كه البته ممكن است این سبب خیلی برای دیگران مهم نباشد. دوم آن است كه خود امام به ما آموخته اند، كه باید برای احقاق حق ایستادگی كرد. این سخن بر اساس فرهنگ عاشورا و بر مبنای سیره همه پیامبران و امامان ماست. قضیهٔ، قضیه حق و عدالت است، و باید با تمام وجود ایستادگی كرد.
ما پس از گذشت ۲۴ سال و ۶ ماه، هنوز همان عزم و جدیت روز اول را داریم. به همین دلیل نیز قضیه را ان شاءالله تا آزادی امام و دو همراه ایشان ادامه خواهیم داد. بخواهیم یا نخواهیم، این تكلیف ماست. باید با پیمودن همه راه های ممكن، در تمامی زمینه ها كوشید و پیگیری را ادامه داد. مهم این است كه در هر وضعیتی، وظیفهٔ دینی و انسانی خود را ایفا كنیم واز این مسئلهٔ حق و مقدس دفاع كنیم. باید از تمامی راه های ممكن استفاده كرد. در این چند سال به صورت علنی و محرمانه مذاكرات مستقیمی شده است، كه البته اخیراً علنی شده است. طبعاَ برای پیگیری راه های مختلفی وجود دارد. یكی راه پیگیری قضایی و قانونی است. دیگری راه تبلیغاتی و سیاسی است. یك راه، فشارهای مردمی است. دیگری از طریق جمع آوری اطلاعات در خور اعتماد است. از هر كدام از این راه ها می توان و باید استفاده كرد. در نهایت هم اگر به تكلیف خود عمل كردیم اما نتیجه ای حاصل نشد، باید راهی را كه این بزرگمرد ساخته است، حفظ كرد. این خود بزرگترین ضربه به توطئه گرانی است كه می خواستند با حذف ایشان، هدف و راهشان را از میان بردارند.


مطالب مرتبط

به یاد سیدمصطفی خمینی


به یاد سیدمصطفی خمینی
دکتر زهرا مصطفوی، شناخت شخصیت او را جدای از شناخت امام (ره) نمی‌داند و می‌گوید: حقیقت این است که شناخت شخصیت ایشان دقیقا در کنار شناخت امام ممکن است. ایشان ویژگی‌هایی داشتند که تحت تأثیر حضرت امام رشد کرده و کمال یافته بود.
اولین فرزند امام خمینی در ۲۱ آذر ۱۳۰۹، مطابق ۲۱ رجب ۱۳۴۹در قم متولد شد و تحصیلات ابتدایی را در مدرسه‌های باقریه و سنایی این شهر به پایان رساند. در سال ۱۳۲۵ به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و در سال۱۳۳۰ سطح یک را به پایان رساند و در درس خارج آیات عظام سید روح‌الله خمینی و سید حسین طباطبایی بروجردی حضور یافت. سید مصطفی علاوه بر اجتهاد در فقه و اصول، در علوم معقول و منقول نیز مهارت داشت و از محضر استادان دیگری چون علامه طباطبایی، آیات عظام داماد، شیخ مرتضی حائری، سید محمد باقر سلطانی، شهید صدوقی، حاج شیخ محمد جواد قزوینی ، سید ابوالحسن قزوینی، آیت‌الله العظمی حجت، آیت‌الله العظمی شاهرودی، آیت‌الله العظمی خویی، آیت‌الله العظمی محمد باقر زنجانی، آیت‌الله العظمی سید محسن حکیم، آیت‌الله فکور یزدی، آیت‌الله والد محقق، آیت‌الله علامه طباطبایی و آیت‌الله سیدابوالحسن رفیعی قزوینی بهره برد.
از ۱۳۴۱ در کنار امام خمینی بر ضد حکومت پهلوی، به فعالیت سیاسی پرداخت و در پیشبرد حرکت اسلامی نقشی بسزا داشت. در سال ۱۳۴۲، در دورانی که امام در قیطریه تهران زیر نظر بودند، رییس وقت شهربانی کل کشور (سپهبد نصیری) او را به شهربانی جلب و هشدار داد که اگر از فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی دست نکشد، تحت پیگرد قرار می‌گیرد.
