جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Friday, 27 April, 2018

جایگاه تفکر و تعقل در قرآن کریم


جایگاه تفکر و تعقل در قرآن کریم
مقاله حاضر گذری دارد اجمالی و در عین حال مقدماتی به بررسی تفکر که محصول تعقل است و تعقل که مبنای بسیاری از واژه های مرتبط با اندیشیدن در قرآن کریم می باشد.
همچنین تلاش بر آن بوده تا با استفاده از منابع و مأخذ لازم، اطلاعات مفیدی متناسب با شرایط حاکم بر نگارش مجموعه، ارائه گردد و اذعان می دارد که به طور قطع و یقین اشاره ای است اندک به گستره عظیم قرآن کریم، که امید می رود با تأئیدات الهی در عمل محقق شود. اینک مطلب را با هم از نظر می گذرانیم.
● اهمیت تفکر
تعقل دارای مفهومی است که آن را می توان چنین توصیف کرد: تفکر هدف دار با انطباق بر قوانین یا به عبارت صحیح تر با انطباق قوانینی که صحت آن ها اثبات شده است بر آن. این ماده در قرآن کریم با عبارات گوناگون مکرراً مورد تذکر قرار گرفته است.
با کلمه تفکر در ۸آیه: «به آنان بگو آیا نابینا و بینا یکی است؟ آیا فکر نمی کنید۱»
با کلمه عقل در ۴۹ آیه: «وپلیدی را برای کسانی قرار می دهد که تعقل نمی کنند۲»
با کلمه تدبیر در ۴آیه: «آیا آنان که در گفتار الهی (که عین حق است) نیندیشیده اند، آیا برای آنان چیزی آمده است که برای پدران گذشته آنان نیامده بود۳»؟
به کلمه «لب» که به معنای عقل ناب و تعقل عمیق است، در ۱۶آیه. (البته این کلمه در شکل جمع الباب) و با کلمه «اولوا» به معنای صاحبان (صاحبان عقول)، در آیات مذکور آمده است. قطعا در آفرینش آسمان ها و زمین اختلاف (تعاقب) شب و روز، آیاتی است برای عقلا (خردمندان۴) بدان جهت که خداوند متعال اکیداً دستور به تقویت عقل می فرماید، لذا باید گفت: در آیاتی که ماده لب آمده است، در حقیقت تحریک و تشویق شدید برای تفکر و تعقل می نماید.
با کلمه شعور در ۲۸آیه: «آنان که در صدد نیرنگ زدن به خدا و به کسانی که ایمان آورده اند، برمی آیند؛ آنان نیرنگ نمی زند، مگر به خودشان و نمی فهمند.»۵
با کلمه فقه در ۲۰آیه: «بنگر که چگونه آیات را برای کسانی که خوب می فهمند مورد تصریف (گرداندن) قرار می دهیم.»۶
همان طور که ملاحظه می شود، ۱۳۵ آیه در قرآن درباره تحریک به «تفکر»، «تعقل»، «تدبر»، «تحصیل عقل ناب»، «شعور» و «فهم عالی» وارد شده است.
اگر بخواهیم از کلماتی که با دلالت غیرمستقیم، به ضرورت تقویت پدیده های مذکور تأکید دارند، استفاده کنیم، (مانند تذکر)، تعداد آیات مربوط از سی صد فراتر می رود.
به همین جهت، منابع اسلامی با تذکر فراوان به لزوم آشنایی با قوانینی که تفکر هدفدار و تعقل باید برطبق آن ها حرکت کنند، آن مواد ضروری و مفید را که اداره کننده حیات معقول انسان ها می باشند، بیان نموده و طرق پیدا کردن این مواد را گوشزد می کنند. در تبیین بیشتر معنای تفکر، تعقل و خردمندی علماء بسیاری تعاریف متعددی را ارائه کرده اند که در این بخش به گزیده ای از آن ها اشاره می شود:
راغب تعریفی زیبا در اندیشیدن دارد که آن جا که می گوید: «تنها در زمانی که تصویری در قلب حاصل می شود، به آن فکر گفته می شود و لذا روایت شده است، در نعمت های خداوند بیندیشید نه در ذات خداوند؛ زیرا خداوند برتر از آن است که به تصویری توصیف شود.» راغب همچنین معتقد است فکر به پیراستن می پردازد تا به حقیقت معنا برسد، همان که حضرت علی(ع) از آن به «جولان فکر» تعبیر می کنند.
ابوحیان توحیدی در «المقابسات» تعریفی از فکر ارایه می کند بدین مضمون که:
«فکر همان سلوک نفس ناطقه است به تبیین معانی و شناخت ماهیت آن»
جرجانی در تعریفی دیگر می گوید: «تفکر چراغ قلب است که نیکی و بدی ها و سودها و زیان هایش به واسطه آن دیده می شود و هر قلبی که در آن اندیشه ورزی نباشد، در حقیقت در تاریکی ها غوطه ور است.
همچنین گفته شده است: «تفکر همان احضار معرفت اشیا در قلب است، تفکر تصفیه قلب از سرچشمه فایده هاست. تفکر چراغ پند گرفتن و کلید آزمون است. بستان حقایق و بهره انور دقایق است، کشتزار حقیقت و راه ورود به شریعت است. بقای دنیا و زوال آن و میزان بقای آخرت و نعمت های آن است و دام پرنده حکمت است.»
همچنین حکیم سلطان محمد گنابادی می گوید: «فکر، تفکر و نظر همان انتقال نظر از معلوم به مجهول است و این فکر همان غایت غایت ها و نهایت مطلوب هاست و همان آرامش مقرون به یاری و تأیید است.»
و در نهایت می توان گفت: «فکر به معنی اندیشیدن و فعالیت عقل است» و به گفته راغب استناد مجدد می کنیم که فکر نیرویی است که معلم را به سوی معلوم می برد و به عقیده جمعی از فلاسفه حقیقت تفکر و اندیشیدن مرکب از دو حرکت است: حرکتی به سوی مقدمات هر مطلب، سپس حرکتی از آن مقدمات به سوی نتیجه و مجموعه این دو حرکت که سبب شناخت و معرفت اشیاء است «فکر» نام دارد.
سرزنش های مکرر قرآن به کسانی که تفکر نمی کنند
قرآن کریم در جایی می فرماید: «افلا تتفکرون؟» «آیا اندیشه نمی کنید۷»؟
و گاه بعد از تبیین آیات مختلف الهی اعم از تکوینی و تشریعی می فرماید: «یعلمهم یتفکرون» «این ها به خاطر آن است که شاید اندیشه کنند۸».
و گاه می گوید: «اولم یتفکروا» «آیا آن ها فکر و اندیشه خود را به کار نمی گیرند۹»؟
همه این تعبیرات دعوتی است به لزوم اندیشه و لزوم اندیشه دلیلی است بر امکان شناخت.۱۰
هدف از نزول قرآن تدبر و اندیشه است. این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کردیم تا در آیات آن تدبر کنند و صاحبان اندیشه متذکر شوند.۱۱
آیا آن ها در قرآن تدبر نمی کنند یا بر دل هایشان قفل نهاده شده است؟!
«لیدبرو» از ماده دبر «بر وزن شتر» به معنی پشت هر چیز است، سپس به معنی تفکر و عاقبت اندیشی به کار رفته چرا که با اندیشه، عواقب و نتایج و پشت و روی مطالب روشن می شود. در سوره مبارکه(ص) که در بالا ذکر شد، هدف از نزول قرآن را تدبر بیان کرده تا مردم تنها به خواندن آیات به عنوان یک سلسله کلمات مقدس قناعت نکنند و هدف نهایی را به دست فراموشی نسپارند.
و هم در سوره محمد(ص) که ترجمه آن در بالا ذکر گردید، ترک اندیشه را یک دلیل بر وجود قفل بر دل ها و از کار افتادن حس تشخیص می گیرد و در هر حال این آیات دعوتی است عام به اندیشه، دعوتی که امکان شناخت را به وضوح ثابت می کند.
