چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

نیما آغازگری نوین


نیما آغازگری نوین
ظهور نیما مهم ترین حادثه ی ادبی دوران معاصر بوده است هر چند کسانی چون «تندر کیا» هم زمان با او شعر نو ارائه دادند ولی پشتکار کافی برای ادامه ی حرکت نداشتند و قرعه به نام نیما افتاد. حق هم چنین بود.
نیما ماند و دیگران کم رنگ شدند و از یاد ها رفتند، هر چند ظهور نیما با جنگ جهانی بی ارتباط نیست و لی دو عامل اصلی ظهور شعر نوی نیمایی می باید در روحیه ناآرام و سرکش نیما و نیز در خصائص ویژه ی شعر کهن ایران جستجو شود. در دیگر دوران های شعر فارسی، قالب های ادبی بر اساس ضرورت هایی در بیان شاعرانه زاده می شدند، می بالیدند، نیازهای ادبی را در مقطعی بر می آوردند و در نهایت رو به ضعف می رفتند. شعر نیمایی نیز پاسخی بود به نیازمندان.
تحولی را که نیما آغازید در دو بخش شکلی و ساختاری و درونی و محتوایی بررسی می کنیم. مدت ها قبل از نیما شاعران ایرانی دریافته بودند که ظرفیت قالب های شعر کهن فارسی برای نمودار شاختن ویژگی های خیالی و محتوایی توانمند نیست. اینان با اظهار نا امیدی از ایجاد تحولی بنیادین به جای درانداختن طرحی نو با نگریستن به پیشینه های ادبی شعر فارسی به دنبال حل این معضل بودند که البته توفیقی نیز نیافتند.
گویی چیرگی اصول شعر هزارساله ی پارسی، چنین اجازه ای به آن ها نمی داده است. سه عامل غالب، وزن، قافیه، شامل دایره های بسته ای بودند که گریز از آن ها امکان پذیر نمی نمود. پایه های عروض شعر کهن ایران بر تساوی مصراع ها از حیث سواکن و متحرکات و تقارن آن ها در دو مصراع استوار بود. شعر های اولیه ی نیما مقید به این اصول بوده است و در بستری از سبک خراسانی جریان داشت ولی به تدریج قاعده تساوی مصراع ها را به کناری گذاشت و کوشید شاعر را از این جبر برهاند تا مجبور نباشد برای رعایت عروضی، شعرش را از حشو بنا کند زیرا همیشه طول معنوی یک شعر با طول عروضی آن یکسان نیست.
۱) تحول شکلی و ساختاری: نیما وجود قافیه را در شعر پذیرفت و لی محل ثابتی برای آن معین نکرد از دید او محل و وجود قافیه را در شعر موضوع معین می کند و شاعر آزاد است چون یک ابزار در جایی که دوست دارد از آن استفاده کند و دیگر ناچار نیست به قول ایرج با پس و پیش کردن آن ها نابغه ی دروان خود شود. از دید نیما «قافیه هم نباید تکلیف برای شاعر معلوم کند و اگر آوردنش گهگاه به اصل فکر لطمه نزند، آن را می توان آورد.» به اعتقاد او هرجا واقعاً مجال شاعر را تنگ کند و یا او را در تنگنایی اندازد که اندیشه و احساس خویش را با آن ها معارض ببیند، طردشان واجب است. زیرا به هرحال آن چه خواننده از شاعر توقع دارد، شاعری است نه قافیه بندی.
۲) تحول درونی و محتوایی: هر چند طرح شعر نیمایی با ساختار نو خود را نمود ولی تحول بنیادین او در شعر فارسی در محتوا و درون مایه ی شعر بوده است. با اندک تعمقی در کل ادبیات ایران می توان خط فارقی را در آن ترسیم نمود. ادبیات دردمندان و ادبیات بی دردان.
