پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷ / Thursday, 21 June, 2018

اعجاز در هماهنگی قرآن


اعجاز در هماهنگی قرآن
بر همگان آشکار است که قرآن در طول بیست و سه سال در شرایط مختلف و حالات متعدد بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل گردیده یعنی زمانی در جواب سوالی سوره یا آیه‌ای نازل می‌شد و گاهی در بیان حکمی از احکام الهی و زمانی برای حل مشکلی و همین طور موارد متعدد، که یک آیه یا چندین آیه و بعضا سوره‌ای کامل نازل می‌گردید و اینگونه نبوده که مانند تورات، قرآن یکجا بصورت یک کتاب به پیامبر اکرم نازل گردد. اما با وجود نزول قطعه قطعه آن بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله جالب اینجاست که کوچکترین ناهماهنگی در بین آیات الهی به چشم نمی‌خورد و تمام آیات و سوره‌های قرآنی دارای یک هماهنگی کامل و انسجام ویژه‌ای می‌باشد. بر عکس ماها که هر کدام حداقل در زندگی شخصی خودمان تجربه کردایم که انسان درطول زندگیش بر اساس تجربه‌های قبلی و تازه‌ای که بدست می‌آورد و به خاطر دانشی که کسب می‌کند نظریاتش نیز فرق می‌کند که البته این امر عادی است یعنی دیدگاها بر اساس زمانها و مکانهای مختلف و بر اساس شرایط مختلف یکسان نیست زمانی این اختلاف دیدگاه به حدی است که چه بسا در تضاد کامل با دیدگاه قبلیش دارد علی‌الخصوص این تغییر دیدگاهها را ما در زندگی دانشمندان به وضوح می‌توانیم ببینیم. در حقیقت دیدگاه انسان وابسته بر فقر یا ثروتش، ضعف یا قدرتش، شکست یا پیروزیش، جوان یا پیر بودنش و حتی در حالات بیماری یا سلامتش می‌باشد.
● نکته قابل توجه در قرآن
جالب توجه این است که با وجود اینکه قرآن در شرایط مختلف و زمانهای مختلف و در اوج قدرت یا در نهایت ضعف مسلمانان، در شکست یا پیروزی، یا در محاصره مسلمانان یا آزادیشان و در زمانی که در اقلیت قرار داشتند و بر عکس و دیگر شرایط در طول بیست و سه سال وبا وجود اینکه در امورات مختلف وارد شده یعنی هم آیاتی در اقتصاد دارد و هم آیاتی در تنظیم خانواده و در عین حال آیاتی در چگونگی رفتار با همکیشان یا غیر آنها دارد، زمانی از مسئله نبوت سخنی گفته و زمانی توحید را شناسانده، گاهی امامت را بیان فرموده، همچنین حقوق زنان را بیان کرده، زمانی به کیهان شناسی می‌پردازد و زمانی به تاریخ بر می‌گردد و زمانی قوانین جنگ و صلح را بیان می‌کند و گاهی موجودات آسمانی و زمینی از قبیل ستارگان، ملائکه، بادها، دریاها، گیاهان و حیوانات و انسان سخن به میان می‌آورد، شاید جالب باشد بدانیم که زمانی یک حادثه را در دو یا چند مورد از قرآن می‌توان پیدا کرد ولی با نظر به این تکرار موضوع باز کوچکترین تناقضی به خاطر تکراری بودنش در بین آنها نمیتوان یافت، بلکه هر موردی به طور جداگانه دارای پیام و نکات و امتیازات خاصی است که در مورد قبلی نبوده است، بدون اینکه در اصل داستان و ریشه مطلب کوچکترین اختلاف و تناقضی دیده شود. یعنی با وجود اینکه چون بنا بر هدایت انسان داشت و برای دست یافتن به این هدفش از هر راهی استفاده نموده ولی با این همه کوچکترین تضاد و تناقضی در میان گفتار و نظریاتش دیده نمی‌شود و جالب اینکه در سرتاسر مباحث در هر موردی ارزش ویژه‌ای به عقل داده و در آیات متعددی به وی (انسان) اعتراض می‌کند که پس چرا تفکر نمی‌کند. در حالیکه اگر ما کتب عهدین را که کتب آسمانی قلمداد می‌شود بررسی کنیم تناقضات و ناهماهنگیهایی را به وضوح خواهیم دید که برای نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم:
▪ تناقضات و ناهماهنگیهای کتب عهدین
تناقض (۱):
در انجیل لوقا آمده که حضرت مسیح گفته که "هر کس با من نباشد مخالف من است.
ولی در جای دیگر از همین نسخه می‌خوانیم که: هر کس مخالف ما نباشد، او با ماست.
تناقض (۲):
در انجیل آمده که وقتی حضرت مسیح را به عنوان معلم صالح خطاب نمودند فرمود:"چرا صالح؟ جز خدا صالحی وجود ندارد" ولی در جای دیگر انجیل آمده که درست عکس مطلب قبلی است و آن اینکه: مسیح گفت: "منم نگهبان صالح" و باز گفت: "اما من همان نگهبان صالحم".

