یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷ / Sunday, 24 June, 2018

نیما آغازگری نوین


نیما آغازگری نوین
ظهور نیما مهم ترین حادثه ی ادبی دوران معاصر بوده است هر چند کسانی چون «تندر کیا» هم زمان با او شعر نو ارائه دادند ولی پشتکار کافی برای ادامه ی حرکت نداشتند و قرعه به نام نیما افتاد. حق هم چنین بود.
نیما ماند و دیگران کم رنگ شدند و از یاد ها رفتند، هر چند ظهور نیما با جنگ جهانی بی ارتباط نیست و لی دو عامل اصلی ظهور شعر نوی نیمایی می باید در روحیه ناآرام و سرکش نیما و نیز در خصائص ویژه ی شعر کهن ایران جستجو شود. در دیگر دوران های شعر فارسی، قالب های ادبی بر اساس ضرورت هایی در بیان شاعرانه زاده می شدند، می بالیدند، نیازهای ادبی را در مقطعی بر می آوردند و در نهایت رو به ضعف می رفتند. شعر نیمایی نیز پاسخی بود به نیازمندان.
تحولی را که نیما آغازید در دو بخش شکلی و ساختاری و درونی و محتوایی بررسی می کنیم. مدت ها قبل از نیما شاعران ایرانی دریافته بودند که ظرفیت قالب های شعر کهن فارسی برای نمودار شاختن ویژگی های خیالی و محتوایی توانمند نیست. اینان با اظهار نا امیدی از ایجاد تحولی بنیادین به جای درانداختن طرحی نو با نگریستن به پیشینه های ادبی شعر فارسی به دنبال حل این معضل بودند که البته توفیقی نیز نیافتند.
گویی چیرگی اصول شعر هزارساله ی پارسی، چنین اجازه ای به آن ها نمی داده است. سه عامل غالب، وزن، قافیه، شامل دایره های بسته ای بودند که گریز از آن ها امکان پذیر نمی نمود. پایه های عروض شعر کهن ایران بر تساوی مصراع ها از حیث سواکن و متحرکات و تقارن آن ها در دو مصراع استوار بود. شعر های اولیه ی نیما مقید به این اصول بوده است و در بستری از سبک خراسانی جریان داشت ولی به تدریج قاعده تساوی مصراع ها را به کناری گذاشت و کوشید شاعر را از این جبر برهاند تا مجبور نباشد برای رعایت عروضی، شعرش را از حشو بنا کند زیرا همیشه طول معنوی یک شعر با طول عروضی آن یکسان نیست.
۱) تحول شکلی و ساختاری: نیما وجود قافیه را در شعر پذیرفت و لی محل ثابتی برای آن معین نکرد از دید او محل و وجود قافیه را در شعر موضوع معین می کند و شاعر آزاد است چون یک ابزار در جایی که دوست دارد از آن استفاده کند و دیگر ناچار نیست به قول ایرج با پس و پیش کردن آن ها نابغه ی دروان خود شود. از دید نیما «قافیه هم نباید تکلیف برای شاعر معلوم کند و اگر آوردنش گهگاه به اصل فکر لطمه نزند، آن را می توان آورد.» به اعتقاد او هرجا واقعاً مجال شاعر را تنگ کند و یا او را در تنگنایی اندازد که اندیشه و احساس خویش را با آن ها معارض ببیند، طردشان واجب است. زیرا به هرحال آن چه خواننده از شاعر توقع دارد، شاعری است نه قافیه بندی.
۲) تحول درونی و محتوایی: هر چند طرح شعر نیمایی با ساختار نو خود را نمود ولی تحول بنیادین او در شعر فارسی در محتوا و درون مایه ی شعر بوده است. با اندک تعمقی در کل ادبیات ایران می توان خط فارقی را در آن ترسیم نمود. ادبیات دردمندان و ادبیات بی دردان.
