پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

آداب زندگی مثبت


آداب زندگی مثبت
● چگونه با تغییر نگرش، رفتار خودمان را تغییر دهیم؟
شیوه فكر كردن شما تمام ابعاد زندگی‌تان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. اگر سعی كنید به حس درونی خود توجه كنید می‌توانید با الگوی فكری خود آشنا شوید و پی ببرید چگونه روی برخورد شما با موقعیت‌های دشوار زندگی تاثیر می‌گذارد.
بسیاری از انسان‌‌ها پی برده‌اند وقتی كه به واژه‌های درونی خود توجه می‌كنند، اغلب با افكاری منفی مواجه می‌شوند. افكاری مانند <من نمی‌توانم> و <اگه نتوانم چی؟> می‌توانند آثار منفی بر رفتار شما به‌جای بگذارند. این به نوبه خود، تمامی‌ نقاط زندگی شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. وقتی كه تحت فشار هستیم، هورمون‌های به‌خصوصی در بدن ما تولید می‌شوند. اگر به‌ندرت تولید شوند ضرری ندارند اما چنان‌چه به‌طور دایم در بدن جریان داشته باشند ضررهای زیانباری به بار خواهند آورد. بیماری قلبی در نتیجه تولید مداوم هورمون‌های استرس به‌وجود می‌آید. رمز زندگی كردن بدون افكار منفی و بدون درنظر گرفتن احساسات لحظه‌ای، شناختن خود است. برای بیشتر افراد گام نهادن به سوی آگاهی مثبت مستلزم برداشتن قدم‌های كوتاه در مسیری است كه انتخاب كرده‌اند. نكات زیر می‌ توانند ابزار موثری در رسیدن به زندگی رضایت بخش باشند
● خوب بخوابید
خواب راحت برای تقویت و حفظ سطح انرژی بدن، سیستم ایمنی، شفافیت ذهنی و احساسی و به‌طور كلی كیفیت زندگی ما حیاتی است. وقتی‌كه حال‌‌تان خوب است عملكرد‌تان نیز بهتر می‌شود.
▪ اگر دوست دارید بهتر بخوابید نكات زیربه شما كمك می‌كنند:
ـ ‌‌فعالیت‌های ذهنی را در شب كم كنید.
ـ برای روز بعد‌تان برنامه‌ریزی كنید.
ـ رایحه‌‌های آرامش بخش، نور و موسیقی می‌توانند بسیار موثر باشند.
ـ اگر مشكل خواب دارید، مكان دیگری را در منزل برای خوابیدن انتخاب كنید.
ـ به صدای طبیعت گوش دهید ( امواج، باد، آبشار، رودخانه، غیره )
ـ دارو‌های طبیعی مانند هومیوپاتی، گیا‌هان دارویی و برخی از ویتامین‌ها می‌توانند تاثیر مثبت داشته باشند ( كلسیم، ملاتونین، گل ساعتی یا سنبل‌الطیب قبل از خواب.)
ـ تمام چراغ‌ها را خاموش كنید.
ـ نكته آخر بسیار حایز اهمیت است چون به‌هنگام خوابیدن با چراغ روشن، تولید ملاتونین ( هورمون اصلی خواب و ترمیم سلول‌ها ) كاهش می‌یابد.
▪ نگرش خود را مثبت كنید
به واژه‌‌های درونی توجه كنید. یك یا چند ورق كاغذ را به دو ستون تقسیم كرده و به‌مدت چند روز پیاپی در ستون سمت راست، تمامی‌ افكار منفی را كه به ذهن‌‌تان خطور می‌كنند یادداشت كنید. هریك از فكر‌ها را به‌صورت مثبت در ستون دوم بازنویسی كنید و این كار را در ذهن خود نیز تمرین كنید تا به‌صورت عادت درآید. برای مثال: < من نمی‌توانم این كار را امروز تمام كنم> ! به این صورت نوشته شود: <من احتمالا تا امشب بیشتر این كار را تمام می‌كنم.