تناقض (۳):
یا در انجیل متی آمده که: آن دو نفر دزد که با حضرت عیسی به دار آویخته شدند هر دو مسیح را سرزنش می‌کردند و نیش زبان می‌زدند در حالیکه در انجیل دیگر آمده: یکی از آن دو مجرم به مسیح گفت: تو اگر مسیح هستی هم خود و هم ما را از چوبه دار برهان و مجرم دوم گفت: تو از خدا و مجازات وی نمی‌ترسی، که مسیح را سرزنش می‌کنی.
تناقض (۴)
یا در انجیل یوحنا آمده: "من اگر به نفع خودم شهادت بدهم شهادتم درست نخواهد بود"، ولی در جای دیگری از همین انجیل آمده که: "عیسی گفت اگر من به نفع خودم شهادت دهم شهادتم درست است". در حالیکه در قوانین و احکام قرآن، با وجود تعدد موضوعات مطرح شده در آن کوچکترین ناهماهنگی وجود ندارد چرا که این کتاب نظامی هماهنگ، واقع بینانه و جامع ارائه کرده که در آن هم بر عقل تکیه کرده هم بر استدلال و علم و هم بر عواطف و روحیات و اخلاق.
● جمع‌بندی مطالب
از مطالب گفته شده چنین نتیجه‌گیری می‌شود که:
▪ از هر گونه دروغ و بطلانی بدور است
اولا این کتاب از هر گونه دروغ و بطلانی بدور است چرا که هر دروغی به یقین با تناقضاتی روبرو خواهد گشت زیرا که کم حافظگی دروغگو امری ثابت شده است. و معلوم است قانونی که بر پایه دروغ در مسائل مهم مانند مسئله اقتصادی و اخلاق و اصول مهم زندگی و نظامات مختلف اجتماعی باشد و بخصوص این دروغ سالیان متمادی ادامه داشته باشد علاوه بر خالی بودن از پشتوانه محکم و قوی، تناقضاتی با خود به همراه خواهد داشت زیرا که اقتضای طبیعت بشر این است، در حالیکه قرآن با وجود اینکه در زمینه‌های مختلف آن هم در مدت زمان خیلی طولانی بحث نموده اگر دروغ بوده صد در صد چنین انسجامی در آن دیده نمی‌شد.
▪ قرآن از جانب خداوند متعال می‌باشد
دوم اینکه این قرآن از جانب خداوند متعال می‌باشد چرا که اگر از سوی غیر خدا بود اختلاف زیادی در آن یافته می‌شد در حالیکه کوچکترین اختلاف در آن نمی‌توان سراغ گرفت، که قرآن نیز به همین مطلب در آیه ۸۲ سوره نساء تکیه می‌کند که " آیا در قرآن نمی‌اندیشید که اگر از سوی غیر خدا بود اختلاف فراوانی در آن می‌یافتند". این گفته ما را طول زمان نزول نیز تقویت می‌کند چرا که آیات قرآن یکدفعه نازل نشد بلکه در طول ۲۳ سال و تدریجا به مناسبتهای گوناگون و در حوادث گوناگون نازل شده است و بر همگان آشکار است که اقتضای طول زمان و فاصله‌های طولانی در نزول آیات قرآن در عین گستردگی آن ناهماهنگی را می‌طلبد در حال که چنین چیزی در آن یافت نمیشود چرا که از قدرت بشر خارج می‌باشد.
▪ اعترف مشرکان
و آخر اینکه عدم اختلاف در قرآن و هماهنگی انسجام قرآن مطلبی نیست که فقط مسلمانها به آن معتقدند بلکه نه تنها هر انسان منصفی حتی خود مشرکان زمانی که در مقابل عظمت قرآن قرار می‌گرفتند، اقرار به عظمت و انسجامش می‌کردند‌، که اعترف ولید ین مغیره در پاسخ به ابوجهل که از وی خواست نظرش را نسبت به قرآن بیان دارد شاهد ادعای ماست:
"به خدا سوگند از محمد سخنی شنیدم که نه انس را چنین سخنی است و نه جن را. کلام او دارای حلاوت و شیرینی فوق العاده‌ای است، سخن تازه، ریشه دار، پرثمر و بی سابقه‌ای ست، برجسته‌ترین سخن است که برجسته تر از آن سخنی نیست و بشر از گفتن آن عاجز است.

منابع
ابوالقاسم خویی، البیان، مترجم هاشم زاده هریسی. محمد صادق نجمی، دانشگاه آزاد اسلامی خوی، چاپ پنجم.
