چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ / Wednesday, 21 November, 2018

معرفی باغ‌های تاریخی استان یزد


معرفی باغ‌های تاریخی استان یزد
● باغ دولت‌آباد
باغ دولت‌آباد یزد توسط «محمد تقی خان زند» معاصر «شاهرخ میرزای افشار» و «کریم خان‌زند» در سال ۱۱۶۰ هـ. ق ساخته شد. این باغ محل اقامت حاکم وقت (خان یزد) بود. باغ شامل فضاهایی مانند عمارت هشتی و بادگیر، عمارت بهشت آیین، عمارت تالار آیینه، عمارت سر در اصلی، عمارت سر در جنوبی و... است. . این باغ به وسیله قنات «دولت‌آباد» مشروب می‌شد و سنگ‌های مرمر سیاه در عمارت پایین و حوضخانه آن، از معادن مرمر «مراغه» و «تبریز» بود. عمارت میانی- واقع در ضلع شمال غربی- «بهشت آیین» خوانده می‌شود. ارتفاع بادگیر این باغ از سطح زمین ۳۳ متر است. فضای سبز این باغ شامل درختان کاج، سرو، گل سرخ محمدی، درختان میوه به خصوص انگور و انار است.
● باغ خان
این باغ در جاده یزد- تفت قرار دارد و مانند اکثر باغ‌های تاریخی، عمارت با شکوهی با آب‌انبار، ساباط، قهوه‌خانه و اصطبل در میان آن بنا شده است. بنای این باغ مربوط به قرن سیزدهم هـ. ق و بانی آن «محمدخان والی» است. از ویژگی‌های این باغ، تالار بزرگ، سقف مرتفع و عرض بنای آن است که می‌گویند سازنده آن به نام «استاد کریم»، یک‌روزه این اتاق عجیب را پوشانده است. باغ‌خان در زمان حکومت «ضیغم‌الدوله قشقایی» صدمات بسیار دید.
● باغ نمیر (باغ صدری)
این باغ که به دستور «صدرالعلماء» از حکام دوران زندیه ساخته شد، در خیابان «ساحلی» شهرستان تفت قرار دارد. وسعت باغ ۱۰ هزار متر مربع است و در قسمت شمال غربی آن، ساختمانی دارای یک تالار بزرگ به ابعاد ۱۲×۱۰ متر دیده می‌شود. قسمت بالای تالار با طاق‌نماهای محرابی تزئین شده است. پشت تالار، فضایی وجود دارد که با فضای زیر بادگیر دو طبقه چهار طرفه آن مرتبط است و هوای مطبوعی را به وجود می‌آورد. در دو طرف تالار بعد از راهروهای پهنی که اتاق‌ها را به تالار مرتبط می‌کنند، دو اتاق سه دری قرار دارد و پشت هر سه دری، دو اتاق دیگر ساخته شده که به سه‌دری‌ها و فضای پشت تالار راه دارد. یک زیرزمین زیر تالار بار و کار آجر ساخته شده است. کف بنا تماما آجر فرش است. در جلو ساختمان یک حوض سنگی به وسعت تقریبی ۵۰۰ متر مربع و در ضلع جنوب شرقی انتهای باغ، یک آسیاب آبی قرار دارد.
● باغ پهلوان‌پور
این باغ در محله «مزویرآباد» شهرستان مهریز قرار دارد. این باغ شامل فضاهای مختلف از قبیل برج حفاظتی، کوشک مرکزی، آشپزخانه، حمام خزینه‌ای و... است. ساخت برج حفاظتی و سایر بناهای موجود در ضلع جنوبی باغ به دستور «ملاعلی رضا» و همزمان با اواخر حکومت قاجاریه صورت گرفت. بخش‌های دیگر نظیر عمارت کوشک (شربتخانه)، آشپزخانه، حمام خزینه‌ای و غیره به دستور «علی پهلوان» ساخته شد و قدمت آن به دوران صد ساله معاصر می‌رسد. معماری موجود در باغ پهلوان‌پور را می‌توان به پنج بخش کلی تقسیم کرد:
۱) برج گلین حفاظتی، اصطبل و انبار علوفه وابسته به آن در ضلع جنوب شرقی.
۲) آثار معماری که در کاوش‌های باستان‌شناسی اخیر به دست آمده، در ضلع جنوب شرقی.
۳) عمارت کوشک یا شربتخانه در وسط باغ.
۴) عمارت زمستانخانه در ضلع غربی باغ.