و این ها آیاتی هستند که به اندیشیدن تأکید دارند تا با تأمل و دقت نظر به هر آن چه که حواس ظاهر و باطن به آن برخورد می کنند، بنگرد برای این که از اسرار آفرینش آن طور که می خواهد آگاه شود و نظام آفرینش را درک کند و حکمت آفرینش اشیاء را بفهمد و آن گاه دریابد که خود اندیشه چگونه عمل می کند؟ و از کجا ناشی می شود؟ زندگی بدون تفکر و تدبر نه می پاید و نه می ماند. زندگی آن گاه گسترش می یابد که قدرت اندیشیدن گسترش یابد و عکس آن نیز در محدودیت زندگی صادق است و تجربیات و مشاهدات هر انسانی گواه این مدعاست. خداوند انسان را بر حیوانات به سبب نعمت اندیشه برتری داده است و اگر قدر و منزلت آن را دریابد و با به کار بستن و رعایت به آن، بزرگش دارد، به بالاترین مراتب ترقی و تکامل می رسد.
آن چنان که هرچه نظر به قرآن کریم معطوف می گردد، به آیاتی برمی خوریم که اندیشه را ارج می نهد و انسان ها را وامی دارد که آن را همراه و راهنما و رهبر خود گیرند و به آن تکیه کنند. از جمله آیات ذیل:
«این داستان را (برای آنان) حکایت کن شاید که آنان بیندیشند».۱۲
«آیا درخودشان به تفکر نپرداخته اند، خداوند آسمان ها و زمین را آفریده است».۱۳
«آن چه در آسمان ها و آن چه در زمین است، همه از اوست...، بی گمان در این مایه های عبرتی برای اندیشه ورزان است».۱۴
● ارزش خرد در قرآن کریم
نخستین آیه مورد بحث، هدف از نزول آیات الهی را تعقل و اندیشه مردم ذکر می کند و یا با تعبیر به «لعل» که در این گونه موارد برای بیان هدف است این حقیقت را آشکارمی سازد. بعضی از آیات قرآن، مطلب را از این فراتر برده و با لحن سرزنش باری مردم را به خاطر عدم تفکر و تعقل، مورد مؤاخذه قرار داده می فرماید: «افلا تعقلون»۱۵
و در آیات دیگری، همین معنی را به صورت جمله شرطیه ذکر کرده، می فرماید: «قد بینا لکم الایات ان کنتم تعقلون»، «ما آیات را برای شما تبیین کردیم، اگر تعقل کنید»۱۶ این سه تعبیر مختلف (لعلکم تعقلون، افلا تعقلون، ان کنتم تعقلون) به وضوح این حقیقت را روشن می سازد که خداوند نیروی تعقل را در اختیار انسان ها نهاده که برای درک واقعیت ها از آن استفاده کند و اگر غیر این باشد در خورد ملامت و توبیخ است.
در دومین آیه با اشاره به نشانه های خدا، در آفرینش آسمان ها و زمین و آمد و شد شب و روز می فرماید: درک این آیات، برای اولوالالباب، میسر است و چنان که در تفسیر مفردات آیه گفتیم؛ اولوالالباب: اندیشمندانی هستند که از حقایق نظام آفرینش آگاه می شوند و در ورای آن، جمال دل آرای خدا را می بینند و این خود اهمیت عقل و خرد را در طریق شناخت حق روشن می سازد.
در سومین آیه: پس از اشاره به، دنیا آمدن انسان در حالی که هیچ نمی دانست، ابزار معرفت و شناخت را شرح می دهد، نخست سمع (نیروی شنوایی) که با آن «علوم نقلی» و تجارب دیگران را می شنود، سپس نیروی «بینایی» که با آن «امور حسی» و قابل مشاهده را در پهنه جهان درک می کند و سپس افئده (دل ها و خردها) که با آن واقعیات ماوراء حس را ادراک می نماید و چنان که گفتیم: «فؤاد» عقل برافروخته و پخته است و مفهومی والاتر از عقل دارد.
در آیه چهارم، پس از اشاره به اقوام نیرومندی که قبل از این در کره خاکی زندگی داشتند و براثر طغیانگری و فساد نابود شدند و راهی برای فرار پیدا نکردند، می فرماید: «سرنوشت آن ها باعث تذکر و بیداری است، برای آن ها که قلب (عقل) دارند و گوش شنوا».
در پنجمین آیه، پس از اشاره به زنده شدن زمین های مرده و روییدن گیاهانی که غذای انسان و چارپایان را که در اختیار انسان است، تشکیل می دهد، می فرماید: در این ها نشانه های خدا برای صاحبان «نهی» است و نهی (بر وزن شما) به عقل گفته می شود، از این نظر که انسان را از قبایح و زشتی ها باز می دارد.
در ششمین آیه، پس از اشاره به آیات با عظمت و روشنگر قرآن، می فرماید: این ها در سینه های کسانی است که علم و دانش به آن ها اعطا شده است و چنان که می دانیم «صدر» (سینه) در اصل به معنای بخش مقدم و اعلای هر چیز است و نشان می دهد که گوهر عقل که از منابع مهم شناخت است، برترین بخش وجود انسان را تشکیل می دهد.
در آیه هفتم، ضمن اشاره به آفرینش آدم از خاک می فرماید: «هنگامی که خلقت او موزون شد، از روح خود در آن دمیدم، شما ای فرشتگان برای عظمت او سجده کنید. این «روح الهی» همان «گوهر عقل» است که بخاطر اهمیتش به خداوند اضافه شده (این اضافه را اضافه تشریفی می نامند) وگرنه خداوند نه روح دارد و نه جسم، و درست به خاطر همین روح الهی بود که تمام ملائکه، مقربین و فرشتگان با عظمت بارگاه حق می بایست برای آدم سجده کنند، والا خاک و گل هرگز چنین ارزشی را نداشت و این تأکید مهمی است بر ارزش عقل وخرد.
در هشتمین آیه، به آفرینش «نفس» (روح و عقل) انسان و آفریدگار نفس قسم یاد می کند و می افزاید بعد از آن که خداوند این روح را آفرید و موزون ساخت، طرق فجورو تقوی (راه های کجی و راستی) را به او الهام کرد، که این خود اشاره لطیفی است به ادراکات فطری انسان که از روز نخست در درون جان او از طریق تعلیم الهی نهاده شده است.
مجموعه هشت عنوان مختلف است که در قرآن مجید برای اشاره به گوهر عقل و خرد از آن ها استفاده شده است. اما در مورد فعالیت های آن نیز تعبیرات متعددی در قرآن مجید آمده است که هر یک از این تعبیرات یکی از ابعاد و زوایای آن را روشن می سازد. به این ترتیب که: در نهمین آیه مورد بحث سخن از تذکر است می فرماید: خدا به این منظور آیاتش را برای مردم تبیین می کند که متذکر شوند، تذکر به معنی حفظ و یادآوری مطالب، یکی از کارهای مهم عقل است که اگر نبود انسان از علوم هیچ بهره ای نمی برد.
باز در این جا به تعبیرات مختلفی در قرآن برخورد می کنیم: گاه مطلب را مانند آیه قبلی که با «لعل» در این گونه موارد برای بیان هدف به کار می رود، مطرح می کند و گاه به صورت توبیخ و سرزنش «افلاتتز کرون۱۷» و گاه به عنوان سرزنش از افرادی که اندیشه خود را به کار نمی اندازند و حقایق را حفظ و یادآوری نمی کنند «قلیلا ماتز کرون ۱۸» سخن به میان می آورد. در دهمین آیه، سخن از «تفکر» است و بعد از آن در یک استفهام انکاری می پرسد آیا «نابینا» و «بینا» یکسان است؟ با لحن سرزنش آمیزی می فرماید: «آیا فکر نمی کنید» و همان گونه که اشاره کردیم «فکر» در واقع به معنی «تجزیه و تحلیل» مسایل مختلف برای راه یابی به عمق آن هاست و طریقی است برای فهم بهتر و بیشتر.
باز در این جا تعبیرات متفاوت است گاه می فرماید: «شاید شما اندیشه کنید ۱۹». گاه می گوید: «برای جمعیتی که تفکر می کنند ۲۰» و گاه می فرماید: «آیا آن ها دردل خود نیندیشیدند ۲۱»؟
در یازدهمین آیه سخن از «نقد» به معنی فهم و درک عمیق است، می فرماید: «ببین ما چگونه آیات خود را برای آن ها با انواع مثال بیان ذکر می کنیم، شاید آن ها بفهمند و درک کنند» و در این جا نیز گاه «لعلهم یفقهون» آمده است و گاه «لقوم یفقهون» برای گروهی که می فهمند .۲۲
و در جای دیگر «لوکا نوایفقهون: اگر آن ها می فهمیدند ۲۳» که همه بیانگر اهمیت فوق العاده مساله تفقه و ادراکات عقلی است و همان گونه که اشاره شد، «فقه» به معنای «درک مسایل پنهانی از طریق مشاهده مسایل آشکار است» که این یکی از ابعاد درک عقلی است.