دانشکده تحقیقات اسلامی، علوم و معارف قرآن پائیز ۱۳۸۱

منبع : شبکه رشد

مطالب مرتبط

کاوشی در مفردات سورهٔ حمد

کاوشی در مفردات سورهٔ حمد
نگارنده در ابتدا لغات و واژه‌های متعدد دربارهٔ اسم را بر می‌شمارد، سپس از مبدأ اشتقاق اسم یاد می‌کند. در این باره به دو احتمال اشاره می‌نماید: ۱- سمّو یا سِمْوْ ۲- وَسْم یا سِمَهٔ. ادلّهٔ متعددی را که واژه‌شناسان در بطلان اشتقاق اسم از وسم یا سمه اقامه کرده‌اند مطرح نموده و نتیجه می‌گیرد که احتمال نخست صحیح است.
در ادامه نکاتی دربارهٔ عینیّت یا تغایر اسم با مسمّی ذکر شده و در پایان شبهات قائلان عینیّت اسم و مسمّی بر طرفداران تغایر آنها مطرح می‌گردد.
●اسم
لغات و واژه‌های متعدد دربارهٔ اسم:
در مورد واژهٔ "اسم" لغات متعدد و گوناگونی یاد کرده‌اند که یکی از علمای لغت, شمار آنها را به هیجده واژه رسانده, و در دوبیتی که آنها را یاد می‌کنیم به گونه‌ای فشرده ذکر کرده است (آلوسی, بی‌تا, ج۱,ص ۱۰۸):
الاسْمِ عَشْرُ لْغاتٍ مَعْ ثَمانَیّهٍ بِنَقْلِ جَدِّیَ شَیْخِ النّاسِ أکْمِلُها
سمٌ سماتٌ, سما, واسمٌ, وَزِدْسمهً کَذا سَماءً بِتَثْلیثٍ لأَ وَّ لِها
- برای واژهٔ اسم‌, دَهْ- به اضافهٔ هشت- ]یعنی هیجده[ لغت وجود دارد, و این سخن را از جدم که استاد و شخصیتی بزرگ درمیان مردم بوده این واژه را به گونه‌ای کامل بازگو می‌کنم:
۱-سم ۲- سمات ۳- اسماء ۴- اسم ۵- سمه را بر اینها بیفزای ۶- بدینسان "سما" را اضافه کن ، که اولِ هر یک از آنها را می‌توان به سه وجه فتح و ضم کسر بخوانی ]و مجموعاً شش لغت[
- و هر یک به سه وجه در آغاز و آنها بروی هم به هیجده لغت می‌رسد.
یکی از شعرا, "سُم" را به عنوان یکی از واژه‌های "اسم" و به معنای آن به کار برده و گفته است: بِاسْمِ الَّذی فی کُلِّ سُورَهٍٔ سُمُهُ (رازی, بی‌تا, ج۱, ص ۱۰۸):
●به نام آنکه در هر سوره‌ای اسم و نام او آمده است
این سیده می‌گوید: اسم واژه‌ای است که در مقام اطلاق بر جوهر و عرض, وضع شده تا پاره‌ای از آنها از پاره‌ای دیگر جدا و باز شناخته شوند, چنان که – به عنوان مثال- ارتجالاً می‌گوییم:
"إسم هذا کذا" : (اسم و نام این, چنین است). و اسم را به کسر همزه به کار می‌بریم؛ و نیز می‌توانیم بگوییم "أُسْمُ هذا کذا" و همزهٔ آن را به ضم بخوانیم. لحیانی گفته است: اسمه فلان" به کسر همزه کلام و سخن عرب است؛ لکن از قبیلهٔ بنی عمر وبن تمیم آورده‌اند که آنان "اُسمه فلان" را به ضمِّ همزهٔ "اسم" می‌خواندند. لحیانی یادآور می‌شود قرائتِ "اسم" به ضم همزه در میان قبیلهٔ قضاعه رایج و دارای کاربرد فراوانی بوده است. اما "سِمٌ" طبق استعمال اهل لهجه است که "اسم" را به کسر همزه به کار می‌برند, و الف ]یعنی همزه[ را حذف کرده و حرکت آن را که کسره است بر سین می‌افکنند و در آن, جا‌به جا می‌سازند.
کسائی, مصرع "بِاسْمِ الَّذی فی کُلِّ سورهٔ سمهٔ را در نقل و روایت بنی قضاعه, به ضمن سین "سمه" بازگو کرده, در حالی که همین مصرع را از قبایل دیگر به کسر سین "سمه" انشاء نموده و سرودن آن را برگزار کرده است (ابن منظور, بی‌تا, ج۲, ص۲۱۲). ابوزید و دانشمندانی دیگر همین نکته را یاد‌آور شده‌اند.
هر چند اصل و ریشهٔ "سُمُوّ" عبارت از " سِمْو " است و به قول ابوالفتوح رازی: "فأما اسم" اصل این کلمه, "سِمْو" ]به کسر سین و سکون میم[ است علی وزن "فِعْل" از آنکه جمعش "اَسْماء" کردند کَقِنْو۲ و أَقْناء, و حِنو۳ و أحْناء, لام الفعل از آخرش بیفکندند؛ پس حرکت واو با میم دادند, ابتدا کردنِ به ساکن متعذر شد, همزهٔ وصل در آوردند تا نطق, ممکن بُوْد, "اسم" گشت (رازی, ۱۳۲۴-۱۳۲۵, ج۱, ص۵۳۱؛ راغب اصفهانی, بی‌تا, ص ۲۴۴).