۵) عمارت سرایداری، طویله، انبار، کارگاه ریسندگی سنتی (شعربافی) و قالی‌‌بافی در ضلع جنوبی باغ.
قنات «حسن‌آباد» مهریز به طور مداوم در دو مسیر در این باغ جاری است.
● سنگ نگاره‌ها
▪ سنگ نگاره‌های کوه هبخته
این سنگ نگاره‌ها در کوه مزرعه «هبخته» از توابع نصرآباد «پیشکوه» قرار دارد. طبق نوشته «محمد تقی عسکری کامران»، گویا این سنگ نوشته‌ها قدیمی‌تر از سنگ‌نوشته‌های کوه ارنان است. نقوش هبخته در دامنه کوه و هم‌سطح زمین دیده می‌شود.
▪ سنگ نگاره‌های کوه سرخ ندوشن
این سنگ نگاره‌ها در نزدیکی چشمه خشکیده کوه سرخ که مردم ندوشن به آن «سرخان کوه» می‌گویند، قرار دارد. در این آثار تاریخی، نقاشی و نوشته تواما دیده می‌شود. نوشته‌ها به خط کوفی و فارسی است و نقش‌ها عبارتنداز: حیوان، گردونه مهر (چلیپا)، انسان با نیزه و اشکال نمادین.
▪ سنگ نگاره‌های کوه ارنان
کوه ارنان در نزدیکی روستایی به همین نام قرار دارد. این کوه قدیمی‌ترین سند تاریخی یزد را در سینه خود نگهداری می‌کند. بر تخته سنگ کوه ارنان، سنگ‌ها و نقاشی‌هایی مربوط به ۱۲هزار سال پیش کشف شده است. این تخته سنگ در نگاه اولیه، دو صحنه مجزای شکار را مجسم می‌کند؛ در سمت راست و قسمت بالای سنگ، تصویر بزرگی از یک حیوان درنده و انسانی روبه‌روی آن دیده می‌شود و صحنه دیگر تصویر مردی است که نیزه خود را در بدن حیوان فرو برده است. شیوه زندگی و تاریخ دیرینه مردم این سامان را می‌توان از این سنگ نبشته‌ها و نقوش آن مورد تحقیق قرار داد.
● باغ‌های تاریخی اصفهان
فهرست باغ‌هایی که از آغاز انتخاب اصفهان به پایتختی صفویه در سال ۱۰۰۰ هجری تا افول ستاره اقبال این سلسله در سال ۱۱۳۵ هجری به وجود آمده و هر یک از آنها د‌ه‌ها جریب وسعت داشته به شرح زیر است: باغ بادامستان، باغ جزایرخانه، باغ فراشخانه، باغ خرگاه یا خیمه‌‌گاه، باغ نارنجستان و عمارتی که داشته است، باغ خیاط خانه، باغ خلیل‌ خانه و توحید خانه، باغ کجاوه‌ خانه جنب بازار رنگرزان، باغ تخت در ضلع غربی چهارباغ، باغ ماما سلطان، باغ کاج، باغ باباامیر، باغ مستمند، باغ توپخانه و باغ عسکر، باغ نسترن در ساحل رودخانه، باغ طاووس خانه، باغ پهلوان حسین که مادی نیاصرم از وسط آن می‌گذشته است، باغ سیف‌الدوله مشهور به باغ آلبالو، باغ عموطاهر، باغ زین‌ خانه و فتح‌آباد، باغ گلدسته، باغ شیرخانه در ضلع شرقی چهارباغ، باغ صالح‌آباد و باغ نظر و باغ قراخان در ساحل شمالی زاینده ‌رود، باغ بزرگ عباس آباد در ضلع غربی چهارباغ، باغ سلطانعلــی خان، باغ فیل خانه، باغ چیـنی خانه در حوالی چهارباغ، باغ زرشک، باغ قورچی‌ باشی علیا و سفلی، باغ ایشیک آقاسی باشی، باغ قرچقای ‌خان، باغ توشمال ‌باشی، باغ داروغه، باغ رضاقلی خان، باغ تفنگچی آقاسی، باغ چرخاب، باغ داروغه دفتر، باغ وقایع ‌نویس، باغ دیوان ‌بیگی، باغ قوشچیان و غلامان مطبخ، باغ اعتماد‌الدوله، باغ میرآخور، باغ مهردار، باغ جلودار، باغ هزارجریب و سیاحان خارجی عصر صفویه و از آن جمله توماس هربرت و ژان شاردن به تفصیل از آن سخن گفته‌اند و توماس هربرت این باغ را در سفرنامه خود «بهشت شاه‌عباس» نامیده است.