نیما شعر را به مثابه ی ابزاری در جهت بیان دردها و آلام اجتماعی قرار داد نه وسیله ای برای لذت بردن صرف. شعر او آیینه ی اجتماع اوست با همه ی رنج های عیان و نهان. به این دلیل پیوندی عمیق با وجود آدمی برقرار می سازد چون ریشه در جان او دارد بر آمده از نیازهای درونی اوست. از جمله صفات شعر راستین یکی آن است که در تار و پود شاعرش چنگ می زند و تا او را نسراید دست از او بر نمی دارد یعنی شاعر را اسیر خود می کند و پاسخ می دهد به عطش و نیاز درونی او. پیوند شعر نیما با طبیعت پیرامون او از جمله ریشه دار ترین صفات شعر اوست.
او با طبیعت و عناصرش زندگی می کند نه آن که لقلقه ی زبانی او باشد. شعر او زبان پرندگان است. زبان جنگل و دریاست. تصاویر زنده و بکر طبیعی او در دیوان هیچ شاعری دیده نمی شود . کاربرد این واژگان در شعر او بیان گر پیوند روحی شاعر با زادگاه خویش است .
وصف های او از دریا به راستی بی نظیر است. گاه عناصر طبیعی را در زبانی نمادین به کار می برد و گذشته از تشبیهات و استعارات زیبای طبیعی در فراسوی آن آرمان های خود را به تصویر می کشد و خواننده را با خود از سطح به عمق می برد. این که چرا بسیاری از پیروان شعر نیمایی با رگه ها و شاخه های مختلف آن توانستند در بین مردم، ما پایگاه محکمی بجویند دلایل مختلفی دارد ولی بی گمان یکی از علل عمده ی آن عدم سنخیت محتوایی اشعارشان با روحیه ای بی آلایش و مذهبی مردم ایران است. اگر ادبیات کلاسیک ایران توفیقی هزارساله دارد. یکی از دلایل آن وجود این مایه های قرآنی و تصاویر زنده ی طبیعی است. اگر سهراب سپهری مانند بعضی از نوپردازان شاعر به غم غربت دچار نشده است، به دلیل پیوندی است که بین عرفان ایرانی و طبیعت ایرانی برقرار نموده است.
هرچند عصر ما به قول سپهری عصر معراج پولاد است ولی ملت ما هنوز در دنیای صنعتی غرب، به گونه ی غربیان اضمعلال نیافته است و بسیار زود است اگر بخواهد اشعارش را به زبان قرن بیست و یک، بیان دارد. در هر شعر یک قلب یا مرکز تپنده وجود دارد اگر آن فاسد شد، هر گونه کوششی برای بهبود شاخ و برگ های آن کاری است بی فایده، این قلب همان مرکزیت معنوی شعر است که حیات و وزن در تمام شعر تزریق می کند رسالت یک شاعر به تصویر کشیدن این مفهوم مرکزی است. بررسی اشعار نیما نشان می دهد که نیما برای دستیابی به زبان و سبک شاعرانه اش راهی تکاملی را پیموده است. نخستین اشعار نیما در سبک خراسانی و در قالب های عروضی سروده شده است نیما در این دوره دریافت که استفاده از این سبک و قالب کاستی های تجربی بسیاری برای بیان مفاهیم ذهنی اش دارد. در این دوره نیما کاملاً به اصول کلاسیک شعر پای بند است.
اشعار دوره ی دوم نیمایی در واقع برزخی بین شعر های جدید نیما و شعر های کهن او هستند. اشعار دوره ی سوم نیمایی هم دارای موضوعاتی نوین است و هم سبک و قالبی نوین. در این اشعار نیما سبک و زبان ویژه ی خود را می یابد. بنابراین اگر نیما توانست چون کوهی در مقابله با ناسزاهای مخالفین تاب بیاورد و از زبان شاعرانه اش عدول نکند یکی از دلایل آن این سیر طبیعی و تکاملی شاعرانه ی او می باشد. یعنی نیما مانند بعضی از شاعران سپید امروز یک شبه ره صد ساله را نرفته است.