●مبدأ اشتقاق "اسم"
۱- سُمُوّ, یاسِمْو:
اکثر علما برآنند کلمهٔ "اسم" از ریشه "سُمُوّ "- که مصدر "سَما, یَسْمُو" است اشتقاق شده است, و "سُمُوّ" به معنای رفعت و بلندی و افراشتگی است؛ از آن جهت که مسمی از رهگذرِ اسم, بلند آوازه و بدان شناخته می‌شود" (راغب اصفهانی, بی‌تا, ص ۲۴۴) در روض الجنان آمده است: "اگر گویند: اسم را- چون اشتقاق از سُمُوّباشد- چه معنا دارد که معنا, سِمَت بر اسم مخیل است که اسم, مسمی را علامت باشد؟ گوییم: معنای "سُمُوّ " ظاهرتر است و آن, آن است که ]مسمایی[ که اسم ندارد حامل و پوشید و مُتَّضِع ]و پست و فروهشته[ بود, چون اسم بر او نهند پنداری که"رُفِِّع وَ نُوِّهَ بِذِکْرِه" : رفعتی دارد آن را و تنویه ذکری؛ پس معنای "سُمُوّ " در او ظاهرتر است" (رازی, ۱۳۳۴-۱۳۳۵, ج۱, ص۳۱؛ آلوسی, بی‌تا, ج۱, ص ۵۲) و نیز فخررازی گوید: "بصریون گفته‌اند: اسم از "سَما, یَسْمُو" اشتقاق شده, و معنای آن بلند شدن و پدیدار گشتن است. بنابراین اسم و نام هر چیز, برافراشته و بلند است به گونه‌ای که آن چیز به وسیلهٔ اسم و نامش پدیدار می‌شود. وین بر این مطلب می‌افزایم که لفظ, مُعَرِّفِ معنا است, و مُعَرِّفِ هر چیزی از نظر معلومیت بر مُعَرِّف تقدم دارد؛ بنابراین اسم دارای بلندی بر معنا و مسمّی و مقدم بر آن است" (رازی, بی‌تا, ج۱, ص ۱۰۸).
۲- وَسْم, یا سمهٔ:
برخی را عقیده بر آن است که "اسم" از و " سم " یا "سمه" اشتقاق یافته به این معنا که واو از آغاز آن حذف, و همزه به جای آنها نهاده شده است، کوفیون به چنین اشتقاقی دربارهٔ اسم قائل بوده و می‌گفتند: وَسْم به معنای داغ نهادن, و "سمهٔ" به معنای علامت و نشانه است: اسم نیز به سان داغ و علامت و نشانه‌ای است که به مسمّی رهنمون است.
طبق این نظریه, اسم دارای مبدأ اشتقاقی است که از باب مثال واوی به شمار می‌آید, و مثال واوی نیز دارای دو ساختمان مصدری است مانند" وعِد, یعد ، وَعْداً, عِدهًٔ " و "وصل, یصل, وصلاً, صِلَهًٔ " اسم نیز مشتق از: "وَسَم, یَسِمُ, وَسْماً, سِمَهٔ می‌باشد.
●نادرستی اشتقاق اسم از وَسْم و یا سِمَهٔ
اکثر قریب به تمام علمای لغت و واژه گزاران زبان عربی و مفسران, رأی کوفیین را- که قائل به اشتقاق اسم از "وسم" و یا "سمهٔ" بوده‌اند- با ادلهٔ متعددی نادرست اعلام کرده‌اند و ترجیح داده‌اند که بگویند: "اسم" از "سُمُوّ"- که در اصل "سِمْو" بوده- اشتقاق شده است. ادله‌هایی که ز این پس یاد می‌شود چنینی ترجیحی را تأیید می‌نماید.
۱- اگر یگوییم: اسم از "وسم, سمهٔ" اشتقاق یافته از باب مثال واوی خواهد بود, و در مثال واوی از قبیل: "صِلَهٔ, وَصْل" , عِدَهٔ, وَعْد" و امثال آنها که در "صِلَهٔ" وعِدهٔ"- به عنوان مصدر "وَصَلَ" و وَحَدَ" –به جای "وَصْلاً" ."وَعْداً" به کار می‌روند, فاءالفعل یعنی واو "وَصْلاً " و "وَعْداً" را حذف می‌کنند, و به جای آنها می‌گویند "صِلَهًٔ" و عِدَهًٔ." و در چنین مواردی به جای واو, نمی‌توان همزهٔ وصل را جایگزین آن ساخت. به عبارت دیگر: نمی‌توانیم با حذف واو "وَصْل" و "وَعْد" به جای آن بگوئیم "إصْل" و إعْد" ,و همزه را در مصدر آنها جایگزین "واو" سازیم۴.