ارتباط برقرار كردن را بیاموزید و از به زبان آوردن چیز‌هایی كه احساس می‌‌كنید ممكن است به احساس آزردگی، انزجار، عصبانیت و دلهره، ختم شوند، پرهیز كنید.
▪ رمز خودكاوی
دست كسی را بگیرید، كمك كردن به دیگران حس خوبی به ما می‌دهد.
بُعد معنوی خود‌تان را پیدا كنید. تحقیقات نشان داده‌اند افرادی كه از طریق تماس داشتن با افراد روشن‌بین با اعتقادات شخصی و به‌خصوص با بُعد معنوی خود آشنا شده‌اند، عمر طولانی‌تر و زندگی بهتری دارند.
به دیگران فرصت دهید تا دوست‌تان بدارند. توانایی عشق ورزیدن دوطرفه والاترین خصلت انسانی به شمار می‌آید. ارتباط ما انسان‌ها به‌طور كلی با این نیاز بسیار حیاتی قطع شده است و علایم این خلاء نیز احساسات حاكی از ترس (افسردگی، تنهایی، عذاب وجدان و خشم) است. بخندید و در مسایل روزمره نیز نكته‌ای خنده‌دار پیدا كنید. خندیدن عامل موثری در تقویت حالات روانی است. اگر غمگین هستید كتاب‌های طنز بخوانید، فیلم كمدی ببینید یا هرچند وقت یك بار از خود‌تان مسخره بازی در بیاورید! گاهی اوقات به خود‌تان فرصت دهید تا بتوانید دنیا را از دید یك كودك ببینید.
توجه داشته باشید كه رسانه‌‌های خبری اغلب اطلاعاتی را منتشر می‌‌كنند كه به احساس ترس، افكار و احساسات منفی ختم می‌شود. وقت گرانبهای‌تان را صرف انجام كار‌های مثبتی مانند مطالعه یك كتاب مثبت، قدم زدن در طبیعت یا انجام كار‌های خیر كنید.
خود‌تان را از <بار احساسی> كه شما را از روشن‌بینی واقعی جدا می‌سازد، آزاد كنید. هر آنچه لازم دارید در اعماق وجود‌تان همین حالا نیز وجود دارد پس بنابراین قدرت خود‌تان را با پیروی كردن كوركورانه از دیگران، از دست ندهید. در عوض به خوبی‌‌هایی كه هم اكنون نیز در قلب‌‌تان لانه كرده‌اند، اعتماد كنید. تنها با رجوع كردن به قلب‌‌تان می‌توانید به‌صورت شفاف ببینید.
▪ تصمیم بگیرید روز مثبتی داشته باشید
منتقد درونی ما همان صدای واژه‌های درونی است كه ما با خود می‌‌گوییم و از خود ایراد می‌گیریم؛ حس آزاردهنده یا صدای درونی كه موجب می‌‌شود از خودمان و دیگران انتقاد كنیم. وقتی كه می‌آموزیم با طبل خواسته‌‌ها و نیاز‌های دیگران رژه برویم، به انتقاد كردن از خودمان عادت می‌‌كنیم و نیز یاد می‌گیریم زمانی كه آنها طبق خواسته‌‌های ما عمل نكنند و نیاز‌های ما را برطرف نسازند از آنها انتقاد كنیم. منتقد درونی به‌هنگام قضاوت خودمان و دیگران صدایش را بلند می‌كند. صدایی كه آماده انتقاد و سرزنش كردن است. صدای اسارت ما در نفس‌‌هایمان و در نیاز‌های دیگران. گاه منتقد درونی، به ما احساس خودناباوری می‌‌دهد و گاه به ما اجازه می‌‌دهد تا درباره دیگران احساسات منفی و قضاوت كننده‌ای داشته باشیم.