از بعد نقد ادبی نیز می توان به بررسی آثار نیما پرداخت اگر بتوان نیما را یکی از پیروان نهضت نقد ادبی «تقی رفعت» به حساب آورد. بدون شک در تاریخ رشد نقد ادبی ایران باید جایگاهی ویژه برای او معین ساخت. از میان آثار او«ارزش احساسات» که در مجله ی موسیقی چاپ می شد، دارای ارزشی ویژه است. «حرف های همسایه» و «تعریف و تبصره» نیز به نحوی دیگر در به دست دادن معیارهای نقد ادبی و جهان بینی زیبا شناختی او نقش عمده دارند. به هر تقدیر همین که نیما نگرش ها را نسبت به شعر معاصر ایران به کلی دگرگون ساخت مهم ترین کار او در زمینه ی نقد ادبی بوده است. هر چند ظاهراً نظریات ادبی او بیشتر پیرامون شعر فارسی است ولی می توان آن ها را به قلمرو نثر نیز گسترش داد.

احمد محجوبیان (کارشناسی ارشد ادبیات فارسی)

منبع : مازند نومه

مطالب مرتبط

بهترین ماجرای هستی

بهترین ماجرای هستی
در این مقاله ما به بررسی جلوه‌های خاک در اشعار لسان‌الغیب خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی می‌پردازیم.
در دیوان حافظ ۱۴۰ مورد به واژه خاک اشاره شده و مضامین خاک در اشعار حافظ به معانی ذیل آمده است:
۱) خاک آفرینش، خاک وجود آدم، خاک کالبد انسان
۲) خاک تربت
۳) خاک شرف یافته
۴) خاک سرزمین
۵) خاک معمولی
● خاک آفرینش
مضامینی که در ابیات حافظ با مفهوم خاک آفرینش ادا شده برگرفته از آیات قرآن مجید است.حافظ داستان دل‌انگیز خلقت را در اشعار خود چنین مطرح می‌کند:
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه‌نشین باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به‌نام من دیوانه زدند
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
زمینه فکری او در این سیر معنوی، همان زمینه‌های معارف اسلامی است؛ آیاتی از قرآن کریم در باب خلقت آدمی از گل، نظیر آیه کریمه: «الذی احسن کل شیء خلقه و بدأ خلق الانسان من طین» (سوره سجده آیه ۷) (همان کسی که هر چیزی را که آفریده است نیکو آفریده و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد) را در نظر می‌آورد. پس رفت و آمد فرشتگان برای تخمیر گل آدم در ذهنش مجسم می‌شود و تا آنجا قدرت می‌گیرد که گویی هنگام سرشتن و به قالب ریختن این گل حضور داشته و هرچه را که در آن دوردست آفرینش گذشته با چشم خویش دیده است. در شعر دیگری حافظ باز هم اشاره‌ای دارد به خاک آفرینش یا خاک آدم، چنان‌که گوید:
فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز
در ابیات فوق اشاره به خاک آدم و بازگشتی است به ماجرای آفرینش و رویداد ازلی که آنجا، نخست خدا هست و فرشتگان در پیرامونش، سپس اراده خداوندی می‌خواهد انسان را بیافریند.
داستان آفرینش آدم به‌عنوان بهترین ماجرای هستی، ذهن حافظ را به خود مشغول کرده. او در این شعر اشاره دارد که فرشته اهل عشق نیست که دلایل متعددی نیز برای آن از طرف حافظ‌شناسان نقل شده است؛ ازجمله این‌که عشق خاصیت موجودات خاکی است و چون فرشتگان از آتش آفریده شده‌اند عشق نمی‌دانند. یا این‌که فرشته موجودی است آسمانی و چون آسمان از پذیرفتن بار امانت به علت ندانستن عشق ابا کرده، پس فرشته نمی‌داند که عشق چیست.
● خاک تربت
اندیشه‌های او درباره مرگ، زندگی، حقارت وجود بشر، حیرت در برابر راز آفرینش و حساسیت شدید در مقابل زیبایی طبیعت، خوشی‌های زندگی و بهره‌مندی از عمر و احساس ناپایداری تمام خوشی‌ها، ظهور شبح مرگ، در برابر ذهن بیدار او و بی‌اعتنایی به مقررات و غیره همه در دیوان حافظ منعکس است ولی طبع معقول شاعر همه‌جا از تلخی و تندی این افکار می‌کاهد و نوعی سهل‌انگاری راحت بخش بر آن است، چنان‌که می‌گوید:
به می عمارت دل کن که این جهان خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
یعنی جان خود را با شراب آباد کن زیرا این دنیای خراب قصد هلاک ما را دارد و وقتی از خاک مرده ما خشت ساخت، قصد دارد با آن خرابی‌های خود را آباد کند.