باغ کلاه‌ شاه، باغ جون ‌کمر، باغ سپهسالار، باغ محمود، باغ برج و باغ حاج صالح درضلع شرقی چهارباغ نو ( مقصود چهارباغ خواجو است)، باغ جنت در شمال بستر زاینده‌ رود، باغ نگارستان در حوالی چهارباغ، باغ چهلستون، باغ هشت بهشت یا باغ بلبل که کاخ سکونت شاه سلیمان صفوی در این باغ قرار داشته است، باغ قوشخانه در محله قدیمی طوقچی که مرکز تربیت قوش‌های شکاری و محل استقبال شاهان صفوی از مهمان‌های خود بوده است، باغ کومه و باغ وحش در لنجان اصفهان که شکارگاه و محل نگهداری حیوانات وحشی بوده است و بالاخره باغ جشاران یا جوشاران ( گشاران)، باغ فرنگ، باغ ارم، باغ صفی‌آباد، باغ قورچی‌ها و باغ انارستان و سقاخانه که در حال حاضر به استثنای باغ چهلستون و باغ هشت بهشت و چهار باغ اثر دیگری از باغ‌های مشهور آن زمان باقی نمانده است.

به نقل از کتاب آشنایی با شهر تاریخی اصفهان، دکتر لطف الله هنرفر
منبع: میراث فرهنگی استان یزد

منبع : روزنامه کارگزاران

مطالب مرتبط

لاویج در آیینه تاریخ

لاویج در آیینه تاریخ
● گذرگاه فرمانروایان (نظری به تاریخ لاویج )
لاویج آبادی تاریخی ناشناخته ای است که از تاریخی کهن حکایت ها در دل نهفته دارد. سرزمینی که از دورانی بسیار دور، آباد و مسکونی بوده، مانند قلعه طبیعی عظیمی به نظر می رسد. از این جهت همیشه مورد توجه فرمانروایان قرار گرفته و مامن و محل مناسبی برای آسایش حاکمان و والیان در جستجوی صلح و آرامش و یا گریخته از دشمن بود. لاویج مکان شایسته و ملجای ویژه ای برای سادات و علوی زادگانی بود که مورد تعقیب و آزار و کشتار خلفا و دیگران بودند. خرابه های آثار به جای مانده از حاکمان و مقبره های امام زادگان خود دلیل صادق و شاهد عادلی بر این دعوی است
این منطقه هر چند در حاشیه و بر کنار از وقایع مهم تاریخی و سیاسی، مرحله های حساس تاریخ و فرهنگ کشور مان بوده، اما در قلمرو تاریخی و جغرافیایی اش حوادث و روی دادهای محلی فراوانی را در خود پنهان کرده است و افسانه ها و داستانها و حکایت های آن در خور توجه جالب و شنیدنی است.
تاریخ این آبادی تلفیقی از اسطوره ها و واقعیات است از آن رو هنگامی وقایع و حوادث و حکایت ها به مرز اسطوره نزدیک می شوند، هم چون تمام روایت های اساطیری مبهم و راز گونه اند، البته این اسطوره ها با نمادهایی بسیار ضعیف از واقعیت در آثار و بقا و خرابه های قلعه ها و گورها همراه است و گاه اسطوره های آن، صورتی مقلوب و دگرگون شده از واقعیت ها است. مانند جابه جایی احتمالی شخصیت تاریخی حسن بن زید علوی با امام حسن (ع) و یا امام حسن عسگری (ع) گاهی واقعیت ها و حوادث تاریخی با مبالغه، جلوه ای اسطوره ای می یابند، نیز افسانه ها و داستانهای دیگر چون نقش برجسته مرداویج زیاری بر دیواره سنگی تنگه ی لاویج. با این حال حوادث و وقایعی وجود دارد که در تاریخ یادی از آن ها رفته، ولی چون در تاریخ ایران به تاریخ ولایت های کوچک، توجه نشده، هم چنان تاریخ این ولایات ناشناخته مانده است، شاید از هزاران واقعه و حادثه تاریخی آن هم در منابع محلی ذکری از آن ها رفته، ذکر همین وقایع مهم و اندک، خود به خوبی تصویر گویایی از حیات تاریخی ابن منطقه و هر مکان دیگری به دست می دهد. به هر حال این منطقه در محدوده ی سرزمینی کوچک خویش، شاهد وقایع مهم تاریخی بوده است و فرمانروایان و حاکمان کوچک و بزرگ در لشکر کشی ها و فرار از مقابل لشکریان دشمن از لاویج به عنوان یک معبر مهم ارتباطی استفاده کرده اند.تنگه لاویج محل نبردهای مهم تاریخی و گریز گاهی برای سرداران و امیران و بزرگان و حاکمان و تخت گاهی برای حکمرانان محلی و نیز گذرگاهی برای فرمانروایان بزرگ بوده است.