نیما شعر را به مثابه ی ابزاری در جهت بیان دردها و آلام اجتماعی قرار داد نه وسیله ای برای لذت بردن صرف. شعر او آیینه ی اجتماع اوست با همه ی رنج های عیان و نهان. به این دلیل پیوندی عمیق با وجود آدمی برقرار می سازد چون ریشه در جان او دارد بر آمده از نیازهای درونی اوست. از جمله صفات شعر راستین یکی آن است که در تار و پود شاعرش چنگ می زند و تا او را نسراید دست از او بر نمی دارد یعنی شاعر را اسیر خود می کند و پاسخ می دهد به عطش و نیاز درونی او. پیوند شعر نیما با طبیعت پیرامون او از جمله ریشه دار ترین صفات شعر اوست.
او با طبیعت و عناصرش زندگی می کند نه آن که لقلقه ی زبانی او باشد. شعر او زبان پرندگان است. زبان جنگل و دریاست. تصاویر زنده و بکر طبیعی او در دیوان هیچ شاعری دیده نمی شود . کاربرد این واژگان در شعر او بیان گر پیوند روحی شاعر با زادگاه خویش است .
وصف های او از دریا به راستی بی نظیر است. گاه عناصر طبیعی را در زبانی نمادین به کار می برد و گذشته از تشبیهات و استعارات زیبای طبیعی در فراسوی آن آرمان های خود را به تصویر می کشد و خواننده را با خود از سطح به عمق می برد. این که چرا بسیاری از پیروان شعر نیمایی با رگه ها و شاخه های مختلف آن توانستند در بین مردم، ما پایگاه محکمی بجویند دلایل مختلفی دارد ولی بی گمان یکی از علل عمده ی آن عدم سنخیت محتوایی اشعارشان با روحیه ای بی آلایش و مذهبی مردم ایران است. اگر ادبیات کلاسیک ایران توفیقی هزارساله دارد. یکی از دلایل آن وجود این مایه های قرآنی و تصاویر زنده ی طبیعی است. اگر سهراب سپهری مانند بعضی از نوپردازان شاعر به غم غربت دچار نشده است، به دلیل پیوندی است که بین عرفان ایرانی و طبیعت ایرانی برقرار نموده است.
هرچند عصر ما به قول سپهری عصر معراج پولاد است ولی ملت ما هنوز در دنیای صنعتی غرب، به گونه ی غربیان اضمعلال نیافته است و بسیار زود است اگر بخواهد اشعارش را به زبان قرن بیست و یک، بیان دارد. در هر شعر یک قلب یا مرکز تپنده وجود دارد اگر آن فاسد شد، هر گونه کوششی برای بهبود شاخ و برگ های آن کاری است بی فایده، این قلب همان مرکزیت معنوی شعر است که حیات و وزن در تمام شعر تزریق می کند رسالت یک شاعر به تصویر کشیدن این مفهوم مرکزی است. بررسی اشعار نیما نشان می دهد که نیما برای دستیابی به زبان و سبک شاعرانه اش راهی تکاملی را پیموده است. نخستین اشعار نیما در سبک خراسانی و در قالب های عروضی سروده شده است نیما در این دوره دریافت که استفاده از این سبک و قالب کاستی های تجربی بسیاری برای بیان مفاهیم ذهنی اش دارد. در این دوره نیما کاملاً به اصول کلاسیک شعر پای بند است.
اشعار دوره ی دوم نیمایی در واقع برزخی بین شعر های جدید نیما و شعر های کهن او هستند. اشعار دوره ی سوم نیمایی هم دارای موضوعاتی نوین است و هم سبک و قالبی نوین. در این اشعار نیما سبک و زبان ویژه ی خود را می یابد. بنابراین اگر نیما توانست چون کوهی در مقابله با ناسزاهای مخالفین تاب بیاورد و از زبان شاعرانه اش عدول نکند یکی از دلایل آن این سیر طبیعی و تکاملی شاعرانه ی او می باشد. یعنی نیما مانند بعضی از شاعران سپید امروز یک شبه ره صد ساله را نرفته است.