۲- دلیل دیگر در اشتقاق "اسم" از "سُمُوّ" و نادرستی اشتقاق آن از "وسم یا سمه" این است که اگر اسم , مشتق از "وسم" یا "سَمِهٔ" می‌بود باید جمع اسم, <اَوْسام>؛ و مَصَغِّر آن, <وِسْیْم> باشد؛ چنان که مَصَغَّر <صلهٔ وعدهٔ> به صورت <وَصَیْلَهٔ و وُعَیْدُهٔ> است, در حالی که مَصَغَّرِ اسم نمی‌تواند <وُسیْم> باشد؛ همان گونه که در مصادر و مآخذ لُغَوی می‌بینیم, مصغر آن, سُمَیّ> است (طبرسی, بی‌تا, ص ۱۹).
ابن منظور را در این باره گفتاری است که ابوالفتوح رازی, مفسر بزرگوار شیعی- پیش از او- جامعتر و رساتر دلیل اخیر را در اشتقاق اسم از <سُمُوّ> بیان کرده و می‌گوید:
وقول آن کس- که گفت: اشتقاق او: ]اسم[ از وَسْم باشد, وَسْم, علامت بُوَد- درست نیست؛ برای آنکه اگر چنین بودی در جمعش <اَوسام> گفتی, و در تصغرش, <وَسَیْم>؛ و الف وصل حاجت نبودی آوردن (رازی, ۱۳۳۴-۱۳۳۵, ج۱, ص۳۱؛ طبرسی, بی‌تا, ج۱‌ص۱۹؛ ابن منظور, بی,تا, ج۲, ص۲۱۲) ]و با توجه به قاعدهٔ <الجمع و التصغیر یَرُدّانِ الأسماَء إلی أصولها> یعنی جمع و تصغیر, اسما را به ریشه‌های آنها بر می‌گرداند و جمع اسم, اسماء, و مصغّر آن <سمی> است, باید گفت اشتقاق اسم از <وسم> نادست می‌باشد[
۳- راغب اصفهانی در ذیل <سَما> که مصدر آن <سمو> است از کلمهٔ <سماء> سخن به میان می‌آورد و شواهدی از آیات و کلام عرب را یاد می‌کند مبنی بر اینکه از این مادّه باید مفهوم علو و ارتقاع را جستجو کرد؛ و علو و ارتفاع هیچ ارتباط و پیوندی با مفهوم <وسم> ندارد. آن گاه همو در ذیل <سما>, از اسم و أسماء یاد می‌کند و با توجه به آیاتی که کلمهٔ <اسماء> در آنها آمده است, به گونه‌ای نسبتاً مبسوط به گفتگو می‌پردازد (راغب اصفهانی, بی‌تا, صص ۲۳۴, ۲۴۴).
●نکاتی سودمند دربارهٔ عینیت یا مغایرت اسم با مسمّی
در این مقام ابوالفتوح رازی نکاتی جالب و مفیدی دارد که ما برای اینکه بیانش گسترده و طولانی و در قالب نثر فارسی سدهٔ ششم هجری است, و برای فارسی زبانان امروز ثقیل می‌نماید محتوای آن را گزارش می‌کنیم.
وی می‌گوید:
<اسم و مسمّی مغایر با یکدیگر هستند. و این شبهه را- که اسم, عین مسمّی است- باید سست و بی وزن برشمرد؛ زیرا صُوَر مختلفی دربارهٔ اسم و مسمّی قابل تصور می‌باشند که عبارت‌اند از اینکه: ۱- اسم بدون مسمّی ۲- مسمّی بدون اسم ۳- یک مسمی و چند اسم ۴- یک اسم و چند مسمّی می‌باشد.۵>
- مثال برای نخست یعنی اسم بدون مسمّی, آیهٔ <اِنّا نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ اُسْمُهُ یَحْیی> (مریم,۷) است که ] ای زکریا[, ما تو را به زادن نوجوانی از همسرت مژده می‌دهیم که نام او <یحیی> است .بشارت پیش از آنکه کسی به نام یحیی زاده شود و پا به عرصهٔ وجود نهد, انجام گرفته, و این اسم فقط در عالم لفظ و تعبیر تحقق یافته, و مسمّایی به هنگام بشارت وجود نداشته است.
- مثال و نمونه برای صورت دوم, یعنی یک <مسمّی و بدون اسم> عبارت از آن بخش از پدیده‌های وجودی است که هنوز نام و عنوانی برای خود احراز نکرده‌اند.-مثال برای صورت سوم, یعنی یک مسمّی و چند اسم, خداوند متعال است؛چرا که خدای تعالی را در قرآن و اخبار, هزار و یک نام است. اگر اسم و مسمّی عین یکدیگر باشند, یا هر اسمی, مسمایی باشد باید که هزار و یک خدا باشد!.