قدمت تاریخ غیر مکتوب لاویج به دوران ساسانیان و حتی قبل از آن می رسد. بقایای خرابه های متعدد و گور ها و اشیاء و آثار مکشوف، حکایت از تاریخی با قدمتی طولانی دارد و تصویری کم رنگ از دوران حیات تاربخی و زیست مردمان در این منطقه به دست می دهد.
در منطقه لاویج گورهای گبری فراوانی وجود دارد. دو نقطه اصلی تمرکز این گورها یکی در تپه های مشرف به روستای کیاکلا واقع در جنوب این روستا در مکانی موسوم به سرخمن(sarxomand) و دیگری در گردنه ی بالاترین تپه های داخلی مشرف به آبادی لاویج، در بخش جنوبی آبادی حصلیمه یا هسلیمه گردن
(haslimah) معروف است. علاوه بر وجود گورهای گبری تصور می رود که احتمالاً آتشکده ای بر فراز این تپه وجود داشت. از جمله اشیائ کشف شده به نقل از گفته های مردمی سکه هایی است که قدمت آن به دوران ساسانیان می رسد و زینت آلات زرین و سیمین مشتمل بر گردنبندها و گوشواره ها و دستبند ها و قبضه هایی از شمشیر ها و غیره بوده است. از تاریخ این آبادی تا دوره اسلامی هیچ نشانه یا اثر مکتوبی در دست نیست و همچنین از وقایع و حوادث در ارتباط با فتوحات اعراب مسلمان در طبرستان تا نیمه ی دوم قرن سوم هجری ، یعنی پایگیری سلسله علویان طبرستان اطلاعات مفصل و دقیقی در منابع و تواریخ محلی وجود ندارد. به جز افسانه علویان طبرستان اطلاعات مفصل و دقیقی در منابع و تواریخ محلی وجود ندارد.
به جز افسانه آمدن امام حسن مجتبی یا عسگری(ع) به لاویج (ویا آمل و بابل) به گزارش منابعی ، مانند فتوح البلدان، تاریخ طبرستان و اولیا الله آملی در تاریخ رویان و میر ظهیر الدین مرعشی ، وجود فیل سنگی و تنیرو(tanniroo) وسنگی با اثر و جای پای انسانی در جنگلی نز دیک روستای کیاکلای لاویج معروف به
«امم لینگ مال» (emamling mal) جای پای امام یا به عبارتی بهتر (قدم گاه) ان حضرت، شهرت دارد، موارد یاد شده را از آثار حضور ان حضرت در آبادی لاوبج می دانند و غیر از افسانه های موجود، حادثه یا خبری دیگر از طریق منابع مکتوب و یا افسانه یی از اقوال شفاهی تا نیمه دوم قرن سوم هجری جز یک مورد استثنایی و احتمالی در دست نداریم و فقط بر اساس شواهد و قراینی احتمالاً رد و پای دو حادثه تاریخی را در این آبادی می توان پیدا کرد.
از این دو حادثه و واقعه تاریخی به طور صریح و دقیق ذکری در منابع نیامده است با حدس ها و احتمالات و توصیفاتی که در منابع درباره ی این حوادث آمده، می توان گفت محل وقوع این رویدادها آبادی لاویج بوده است. نخستین واقعه، لشکر کشی مصقله بن هبیره ی شیبانی در زمان معاویه بع رویان است ، با در نظر گرفتن این نکته که منابع اشاره ای به این لشکر کشی از طریق دشت رستمدار (نور ) به کجور و رویان نکرده اند، فقط احتمال میرود که مصقله در مسیر خود از لاویج عبور کرده و از طریق کالج و پی اسپرس به کجور رفته باشد، به خصوص این که مصقله مدت دو سال با اصفهبد فرخان طبرستان مشغول جنگ بود و سرانجام در کجور کشته شد. روی داد دوم، ماجرای لشکر کشی سردار عرب به نام فراشه به طبرستان است.