زمانی كه به منتقد درونی گوش می‌‌دهیم در واقع به جنبه‌‌های منفی كه ما را از خودِ برتر و نیز از دیگران دور می‌سازد گوش می‌دهیم.
▪ جاده زندگی
خودِ برتر ما از آنجایی می‌‌آید كه در آن خودباوری و عشق به خود وجود داشته باشد. زمانی كه بتوانیم خودمان را از صمیم قلب دوست داشته باشیم و بپذیریم، قادر خواهیم بود آنهایی را كه در دنیای ما نقش دارند، به‌عنوان شریكان راه خودسازی‌مان ببینیم. عشق جاده‌ای است كه ما را به بذر خلاقیت و مكانی كه بتوانیم در آن رشد كرده و بیاموزیم تا دیگران را در شادی خود سهیم كنیم، نزدیك‌تر می‌كند. ما همگی در سفر انسانیت هم سفر هستیم و بزرگترین چالش ما در مسیر راه موفقیت شخصی و نیز شغلی این است كه نسبت به انسانیت خود، عشق‌ورزی و تقسیم با دیگران كه ما را در مسیر زندگی با یك‌دیگر خواهر و برادر می‌كند، وفادار بمانیم. یك روز از هر هفته را برای خاموش كردن صدای منتقد درونی خود اختصاص دهید تا خود را از صفات منفی و قضاوت‌های خود آفریده ر‌ها سازید. به‌مدت ۲۴ ساعت تمام قضاوت‌ها و نگرش‌‌های منفی را از وجود‌تان حذف كنید. تنها روی جنبه‌‌های خوب زندگی خود و افرادی كه به‌طور روزانه با آنها در ارتباط هستید تمركز كنید. به منتقد درونی‌‌تان یك روز مرخصی دهید و با این كار یك روز كامل را با خودِ برتر، ارزشمندتر و كامل‌ترتان صرف كنید.‌


منبع : روزنامه سلامت

مطالب مرتبط

نگاهی به پدیده «مرده‌پرستی» در جامعه ایران!


نگاهی به پدیده «مرده‌پرستی» در جامعه ایران!
برای آنها همه چیز با یک خبر شروع می‌شود:‌« او مُرد!» همه چیز با یک سؤال ادامه پیدا می‌کند: «می‌شود سرنوشت را تغییر داد؟!» اما لحظه‌ها می‌گذرند و هیچ‌چیز تغییر نمی‌کند؛ آنها می‌مانند و تکرار یک خبر کوتاه:«او مُرد
«او» می‌تواند پدر باشد یا مادر، پدربزرگ یا یک دوست و همکار قدیمی! « او» اگر پدر باشد یا مادر یا حتی یک دوست قدیمی غصه‌اش بیشتر است؛ بغض با همان خبر اول می‌آید و می‌نشیند توی گلو و ناگهان« مادر» می‌شود عزیز بچه‌هایی که ماه تا ماه سراغش را نمی‌گرفتند. برای این جماعت، قاعده همیشه همین است، حتی اگر« او» را از نزدیک ندیده باشند، حتی برای یک بار!
« او» می‌تواند«ستاره» باشد؛‌ یک آدم مشهور، یک چهره شناخته شده! می‌تواند ورزشکار باشد با مدال‌های رنگارنگ از مسابقه‌های مختلف! می‌تواند شاعر باشد، نویسنده یا بازیگر!‌ « او» اگر ستاره باشد، ناگهان عکسش روی در و دیوار می‌نشیند، تیتر یک روزنامه‌ها می‌شود!‌ اما شب هفت که می‌گذرد، «او» باز هم تنها می‌ماند تا«چهل» از راه برسد و روزها بگذرند بی‌شتاب تا «سال!»
بین جماعت مُرده‌پرست، «او‌» همیشه تنهاست!