در اینجا دلیل دیگری برای اثبات تغایر اسم و مسمّی سزای ذکر می‌باشد, و آن این است که اسم قابل شنیدن و نوشتن و خواندن است؛لکن مسمّی به هیچ وجه این چنین نیست. و نیز مسمّی- با وجود اینکه می‌تواند در یک جا باشد- اسم و نام آن در جایهای مختلف و متعدد و منتشر و پراکنده است. علاوه بر اینها اگر اسم عین مسمّی باشد باید با تلفظ آتش زبان و دستگاه صوتی و ابزار سخن گفتن بسوزد, و <با گفتن عسل, کام آدمی شیرین گردد!>.
و اما مثال برای صورت چهارم یعنی یک اسم و چند مسمّی عبارت از اسمای مشترک است؛ از قبیل عین ]که گویند دارای هفتاد و دو معنا است[۶ و <جَوْن» ]که دارای معانی: گیاه سبز مایل به سیاهی و سرخ و سفید و سیاه و روز, و نام چندین نوع اسب است (ناظم الاطباء, ۱۳۴۳, ج۲, ص۱۱۴۱)) و شفق (که به معانی: سرخی افق پس از غروب, تباه از هر چیزی, روز, بیم, مهربانی, ناحیه, سرخ و جز آنها می‌باشد (ناظم الاطباء, ج۳, ص ۲۰۵۵)[.
●شبهات قائلان به عینیت اسم و مسمّی بر طرفداران رأی به تغایر آنها
یکی از شبه‌هایی که حامیان نظریهٔ عینیت اسم و مسمّی یاد کرده‌اند آیهٔ <ما تعبدون من دونه إلا سمیتموها...> (یوسف, ۴۰) است, مبنی براینکه بت پرستان اسمی از اسمای خدا را نمی‌پرستیدند, بلکه مسمیات را که بتها بوده‌اند پرستش می‌کردند, خداوند از این مسمیات به <اسماء> تعبیر کرده است!
باید در رفع و پاسخ این شبهه گفت: سخن اینان ناشی از عدم برداشت صحیح از آیهٔ یاد شده است؛ خداوند متعال در مقام سرزنش بت پرستان و خرده گیری از آنان می‌فرماید: <شما روی بتها نام <إله> و معبود نهادید, بدون آنکه از مفهوم <اِلهیت و الوهیت> چیزی از قبیل: قدرت بر اصول نعمتها, و استحقاق عبادت و بندگی و پرستش را سراغ و دریافت کرده باشید. پس بنابراین در چنین وضعی که شما بدان دچار هستید جز اسم و نامی بی محتوی چیزی در اختیار ندارد, یعنی مسمّیاتی را پرستش می‌کنید که نام دروغین <إله و آلهه> را بر آنها نهادید, و در این رهگذر جز دعوی اسمهایی بدون معنا چیزی را دارا نیستند. خداوند متعال در این آیه فرمود: <اسُماء سمیتموها>: (نامهایی که شما نهادید و آنها را ساختید). اگر اسم عین مسمّی باشد باید می‌فرمود: <مسمیاتی که شما آنها را آفریدید و به وضع آنها دست یازیدید> در حالی که می‌دانیم آنها این مسمیات و بتها را نیافریده‌اند؛ بلکه خداوند متعال خالق اجسام و کالبد آنها بوده است (رازی, ۱۳۳۴-۱۳۳۸, ج۱, صص ۳۲،۳۱). مسئله عینیت یا مغایرت اسم و مسمّی از مسائل بحث انگیز میان فرقه‌های مختلف اسلامی بوده است:
- حشویه۷, کرامیه۸, واشعریه۹ اسم را عین مسمّی می‌دانستند.
- معتزله۱۰ می‌گفتند: اسم غیر مسمّی, و صرفاً نام و عنوان است.
- فخرالدین رازی مانند ابوالفتوح رازی قائل به مغایرت اسم و مسمّی از یکدیگر است, و ادلّه‌ای قریب به مضمون ادلهٔ ابوالفتوح را اقامه می‌کند.
- آلوسی پس از آنکه متذکر می‌شود: فضلای کارآمد در این مسئله نتوانستند راه به جایی برده و مادّهٔ نزاع و مشاجره را از میان برده و برکنند, امام فخرالدین رازی- که بحث و مشاجره در این مسئله را عبث و بیهوده قلمداد کرده است- ادله‌ای در اثبات مغایرت اسم و مسمّی اقامه کرده که خود معتقد و مدعی لطافت و دقت آنهاست. لکن شهاب, این ادله را مردود اعلام کرده, و سهیلی را در این مسئله گفتاری است که طی آن ادعا می‌کند سخنی به حق آورده است؛ ولی ابن السید رسالهٔ مستقلی در رد گفتار سهیلی نگاشته است. اما شهاب می‌گوید: تاکنون مسئله مورد بحث تنقیح و نقد و بررسی نشده... و حتی در حاشیه‌ای که بر تفسیر بیضاوی: (انوار التنزیل) نوشته سخنی را- که اشکال را برطرف سازد- به میان نیاورده است. آلوسی پس از بیان این مطلب می‌گوید: من به فضل الهی راه حلی را یاد می‌کنم که اگر مورد قبول واقع گردد, منتهای آرزویم به شمار است که بدان دست یافته‌ام (آلوسی, بی‌تا, ج۱, صص ۵۲-۵۳).