از بعد نقد ادبی نیز می توان به بررسی آثار نیما پرداخت اگر بتوان نیما را یکی از پیروان نهضت نقد ادبی «تقی رفعت» به حساب آورد. بدون شک در تاریخ رشد نقد ادبی ایران باید جایگاهی ویژه برای او معین ساخت. از میان آثار او«ارزش احساسات» که در مجله ی موسیقی چاپ می شد، دارای ارزشی ویژه است. «حرف های همسایه» و «تعریف و تبصره» نیز به نحوی دیگر در به دست دادن معیارهای نقد ادبی و جهان بینی زیبا شناختی او نقش عمده دارند. به هر تقدیر همین که نیما نگرش ها را نسبت به شعر معاصر ایران به کلی دگرگون ساخت مهم ترین کار او در زمینه ی نقد ادبی بوده است. هر چند ظاهراً نظریات ادبی او بیشتر پیرامون شعر فارسی است ولی می توان آن ها را به قلمرو نثر نیز گسترش داد.

احمد محجوبیان (کارشناسی ارشد ادبیات فارسی)

منبع : مازند نومه

مطالب مرتبط

عاشقانه های ابونواس اهوازی


عاشقانه های ابونواس اهوازی
هم باده، گوارا و
هم میزبان، برادر است،
ما ایرانیان آزاده
آوازها از این جهان خسته خوانده‌ایم
... مرا با ترانة تازیان
راهی به خانه نیست.
(صص ۹ـ‌ ۱۴۸)
سیدعلی صالحی، شاعر نام‌آشنای معاصر، «عاشقانه‌های ابونواس اهوازی» را از دو بخش: پیشگفتاری در زندگی‌نوشت ابونواس و بازسرایی مجموعة شعرهای عاشقانة وی فراهم آورده است.
صالحی، زندگی‌نوشت «ابونواس» را در دیباچة کتاب، با این عبارتها آغاز کرده است:
«کیست این کلمه‌باز بزرگ، گمنام در موطن خویش و خداوندگار قول عرب، غزل عرب، قیامت‌ِ مهارگسل‌ِ معنا، پسر گلنار اهوازی با جعد پریشانش بر پیشانی بلند، ابونواس، حسن‌بن هانی، قرن دوم هجری قمری، در اهواز عجم زاده شد. (ص۷)
فرزندی ایرانی، با آبا و اجدادی عرب‌زبان، به شهرهای عربی راه می‌یابد به بصره، بغداد و مصر... و سرگردانی و شعر و دل باختن به وزیران ایرانی در بغداد عب‍ّاسی، همان قدر برای او سودآور بود که دلباختن به دختری کنیز در بصره. زندان، آوارگی و بند و... و همة اینها برآیند نژادپرستی و ایرانی‌ستیزی عرب بود که چون آواری بر سر ابونواس، پسر گلنار پارسی فرود می‌آمد، کمتر قدرتمداری بود که قربانی هجو و هجومش نشده باشد، و نیش کلمات کشنده‌اش را نچشیده باشد.
روزی هارون‌الرشید در انظار‌ِ اهل مجلس به ابونواس گفت: از دوزخ نمی‌ترسی با این همه کفر و شراب که می‌آوری به کلام؟ ابونواس به امیر‌المؤمنین خود خوانده (هارون‌‌الرشید) گفته بود: هر که بگوید، «آتش»، آیا زبانش می‌سوزد؟ (ص ۲۳) آن گاه حسادت شاعران دربار به نبوغش همچون «آبان لاحقی» که ایرانی بود و «اشجع مسلمی» که عرب و... و سپس خوراندن زهر به او در بند و بی‌اثر ماندن آن، تخریب شخصیت او با نسبت دادن دروغین شعری ک‍ُفرآمیز بدو (ص ۲۰) و باز هم زهر و مسمومی‍ّت و آن‌گاه شهادت و تحق‍ّق این گفتة «ابن حباب» که: «ابونواس! بلندآوازه می‌شوی، اما سر به سلامت، نخواهی ب‍ُرد.» (ص ۲۱)
«عاشقانه‌های ابونواس اهوازی» بازسرایی است، چندین مایه فراتر از یک برگردان ساده یا ترجمة معمولی شعر؛ از نوع کوششهایی است که زنده‌یاد احمد شاملو در برگردان شعرهای لورکا، مارگوت بیکل، لنگستن هیوز و... داشته است.