مرگ اول غصه است؛ بهانه‌ای برای نوشتن یک گزارش و «پذیرش مرگ» یکی از سخت‌ترین موقعیت‌ها. براین اساس واکنش‌های عاطفی که افراد نسبت به از دست دادن یک دوست یا آشنا از خود نشان می‌دهند غیرطبیعی نیست؛ در حقیقت، ‌اینکه هر فردی در مواجهه با مرگ یک دوست احساساتی شود امری قابل پیش‌بینی است، چرا که جریحه‌دار‌شدن عواطف و احساسات بخشی از فرایند سوگواری به شمار می‌رود.
● مراحل طبیعی پذیرش مرگ
پذیرش مرگ کار دشواری است! این را قبلا هم گفتیم؛ در درستی این جمله شکی نیست! براساس یکی از قدیمی‌ترین تحقیقات انجام شده، افراد ۴مرحله مشترک را هنگام سوگواری طی می‌کنند:
▪ مرحله انکارـ ناباوری:
انکار اولین واکنش مشترک بین انسان‌های مختلف در مواجهه با شنیدن خبر مرگ است؛‌ چراکه ابتدا پذیرش مرگ مشکل است. فرد فکر می‌کند که این اتفاق تلخ و دردناک برای او روی نداده است و خواب می‌بیند، لذا آن را باور نمی‌کند.
▪ مرحله خشم :
در این مرحله فرد از خود می‌پرسد:«چرا من؟» از تلخی و بی‌عدالتی در تقدیر مرگ عصبانی است. از این‌رو رفتار تند و خشنی با دیگران دارد.
▪ مرحله غم :
در این مرحله فرد غمگین و گوشه‌گیر می‌شود ولی با گذشت زمان به تدریج فرد به روال عادی بازمی‌گردد و فعالیت اجتماعی خود را از سر می‌گیرد.
▪ مرحله پذیرش :
پذیرش مرگ به معنی بازگشت فرد به شادی نیست بلکه فرد به مرحله سازگاری و رویارویی با واقعیت می‌رسد. او به تدریج می‌پذیرد که به زندگی خود بدون حضور عزیز از دست رفته ادامه دهد. همه ما این احساسات را بعد از شرایط پر استرس تجربه می‌کنیم، احساساتی که باعث دردهای درونی ما می‌شوند؛ اما اگر کمی در رفتار اطرافیان مان دقیق شویم به یک نتیجه می‌رسیم: « شکل عزاداری بین بسیاری از خانواده‌ها مدت‌هاست که تغییر کرده است.»
▪ چیزی میان ما اتفاق افتاده است؛
اتفاقی که کم‌کم در کوچکترین آداب و رسوم مربوط به مراسم عزاداری خود را نشان می‌دهد؛ حالا دیگر مرده‌ها، انسان‌های فراموش شده‌ای هستند که با مرگ، اسمشان دوباره بر سر زبان‌ها می‌افتد.
برای به خاطر آوردن این تغییر تنها کافی است یک تصویر را به یاد بیاورید: «کوچه و خیابان‌های شهر و آدم‌هایی را که مقابل آگهی‌های ترحیم چسبیده روی دیوارها ایستاده‌اند، آدم‌هایی که صفحه آگهی‌های ترحیم روزنامه‌ها را ورق می‌زنند و بین تمام آن آگهی‌ها دنبال یک اسم آشنا می‌گردند.»
برای همه آنها «سیاه» مُد روزهای عزاداری است و «خرما» محبوب‌ترین وسیله پذیرایی؛ همه چیز مثل یک برنامه، از پیش تعیین‌شده و تکراری است؛ آنها مدام آب و جارو می‌کنند روزگار رفته را.