احتمال وقوع این حادثه تاریخی، یعنی جنگ فراشه در تنگه ی لاوبج با اطلاعات و نشانه هایی که منابع به دست می دهند و داستانی که در السنه و افواه جاری است و سینه به سینه نقل شده، بشتر از رویداد لشکر کشی مصقله بن هبیره ی شیبانی است، این لشکر کشی در زمان خلافت مهدی عباسی بین سالهای (۱۶۶-۱۶۳ه.ق)
صورت گرفت چون این خبر (کشته شدن اعراب و سالم فرغانی سردار خلیفه) به خلیفه رسید. فراشه نلم امیری را با ده هزار روانه گردانیدف فراشه به راه ارم به طبرستان امد و سپاهیان ده هزار نفری فراشه در موضع تنگه ی لاویج شکست خورد هف فراشه، به دستور اصفهبد و نداد هرمزد گردن زده شد.
این حادثه در سال هیجدهم سلطنت اصفهبد شهریار پادوسبان گاوباره حاکم رویان بود که از سال ۱۴۲ه.ق به حکومت رسیده بود.در این نبرد اصفهبد ونداد هرمز قارون وند با اسپهبد شروین سرخاب سواد کوهی (ملک الجبال) با مصمغان و لاش حاکم میان دورود ساری واستندار شهریار یکم بن خورزاد پادوسبان گاوباره با یکدیگر متحد شده بودند.
با توجه به ان چه در منابع آمده، آن چه که در افواه مردم لاویج وجود دارد میتوان گفت که محل این نبرد تاریخی تنگه ی لاویج بوده است.
می گویند مردم در این نبرد برای کمک و همراهی سپاهیان با دمیدن در بوق و نواختن بر طبل و فرو غلتاندن سنگ ها و بریدن درخت ها، که انعکاس صدای تبرها در هنگام بریدن درخت ها فضای هولناکی به وجود می آورد، سپاهیان عرب را دچار رعبی عظیم گردانیده و آنان«متحیر و سراسیمه شدند و گمان افتاد صاعقه ی قیامت است. »
شکست سختی را مردم و سپاهیان رستمدار (نور) به آنان وارد ساختند. از این زمان تا خروج داعی کبیر حسن بن زید علوی و تاسیس سلسله ی علوی طبرستان(۲۵۰ه.ق) اطلاعی درباره ی حوادث تاریخی آبادی در دست نیست.
به استناد برخی منابع، هنگامی که داعی کبیر، حسن بن زید از مقابل سلیمان بن عبدالله، حاکم طاهری در ساری گریخت به منطقه لاویج آمد. اولیاء الله آملی از این موضوع در تاریخ رویان یاد کرده است، او می نویسد: «داعی به لاویجه رود معسگر ساخت» .
ابن اسفندیار درباره ی نبر داعی کبیر حسن بن زید با لشکریان سلیمان بن عبدالله طاهری و متحدش اصفهبد مبک الجبال بن شریار باوندی (سوادکوهی) در منطقه لاویج رود چنین نوشته است:«حسن ین زید به لاویجه رود آمد و مشورت طلبید از یاران خویش، دیالم (دیلمیان) گفتند این جای نکوست ما را دستوری ده تا اول بر پیادگان اصفهبد قارن زنیم و ایشان برداریم که در این موضع چون پیاده شکسته شود. سوار هیچ به دست ندارد. حسن بن زید رخصتداد، بیمدند و پیاده را به یک بار آواره کرده و چیرگی یافته و سواران در میان بنه و بیشه و شکستگی اسیر مانده، جز آن نتوانستند کرد که سلاح می افشاندند و در بیشه ها گریخته، تا هر نعمت که با ایشان بود دیالم بر گرفتند. میرظهیرالدین مرعشی در این باره می نویسد:«بعداز چند روز داعی را از دیلمان و گیلان مدد رسید، داعی از چالوس سوار شد و به خواجک(خاچک و به نقلی نوشهر امروز) نزول کرد و سلیمان با اصفهبد(ملک الجبال قارن بن شهریار) به پای دشت(آهودشت امروز) آمد و داعی به لاویجه رود معسگر ساخت وسادات را با نفری چند بفرستاد تا به منقلای لشکر شبیحخون بزدند و ایشان را منهزم ساختند و بسیاری را تاراج نمودند.