آنچه از کوششهای صالحی یک «بازسرایی» می‌سازد و نه یک برگردان عادی شعر، غلبه دادن زبان و نحوة بیان ویژه است. بیانی که حتی با زبان شعرهای صالحی در بیشتر سروده‌هایش که به شعر گفتار یا شعر زبان شهرت دارد، کمتر شباهتی ندارد.
صالحی می‌کوشد شعر ابونواس را به شعر واقعی برگرداند، نه به نثر. و همین اثرش را از سطح یک تجربة ترجمه‌ای فراتر می‌برد. زبان، موسیقی، ایجاز، جایگزین نمادها و مجازها و... همه و همه در برگردان صالحی از عاشقانه‌های ابونواس حضوری روشن دارند. عناصری که بیشتر در ساختار «زبان شعر» جلوه می‌کنند، نه در «شعر زبان» که به گفتة صالحی نفی خودکامگی زبان است.۱ موسیقی، نماد، مجاز و... عناصری که دست به دست هم می‌دهند تا از کوششهای صالحی، خلق اثر جدیدی را شکل دهند:
موسم چیدن خوشه‌های خرما / و خلوص برهنة توست / جهان به کام کلمه‌بازی چون من/ چکیدة عسل و عیش نیشکر است. (ص ۲۸)
هر چند غیبت اصل اثر یا آثار ابونواس، داوری درست را دربارة میزان و سطح دخالتهای صالحی در شعرهای ابونواس حتی در سطح زبان و تصویر دشوار می‌کند، اما همین سطرهای بی‌شمار که بی‌شمار واژه‌های فارسی را در کنار هم نشانده و به سمت کشف معنا و حقیقت پیش می‌برده، معر‌‌ّف حضور شاعر مترجمی است که شعر را در سطح بسیار خوبی می‌فهمد. شاعری تجربه‌گرا، به نسبت‌ آشنا با فرهنگ، که حاصل سالیان تجربه و دریافتهای تجربی‌اش را در حوزة معناشناسی و زیبایی‌شناختی متن در دل بازسرایی آثاری می‌ریزد، که بخش مهمی از آن در بخش مهم‌تری از مجامع شعر جوان، مجهول، غریب و ناشناخته مانده است و همین می‌تواند به پاره‌ای از بازسراییهایش رنگی فداکارانه ببخشد.
هر چند زیباییهای شعر ابونواس می‌تواند تا سطح قابل تأملی به اصل عربی خود، وابسته باشد، بی‌شک عاشقانه‌های ابونواس از زیباترین عاشقانه‌های تاریخ ادب عرب است.
هم از این جهت که بیش از هر چیزی به اصل عشق و ذات زبان آن بسیار وفاداری نشان می‌دهد و هم از این منظر که گاه چنان ظریف با سیاست درمی‌آمیزد و پیوند مبارک عشق و سیاست را در حوزة زبان و خیال شکل می‌دهد، که از آن می‌توان به شعرهای عاشقانه‌ـ اجتماعی و عاشقانه ـ سیاسی یاد کرد؛ که در آن تغز‌ّل و اعتراض، مسالمت‌آمیز گونه‌ای هم‌زیستی یافته‌اند که نمونه‌های خواندنی آن را می‌شود در شعر فارسی معاصر در آثار نیما و شاگردانش مثل احمد شاملو در آیداسراییهایش، در شعرهای فروغ، به‌ویژه در «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، در پاره‌ای از سروده‌های م. امید و نیز در قطعاتی چند از آثار منوچهر آتشی، قیصر امین‌پور و... دید.