● وقتی عزادار روزها می‌شویم
اما مُرده‌پرستی فقط رسم ما نیست؛ در بیشتر نقاط دنیا به مردگان بیش از حد توجه می‌شود. با این حال به‌نظر می‌رسد که این موضوع بیشتر به یک عادت عمومی در بین ما تبدیل شده است. دکتر فرید نوروزی، روان‌شناس درباره این عادت عمومی می‌گوید: « بیشتر ما بعد از گذشت چندین روز از ارتحال، برای مرده‌مان بهترین نوع مقبره و یا سنگ قبر را می‌سازیم؛ این در حالی است که این مُرده همان پدر یا مادر یا عزیزی بوده است که توانایی دکتر رفتن یا راه رفتن را نداشته و فرزندانش با کمال بی‌تفاوتی از کنار این مسئله رد می‌شدند. به‌نظر من اگر احترام به مرده را بخواهیم در تشکیل مراسم سنگین و خرج‌های آن‌چنانی معنا کنیم، این امر اشتباه است، بهتر است در اینجا از کلمه مُرده‌پرستی استفاده کنیم، نه احترام.»
این روان‌شناس ادامه می‌دهد: «‌اگر کمی به اطرافیان خود نگاه کنیم، می‌بینیم بیشتر ما تا زمانی که دوست و فامیل در کنار ما هستند به آنها بی‌توجه هستیم، به عبارتی برایشان تَره هم خرد نمی‌کنیم اما همین که یکی از آنها از دنیا رفت یادمان می‌افتد که «اویی» هم بوده است.
به‌نظر من این مسئله می‌تواند در آموزه‌های رفتاری ریشه داشته باشد؛‌ متأسفانه بیشتر اوقات می‌ترسیم به یکدیگر ابراز علاقه کنیم، سعی می‌کنیم هرگز اشتباهات همدیگر را فراموش نکنیم اما لحظه‌ای که می‌شنویم یکی از آشناها از دنیا رفته است ناگهان همه خوبی‌هایش به یادمان می‌آید، افسوس فرصت‌های گذشته را می‌خوریم و دقیقا فقط و فقط به خاطر همین افسوس، برایشان با شکوه‌ترین مراسم عزاداری را می‌گیریم و یا در مراسم مختلفی که برایش ترتیب داده‌اند، شرکت می‌کنیم و همپای بقیه گریه و زاری می‌کنیم! چرا؟ چون ما افکار مُرده‌پرستانه داریم، افکاری که به روحیه عزادار و سوگوار ما مربوط می‌شود.»
دکتر نوروزی معتقد است که ما در این شرایط عزادار روزها می‌شویم نه اشخاص؛ او می‌گوید:«همانطور که می‌دانید همه ما در مراسم ترحیم بیشتر از گذشته مرده حرف می‌زنیم، از روزهای از دست رفته، روزهایی که می‌توانستیم دوست داشتن، ابراز علاقه کردن، یاری نمودن و مهربان بودن را با اطرافیان خود تجربه کنیم. در حقیقت ما برای از دست رفتن این روزهاست که عزاداری می‌کنیم؛ برای از دست رفتن همین روزهاست که مراسمی باشکوه برگزار می‌کنیم و تا مدت‌ها عزادار می‌مانیم.»
● از گذشته تا امروز
با تمام این تفاصیل یک نگاه به گذشته نشان می‌دهد که این عادت جمعی از روزگاران دور با ما بوده است؛ چنانچه در لغت‌نامه دهخدا در مقابل کلمه مرده‌پرست نوشته شده است: «‌فردی که مرده را پَرستد و به او اظهار علاقه کند و حرمت گذارد. به دیگران تا زنده‌اند وقعی و ارجی ننهد اما پس از مرگشان سوگواری کند و در شرح فضیلت و مقام‌شان افراط کند.»
از لغت‌نامه دهخدا که بگذریم، باز هم می‌توانیم در دنیای شعر و ادب سراغی از این عبارت بگیریم؛ مُرده‌پرستی از مدت‌ها پیش به نحوی در دیوان شاعران ما جای گرفته است! دقیق‌تر که بگوییم از قرن هفتم هجری؛ از روزگاری که مولانا جلال‌الدین بلخی در دیوان خود از نامهربانی روزگار نوشت:
« گهی خوشدل شوی از من که میرم
چرا مرده‌پرست و خصم جانیم
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده اکنون همانیم...»