بنا بر اقوال شفاهی، مردم لاویج بر این باورند که مرداویج زیاری به این آبادی آمده است و نیز می گویند که لاویج از دورانهایی بسیار دور، یک امیر نشین محلی بوده استو خرابه های باقیمانده از یک قلعه در سمت چپ معبر ورودی به آبادی بر بالای دامنه ی کوهستان مشرف به روستایی به نام دیزانکلا(Dizankela) دلیل و شواهدی بر حکم رانی امیران محلی و امیر نشین بودن آن است و این قلعه به قلعه ی « نسالو » لاویج یا قلعه ی شاه نشین و پی نسا (Penesa ) معروف است. شاید بتوان گفت قلعه ی مذکور محل سکونت و حکم رانی دست نشاندگان آل زیار در این منطقه بوده است. در سمت راست دیواره ی سنگی تنگه ی لاویج، سنگ واره های آهکی وجود دارد که مردم ان را نقش برجسته و نیم تنه ی مرداویج زیاری می دانند و هم چنین برخی معتقدند نام لاویج از تغییر در اسم مرداویج زیاری گرفته شده است.
با در نظر گرفتن این موضوع که آمل و رستمدار (نور) محل درگیری و نبرد بین مرداویج زیاری با سید ابو جعفر الداعی علوی، برادر زاده ی ناصر کبیر (داعی علویان طبرستان) و متفقش ماکان بن کاکی بوده و مرداویج زیاری پس از کشته شدن اسفار(شیرویه) به جای او به حکومت دیلمان( کوهستان های غرب گیلان) دست یافته و رودبار و طالقان و رستمدار را به تصرف در آورد. ممکن است بهئ منطقه لاویج هم آمده باشد. (حوادث سالهای ۳۲۰-۳۱۵هجری) با توجه به این که از لاویج راهی به بلده ی (نور) و از ان جا به تهران و شمیران وجود دارد.
لاویج همیشه جزیی از سرزمین رویان و یا دقیق تر رستمدار بوده است وبه نوعی در حوادث و روی دادهایی که در رستمدار به وقوع می پیوست، سهیم بود. چون در منطقه ی رویان و رستمدار پادوسبانان از سال ۲۲ تا ۱۰۰۶ هجری، حکم رانی داشتند و این منطقه در وقایع مهم و اختلاف ها و نبردهایی که بین این سلسله ی محلی با حکم رانان دیگر طبرستان، چون ملوک باوند(ماوک الجبال۹ و فرمانروایان بزرگی که قصد تصرف رستمدار را داشتند، چون علویان، زیاریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، سلاجقه، خوارزمشاهیان، مغولان، مرعشیان، تیموریان، و صفویان در می گرفت، همواره نقش داشت.
لاویج در طول تاریخف گذر گاه و گریز گاه فرمانروایان بزرگیف مانند امیر وجیه الدین مسعود سربداری بوده است. امیر مسعود سربداری بعد از فتح گرگان وارد مازندران شد و بعد از ان که متحمل شکستهایی در ساری و امل شد به طرف رستمدار حرکت کرد. پادشاه مازندران ملک فخر الدوله حسن بن کیخسرو آخرین امیر باوندی ملک الجبال (۷۵۰-۷۳۴ه.ق) و حاکم رستمدار ملک جلال الدوله اسکندر، لشکریان امیر مسعود را از دو جانب در محاصره گرفتند، تا این که امیر مسعود را لاویج را در پیش گرفت و در ان جا دچار شکست سختی گردید. میرظهیرالدین مرعشی می نویسد:« امیر مسعود با یاران کاری خود رو به طرف رستمدار نهادند چون جلال الدوله ملک فرمان داده بود، تا به یک فرسخی آمل که یاسمین کلاته بود رسیدند از پیش لشکر رستمدار، از عقب سپاهیان مازندران دست جلادت بگشادند، چون امیر مسعود دید کار از دست گذشته، به اولین مرحله رستمدار ، کیا جلال احمد و برادر زاده ها را به قتل آوردند و رو به هزیمت نهادند به راه لاویج متوجه گشتند. ملک مازندران در عقب و ملک رستمدار از پیش از یاسمین کلاته تا نهایت رودبار نور یک معرکه شده بود و کشته ها بر زمین افتاد، مجموع لشکر را به زخم تیر و تیغ و گرز در آن حدود به کلی متفرق گردانیدند.»
امیر مسعود بعد از این شکست سخت در لاویج، از راه رودبار به یالورو و همراه چند تن از نزدیکان خود به قریه ی اوزدر نور (بلده ی امروز ) رفت و در ان جا دستگیر و نزد جلال الدوله اسکندر حاکم رستمدار فرستاده شد. به دستور حاکم رستمدار بعد از دو روز امیر مسعود را کشتند.