امام قدس سره در روز چهارم آبان ۱۳۴۳، علیه لایحه کاپیتولاسیون و انقلاب سفید سخنرانی کردند و جریانی را که در ۵۷ ثمر داد پایه گذاشت.
در تاریخ ۱۳ آبان همان سال امام را شبانه دستگیر و به ترکیه تبعید کردند. حاج سید مصطفی در واکنش به اقدام رژیم پهلوی، سخت بر آشفت و با سیل خروشان مردم خشمناک قم به طرف بیوت آیات عظام به راه افتاد و همگام با مردم قهرمان قم با فریاد اعتراض خویش، جو رعب و وحشت را شکست و از مراجع وقت، اقدام برای آزادی امام را خواستار شد.
در پی این تظاهرات، ساواک دستور جلب ایشان را به شهربانی قم صادر کرد. مأموران رژیم زمانی که حاج آقا مصطفی در بیتِ آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی به گفت‌وگو با ایشان مشغول بود، یورش بردند و ایشان را دستگیر کردند و مدت ۵۷ روز در زندان قزل قلعه تهران در سلول انفرادی زندانی کرد.
در این باره زهرا مصطفوی، خواهر شهید در بیان خاطراتش در گفت‌وگویی با ایسنا آورده است: مادرم در کمال ناراحتی و گریه از ایشان می‌خواستند که نرود. می‌گفتند پدرت خودش شروع کرد آمادگی و روحیه‌ تحملش را دارد اما تو جوان هستی، زن و بچه‌ کوچک داری، من با زن و بچه تو چه کنم؟ غافل از اینکه ایشان مجبور بودند. اما در جواب گفتند شما اینجا همه با هم هستید و مراقب زن و بچه‌ من هم هستید اما آقا آنجا تنهای تنها است من باید بروم از ایشان مراقبت کنم. خداحافظی بسیار سخت و سوزناکی بود. همه بچه‌ها زن، مادر و ما خواهرها دور ایشان را گرفته بودیم و هیچ‌کس نمی‌دانست که او را کجا می‌برند که ما بتوانیم او را دوباره ببینیم یا اصلا نخواهیم دید.
سیدمصطفی خمینی در تاریخ ۸ دی ۱۳۴۳، از زندان آزاد و در ۱۳ دی که تنها پنچ روز از آزادی او می گذشت، به دنبال استقبال چشمگیر مردم از آن عالم مجاهد، مأموران رژیم به خانه او در قم یورش بردند و بار دیگر او را دستگیر کردند. این یورش وحشیانه مایه بیم و هراس همسر آن بزرگوار و سقط جنین او شد. سرانجام نیز روز ۱۴ دی او را از ایران به ترکیه تبعید کردند.
مصطفی خمینی یک سال در شهر بورسای ترکیه به حالت تبعید ماند اما باز سعی در بازگشت به ایران کرد و با رییس سازمان امنیت بورسا در این زمینه به گفت‌وگو اقدام کرد تا در مورد بازگشتش به ایران با نعمت‌الله نصیری گفت‌وگو کند. نصیری شرط حضور مصطفی خمینی را ماندن در خانه‌ای روستایی و عدم ارتباط با انقلابیون اعلام کرد که با عدم موافقت مصطفی، مساله منتفی اعلام شد.
در ادامه اقدامات ساواک علیه این خانواده در ۱۳ مهر ۱۳۴۴، امام و فرزندش از ترکیه به عراق هجرت کردند و روز ۲۳ مهر ۱۳۴۴، در نجف سکونت گزیده و بی‌درنگ درس و بحث را آغاز کردند و حاج آقا مصطفی افزون بر حضور در درس امام، شخصا به تدریس پرداخت.
آیت‌الله سید مصطفی در کنار برنامه‌های درسی و علمی، با راه‌ها و شیوه‌های نوینی، مبارزه با شاه را دنبال کرد و مشاوری برجسته و متعهد برای امام بود.
مصطفی در عراق نیز از مبارزه دست نکشید و به دنبال اوج‌گیری نهضت رهایی‌بخش فلسطین، تلاش کرد که روحانیون خارج از کشور به پایگاه‌های فلسطین بروند و در آن جا دوره ببینند، وی حتی خود تحت آموزش‌های نظامی قرار گرفت.