از روزگار مولانا و شمس قرن‌ها گذشته است، سبک زندگی، ارتباطات و همه چیز ما آدم‌ها تغییر کرده اما هنوز هم می‌توان این عبارت را در فرهنگ مردم دید؛ شاید به همین دلیل است که شاعران معاصر بیشتر از هر زمان دیگری از این صفت گفته‌اند و نوشته‌اند؛ تنها یک جست‌وجوی کوچک در اشعار شعرای معاصر گواهی بر این مدعاست: باور نمی‌کنید؟! این شعر را بخوانید:
«زنده‌کش بوده و با مرده‌پرستی شادیم
این گواهیست که ما طالب گوریم هنوز»
این بیت معروف از معینی کرمانشاهی است که اینگونه از نامرادی مردم زمانه گله می‌کند.
جالب اینکه گویا اهل هنر، خود بیشتر از هر کسی به مُرده‌پرستی اطرافیان‌شان پی‌برده‌اند؛ شاید به همین دلیل هوشنگ ابتهاج گفته است:
« گنج بی‌قدرم به دست روزگار مُرده دوست
آن گهم داند کــه خــود در خاک بسپارد مرا »
زنده یاد مهدی سهیلی نیز، به زبان طنز از مرده‌پرستی مردم زمانه سخن گفته است:
« تا مرا روح و روان در تن بود، موقع سردی بازارم بود
مردنم معرکه‌ای برپا کرد، دکه‌مرده‌پرستی وا کرد
رادیو ساعت۹ داد خبر، که سهیلی به جنان کرد سفر
روزنامه، ز ره آقایی ، در غمم کرد قلم فرسایی
آن یکی گفت به صد ناله‌وسوز، بی‌پدر شد ادبیات امروز»
با تمام این تفاصیل، مرگ همیشه ما را غافلگیر می‌کند؛ نگاهی به تاریخ و زندگی روزمره اجتماعی ما، تاییدی بر این مدعاست. شاید صفت مُرده‌پرستی که همیشه گفتن و به‌خاطر آوردنش روح ما را آزار داده است از همین واقعیت می‌آید که نحوه مرگ برای ما مسئله‌ای ارزشمند است و این در مورد قهرمان‌ها و اسطوره‌هایمان بیش از پیش خودش را نشان می‌دهد؛‌ اسطوره‌هایی که در هیاهوی زندگی روزمره از آنها غافل شده‌ایم. تعجب نکنید اما حالا می‌توانیم از زلزله بنویسیم:
مرده‌پرستی و زلزله؟! این دو کلمه چیزی را به خاطر شما می‌آورند؟ بله! حکایت، نقل حکایت غم‌انگیز فوت ایرج بسطامی در زلزله بم است؛ حکایت جدایی ابدی از یک هنرمند نامی؛ هنرمندی که بعد از مرگ، نامش زنده شد!
ایرج بسطامی را می‌خواهیم در روزهایی به یاد بیاوریم که هنوز زنده بود؛ در روزهای قبل از پنجم دی ماه سال ۱۳۸۲! تصویر اما واضح نیست؛ ‌شاید بسطامی نشسته است در کنج خانه‌ای در کوچه پس کوچه‌های شهر بم، به دور از تمامی حرف و حدیث‌ها در بی‌خبری کامل! اما آمدن زلزله خیلی چیزها را تغییر داد؛ این ویژگی منحصربه‌فرد زلزله است! حالا دیگر می‌توانیم او را در روزهایی به خاطر بیاوریم که تیتر بسیاری از خبرگزاری‌ها شد:
«کاست صدای مرحوم ایرج بسطامی در کرمان کمیاب شد». این عنوان خبری بود که مدت کوتاهی پس از زلزله بم و مرگ بسطامی، روی تلکس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران نمایان شد.