در شعر دیگری با مضمون خاک تربت، شاعر به یکی از رسوم و آیین‌هایی که در دوران باستان در ایران معمول بوده اشاره دارد. این رسم حکایت از آن دارد که به یاد کسی که درخور تعظیم یا مورد محبت و عشق بوده است باده می‌نوشیدند و جرعه‌ای بر خاک نثار می‌کردند و درد و ته‌نشست جام بر زمین افشاندن هم به‌عنوان یک رسم کهن میان اقوام مختلف متداول بوده است:
اگر شراب‌خوری جرعه‌ای فشان بر خاک
از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک
در حافظ‌نامه نوشته بهاءالدین خرمشاهی آمده است:«رسم جرعه‌فشانی بر خاک طبق تحقیقات آقای دکتر غلامحسین صدیقی و دکتر محمد معین رسمی قدیمی بوده که نزد ملل باستان (یونانیان، آشوریان، یهود و دیگران) سابقه داشته است و ریختن آب بر سر گورها که هنوز هم رایج است قرینه همین رسم است و سابقه‌ای بس کهن دارد.» مضمون خاک تربت را در یکی دیگر از اشعار زیبای حافظ می‌بینیم. او می‌سراید:
هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است
گو چه حاجت که برآری به فلک ایوان را
ابیات فوق ما را با زاویه‌ای دیگر از اندیشه حافظ آشنا می‌سازد؛ حافظ بی‌نیاز موجود وارسته‌ای است که گنج را هم از بی‌نیازی خاک بر سر می‌کند.در حافظ نامه نوشته بهاءالدین خرمشاهی چنین آمده است: «غزالی می‌نویسد: رسول(ص) گفت: هر بنا که بنده کند در قیامت بر وی وبال باشد الا آنکه وی را از گرما و سرما نگه دارد» (کیمیا ج ۲ ص ۴۴۷). هم‌چنین در اثر است که چون بنده بنا از ۶ گز بالا دهد، فرشته منادی کند از آسمان، گوید: ای فاسق‌ترین همه فاسقان کجا می‌آیی؟ یعنی تو را در زمین فرو می‌باید شد، در گور، به جانب آسمان کجا می‌آیی؟»
● خاک شرف یافته
غزل‌ها و ابیات بسیاری است که نشانگر آن است که حافظ تا چه اندازه خاک در آستان دوست را کحل بصر می‌داند و پیوسته از این خاک بوی الوهیت به مشام او می‌رسد و خاک آستان در خانه دوست برای او خاصیت سرمه را دارد. این خاک برای او تجلی حق، تجلی خدایی که زیبایی و نیکی همه از اوست و زشتی و بدی با او هیچ ارتباطی ندارد، چنان‌که گوید:
چو کحل بینش ما خاک آستان شماست
کجا رویم بفرما از این جناب کجا
یا:
به سر جام جم آنگه نظر توانی کرد
که خاک میکده کحل بصر توانی کرد
اشاره حافظ به جام‌جم تعبیری است از جام شراب جمشید و اصطلاح عرفانی آن عبارت است از آیینه تمام‌نمای رازهای ناگشودنی و سربه مهر آفرینش که خداوند آن را در گل انسان و به خصوص در دل او تعبیه کرده است و به همین دلیل خداوند به فرشتگان می‌فرماید:
«شما در گل منگرید در دل نگرید.»
حافظ در شعر دیگری به همین نکته اشاره‌ای دارد، چنان‌که گوید:
سال‌ها دل طلب جام‌جم از ما می‌کرد
و آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدق کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد
آنچه شخصی در خارج از خود جست‌وجو می‌کند، خداوند در اندرون انسان تعبیه کرده است .