فخرالدین رازی طی چند مسئله از مباحث: عینیت یا مغایرت اسم و مسمی با ذکر ادلهٔ مخالف و موافق, اسبق بودن اسم بر فعل از نظر وضع, تقدم اسم جنس بر مشتق در وضع, تقدیم اسماء صفات بر اسماء ذات, اقسام اسما و مسمیات, و اینکه خداوند متعال از نظر ذات خاص خود, دارای نام و عنوانی می‌باشد, بحث و گفتگو کرده است (رازی, بی‌تا, ج۱, صص۱۰۸-۱۱۲).

یادداشت:
۱- مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید، یادداشتهایی است که سال ۱۳۶۵ ضمن تدریس درس" مفردات قران کریم" برای دانشجویان دورهٔ کارشناسی ارشد گروه علوم قرآن و حدبث د ردانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران فراهم آوردم.
۲- خوشهٔ خرما، ناظم الاطباء ۱۳۴۳، ج۴، ص ۲۷۱۶، ابن منظور، بی تا ، مادهٔ «قنو»
۳- کژی و جانب ، نام گیاهی و موضعی ، ناظم الاطباء ۱۳۴۳، ج۲، ص ۱۲۹۰، این منظور ، بی تا ، ج۱،ص ۷۴۴
۴- چنانچه در فعل مضارع آنها و او که فاءالفعل است، حذف می‌شود.
۵- ابوالفتوح رازی با ترتیبی دیگر ، این صور را شرح می‌دهد، و ما آن را به خاطر رعایت ارقام این صور، دگرگونه گزارش می‌کنیم.
۶- شمار و ارقامی از معانی هفتاد و دوگانه،عین را بنگرید د رناظم الاطباء ۱۳۴۳، ج۴،ص ۲۴۳۹
۷- حشویه، در کلام و مقالات اسلامبین، لقبی طعن آمیز دربارهٔ کسانی از اهل حدیث است که مثل ظاهریه و بعضی غلات، آیات و اخباری را که متضمن تشبیه و تجسیم است- معتبر و مقبول می‌شناسند، و از تأویل آنها و عدول از ظاهر مفهوم اجتناب دارند. نام بعضی از حشویه را شهرستانی در کتاب «الملل و النحل» خویش آورده است .و معتزله عموم اصحاب حدیث را – به طعنه- «حشویه می‌خوانده‌اند» ( مصاحب، ۱۳۴۵-۱۳۵۶،ج ۱،ص ۸۵۴)
۸- یکی از فرق اسلامی، منسوب به نام پدر مؤسس آن، ابو عبدالله محمد بن کرّام ( متوفی ۲۵۵ هـ .ق) که مذهب او پیراون زیادی در خراسان داشته که شهرستانی آنان را دوازده فرقه دانسته که از آن جمله‌اند : عابدیه ، اسحاقیه، احدیه، هیصمیه، که قائل به جسمّیت و تشبیه خدواند بوده‌اند؛ و لذا اهل سنت، آنها را تکفیر کرده‌اند و اینان منافقان را مؤمن می‌دانند و میگویند:خدا جسم است و بر عرش جلوس کرده که پاره‌ای از فرق کرامیه می‌گویند که خدواند از آن قسمت که با عرش تماس دارد متناهی است و از سایر جهات نامتناهی می‌باشد، و برخی دیگر می‌گویند که خدا از هر شش جهت متناهی است محمد بن کرّام خدا را جوهر می‌دانست، ولی پیروان او از اطلاق جوهر بر خدواند خودداری می‌کردند. دربارهٔ حسن و قبح، عقیده‌ای به سان معتزله دارند که عقلی است و امامت را به اجماع امت می‌دانند نه با نص، لکن براین اعتقادند که می ‌تواند در دو مملکت با دو شهر دو امام واقعی وجود داشته و هر دو بر حق باشند و از این رهگذر خواسته‌اند که هم امامت علی (ع) و هم خلافت معاویه را حق وانمود سازند.