ایرنا در آن روزها به نقل از سعادت ارجمند، رئیس انجمن موسیقی کرمان نوشت:«متأسفانه مُرده‌پرستی در ایران ریشه فرهنگی و رواج بسیار دارد. گاه یک فرد عادی را چنان بالا می‌بریم که از او بُت بسازیم اما نسبت به افراد با ارزش و کم‌نظیر بی‌توجهیم و زمانی که او را از دست دادیم در بوق و کرنا می‌زنیم که ، افسوس و صد حیف که او مرد...»
سعید فاتحی، مسئول یک فروشگاه عرضه محصولات فرهنگی در کرمان نیز در آن زمان گفته بود:« مرحوم بسطامی تا پیش از مرگ ۱۱ کاست ارائه کرده بود که تا آن زمان کسی سراغشان را نمی‌گرفت اما از روز پس از وقوع زلزله بم تاکنون بارها برای کاست‌های ایرج بسطامی به شرکت‌های پخش آثار صوتی و تصویری سفارش داده‌ام.»
این بازی روزگار است یا چیز دیگر نمی‌دانیم، اما آوازهای بسطامی پس از مرگش قدر و قیمت بیشتری یافت! این گرایش عمومی به آثار بسطامی پس از مرگ او، این موضوع را به روایتی تکراری از یک ویژگی نامطلوب جامعه شناختی در ایران تبدیل کرد.
دکتر عباس گلدوست، مشاور دانشگاه تربیت معلم در تایید این مطلب می‌گوید: «برآورد عموم بر این است که ما ایرانی‌ها و البته شرقی‌ها مردم مرده‌پرستی هستیم و این به‌دلیل وجود یک صفت خاص در فرهنگ ماست، همه ما سنت‌گرا و گذشته‌گرا هستیم. مردم ما با توجه به اینکه جزو کهن‌ترین تمدن‌های دنیا هستند، این نگاه به گذشته همیشه همراهشان است، لزوما افتخار آنها به گذشته‌شان است. همین امر باعث شده که تمام مواردی که مربوط به گذشته آنهاست، برایشان عزیز باشد.
درست به همین علت وقتی کسی را از دست می‌دهند، آن فرد ناگهان به گذشته آنها تبدیل می‌شود، گذشته‌ای که قابل برگشت هم نیست در نتیجه ناخودآگاه آن فرد هم برایشان عزیز می‌شود.»این استاد دانشگاه معتقد است:«یکی از دلایل این امر این است که ما در دوران‌گذار زندگی می‌کنیم، آن قدر گرفتار مشکلات روزمره هستیم که فرصت نمی‌کنیم به اطرافیان‌مان توجه کنیم و ناگهان چشم باز می‌کنیم و می‌بینیم که آنها را از دست داده‌ایم، اینجاست که تمام گناه مسائل اجتماعی را به گردن خودمان می‌اندازیم و در مرگ عزیزانمان خودمان را بیش از همه سرزنش می‌کنیم. این دوره گذار، این عادت و رفتار عمومی مرده‌پرستی را تشدید می‌کند.»
دنیا کوچک است؛ به درستی این جمله هم شک نکنید! از کوه‌ها که بگذریم، آدم‌ها بالاخره یک روز به هم می‌رسند؛ حتی اگر پشت دیوار فراموشی مانده باشند. حالا دیگر نقل گذشت روزگار نیست، حکایت فراموشی آدم‌هایی است که ناگهان آن اتفاق ناممکن برایشان ممکن می‌شود و آنها می‌مانند در حسرت روزهایی که گذشت؛ روزهای بدون او!


وبگردی
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    ۲۰ راه برای تبدیل شدن به فردی مثبت در محل کار
    محیط‌های مختلف کاری، وظایف و ضوابط ویژه خود را دارد و بسیاری از ما تلاش می‌کنیم تا بر افرادی که در محیط اطراف ما کار می‌کنند، تاثیر مثبتی داشته باشیم و به عبارتی همیشه از ما به عنوان فردی مثبت و تاثیر‌گذار یاد کنند