حافظ در بیان دیگری خاکی که از پستی رسته و به خاک آفرینش انسان تبدیل شده یا به قولی «لقد کرمنا بنی آدم» «همانا فرزندان آدم را گرامی داشتیم» شده است را با ظرافت تمام در قالب شعر می‌ریزد:
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد توفان را
مضمون این شعر، اشاره به داستان حضرت نوح دارد که بیشتر افراد قوم او بر اثر توفان خشم الهی از میان رفتند و تنها تعدادی که با او همدلی کردند و در کشتی نشستند از آسیب توفان مصون ماندند.
اما مراد از این خاک چیست؟ درباره آن نظریات متفاوتی ابراز شده:
سودی می‌نویسد:« مراد از خاک به اعتبار اینکه وجود نوح از خاک ساخته شده است، خود حضرت نوح است که توفان در برابر او به اندازه یک قطره آب ارزش ندارد.»
علامه قزوینی در بیان این بیت به قصه حمل جسد حضرت آدم در کشتی نوح اشاره کرده است که گفته‌اند حضرت نوح آن خاک را تبرکاً به همراه خود در کشتی داشت.
در شرح غزل‌های حافظ نوشته دکتر هروی تعابیر یاد شده رد شده و او معتقد است: «این خاک را باید همان خاکی بدانیم که گفته‌اند نوح برای تیمم به کشتی برده است و این‌گونه تعبیر کنیم که خاکی که نوح با خود به کشتی برد به برکت مصاحبت او از بلای توفانی نجات یافت، متبرک شد و مانند بقیه خاک زمین در توفان غرق نگردید.»
در رابطه با داستان حضرت نوح در روایت است که زمانی که توفان به اوج خود رسید حضرت نوح علیه‌السلام به دستور خداوند مشتی از خاک را به دریا پاشید و چنین بود که توفان آرام گرفت. درنتیجه بنا بر هریک از تعابیر فوق در مورد خاک، در اندیشه حافظ این خاکی است که از پستی رسته و به قرب رسیده است. در مضمون خاک شرف یافته به اشعار دیگری از حافظ برمی‌خوریم که اشاره به خاک پای معشوق می‌کند. با ظرافت‌هایی که حافظ در این اشعار به کار برده می‌توان در بعضی از ابیات عشق مجازی را از عشق حقیقی تفکیک کرد:
گر دست دهد خاک کف پای نگارم
بر لوح بصر خط غباری بنگارم
خاک، عنصر بی‌مقدار
در مضامینی که حافظ در ابیات خود خاک را با عنوان عنصر بی‌ارزش و بی‌مقدار جلوه‌گر ساخته، به نظر می‌رسد که بیشتر از معانی اصطلاحی استفاده شده است،چنان‌که گوید:
بنده پیر خراباتم که درویشان اوگنج را از بی‌نیازی خاک بر سر می‌کنندیا:
ساقیا برخیز و در ده جام را
خاک بر سر کن غم ایام را
در این اشعار، خاک بر سر کردن کنایه است از تحقیر کردن و ناچیز شمردن.
● خاک سرزمین
ابیاتی که حافظ در آن از خاک به عنوان خاک سرزمین یاد می‌کند رسما شهر زادگاه او را مدنظر قرار می‌دهد و او آن مکان را به انحای مختلف می‌ستاید یا ملامت می‌کند:
آب و هوای پارس چه سفله پرور است
کو همرهی که خیمه از این خاک برکنم
و در جای دیگری شهر خود را مورد ستایش و لطف قرار می‌دهد:
خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش
خداوندا نگه‌دار از زوالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
که عمر خضر می‌بخشد زلالش
میان جعفر‌آباد و مصلا
عبیرآمیز می‌آید شمالش
به شیراز آی و فیض روح قدسی
بخواه از مردم صاحب کمالش
در شعر اول او به دنبال رفیقی می‌گردد که از فارس هجرت کند، معلوم نیست چه رنجش خاطری از همشهریان خود دارد که با آنان اینگونه بی‌مهری کرده است. اما در شعر دوم با همشهریان خود بر سر لطف است واین امر نشان‌دهنده آن است که در مورد یک مسئله واحد اجتماعی بر حسب حالات مختلف عاطفی خود قضاوت کرده است.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!