اختلاف و دشمنی کرامیّه با امام فخر رازی منجر به تبعید او از بلاد «غور» گشت. از سدهٔ هفتم هجری به بعد، ذکری از کرامیه در میان نیست، و شاید در حملهٔ مغول از بین رفته‌اند( بنگرید به مصاحب ۱۳۴۵-۱۳۵۶، ج۲، ص ۲۱۸۸)
۹- با اشاعره، پیروان ابولحسن علی بن اسماعیل بصری، معروف به «اشعری» ( متوفی ۳۲۴ هـ . ق) در نقطهٔ مقابل معتزلیان که با مساعی دانشمندانی چون ابوبکر باقلانی، ابن فورک، جوینی، غزالی، فخررازی، جرجانی و دیگران – با وجود مخالفت حنابله و ما تریدیه و دیگر فرق اسلامی- به صورت مذهب مختار اکثر اهل سنت درآمد. اینان قائل به قدم قرآن و تغابر ذات و صفات خدا، و ضرورت رؤیت خدواند در نشئه عقبی، کفر مرتکبان معاصی کبیره و جز آنها می‌باشند. (بنگرید به مصاحب ۱۳۴۵-۱۳۵۶، ج ۱ ، ص ۱۵۴و۱۵۶)
۱۰- بنیانگذار آن واصل بن عطاء ، شاگرد حسن بصری است که روزی در مسجد می‌گفت: مرتکب کبیره نه مؤمن است و نه کافر، و اثبات «منزلهٔ بین المنزلتین» می‌کرد که حسن بصری گفت « اعتزل واصل عنا» و بدین روی پیروان واصل را « معتزله» می‌نامند. هر چند وجوه دیگری را در این نامگذاری یاد کرده‌اند. با وجود اینکه معتزله به حدود بیست فرقه در آمدند در پنج اصل با هم توافق دارند: ۱- اعتقاد به «منزله بین المنزلتین» مبنی بر اینکه مرتکب گناه کبیره نه مؤمن است و نه کافر ، بلکه فاسق است. ۲- توحید ذات و صفات و عدم امکان رؤیت خداوند ۳- اعتقاد به عدل الهی، که از این رو آنها را «عدلیه» نیز می نامند؛ و آزادی و اختیار انسان در افعال خود. ۴- صدق و عدو وعید خداوند در قیامت و تحقق آنها . ۵- استقلال عقل در تشخیص حسن وقبح.(بنگرید به دهخدا ۱۳۳۷-۱۳۴۵، صص ۶۸۸، ۶۸۹ ، حرف میم)
کتابنامه:
آلوسی، ابولفضل شهاب الدین سید محمد آلوسی بغدادی: ( م.۱۲۷۰ هـ . ق ) روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۱، بیروت دارااحیاء التراث العربی، بی تا
ابن منظور، محمد بن مکرم بن علی بن احمد انصاری، ( م ۷۱۱ هـ . ق) ، لسان العرب، ج۲، ( ۴ جلدی)بیروت، دارلسان العرب، بی تا.
دهخدا، علی اکبر، ( م.۱۳۳۴ هـ . ق) ، لغتنامه، ( حرف م) ، تهران ، دانشگاه تهران، ۱۳۳۷ – ۱۳۴۵ هـ . ش.
رازی ، ابوالفتوح حسن بن علی بن محمد ، (م . سدهٔ ۶ هـ ق)، روض الجنان ، و روح الجنان ، ج ۱، ط. دوم، تصحیح الهی قمشه‌ای ، تهران، اسلامیه، ۱۳۳۴ – ۱۳۳۵ هـ ش
رازی ، فخر الدین محمد بن عمر، ( م ۶۰۶ ‌هـ ق) ، التفسیر الکبیر ( مفاتیح الغیب) ، ج ۱.
راغب اصفهانی، ابولقاسم حسین بن محمد ( م. ۵۰۲ هـ ق)، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق محمد سید گیلانی، بیروت، دارالمعرفهٔ، بی تا
طبرسی، امین الاسلام ابو علی فضل بن حسن طبرسی، ( م. ۵۴۸ هـ ق) ، مجمع البیان لعلوم القرآن، ج ۱، تهران ، کتابفروشی اسلامیه، (۱۳۷۳-۱۳۷۴ هـ ق)
قرآن کریم
مصاحب، غلامحسن دائره المعارف فارسی ، ج۱ و ج۲، تهران مؤسسه فرانکلین ، ۱۳۴۵-۱۳۵۶ ش.
ناظم الاطباء ،علی اکبر نفیسی ، ( م ۱۳۰۳ هـ .ش) ، فرهنگ نفیسی« فرنوساد» ، تهران، افست مروی، ۱۳۴۳ ش.
سید محمد باقر حجتی
استاد ممتاز دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، استاد مدعو دانشگاه امام صادق(ع)، صاحبنظر و دارای تألیفات متعدد در زمینه علوم قرآنی .

وبگردی
فیلم |  بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم
فیلم | بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم - فیلم - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهور در کافه خبر با انتقاد از اینکه در 40 سال گذشته بسیاری از مسایل مهم را تعیین تکلیف نکرده ایم می گوید: این گونه جامعه دچار سردرگمی و به سمت گناه یا بزهکاری و یا توافق بر سر گناه سوق پیدا می کند. صحبت های او را در ویدئوی زیر ببینید و بشنوید.
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان
(ویدئو) پرواز تماشاگران ایرانی از سن پترزبورگ به کازان - به گزارش ورزش سه، هواداران تیم ملی ایران در جام جهانی روسیه برای حمایت از تیم کشورمان مقابل اسپانیا به شهر کازان رسیدند.
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!