در ۲۱ خرداد ۱۳۴۸، به دنبال یک سلسله فعالیت‌ها و کوشش‌هایی در راه برانگیختن آیت‌الله حکیم علیه رژیم ضد اسلامی عراق، بعثی‌ها او را دستگیر و به بغداد بردند. رییس‌جمهور وقت عراق (احمد حسن‌البکر) به وی هشدار داد در صورت ادامه فعالیت بر ضد حکام بغداد، با واکنش شدیدی روبه‌رو خواهد شد.
منابع موجود مکتوب و اینترنتی که به بیان شرح زندگی سید مصطفی خمینی پرداخته‌اند، درباره سال‌های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۶ که مرتبط با سکونت ایشان به همراه امام در عراق است، به مطالبی جز شرح اوضاع سیاسی کشور عراق نپرداخته‌اند.
سرانجام سید مصطفی خمینی در نیمه شب یکشنبه اول آبان۱۳۵۶ در ۴۷ سالگی به طرز مشکوکی درگذشت. هنگام انتشار خبر درگذشت او، برای هیچ یک از انقلابیون قابل قبول نبود که فوت وی به صورت طبیعی اتفاق افتاده باشد، علاوه بر اینکه تا آن زمان نشانی از بیماری‌ جدی در او دیده نمی‌شد.
امام خمینی (ره) در پیامی خطاب به مردم ایران، فردای انتشار خبر فرمودند:
ـ "این طور قضایا مهم نیست، خیلی پیش می‌آید، برای همه مردم پیش می‌آید و خداوند تبارک و تعالی الطافی دارد به ظاهر و الطافی خفیه است. یک الطاف خفیه‌ای خدای تبارک و تعالی دارد که ما علم به آن نداریم اطلاعی بر او نداریم و چون ناقص هستیم از حیث علم، از حیث عمل از هر جهتی ناقص هستیم، از این جهت در این طور اموری که پیش می‌آید جزع و فزع می‌کنیم، صبر نمی‌کنیم، این برای نقصان معرفت ماست به مقام باری تعالی. اگر اطلاع داشتیم از آن الطاف خفیه‌ای که خدای تبارک و تعالی نسبت به عبادش دارد و «انه لطیف علی العباد» و اطلاع بر آن مسایل داشتیم، در این طور چیزهایی که جزیی است و مهم نیست، آن قدر بی‌طاقت نبودیم، می‌فهمیدیم که مصالحی در کار است، یک الطافی در کار است، یک تربیت‌هایی در کار است."
امام خمینی بعد از شهادت مصطفی خمینی، در مراسمی نیز تاکید کرد: "این حادثه جزء ناچیزی از حوادثی است که بر فرزندان اسلام می گذرد."
بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران ۱۳ آبان ۱۳۵۶ به مناسبت شهادت سید مصطفی خمینی گفت: این حوادث و مصیبت‌ها در مقابل حوادث و مصیبت‌هایی که بر اسلام و مسلمین وارد شده است، ناچیز است.
البته امام (ره) در همان زمانی که خبر حادثه را شنید خود با ارسال نوشته‌ای برای مردم خبر را منتشر ساخت.
متن این نوشته عبارت است از:
انا لله و انا الیه راجعون
در روز یکشنبه نهم ذی القعده الحرام ۱۳۹۷ مصطفی خمینی، نور بصرم و مـهـجـه قـلبم دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد.
اللهم ارحمه واغفر له و اسکنه الجنه بحق اولیائک الطاهرین علیهم الصلوه والسلام.