در دوازدهمین آیه، بحث از «شعور» است که پس از نهی مؤمنان از این که شهیدان راه خدا را مرده نگویند: می فرماید: «آن ها زنده گانند ولی شما درک نمی کنید».
البته «شعور» گاه به معنی احساس ظاهری می آید وگاه به معنی احساس درونی که همان درک عقلی است و در قرآن کریم به هر دو معنی به کار رفته است. قرآن در آیات زیادی گروهی را که «شعور» خود رابه کار نمی گیرند با تعبیراتی مختلف مورد مذمت قرارداده است. ۲۴
در سیزدهمین آیه، گفتگو از «بصیرت» است، ضمن اشاره به یکی از آثار تقوا می فرماید: «افراد متقی هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان می شوند، ناگهان به یاد خدا می افتند و بصیرت می یابند و حقیقت را درک می کنند و از دام وسوسه های شیطان رهایی می یابند».
«بصیرت» و «ابصار که به معنی بینایی است گاه با چشم ظاهر صورت می گیرد و جنبه حسی دارد و گاه با چشم درون وعقل و خرد و به معنی ادراکات عقلی است و آیه مورد بحث از آیاتی است که این واژه در آن به معنی دوم به کار رفته است.
قرآن مجید گاه می گوید: انسان نسبت به خویشتن بصیرت و آگاهی دارد. «بل الانسان علی نفسه بصیره ۲۵» و گاه به پیامبر اکرم(ص) می گوید:«به مردم بگو، این راه من است که من و پیروانم با بصیرت کامل همگان را به سوی خدا دعوت می کنیم».
«و قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی ۲۶»
مسلماً درتمام این موارد بصیرت به معنی آگاهی هایی است که از طریق خرد برای انسان پیدا می شود.
و سرانجام درچهاردهمین و آخرین آیه سخن از «درایت» است، درایت به معنای هوشیاری و آگاهی برمسایل پنهان یا غیرمحسوس می فرماید: «هیچکس نمی داند فردا چه می کند؟ و هیچکس نمی داند در کدام سرزمین از دنیا می رود»؟ قابل توجه این که ماده «درایت» در قرآن مجید همواره به صورت منفی به کار رفته، یعنی در مواردی که صحبت از عدم درایت انسان است و این نشان می دهد که درایت مفهوم عمیقی از درک و فهم دارد که برای همه کس حاصل نمی شود.
از مجموع آیات چهارده گانه بالا نتایج زیر به دست می آید:
۱) قرآن «عقل و خرد» انسان را به عنوان یکی از منابع اصیل، معرفت شناخته و اهمیت فوق العاده ای برای آن قایل شده است.
۲) قرآن همگان را به تعقل و تفکر بیشتر در همه مسایل دعوت می کند.
۳) قرآن به ابعاد گوناگون روح آدمی، توجه خاصی کرده و روی هریک از آن ها تاکید می کند.
۴) قرآن فعالیت های روح را در زمینه ادراک واقعیات با تعبیرات مختلفی ذکر کرده و روی هریک در جای خود تکیه می کند.
● عقل در روایات اسلامی
در حدیثی از پیامبراکرم(ص) آمده است «یک ساعت اندیشیدن از هفتاد سال عبادت بهتر است» چون عبادت ریاضتی است نفسانی و تجربه ای روحانی است که خیر آن ها تنها به عابد برمی گردد؛ اما تفکر علاوه براین که ریاضت و تجربه است، بهترین تکیه گاه رشد قوه درک و گسترش عقل و روشن کردن مجهول است و نفع سرشار آن به همه مردم بازمی گردد؛ مثل آن همچون چراغی است که نور را درهر مکانی منتشر می سازد.
از امام علی(ع) در نهج البلاغه است که فرمودند: «فکر آیینه شفاف است» و یا هرکس بیندیشد، بصیرت پیدا می کند و یا «اندیشه ورزی تو، به تو بصیرت و اعتبار می بخشد، هرکس که چشم اندیشه او بیدار شد به کنه همتش خواهد رسید، عبادتی چون اندیشیدن در آفرینش خداوند نیست. اندیشه آدمی آیینه ای است که علم نیک را از زشت به او می نمایاند». در کافی آورده شده که امام صادق(ع) فرمودند: «بهترین عبادت اندیشه ورزی است در خداوند و قدرت وی». همچنین فرمودند: «عبادت به زیادی نماز و روزه نیست، بلکه عبادت، اندیشیدن در امر خداوند است».
با مقدمه بالا متذکر می شویم که در روایات اسلامی بیش از آن چه تصور شود به گوهر عقل و خرد بها داده شده است و به عنوان اساس دین، بزرگ ترین غنا، برترین سرمایه، راهوارترین مرکب و بهترین دوست و بالاخره معیار و میزان برای تقرب الی الله و کسب پاداش معرفی گردیده است. از میان ده ها و صدها روایت پرارزش که در منابع مختلف در این زمینه از پیغمبر اکرم(ص) و ائمه هدی و سیره است تنها به ذکر دوازده روایت نمونه علاوه بر مقدمه فوق تمسک می جوئیم:
پیامبر اکرم فرمودند: اساس موجودیت انسان عقل او است و آن کس که عقل ندارد، دین ندارد ۲۷!
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: هیچ بی نیازی چون عقل نیست و هیچ فقری چون جهل۲۸!
همچنین ایشان می فرمایند: خداوند متعال مردم را به مقدار عقلشان در دنیا، محاسبه می کند.۲۹ در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: پاداش و ثواب عمل به نسبت عقل است.۳۰
در حدیث دیگری از پیامبر گرامی اسلام(ص) می خوانیم: «خدا درمیان بندگانش نعمتی برتر از عقل تقسیم نکرده است و بندگان فرایض الهی را به جا نمی آورند تا آن ها را با عقل خود دریابند و تمام عابدان در فضیلت عبادتشان به پایه عقل نمی رسند. ۳۱
در حدیثی می خوانیم که امام موسی بن جعفر(ع) به هشام بن حکم فرمودند: «خداوند پیامبران و رسولانش را به سوی بندگان خود نفرستاد مگر به این منظور که درباره خداوند عاقل تر شوند» و بنابراین بهترین بندگانی که دعوت آن ها را اجابت کردند، کسانی هستند که معرفت بهتر داشته باشند و آن ها که از کار خدا آگاه ترند، عاقل ترند و آن ها که عقلشان کامل تر است، مقامشان در دنیا و آخرت برتر است.» ۳۲
درحدیث دیگری از پیغمبر گرامی اسلام (ص) آمده است که فرمودند: برای هرچیز ابزار و وسایلی است و ابزار و وسایل مؤمن عقل است و برای هرچیز مرکبی است و مرکب راهوار انسان عقل است و برای هرچیزی هدفی است و هدف از عبادت، عقل است ۳۳».
درحدیثی از امام صادق (ع) آمده است:«هنگامی که خداوند بخواهد نعمتی را از بنده اش (به خاطر ناسپاسی) بگیرد، اولین چیزی که از او دگرگون می سازد، عقل او است ۳۴».
درحدیث دیگری از حضرت علی (ع) آمده است:«عقل فرمانده لشکر خدای رحمان است و هواپرستی فرمانده لشکر شیطان و نفس انسانی در میان این دو کشمکش است، هرکدام غالب آیند، انسان در قلمرو او قرار می گیرد. ۳۵»
همچنین درحدیث دیگری ایشان می فرمایند:«عقل ها پیشوایان افکارند و افکار پیشوایان عواطفند و عواطف پیشوایان حواسند و حواس پیشوایان اعضائند (۳۶)». (به این ترتیب اعضای انسان برحواس او تکیه می کنند و حواس او از عواطف کمک می گیرند و عواطفش بر افکار تکیه می کنند و افکار برعقل ها»!
درحدیثی هم از حضرت رسول (ص) آمده است:«انسان ممکن است اهل جهاد باشد و نماز روزه و از امرکنندگان به معروف و نهی کنندگان از منکر باشد، اما در روز قیامت تنها به اندازه عقلش به او پاداش داده می شود. (۳۷)»
و حدیث پایانی را نیز از امام محمدباقر(ص) نقل می کنیم که می فرمایند:«هیچ مصیبتی مانند بی عقلی نیست». امید می رود بکوشیم تا دچار مصیبت و خسران نشده ایم، محروم از پاداش نباشیم و تا می توانیم به این عبادت بیشتر پرداخته و در رأس امور خود هدایت و آگاهی نسبت به آن را افزایش دهیم تا انشاء ا... به رشد و تعالی و کمال مطلوب دست یابیم.
درپایان این مقاله بی مناسبت نیست که تقسیم بندی سه گانه از بهره مندان از قرآن کریم و دیدگاه نغز مولانا دراین باب را یادآور شویم.
دریک تقسیم بندی کلی قاریان قرآن سه گروهند:
یکی آنان که قرائت قرآن را سرمایه معاش می کنند و به واسطه آن از ملوک حقوق و شهریه می گیرند و بر مردم تقدم می جویند.
دیگر آنان که قرآن را قرائت کنند و حفظ حروف و صوت قرآن کنند و تضییع حدود آن نمایند و آن را پشت سراندازند؛ که خداوند فراوان نکند این گروه را.
وطایفه دیگر آنان که قرآن را قرائت کرده و بادوای قرآن دردهای خود را علاج کرده پس به واسطه آن شب را بیدار و به عبادت بگذرانند و روز را روزه گیرند و به تشنگی گذرانند و درمساجد حاضر شوند و اقامت کنند و از فراش خواب ناز برخیزند، پس خداوند عزیز جبار به واسطه این ها دفع بلیات فرماید و باران از آسمان فرو فرستد، به خدا قسم که این قسم از قاریان قرآن از کبریت احمر کمیاب ترند.۳۸

لیلا قبرانی

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

مهجوریت قرآن؛ اسباب و نشانه‏ها

مهجوریت قرآن؛ اسباب و نشانه‏ها
پیامبر خدا(ص) در عرصه قیامت در آن روز هولناك و دشوار با افسوس و دلی پردرد، قرآن‏بدست می‏ایستد و ـ این گونه‏ـ شكایت جانكاهی را به پروردگار می‏كند: «پروردگارا!! قوم من قرآن را رها كردند.» (فرقان/ ۳۰) گویا رسول خدا می‏فرماید خداوندا مردم، نور، روشنگری و بیانگری قرآن را رها كردند، جداگر حق از باطل، رحمت و شفا را ترك گفتند، تشنه گشتند در حالی كه آب زلال و گوارا در كنارشان بود، در ظلمات زندگی كردند در حالی‏كه در نزدشان نورِ آشكار و روشنگر بود. آه چه سنگین زیان و بزرگ خسارتی كرده است، كسی كه این همه را رها كند!
در این بررسی مقصود ما از رهاكنندگان قرآن، سركشان و ستمگران نیستند كه قرآن را بر سر نیزه كرده و با قرآن علیه قرآن می‏جنگیدند در پوشش اسلام و قرآن با سرنیزه‏های صفیّن قرآن را حمل می‏كردند و یا مسجد ضرار را با انبوه منافقان پر می‏كنند؛ اینان دشمن‏ترین، دشمنان اسلام و قرآن‏اند و روی سخن با ایمان آوردگان، دینداران و پایبندان به مكتب است.
● مهم‏ترین نشانه‏های دوری از قرآن
۱) تلاوت نكردن
(متأسفانه) از پدیده‏های آشكار در جامعه اسلامی ترك تلاوت و قرائت قرآن كریم است، با وجود آیات فراوان قرآن درباره تلاوت آن، و دعوت پیامبر اكرم(ص) و امامان(ع) به تلاوت قرآن، اندك افرادی هستند كه گوش شنوا دارند.
خداوند می‏فرماید: «و قرآن را با دقت و تأمل بخوان» (مزمل/ ۴)
و نیز می‏فرماید: «اكنون آنچه برای شما میسر است قرآن بخوانید» (مزمل/ ۴)
از حضرت رسول اكرم(ص) روایت شده، هر كس قرآن را پیش از سن بلوغ بخواند، حكمت را در كودكی فرا گرفته است. و فرمود: هر كس دوست دارد با پروردگارش سخن بگوید پس قرآن را بخواند، و هشدار می‏دهند از این كه روزی بر ما بگذرد و جزو بی‏خبران باشیم، آنجا كه می‏فرماید: هر كس شبی ده آیه بخواند او را از «بی‏خبران» نمی‏نویسند، و اگر پنجاه آیه قرائت كند با «ذكران»، اگر سیصد آیه بخواند از شمار «رستگاران» و اگر پانصد آیه از قرآن را تلاوت نماید از مجتهدان شمرده می‏شود.
بعضی از مؤمنان از ترس اینكه احكامِ تلاوت را نمی‏دانند خواندن قرآن را ترك می‏كنند در حالی كه رسول خدا می‏فرماید: اگر قرآن خطا و یا با لحن اشتباه خوانده شود و یا اعجمی آن را تلاوت نماید؛ فرشته‏ای آن را همان‏گونه كه نازل شده برایش می‏نویسد.
▪ نقش تلاوت قرآن در شخصیت انسان
تلاوت همراه با ترتیل قرآن از امور مهمی است كه بر شكل‏گیری ایمان شخص تأثیر می‏گذارد. به صورتی كه انسان با خواندن قرآن، لطافت و قوت را با هم می‏آموزد. در (مسائل) عاطفی و احساسی، نرم‏دل و در دشواری‏ها و برخورد با مشكلات و رنج و دردها محكم و قوی می‏شود. از این‏رو قرآن كریم خطاب به پیامبر خدا می‏فرماید: «ای جامه به خود پیچیده، شب را جز كمی به پاخیز، نیمی از شب را، یا كمی از آن كم كن، یا بر نصف آن بیفزا، قرآن را با دقت و تأمل بخوان» (مزمل/ ۱ ـ ۴)
همه‏ی اینها برای آمادگی تحمّل بار سنگین و پذیرش مسؤولیت بزرگ است: «چرا كه ما بزودی سخنی سنگین به تو القا خواهیم كرد.» (مزمل/ ۵)
و نسبت به مؤمنین تخفیف داده شده می‏فرماید: «اكنون آنچه برای شما میسّر است قرآن بخوانید. او می‏داند به زودی گروهی از شما بیمار می‏شوند، و گروهی دیگر برای بدست آوردن فضل الهی (و كسب روزی) به سفر می‏روند. و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می‏كنند (و از تلاوت قرآن باز می‏مانند).»
از نشانه‏های اساسی و جدّی پرهیزكاران كه در طول شبانه روز به طور طبیعی در آن‏ها مشاهده می‏شود. این است كه با خواندن قرآن به خود ـ نفس خود ـ حالت حزن و اندوه می‏دهند. حضرت علی(ع) علاقه آنها را چنین وصف می‏فرماید: «پرهیزكاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفكر و اندیشه می‏خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروی درد خود را می‏یابند. و اضافه می‏فرماید: و هر گاه به آیه‏ای می‏رسند كه ترس از خدا در آن باشد گوش دل به آن می‏سپارند، و گویا صدای بر هم خوردن شعله‏های آتش، در گوششان طنین افكن است»(۱) ما كجائیم و آن‏ها كجا؟
▪ تفاوت تلاوت با ترتیل و بدون ترتیل
میان تلاوت با ترتیل و بدون ترتیل فرق وجود دارد؛ تلاوت با ترتیل به خواندن، فضای روحانی و جوّ معنوی می‏دهد و قلب انسان همراه با خواندن كلمات به حركت در می‏آید، و متناسب با انبساط روحی، آیات خدا در عمق جان رسوخ می‏كنند. تفسیر درّالمنثور به نقل از حضرت علی(ع) می‏نویسد: از پیامبر خدا(ص) درباره‏ی آیه «و رتل القرآن ترتیلا» سؤال شد. حضرت در پاسخ فرمود: یعنی قرآن را واضح و شمرده بخوانید و چون ماسه، آن را پراكنده نكنید و مانند شعر، آن را نسرایید، در شگفتی‏هایش اندیشه و درنگ كنید و دلها را به حركت وادارید و دغدغه‏تان در تلاوت به آخر رسانیدن سوره نباشد.
۲) گوش نسپردن
از بلاهایی كه در میان مردم ـ مسلمان و بلكه مؤمنین از آن‏ها ـ رسوخ كرده این است كه صحبت‏ها و گفتگوهایشان پیش از آغاز تلاوت و بعد از شروع آن تفاوت نمی‏كند. در حالی كه خدای سبحان ـ هر گونه ـ سخن گفتن هنگام تلاوت را بیهوده و لغو اعلام كرده است. آیه می‏فرماید: «هنگامی كه قرآن خوانده شود، گوش فرادهید و خاموش باشید، شاید مشمول رحمت خدا شوید.»(اعراف/ ۲۰۴)
بدرستیكه قرآن تنها گوش دادن را از ما نمی‏پذیرد؛ بلكه با گوشِ جان شنیدنی كه همراه با تدبّر و هوشیاری باشد. به احتمال زیاد كسانی كه هنگام خواندن قرآن عمل لغو مرتكب می‏شوند و به تلاوت گوش نمی‏دهند، ارزش گوش سپردن به قرآن كریم را نمی‏دانند. در حالی‏كه معنای صریح آیه مباركه و روایات ضرورت استماع قرآن و سكوت هنگام تلاوت آن است. در آن صورت است كه درهای رحمت الهی گشوده می‏شود و دلهای مؤمن به سوی آن روی می‏آورند. «و إذا قُرئ... ترحمون» اینجاست كه رحمت الهی بر كسانی كه ساكت‏اند و گوش فرا می‏دهند نازل می‏شود.
رسول‏خدا(ص) فرمود: بلای دنیا از قاری قرآن و بلای آخرت از شنونده‏ی آن برطرف می‏شود. براستی بلای دنیا نسبت به آخرت چقدر است؟!
در روایت است كه زراره می‏گوید: از حضرت امام صادق(ع) پرسیدم آیا بر كسی كه صدای تلاوت قرآن را می‏شنوند سكوت كردن ضروری است؟ امام(ع) در پاسخ فرمود: «بلی»، اگر در نزد شما قرآن تلاوت شد، سكوت نمایید و گوش فرادهید.
قرآن كریم در وصف حالت مؤمنان صالح هنگام گوش دادن به تلاوت می‏فرماید: «كسانی كه پیش از آن به آنها دانشی داده شده، هنگامی كه (این آیات) بر آن‏ها خوانده می‏شود، سجده كنان به خاك می‏افتند.» و می‏گویند: «منزه است پروردگار ما، كه وعده‏هایش به یقین انجام شدنی است.» آن‏ها (بی‏اختیار) به زمین می‏افتند و گریه می‏كنند؛ و (تلاوت این آیات همواره) بر خشوعشان می‏افزاید.» (اسراء/ ۱۰۷ ـ ۱۰۹)
قرآن در نشان دادن حالتی كه شایسته است مؤمنان در زمان شنیدن قرآن داشته باشند می‏فرماید: «خداوند بهترین سخن را نازل كرده، كتابی كه آیاتش (در لطف و زیبایی و عمق و محتوا) همانند یكدیگر است؛ آیاتی مكرر دارد (با تكراری شوق‏انگیز) كه از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام كسانی كه از پروردگارشان می‏ترسند می‏افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجه ذكر خدا می‏شود.» (زمر/ ۲۳)
۳) حفظ نكردن
حفظ قرآن و صحیح خواندن آن در این روزگار حتی نزد مؤمنان تحصیل كرده كمتر مورد توجه است به همین علت می‏بینیم وقتی یكی از آن‏ها به آیه مباركه‏ای استشهاد می‏كند در تلاوت آن در می‏ماند و به زحمت می‏افتد.
پیامبر اكرم(ص) شیفته و حریص بر حفظ كردن قرآن بود حتی بر جبرئیل(ع) پیشی می‏گرفت. گفته‏اند رسول اكرم(ص) پیش از آن‏كه جبرئیل مقدار آیاتی كه فرو آورده كامل كند، حضرت آنها را از بَر می‏خواند تا از حفظ قرآن مطمئن شود. و این را از ظاهر آیه می‏فهمیم: «زبانت را بخاطر عجله برای خواندن آن [= قرآن] حركت مده، چرا كه جمع كردن و خواندن بر عهده‏ی ماست پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی كن. سپس بیان [و توضیح] آن (نیز) بر عهده‏ی ماست.»(قیامت/۱۶ـ۱۹) حافظ قرآن دارای منزلتی عظیم و جایگاه بلندی است و كسی را یاری آن نیست به آن دست یابد. رسول خدا(ص) به حافظ قرآن این‏گونه اطمینان می‏دهد: «خداوند به هر كسی ـ توفیق ـ حفظ قرآن را بدهد سپس گمان كند كسی بر او برتری دارد به بهترین نعمت‏ها جفا روا داشته است. و می‏فرماید: «كسی كه در قلب‏اش چیزی از قرآن نیست، خانه دلش ویران است».
چه بسا كسی برنامه حفظ ـ سوره‏هایی یا آیاتی ـ را آغاز كند سپس آن‏ها را فراموش كند و برنامه‏ی حفظ قرآن را كنار بگذارد این ـ حالت ـ در روز قیامت باعث افسوس و حسرت‏اش می‏شود.

امام صادق(ع) می‏فرماید: كسی كه سوره‏ای از قرآن را فراموش كند در بهشت به صورت چهره‏ای نیكو و مرتبه‏ای بلند در برابرش ظاهر می‏شود. وقتی او را ببیند از او می‏پرسد كیستی؟ چقدر نیكویی! ای كاش برای من می‏بودی. او در پاسخ می‏گوید: آیا تو مرا نمی‏شناسی؟! من همان سوره‏ی فلان در فلان جای قرآن هستم. اگر مرا فراموش نمی‏كردی تو را به این مرتبه می‏رساندم!!
۴) تدبّر نكردن
انسان به هر مرحله‏ای از علم و آگاهی نائل شده باشد حق دارد حالت روح تدبر در آیات را در خود زنده كند و در آن‏ها بیندیشد و از آن‏ها الهام بگیرد. قابل فهم بودن قرآن در هر سطح، یكی از معجزات قرآن است. حتی افراد بی‏سواد كه خواندن و نوشتن بلد نیستند قرآن را می‏فهمند لكن مراتب فهم و فراگیری متفاوت و مختلف است و این ویژگی خاص قرآن كریم است و امتیازی است كه هرگز در هیچ كتابی یافت نمی‏شود.
بسیاری از مؤمنان به اشتباه تصور می‏كنند تدبر در قرآن جایز نیست مگر برای كسانی كه از شرایط مفسر مانند لغت‏شناسی، بلاغت، اصول، منطق، فلسفه و... برخوردار باشند با این توهّم خود را از تدبر نمودن در آیات قرآن كه شایسته است هركس آن را دارا باشد، محروم می‏سازند. قرآن فریاد می‏زند: «ما قرآن را برای تذكر، آسان ساختیم؛ آیا كسی هست كه متذكر شود؟!»(قمر/۲۲)
خداوند عمل كسانی كه در قرآن تفكر و تدبر نمی‏ورزند ناپسند می‏داند و می‏فرماید: «آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‏كنند، آیا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!» (محمد/ ۲۴) (در حقیقت) قرآن برای تدبّر ورزیدن نازل شد. خداوند می‏فرماید: «این كتابی است پر بركت كه بر تو نازل كرده‏ایم تا در آیات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكر شوند.»(ص/۲۹)
هر كس كه قرآن را می‏خواند یا به آن گوش فرا می‏دهد حق دارد در هر حرفی از حروف آن یا كلمه‏ای از كلماتش و یا آیات آن اندیشه و تدبر كند؛ حق دارد هنگام تلاوت كلام خدا سخن حضرت ابراهیم را با تدبر بنگرد آنجا كه می‏فرماید: «الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ * وَ الَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ * وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ * وَ الَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِین»(شعراء/۷۸ـ۸۱) پس از مطالعه آیات باید بیاندیشد علت اختلاف در استفاده از حروف عطف، واو، فاء، ثم و... چیست؟ چرا ضمیر «هو» بكار برده می‏شود. چگونه سیاق از (مرضتُ) به خلقنی، یطعمنی، یمیتنی تبدیل می‏شود؟ و چرا نگفت (یمرضنی)! و در آیه: «ولنبلونّكم بشی‏ء... الصابرین» (بقره/ ۱۵۵) چه رازی در تقدم كلمه خوف بر جوع و جوع بر نقص اموال هست؟
و چه سرّی در تقدم اموال بر جانها در آیات جهاد وجود دارد؟ در حالی كه جان‏ها را بر اموال در آیات سوره‏ی شعراء مقدم كرده «و جاهدوا فی سبیل اللّه‏ بأموالكم و انفسكم» ؛ «ان اللّه‏ اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم»
رسول اكرم(ص) برای كسانی كه می‏خواهند در آیات خدا تدبر كنند، دو سفارش مهم فرموده: ۱. در تلاوت قرآن همتتان این نباشد كه سوره‏ای را كه آغاز كردید به پایان برسانید. ۲. قرآن بخوانید و گریه نمایید و اگر نتوانستید حالت گریه به خود بگیرید.
۵) عدم اهتمام به عمل
در عصر رسالت، دشمنان به راز نهفته «درنگ كردن» و «به ترتیب فرود فرستادن» در قرآن پی نبردند.
«... و قرآنی كه آیاتش را از هم جمع كردیم، تا آن را با درنگ بر مردم بخوانی؛ و آن را بتدریج نازل كردیم.»(اسراء/۱۰۶)
دشمنان اسلام حتی، این بهانه را مطرح می‏كردند و می‏گفتند: «چرا قرآن یكجا بر او نازل نمی‏شود؟!» (فرقان/ ۳۲)
در حالی كه از این حقیقت بی‏خبرند كه اگر قرآن به صورت تدریجی در مدتی بیش از ۲۰ سال نازل نمی‏شد، اولاً: امكان تحقق رسالت دین در تشكیل ساختار سالم قرآنی و تربیت امت و ایجاد دگرگونی و تحول در متن وقایع بدون حضور در فراز و نشیب زندگی میسر نبود. ثانیاً: لازمه‏ی دگرگونی و تغییر در روح و جان مردم تدریجی بودن است. ثالثاً: نزول تدریجی قرآن باعث دلگرمی و استوار ماندن رهبر در میدان عمل و صحنه‏ی برخورد می‏شود. خداوند در این‏باره می‏فرماید: و كافران گفتند: «چرا قرآن یكجا بر او نازل نمی‏شود؟! این بخاطر آن است كه قلب تو را به وسیله آن محكم داریم، و از این رو آن را بتدریج بر تو خواندیم.»(فرقان / ۳۲) قرآن برای توأم ساختن علم و عمل و جهت دادن به حركت‏ها و رهبری مردم و مراقبت مستمر نازل شده است.
سیوطی در الاتقان، به نقل از عبدالرحمن سلمی، می‏گوید: درباره كسانی كه قرآن را می‏خواندند چنین می‏گفتند: هر گاه ۱۰ آیه از پیغمبر(ص) می‏آموختند بر تعداد آیات نمی‏افزودند تا اینكه می‏فهمیدند به علم و عمل رسیده‏اند سپس می‏گفتند: قرآن و علم و عمل را با هم آموختیم. و به همین دلیل مدتی را در حفظ سوره سپری می‏كردند. پیامبر در تفسیر آیه‏ی «و الذین آتیناهم الكتاب یتلونه حق تلاوته» فرمود: حق تلاوته یعنی آن را بطور كامل تبعیت كرده و حقش را بجا آورند.
در تلاوت، به آسانی آیه «وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَآ أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْكَافِرُون» را می‏خوانیم. اما در عمل به آن سختی‏های بسیاری را باید به جان خرید. به همین جهت بایستی این دو حقیقت اساسی قرآن تفكیك شوند:
الف) قرآن سهل و آسان است. «ما قرآن را برای تذكر آسان ساختیم؛ آیا كسی هست كه متذكر شود؟!» (قمر/ ۲۲)
ب) قرآن سخت و دشوار است. «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْكَ قَوْلاً ثَقِیلاً؛ چرا كه ما به بزودی سخنی سنگین به تو القا خواهیم كرد.»(مزمل/۵)
نویسنده «وحی القرآن» معتقد است: «قول ثقیل» دشواری مادی نیست؛ كه برخی روایات از فشاری كه بر جسم مبارك پیامبر(ص) هنگام دریافت وحی وارد می‏شود، یاد می‏كنند؛ بلكه مقصود دشواری بار مسؤولیت است كه بر دوش انسان می‏آید.(۲)
● اسباب دوری از قرآن
مهم‏ترین علتهای اساسی كه باعث می‏شوند قرآن كریم كنار گذاشته شود و نقش زندگی‏ساز خود را از دست بدهد عبارتند از:
۱) شیوه‏ی برخورد نادرست
نگرشی كه به قرآن كریم صورت می‏گیرد از فضای رسالتی كه قرآن در آن نازل شده و صحنه پیكاری كه رهبری آن را داشته به دور است. قرآن برای تشكیل امتی راهبر، پیشتاز و شاهد، آمده كه بتواند در میدان كارزاری پیوسته با دشمنان، خود به سیر تكامل برسد. با امت باشد و هدایت و فرماندهی آنها را به عهده بگیرد، در شادی و غم و شكست و پیروزی‏شان همراه باشد. قرآن راهكار عمل، تلاش و جهاد است و زندگی را از خلال خیزش و قیام به پیش می‏برد و نسل نخست رابطه میان شناخت تاریخ و ساختن تاریخ را از قرآن درك كرد.
قرآن راهبری و مسیر حركت آنان را بعهده داشت چون سربازی كه در میدان جنگ دستور روزانه و سریع خود را از فرمانده می‏گیرد. بنابراین كسی دستوری را كه برای بیش از یك جلسه باشد؛ اخذ نمی‏كرد؛ زیرا احساس می‏كرد واجبات و تكالیف زیادی بر عهده‏اش می‏افتد هر فرد ده آیه از قرآن را فرا می‏گرفت تا آن‏ها را حفظ كند و به آن‏ها عمل نماید «شیوه‏ی دریافت قرآن برای اجرا و عمل به آن، همان چیزی است كه نسل اول انجام داد و شیوه دریافت برای آموختن و انبار كردن معلومات آن چیزی است كه نسل‏های بعد آن را آفریدند.»(۳)
برای این‏كه به توانایی و پویایی قرآن نایل شویم و حقیقت نهفته زندگی‏ساز آن را
درك كنیم و به قابلیت راهنما بودنش برای مسلمانان هر نسل پی ببریم بایستی چگونه بودن نخستین اجتماع مسلمانانی كه مورد خطاب قرآن بودند را مدنظر داشته باشیم.
آری شایسته است همراه با مسلمانان نخست زندگی كنیم و آنان را به صورت چهره‏ی بشر حقیقی در زندگی واقعی با مشكلات آن بنگریم و رهبری مستقیم قرآن را در اهداف و لحظات زندگی‏شان مورد تأمل و كنكاش قرار دهیم و ببینیم قرآن چگونه گام به گام دست آنها را می‏گیرد در فراز و نشیب‏ها، افت و خیزها، ضعف‏ها و مقاومت‏ها و... با این نگرش همه‏ی ویژگی‏های انسان شناخته می‏شوند ضعف‏ها و استعدادها و... ظاهر می‏گردند.
سپس ما نیز خود را مخاطب قرآن احساس می‏كنیم ـ درست مانند مسلمانان مورد خطاب قرآن ـ و مردم امروز می‏توانند از پاسخ‏گویی قرآن و رهبری آن در همان راه، بهره‏مند باشند.
با این نگرش است كه قرآن را زنده خواهیم دید و احساس می‏كنیم با امروز و فردای ما همراه است.(۴)
۲) محدودنگری (نگرش محدود و بسته به قرآن)
این نگرش نقش بسزایی در ناكارآمد جلوه دادن آیات قرآن در فضای فعالیت‏های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی داشته است. همچنین سبب ناتوان جلوه دادن آیات در رویارویی با حوادث و پیشرفت‏ها شده است. محدودنگری به آیات قرآن كریم دو صورت دارد:
الف) محدودیت زمانی
این نگرش اسباب نزول را پوشش و محدودیت برای فكر و اندیشه می‏انگارد و منطق و راه‏كار بودن آن‏را نفی می‏كند.
پس در توجه به اشخاص و قهرمانان و وقایع تاریخی غوطه‏ور می‏شود به طوری كه افكار و مفاهیمی ـ كه آیات جز به جهت بیان و تأكید آنها نازل نشده‏اند ـ فراموش می‏شوند. و نیز در قصص قرآنی كه جز به جهت «عبرت آموزی» نیامده‏اند، همین تلقی وجود دارد. خداوند می‏فرماید: «در سرگذشت آنها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود.» (یوسف/ ۱۱۱)
برای نمونه داستان سامری تنها یك حادثه تاریخی‏گذرا كه در زمان گذشته رخ داده، نیست. بلكه پدیده‏ای است كه در هر عصر و نسلی تكرار می‏شود. هرگاه رهبر مقتدر از صحنه دور شود سامری به نام پیروی از راه موسی(ع) تلاش می‏كند در بروز حوادث جایگاه او را بگیرد و بگوید: «من چیزی دیدم كه آنها ندیدند؛ من قسمتی از آثار رسول (و فرستاده‏ی خدا) را گرفتم، سپس آن را افكندم و این چنین (هوای) نفس من این كار را در نظرم جلوه داد.» (طه/ ۹۶)
با تدبر در قصه‏ی سامری و شیوه‏های فریبنده و گمراه كننده‏ای كه بنی‏اسرائیل را شیفته و مسحور كرد و آنان را رو در روی هارون(ع) قرار داد كه به هارون چنین گویند: «ما همچنان گرد آن می‏گردیم (و به پرستش گوساله ادامه می‏دهیم) تا موسی به ما باز گردد...»، خواهیم دید گوساله‏ای كه سامری آن را از طلا ساخت همچنان در واقعیت‏های این زمان به صورت‏های گوناگون و شیوه‏های مختلف وجود دارد. و اگر به موضع‏گیری حضرت موسی در برابر این مشكل توجه كنیم پندها و درسهای بزرگی خواهیم گرفت. نخست به جهت مواجه‏ای كه با امت گمراه و سرگرم گوساله نمود و دوم برخورد حضرت با جانشینش هارون و در نهایت مقابله‏ای كه با سامری كرد.
شایان ذكر است كه داستان سامری در سوره‏های متعددی تكرار شده و این نشانه‏ی پندآموزی بزرگی است و درسهای مهمی را در صحنه‏های سیاسی و اجتماعی می‏توان از آن آموخت و همچنین در قصه‏ی یونس(ع) كه آن حضرت با حالت خشم صحنه را ترك می‏كند، رخدادی نیست كه سپری شده و زمان آن گذشته باشد بلكه با نگرش عمیق به حوادث پیرامون آن و شیوه‏ی خطاب آیات در سه سوره‏ی انبیاء، صاد و نون، نقش قرآن در متن فعالیت‏های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی... زمان ما محسوس و كاربردی می‏شود.
از مصیبت‏های بزرگی كه ما را از فراگیری درس‏های دلنشین قرآنی محروم كرده، این است كه ما در پی یافتن مواردی از داستان هستیم كه قرآن آن را به دلیل بی‏اهمیتی یا كم اهمیتی، ذكر نكرده است. و سرانجام از پرداختن به دلالت‏ها و نشانه‏های عمیق قرآنی و رخدادها غافل می‏شویم و به امور بی‏ارزش و جانبی می‏پردازیم.
آری به تفصیل راجع به امور مجمل در قرآن پرداخته‏ایم و در اموری كه به آن‏ها اهمیت داده نشده دقت می‏كنیم. و این چنین است كه قصه، حكمت، عبرت و درس آموزی خود را از دست می‏دهد.
به طور مثال در تفاسیر درباره‏ی چگونگی درخت نهی شده در قصه‏ی آدم(ع) به دقت... می‏پردازیم: «نزدیك این درخت نشوید.»(بقره/ ۳۵) و یا در پی شناخت نام مردی كه در سوره‏ی یس آمده هستیم: «وَ جَآءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَهِٔ رَجُلٌ یَسْعَی؛ و مردی (با ایمان) از دورترین نقطه شهر با شتاب فرارسید» (یس/ ۲۰) و...
به احتمال زیاد توجه به این مشغولیت‏ها و نكات غیر ضروری در قصه‏های قرآن میدان را برای ورود اسرائیلیات در تفاسیر باز كرده است.
ب) محدودیت در افق و فضای نزول
محدودیت در آفاق و فضای نزول باعث می‏شود آیات قرآن در فضای كوچك و محصور نگه داشته شود و چشم‏اندازی دیگر نداشته باشد؛ و امكان گسترش افق‏های باز در صحنه‏های وسیع و مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را پیدا نمی‏كند.
طبیعی و پر واضح است كه قرآن گنجی است كه تمامی ندارد و شمعی است كه به خاموشی نمی‏گراید و دریایی كه ژرفایش دست نیافتنی است، بلكه محدودیت و تنگ نگری مربوط به دید محدود ما است كه نمی‏توانیم همگام با تحولات زندگی، پاسخ نیازهای خود را پیدا كنیم. برای مثال هنگام تفسیر آیه «یا اهل الكتاب لم تلبسون الحق بالباطل و تكتمون الحق و انتم تعلمون» (آل‏عمران/ ۷۱)
ما فقط آن را از یك دریچه می‏نگریم كه درباره‏ی آنچه اهل كتاب كتمان كردند؛ نازل شده است. در حالی كه آیه دو روش خبررسانی استكبار جدید و قدیم را مشخص می‏كند:
۱) شیوه‏ی اطلاع‏رسانی گمراه كننده
(وارونه سازی خبرها) «لم تلبسون الحق بالباطل» چرا حق را با باطل (می‏آمیزید)
۲) شیوه‏ی تاریك كتمان و سانسور خبری
«و تكتمون الحق و انتم تعلمون» حقیقت را پوشیده می‏دارید. در حالی كه می‏دانید.
آیت اللّه‏ سید محمد باقر صدر(ره) ـ با ژرف نگری ـ توانست مشكل اقتصادی جهان را از خلال آیه زیر بدست آورد: «و اتاكم من كل ما سألتموه و ان تعدوا نعمهٔ اللّه‏ لاتحصوها انّ الانسان لظلوم كفار؛ و از هر چیزی كه از او خواستید، به شما داد، و اگر نعمت‏های خدا را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید كرد. انسان، ستمگر و ناسپاس است.»(ابراهیم/ ۳۴) ایشان می‏فرماید: اسلام مانند سرمایه‏داری معتقد نیست كه مشكل ـ اقتصاد ـ در طبیعت و كمبود منابع آن است زیرا بر این باور است كه طبیعت توانایی این را دارد كه پاسخگو و ضامن همه‏ی نیازهای بشر باشد. همچنین اسلام مشكل اقتصاد را در تناقض و نابرابری بین تولید و شیوه‏های توزیع نمی‏داند؛ كه ماركسیستها به آن معتقدند. بلكه اسلام مشكل اساسی را پیش از هر چیز مربوط به انسان می‏داند نه طبیعت و نه شیوه‏ی تولید.
اسلام در فرازهایی از آیات زیر این مطلب را بیان می‏كند: «اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الاْءَرْضَ وَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الاْءَنْهَار» (ابراهیم/ ۳۲)
«ستم آدمیان در بخش نابرابر نعمت‏های الهی است ـ یعنی سوء توزیع ـ و كفران نعمت آنها در اهمال كاری از بهره‏برداری از طبیعت و خود را از كار كنار كشیدن ـ یعنی توسل به شیوه‏ی منفی ـ است.»(۵)
هنگام تفسیر «مؤلفهٔ قلوبهم» در آیه: زكاتها مخصوص فقرا و مساكین و كاركنانی است كه برای (جمع آوری) آن زحمت می‏كشند، و كسانی كه برای جلب محبّتشان اقدام می‏شود، و برای (آزادی) بردگان و (ادای دَینِ) بدهكاران و...(۶) بایستی معنای دلالی و تطبیقی «المؤلفهٔ قلوبهم»(۷) را به عنوان اصلی از اصول روابط بین‏الملل مورد بررسی قرار دهیم. و این اصل قرآنی (اصل اُلفت و نزدیكی دلها) نظر مثبت اسلام را به روشنی آشكار می‏نماید؛ و مبنایی برای دولت اسلامی است كه هر كجا مصلحت ببیند به آن عمل نماید.
جهان امروز نیازمند نگرش باز به قرآن در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فلسفی، تاریخ و روان‏شناسی و... است بایستی همراه با قرآن باشیم. با این راهكار است كه می‏شود آن را در متن واقعیت آورد و مشكلات خود را به آن عرضه نمود. بنابراین حركت و تلاش از واقعیت به سوی قرآن راه می‏یابد و از قرآن به عالم واقع جریان پیدا می‏كند.
۳) هیبت نادرست
ترسیم هیبت نادرست از قرآن نقش بزرگی در بریدن و نافرمانی از قرآن دارد. نوآوری را از تفسیر گرفته، بسیاری از مفسران و مؤمنان را از نعمتِ تدبّر در آیات و تفكر در قصص قرآن محروم كرده است.
بنابراین هیبت نادرست از دو زاویه قابل بررسی است:
۱) مفسران
۲) مسلمانان
یكی از بزرگترین حجاب‏های قرآن كه مانع استفاده از آن شده، از دیدگاه امام خمینی(ره): «اعتقاد به آن است كه جز آنكه مفسرین نوشته یا فهمیده‏اند كسی را حق استفاده از قرآن شریف نیست.»(۸)
امام خمینی (ره) بازگشت تحجر و نفی در فهم آیات را به فهم نادرست از احادیث تفسیر به رأی می‏دانند. مانند حدیث: «من فسّر القرآن برأیه فلیتبوأ مقعده من النار»(۹) و حدیث «من فسَّر القرآن برأیه فأصاب فقد اخطأ»(۱۰)
امام خمینی این توهم را در سه نكته اساسی پاسخ می‏دهد:
۱) تدبر، پندآموزی و درس گرفتن از قرآن علاوه بر این‏كه تفسیر به‏رأی نیست ربطی به تفسیر ندارد. امام می‏فرماید: «تفكر و تدبر در آیات شریفه را به تفسیر به‏رأی، كه ممنوع است، اشتباه نموده‏اند؛ و بواسطه این رأی فاسد و عقیده‏ی باطله قرآن شریفه را از جمیع متون استفاده عاری نموده و آن‏را به كلی مهجور نموده‏اند؛ در صورتی‏كه استفادات اخلاقی و ایمانی و عرفانی به هیچ وجه مربوط به تفسیر نیست تا تفسیر به رأی باشد.»(۱۱)
۲) تفسیر به‏رأی از موارد زیر جدا است:
الف)آیات معارف
ب) علوم عقلی كه موافق قوانین منطقی باشد
ج) آیات اخلاقی كه مطابق با عقل و خرد باشد.
امام(ره) می‏فرماید:«زیرا كه این تفاسیر مطابق با برهان متین عقلی یا اعتبارات واضحه‏ی عقلیه است.»(۱۲)
۳) «پس، محتمل است بلكه مظنون است، كه تفسیر به‏رأی راجع به آیات احكام باشد كه دست آراء و عقول از آن كوتاه است و به صرفِ تعبد و انقیاد از خزّان وحی و مهابط ملائكهٔ اللّه باید اخذ كرد. چنانچه اكثر روایات شریفه در این باب در مقابل فقهای عامه كه دین خدا را با عقول خود و مقایسات می‏خواستند بفهمند وارد شده است. می‏فرماید: «دین اللّه‏ لایصاب بالعقول» مقصود از «دین اللّه‏» احكام تعبّدی دین است.»(۱۳)
استاد حسن بنا در كتاب «دو مقاله در تفسیر و سوره‏ی حمد» می‏نویسد: یكی از برادران در مورد بهترین تفسیر و بهترین روش فهم قرآن از من سؤال كرد؟ در جوابش یك كلمه را گفتم، قلب تو [قلب مؤمن [بی‏شك بهترین تفسیر كتاب خداوند متعال است. و نزدیك‏ترین راه فهم این است كه قاری با تدبر و خشوع قرآن را بخواند و از خداوند رشد و پایداری را طلب كند. افكار پراكنده‏اش را در حین تلاوت جمع كند و از سیره‏ی پاك پیامبر مدد جوید و آن را ضمیمه‏ی فهم خود كند و به نوع خاصی اسباب نزول و ارتباط آنها را با موارد سیره پیوند دهد. پس از این مراحل به بهترین كمك در شیوه‏ی فهم صحیح و سالم قرآن دست خواهد یافت. بعد از این هر آن‏چه در كتب تفسیر می‏خواند به جهت یافتن‏معنای لفظی یا جمله‏ای كه معنای آن را نمی‏داند، یا به جهت افزایش دانشی است كه او را در فهم صحیح قرآن یاری دهد. اینها كمك‏های فهم‏اند امّا علم و درك بعد از آن نوری است كه خداوند در دلهای پاك قرار می‏دهد.
ابن عطیه گوید: عده‏ی زیادی از مفسرین مانند سعید مسیّب، عامر شعبی و دیگران برای تفسیر قرآن اهمیت ویژه‏ای قائل بودند و با این‏كه فهم و درك جدیدی از قرآن داشتند در برابر آن (تفسیر قرآن) با ترس و احتیاط عمل می‏كردند.
این هیبت و شكوه نادرست سبب تفسیر مأثور شد كه در اینجا نقش مفسر، نقل آراء و تابعینی كه روایات را به رسول خدا نسبت می‏دهند، می‏باشد و این چنین است كه باب تدبّر و تفكر و اندیشه بسته شد. و تفسیر در مجموعه‏ای از روایات برای برخی آیات نگاشته می‏شد.
شیوه تفسیر مأثور در واقع راهی است: محدود در برابر نیاز نامحدود، زیرا ما در ذیل شش‏هزار و چند صد آیه قرآنی صدها و هزارها سؤالات علمی و غیر علمی داریم پاسخ این سؤالات و حل این معضلات و مشكلات را از كجا باید دریافت نمود؟
آیا به روایات باید مراجعه نمود؟ در صورتی كه آن‏چه می‏شود نام روایت نبوی بر آن گذاشت از طرق اهل سنت و جماعت به دویست‏وپنجاه حدیث نمی‏رسد گذشته از این‏كه بسیاری از آن‏ها ضعیف و برخی از آن‏ها منكر می‏باشند و اگر روایات اهل‏بیت را كه از طرق شیعه رسیده در نظر آوریم درست است به هزار می‏رسد و در میان آن‏ها مقدار معتنابهی احادیث قابل اعتماد یافت می‏شود ولی در هر حال در برابر سؤالات نامحدود كفایت نمی‏كند، گذشته از اینكه بسیاری از آیات قرآنی هست كه در ذیل آن از طریق عامه و خاصه حدیث وارد نشده است.
یا در این مشكلات به آیات مناسبه باید برگشت كه در این طریقه ممنوع است؟ یا اصلاً از بحث خودداری كرد و نیاز علمی را نادیده انگاشت؟ در این صورت آیه «ونزَّلنا علیك الكتاب تبیاناً لكل شی‏ءٍ»(۱۴) با دلالت روشن‏تر از آفتاب خود چه معنی خواهد داشت؟ و جمله «أفلا یتدبرون القرآن»(۱۵) و سوره‏ی محمد آیه ۲۴ و آیه «كتابٌ انزلنا الیك مباركٌ لیدبّروا آیاته و لیتذكَّر اولواالباب؛(۱۶) كتابی است مبارك كه بر تو نازل كردیم برای اینكه آیاتش را تدبر كنند و ارباب عقول متذكر شوند» و آیه «أفلم یدبّروا القول أم جائَهم مالم یأتِ آبائهم الاولین؛(۱۷) آیا این سخن را تدبر نكرده‏اند یا به سوی ایشان چیزی (تازه) آمده كه به سوی پدران گذشته‏شان نیامده بوده) چه مفهومی خواهد داشت؟»(۱۸)
به ناچار بایستی از شیوه تدبر و تفكر در آیات قرآن پیروی شود و قرآن را با قرآن تفسیر كنیم؛ زیرا قرآن برای این نازل شد كه بعضی از آن (آیات) بعضی دیگر را تصدیق كنند. و برخی از برخی دیگر سخن می‏گویند و بعضی، بر بعضی دیگر شهادت می‏دهند، با كمك از احادیثی كه در تفسیر قرآن بیان شده‏اند.
این مقاله توسط آقای سید مالك موسوی به سفارش مركز فرهنگ و معارف قرآن تهیه شده است.

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!