این قطعه، بی‌شک از زیباترین «عاشقانه ـ اجتماعی»های ابونواس است که در زبان صالحی به زیباترگونه‌ای بازسرایی شده است:
در سرسرای هارون/ هوای تو دارم به یکی نظربازی حرام / بردگان خواجه در خواب‌اند/ پرده در عیش باد /تنها دل من است که قرار و آرامش نیست.../ ندیمة نمازخوان من! / تا طعم تکفیر و تازیانه راهی نیست. / بی‌خیال خشم خلیفه / تا رسیدن شعله به خواب حریر راهی نیست. / بی‌خیال سلاسل بغداد. / (ص ۱۲۰)
نظیر چنین نگاهی را می‌توان در قطعه‌های برو، ... ابونواس (ص ۱۳۰)، و قطعات (ص ۱۳۵)، (ص ۵۸) و (ص ۶۱) دید.
در قطعة «پروردگارا» از خدا می‌پرسد:
پرشکستة پریشان روزگار مأمون‌ام / مطرود ترانه‌خوانی خویش / چه کنم؟ (ص ۱۳۵) شاعری آواره و سرگردان و تنها که تقدیرش او را در چنبرة نژادی دیگر، گیر انداخته است که به او حت‍ّی در اوج، به تحقیر، «شاعر عجمی» می‌گوید:
گفتند: بنوش، شاعر عجمی/ گفتم: من و شراب؟... / پیشوای بالانشین‌شان فرمود: نه این شراب است که تو دانی / بر آتش آورده، سخت پخته و هیچش حرام نیست!.... / گفتم: او که لعبتی از این دست را بر آتش آورده چنین غلیظ، / پروردگارش / به عذاب دوزخ گرفتار کند / من پرهیزکارترینم / لب به شراب شما نخواهم زد. (ص ۱۲۹)
و شاعر نیز هرگز تبار بزرگ خود را مخفی نمی‌کند، ایرانیان را که زمانی اعراب مهاجم موالی (غلامان) خواندند، او به سن‍ّت فردوسی و ناصرخسرو، آزاده می‌خواند:
هم باده، گوارا و/ هم میزبان، برادر است/ ما ایرانیان آزاده / آوازها از این جهان خسته خوانده‌ایم / ... مرا با ترانة تازیان / راهی به خانه نیست. (ص ۹ ـ ۱۴۸)
کمتر شاعر تاریخ ادبیات عرب را می‌شناسیم که عاشقانه‌سرایی نکرده باشد. شاید آخرین آن، نزار جقانی باشد، که عاشقانه‌هایش را بر پایة سن‍‍ّتهای شاعرانی چون ابونواس استوار کرده است.
و اما بازسرایی صالحی از منظر زبان هرگز حتی در یک عبارت نیز «شعر گفتار» وی نیست. ساخت و باخت باستانگرایانة زبان صالحی کمتر تعل‍ّقی به نظرات وی دربارة «شعر زبان» ندارد. زبان این کتاب، به شد‌ّت سخت، محکم، موجز و باستانگرایانه است و از این منظر به سن‍ّتهای بیانی شاعران سن‍ّت‌گرایی چون شاملو شبیه می‌شود و کمتر شباهتی به «دیر آمدی ری را...» یا «نامه‌ها» ندارد.
هر چه در شعرهای صالحی، مخاطب با فقدان ساز و کارهای زبانی بر پایة آرکائیسم و قرینه‌هایی که از شکل فاخر زبان ناشی می‌شود، روبه‌روست۲، در عاشقانه‌های ابونواس، شعری ساختمند، محکم با زبانی فاخر، با درونه‌ای منسجم را می‌یابد. هر چند اصل این ساخت و ساختمان از نسخه‌های عربی شعر ابونواس است، لیکن همة اینها در زبان صالحی است که خشت‌خشت و واژه‌واژه روی هم چیده می‌شود و بالا می‌آید.


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    زندگی افسانه‌ای آمانسیو اورتگا بنیانگذار ZARA +عکس | ساتین
    آمانسیو اورتگا گائونا، Amancio Ortega متولد ۲۸ مارس سال ۱۹۳۶در ایالت لیون اسپانیا است، کارآفرینی اسپانیایی در زمینه مد است که با ثروت ۱۸٫۳ میلیارد دلار در