فرمانروایی پادوسبانان هم چنان بر رویان و رستمدار (نور ) ادامه داشت تا اینکه در سال ۷۶۰ه.ق میر قوم الدین مرعشی، حکومت مرعشیان را تاسیس کرد. در سال ۷۸۲ه.ق سید فخر الدین مرعشی فرزند میر قوام الدین با تصرف رستمدار و رویان و قلاع نور و کجور و پی اسپرس و سلیر قلاع پادوسبانان و شکست عضد الدوله قباد و کشته شدن او قریه ی واتاسان را در نزدیکی ناتل (پایتخت دشت رستمدار) بنا نهاد و مقر حکومت خود ساخت. اما به زودی امیر تیمور گورکانی(در یال ۷۸۶ه.ق ) به مازندران و رستمدار لشکر کشید و سادات مرعشی نیز از تیمور شکست خوردند. سید فخر الدوله بیش از ۱۰ سال،(۷۹۲-۷۸۲ه.ق) نتوانست بر رستمدار حکومت کند با کشته شدن عضد الوله قباد در جنگ کجور با سید فخر الین مرعشی، عمویش سعد الوله طوس بن زیار بر رستمدار حکومت یافت، امیر تیمور در لشکر کشی دوم خود به مازندران در سال ۷۹۴ه.ق به کلی سادات مرعشی را سرکوب کرد و بر رستمدار(نور) نیز تسلط یافت.ملک پادوسبانانی به رستمدار ف ملک کیومرث بن بیستون بن گستهم بن زیار(۸۵۷-۸۰۷ه.ق) دو تن از سادات مرعشی را در لاویج پناه داد.
بعد از بازگشت مرعشیان از تبعید ماوراءالنهر که امیر تیمور در حقشان روا داشته بود، در زمان حکومت این سادات که به مرعشیان مازندران معروفند و در زمانی که سید علی بر ساری حکومت می کرد. (۸۰۲-۸۰۹ه.ق) سید غیاث الدین علیه برادر خود خروج کرد و بر برادر دیگر، سید مرتضی را به حکومت ساری رسانید، تا این که سید علی بار دیگر حکومت ساری را به دست آورد، در این وقت سید مرتضی به لپور نزد کیاییان بیستون به سواد کوه رفت و سید غیاث الدین به لاویج پناه برد. میر ظهیرالدین مرعشی می نویسد:« سید غیاث الدین بارفروش ده را (که حاکم آن جا بود) بگذاشت و به آمل آمد، سید علی آملی (حاکم آمل) او را عذر خواست، و چون از آنجا نامید گشت به رستمدار آمد و صورت حال را بر ملک معظم کیومرث{بن بیستون} معروض داشت، ملک او را به لاویج جای داد و آنجا ساکن شد.» بعد از مدتی سید غیاث الدین به مقر ایالت خود در بارفروش ده (بابل) بازگشت.
در نوبتی دیگر سید کمال الدین، حاکم آمل به وسیله ی سید محمد، حاکم ساری (۸۵۶-۸۳۷ه.ق) از حکومت آمل برکنار شد و سید محمد، فرزند خود سید عبدالکریم را به جای او نشاند، سید کمال الدین نزد ملک کیومرث رستمدار رفت، اما ملک کیومرث علی رغم این که با سید محمد صلح کرده بود، اجازه داد سید کمال در رستمدار بماند و او را به قریه ی لاویج فرستاد.
میرظهیرالدین می نویسد: « سید کمال الدین یک ماه از ایشان مهلت خواست در رستمدار یراق خود بکند و بیرون رود، مهات داده در قریه ی لاویج بازداشتند.» تا این که عمویش سید مرتضی در آمل به حکومت رسید و تا این زمان سید کمال الدین هم چنان در لاویج بود، تا به اجازه ی سید مرتضی به آمل بازگشت.
پس از مرگ ملک کیومرث بن بیستون سلسله ی پادوسبانان به دو بخش پادوسبانان شاخه ی نور و کجور تقسیو شد و بین فرزندان ملک کیومرث اختلاف افتاد و بعد از مدت ها نبر و اختلاف و جنگ و گریز سرانجام ملک اسکندر به فرمانروایی پادوسبانان شاخه ی کجور و ملک کاووس به فرمانروایی شاخه ی پادوسبانان شاخه ینور رسیدند، اما بین آنان همواره اختلاف و مخاصمه بود. حکومت ملک کاووس در نور و ملک اسکندر در کجور بین سالهای (۸۸۱-۸۸۰-۸۵۷ه.ق) برقرار بود.