با انتشار خبر، حوزه نجف در هاله‌ای از غم و اندوه فرو رفت. درس‌ها تعطیل شد. پیکر آن شهید را به کربلا بردند. در این مراسم جمعیت انبوهی شرکت کردند و جنازه را با آب فرات غسل داده و در محل خیمه‌گاه امام حسین علیه السلام کفن کردند و پس از طواف در حرم مطهر حضرت سید الشهداء علیه اسلام و حضرت عباس علیه السلام، به نجف بازگرداندند و روز بعد پیکر آن شهید از مسجد بهبهانی (واقع در بیرون دروازه نجف) با شرکت انبوهی از علما، فضلا، طلاب، کسبه، اصناف و دیگر اهالی نجف به طرف صحن مطهر علوی تشییع شد. امام قدس سره در مسجد بهبهانی حضور یافت و پس از توقفی کوتاه و خواندن فاتحه، با قامتی استوار به خانه بازگشت و در مراسم تشییع و خاکسپاری شرکت نکرد. در هنگان تشییع جنازه، بازار نجف یکپارچه تعطیل شد و نماز را بر پیکر مصطفی خمینی، آیت‌الله خوئی اقامه کـرد و پـس از تشییع مفصل و باشکوه که بسیاری از ایرانی‌ها نیز شـرکـت داشـتند، پیکرش را در حرم امام علی(ع) در کنار قبر آیت‌الله کمپانی اصفهانی به خاک سپردند.
شب هنگام امام خمینی (ره) پس از زیارت حرم مطهر حضرت علی علیه السلام بر مزار فرزند حاضر شد و با قرائت فاتحه، از حاضران خواست برای مصطفی طلب مغفرت کنند.
دکتر زهرا مصطفوی، خواهر سیدمصطفی درباره واکنش امام به شهادت وی خاطر نشان کرد: هنگام شهادت او امام می‌دانست چه گوهری را از دست داده و شاید هیچ جمله‌ای مثل آنکه فرمودند "مصطفی امید آینده اسلام بود" بیانگر ارزش‌های ایشان نزد امام نباشد. اما مادرمان نقل کردند که خدا می‌داند امام چه حالی داشته‌اند و برای از دست رفتن چنین فرزندی که می‌توانست یاری توانا برای اسلام باشد، چقدر گریه کرده‌اند. اما در پنهان امام به طور کلی بسیار عاطفی بودند. من خودم شاهد گریه‌های امام در مقابل تلویزیون زمانی که شهداء را تشیع می‌کردند بوده‌ام یا ستون‌های جوانان که به طرف جبهه حرکت می‌کردند امام را بسیار متأثر می‌کرد و به گریه وامی‌داشت.
سید مصطفی خمینی در ۴۷ سال زندگی خود علاوه بر تحصیل، تدریس و مشارکت در فعالیت‌های سیاسی به تالیف کتاب نیز پرداخت. از جمله القواعد الحکمیه (حاشیه بر اسفار)، کتاب البیع (دوره کامل مباحث استدلالی بیع در سه جلد)، تحریرات فی‌الاصول (از اول اصول تا استصحاب تعلیقی)، شرح زندگانی ائمه معصومین (ع) تا زندگانی امام حسین علیه السلام، مستند تحریر الوسیله، تعلیقه‌ای بر عروة‌الوثقی، تفسیر قرآن الکریم در چهار جلد، مبحث اجاره، کتاب الاصول، القواعد الرجالیه، کتابی در مبحث نکاح، مکاسبه محرمه (در دو جلد)، مبحث اجاره، تحریرات فی‌الاصول (از اول اصول تا استصحاب تعلیقی)، حاشیه بر شرح هدایه ملاصدرا، حاشیه بر مبداء و معاد ملاصدرا، حواشی بر وسیله النجاة آقا سید ابوالحسن اصفهانی، تطبیق هیات جدید بر هیات نجوم اسلامی و حاشیه بر خاتمه مستدرک را می‌توان نام برد. همچنین دو کتاب «قاعده لاتعاد» و «مکاسب محرمه» به هنگام اقامت در ترکیه نوشته است.
پس از درگذشت سید مصطفی خمینی، روزنامه کیهان در ۱۹ دی ماه در سرمقاله‌ای با امضای رشیدی مطلق علیه شخص ایشان مطالبی نگاشت و همان روز ظهر مردم قم در اعتراض به این مقاله به خیابان ریختند. در اربعین شهدای آن روز قم که در پاسداری از فرزند امام به خیابان آمده بودند، آذربایجان قیام کرد و به تدریج اربعین‌هایی به دنبال آورد و همه ایـران را فرا گرفت.
مرقد این شهید روحانی انقلاب در شهر نجف پس از سقوط دولت صدام برای زیارت عموم گشوده شد.

وبگردی
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها