یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷ / Sunday, 24 June, 2018

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی سخن را به خدمت پرورش روحیهٔ میهنی گرفت


حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی سخن را به خدمت پرورش روحیهٔ میهنی گرفت
در بخش شرقی ایران‌زمین در قرن‌های سوم و چهارم هجری سخنوران بزرگی پا به عرصهٔ جامعهٔ ما نهادند که زبان ما را با سخن پاس داشتند و بارور کردند؛ ولی در میان همهٔ آنها فردوسی جلوه‌ای ویژه دارد که دیگران نتوانستند داشته باشند.
از روزی که عرب با داعیهٔ آشکار و اعلان‌شدهٔ براندازی هویت ایرانی پا به این خاک نهاد و همه چیز را از ایران و ایرانی گرفت بدون آنکه هیچ چیزی در مقابل به او بدهد، شمشیر او با هویت ایرانی چنان کرد که ایرانی حتی نام خویش را نیز از یاد برد و همان نام‌هائی را بر خود نهاد که اربابان عرب می‌پسندیدند. تخم نهضت ضد عرب‌سروری که در سال ۱۰۱ هجری در کوفه و خراسان پاشیده شد در خلال ۲۸ سال با تلاش و فداکاری و از جان گذشتگی هزاران تلاش‌گر ایرانی آبیاری شده نهالی تنومند شد و دستگاه حاکمیت جبار عربی را در هم پیچیده تشکیل دولتی داد که هر چند یک خلیفهٔ عرب در رأسش نشسته بود، ولی همهٔ امورش در دست ایرانیان بود؛ و پایتخت این دولت نیز به ارادهٔ ایرانیان به همان جائی برگشت که قرن‌های درازی پایتخت شاهنشاهی ایران بود. نام رمزی ”بغداد“ (یعنی خداداد) که ایرانیان به این پایتخت دادند بیانگر بازگشت ایران و ایرانی به صحنهٔ تمدن‌سازی بود.


منبع : تاریخ و فرهنگ ایران زمین

مطالب مرتبط

گاه گل، گاه نارنجک

گاه گل، گاه نارنجک
«محمود درویش»، «سمیح القاسم» و «معین بسیسو»، سه رأس مثلث شعر فلسطین را تشکیل می دهند و انسانی که در میان این مثلث گرفتار آمده است، انسانی است که به قول درویش، «سردش می شود، عاشق می شود، دیوانه می شود، می خوابد و می پرسد و تنها شعاری روی دیوار نیست.»(۱) محمود درویش و سمیح القاسم، نام هایی اند که از آغاز در شعر عرب به هم گره خورده اند. آن ها دوستانی بودند یگانه و تنها بعد از خروج درویش از فلسطین بود که دوستی شان خدشه دار شد. درویش در یکی از شعرهایش می نویسد: «ما قدم می زنیم
دست در دست هم
مثل دو دوست قدیمی
دوستانی که نان بیات را بین هم تقسیم می کنند
آیا می شود در یک جاده قدم برداریم با هم امروز
و روزهای دیگرمان
در جاده های جداجدا قدم بزنند » (۲)
شاید در این شعر، او ناخودآگاه به سرنوشت دوستی خود و سمیح القاسم اشاره دارد. دوستانی قدیمی که نان بیات را بین هم تقسیم می کردند و حالا فرسنگ ها از یکدیگر دورند. سمیح القاسم همچنین از دوستداران شعر و شخصیت معین بسیسو بود و پس از مرگ بسیسو به سال۱۹۸۴ در لندن، در یکی از شعرهایش می نویسد:
«ای دوست زنده و مرده من!
ای آزمند و خسیس!
در تابوت برای دو آسمان جل جا بود
چگونه تنها
- بی دوست کشته خود-
رفتی
زیتون توفان دلم
از آتش فشان نخل تو
گلایه می کند!
چه می شد اگر
دو دقیقه
دو بدمستی
یک شب بی بند و باری
منتظر می ماندی
‎/‎/‎/
هیچ روا نبود تو بروی
و ما
در بند زنجیر تانک ها باشیم» (۳)
و این شعر چقدر یادآور این قسمت از شعر درویش است:
«باور مکن مویه هاشان را
- هشدار می دهد شهید-
چهره پدرم را دریاب
وقتی به عکس من نگاه می کند
و به گریه می افتد
چگونه نقش هامان را معامله کردیم پسرم
چطور شد که تو پیشقدم شدی
اول من!
باید اول من می مردم!» (۴)
و این چهره واقعی فلسطین است. فلسطینی که در آن معلوم نیست چه کسی زودتر می میرد بستگی دارد به اینکه سربازها کدام دوست را زودتر هدف می گیرند کدام دوست زودتر در بمباران کشته می شود فلسطین آیا سرزمینی نیست که در آن پسر، زودتر از پدر می میرد
درویش می نویسد:
«دوستان همیشه شام آخری ترتیب می دهند برای من
و مقبره ای آرام در سایه درختان بلوط
و کتیبه ای مرمرین از زمان بر گورم
و همیشه این منم
که در مراسم تدفین پیش دستی می کنم
و سپس او کیست که مرده است
چه کسی است » (۵)
سمیح ا لقاسم؛ شاعر عرب، به سال۱۹۳۹ میلادی در «زرقاء» اردن به دنیا آمد و تحصیلات خود را در «رامه» و «ناصره» ادامه داد و از آن پس در فلسطین اقامت گزید. او شاعری پرکار است و هنگامی که تنها سی سال داشت، شش مجموعه شعر را منتشر کرده بود. نخستین مجموعه شعر او با نام «کاروان های خورشید» به سال۱۹۵۸ به بازار کتاب آمد و برخی دیگر از کتابهای او عبارتند از «آواز کوچه ها»، «خونم بر کف دستم است»، «دود آتشفشان ها»، «سقوط نقاب ها»، «مرگ بزرگ» «مرثیه های سمیح القاسم»، «تو را دوست دارم آن گونه که مرگ می پسندد»، «عنصر نامطلوب». از نگاه سمیع القاسم، «انسان» و «وطنی» در رابطه ای دیالکتیک با یکدیگر قرار دارند. «انسان بی وطن» همانند راز نگاه او غریب و بس مغموم مفهوم است که «وطن بی انسان». او «فلسطین» را «وطنی» می داند که از معنای «وطن» تهی شده است. انسان فلسطینی است که به خاک فلسطین هویت و معنا می دهد و «فلسطین» بدون «فلسطینی»، وطنی است بدون وطن. سمیح القاسم در شعر «برای مردن وقت نداریم» می نویسد:
«ای دوست
در تابوت برای دو ترانه جا بود
دو ترانه
که یکی می گفت: من کفنم
و دیگری:
خسته ام از کوچی به کوچی دیگر
و خسته ام از وطنی که بی وطن می میرد»(۶)
«اسلاووی ژیژک» عصر ما را عصری می داند که در آن کم کم همه چیز از معنای اصلی اش تهی می شود. عصری پر از قهوه های بدون کافئین، شکلات های بدون قند، روغن های بدون چربی و.‎/‎/! و عجیب نیست در چنین عصری اگر از سیاست بدون سیاست و «وطن» بدون «وطن» سخن برانیم.
انسان فلسطینی ازنگاه «سمیح القاسم»، انسانی است که نه جایی برای زیستن دارد و نه گوری برای مردن. او خطاب به معین بسیسو می گوید:
«آیا گوری مثل دیگران می خواهی
مگر چون دیگران زیستیم
مگر چون دیگران مردیم (۷)»
انسان فلسطینی، آن چنان که در غربت درون و برونش می زید و در غربت پیرامونش می میرد، در غربت خاک نیز دفن خواهد شد. محمود درویش زمانی گفته بود: «برادران ما وقتی می میرند، قبر دارند، آنها اطمینان دارند که به خاکشان خواهند پیوست، ما این اطمینان را نداریم.»(۸) سمیح القاسم در اشعارش بسیار به سازمان ها ونهادهای بین المللی معترض است. «شورای امنیت» و «مردان شیک پوش سازمان ملل» از نگاه او تنها حضوری کاذب اند. بسیار مردمی که در فلسطین کشته می شوند و بسیار خانه هایی که ویران می شوند و مردان شیک پوش سازمان ملل تنها از فاصله ای امن و از تصاویر شفاف تلویزیون هاشان به این وقایع می نگرند. تماشای آوارگی، گرسنگی و خشونت از صفحه تلویزیون برای آنها همانقدر سرگرم کننده است که تماشای فیلم های هالیوود! هالیوودی که به قول «الن گینزبرگ» به خاطر فیلم های سختش باید مجازات شود!
سمیح القاسم خطاب به «مردان شیک پوش سازمان ملل» می گوید:
«آقایان
- در هر کجا که هستید-
کراوات هایتان در گرمای روز
و نقشه های خیال انگیز
چه سودی دارند امروز
‎/‎/‎/
آقایان
- در هر کجا که هستید-
بگذارید ننگ من طاعون باشد
و غم هایم اژدها
ای کفش های سیاه براق
- در هر کجا که هستید-
خشمم
بزرگتر از صدای من است
اما روزگار ترسوست
و من دستی ندارم!» (۹)
سمیح القاسم، خشمش را بزرگتر از صدایش می داند. چرا که صدای او هر چقدر هم که بلند باشد در مقابل نحوه «رسانه ها» و سردمداران قدرت و سرمایه و خشونت، ناچیز است. رسانه هایی که از فلسطین تنها یک تفریح ساخته اند و سیاستمدارانی که تنها «سخنان عزا»یشان شنیده می شود که با ژست هایی به ظاهر انسانی از آن حرف می زنند. سمیح القاسم در شعری می نویسد:
«گاهی من
گلی یا سنبلی هستم
و گاهی، نارنجکی
رگ هایم، لوله های نفت و آبند
و شایسته ماندن
غم هایی که در کودکی ام
بر دوشم سخت سنگین بودند
از من سنگی ساختند
و رفتن به سنگلاخ رؤیاهای ناممکن
چون زه کمانم سخت و محکم ساخت» (۱۰)
از نگاه سمیح القاسم، فلسطینی انسانی است که گاهی همچون گلی سرشار زیبایی هاست و گاهی همچون نارنجکی است که نفرت می ورزد و نابود می کند. در عصری که انسان، بیش از هر زمانی متوجه «تن» خویش است و «تن» برایش به ابژه ای مقالی بدل گشته است، سمیح القاسم چهره انسانی را ترسیم می کند که «تن» خویش را به بازی می گیرد و چون نارنجکی آن را منفجر می کند. از نگاه او چیزهایی هستند که هنوز ارزش «مردن» دارند.«آلن بدیو»، فیلسوف بزرگ معاصر زمانی گفته بود که عاشق آن آثاری است که در آنها موضوعاتی همچون شجاعت، فداکاری و.‎/‎/ چونان ارزش های زنده اخلاقی جلوه کنند و ادبیات معاصر فلسطین سرشار از چنین آثاری است.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!