سید ظهیرالدین مرعشی مولف کتاب گیلان و دیلمستان و کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مارندران، چندین بار مامور لشکرکشی به رستمدار برای حل اختلاف ملک اسکندر و ملک کاووس شد و نوبتی برای سرکوبی ملک کاووس که به برادر ش ملک اسکندر شوریده بود، فرمان داشت. میرظهیرالدین در ماموریت های خود چند بار از لاویج عبور کرد. او از طرف کارکیا، سلطان محمد حاکم گیلان برای این مهم انتخاب شده بود که با ملوک رستمدار طریق مودت و موافقت می پیمودند.
مرعشی می نویسد:« بنا لر صلاح دید مشارالیه (ملک جلال الدوله اسکندر) روز دوشنبه غره ذی الحجه را از هزار خال کوچ کرده، به اب اندان کوه نزول واقع شد و از ان جا به خور تاوه رودبار نقل افتاده و از آن جا به راهی که صعب تر از آن ندیده ام به ناحیه ی لاویج به قریه ی ولیکان فرود امدیم.» میرظهیرالدین برای نوبتی دیگر که ما بین ملک کاووس و ملک جلال الدوله اسکندر اختلاف و نبرد درگرفت و ملک کاووس قصد تصرف حصه و مِلک مَلِک اسکندر را داشت از جانب کارکیا سلطان محمد به درخواست جلال الدوله اسکندر با پانصد نفر، مامور سرکوبی ملک کاووس شد که در قاعه ی بلده ی نور بود. صلحی که نوبت قبل به وسیله ی میرظهیرالدین بین کاووس و اسکندر برقرار شده بود، کاووس از آن روی بر تافته بود. میرظهیرالدین در راه بازگشت از محاصره ی ناموفق قلعه ی بلده ی نور از راه لاویج گذشت. او مینویسد: « چون از میان برف بیرون آمدیم در آن راه لای و گل، بسیار در پیش آمد که از ان صعب تر راه، عجب که در دارالمرز کسی دیده باشد و بسیاری چارپای حملی در آن محل بماندند وبه زحمت هر چه تمام تر از ان مهلکه لشکر را به قریه ی لاویج رسانیده آمد و آن شب ان جا به سر بردند و صباح از آن جا به نواحی ناتل رستاق نزول واقع شد.»
بعد از تاسیس سلسله س پادوسبانی شاخه ی نور به وسیله ملک کاووس (۸۵۷ه.ق) تا انقراض پادوسبانان در نور و کجور (۱۰۰۶ه.ق) لاویج نزدیکترین و بهترین و راحت ترین راه ارتباطی بین قلعه ی بلده ی نور و مرکز پادوسبانان آل کاووس با ناتل مرکز و پایتخت قشلاقی ودشت رستمدار بود و پادوسبانان آل کاووس نور (۱۰۰۶-۸۵۷ه.ق) از این معبر مهم ارتباطی برای رفت و آمد به قلعه ی نور و ناتل استفاده می کردند. با انقراض سلسله ی پادوسبانان در عهد صفویه به وسیله شاه عباس، رستمدار (نور) که لاویج جزیی از آن بود، تحت سلطه ی حکومت مرکزی (صفویه) در آمد و پس از آن اطلاع دقیقی از تاریخ لاویج در دست نیست.

وبگردی
تهدید امنیتی جدید به نام پرایدساز
تهدید امنیتی جدید به نام پرایدساز - هشدار می‌دهم اگر تا دو هفته آینده با افزایش قیمت خودرو موافقت نشود تولید خودرو در جاده مخصوص کرج را متوقف می‌کنیم و سیل بیکاران روانه جامعه خواهند شد!
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی
(+18) اولین تصاویر از لحظه تکه تکه کردن جسد جمال خاشقجی - با اینکه عوامل اطلاعاتی عربستان، پیش از آغاز عملیات بازداشت و قتل خاشقجی، دوربین‌های امنیتی را از کار انداختند، اما روز گذشته تصاویر زیر در شبکه‌های اجتماعی و همچنین برخی سایت‌های عربی مخالف رژیم سعودی منتشر شده است. هنوز مشخص نیست که این تصاویر، واقعاً مربوط به این جنایت است، یا اینکه آن را شبیه‌سازی و صحنه‌سازی کرده‌اند. و همینطور هیچ مرجع رسمی این تصاویر را تایید نکرده است.
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا!
فیلم/تغییر محسوس و عجیب ورزشگاه آزادی نسبت به بازی فینال آسیا! - پس از دیدار پرسپولیس و کاشیما، در اولین بازی برگزار شده در ورزشگاه آزادی تغییرات محسوس و عجیبی نسبت به دیدار فینال آسیا دیده می‌شود.
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.