
نورنیوز-گروه اقتصادی: مسئله اصلی آن نیست که اعضای بریکس در منازعات ایران تا چه اندازه در کنار تهران قرار میگیرند، بلکه این است که آیا عضویت ایران میتواند به دسترسی واقعی به منابع مالی، زیرساختهای پرداخت، سازوکارهای تسویه و ابزارهای تأمین مالی توسعهای منجر شود. از این منظر، جنگ را نباید موضوع اصلی تحلیل بریکس قرار داد. جنگ در این یادداشت یک «آزمون فشار» برای سنجش کارآمدی سیاست ایران در قبال بریکس است. شرایط عادی ممکن است تفاوت میان عضویت رسمی و دسترسی عملی را پنهان کند؛ اما در شرایط افزایش ریسک ژئوپلیتیکی، تحریم، اختلال در روابط کارگزاری و تشدید حساسیت بانکها و مؤسسات مالی نسبت به مبادلات مرتبط با ایران، این فاصله آشکارتر میشود. بنابراین، پرسش اصلی را باید اینگونه صورتبندی کرد: ایران چگونه میتواند عضویت سیاسی خود در بریکس را به ظرفیت مالی و بانکی قابل استفاده تبدیل کند؟ مسئله ایران: فاصله عضویت سیاسی و دسترسی اقتصادی
عضویت ایران در بریکس فینفسه دستاوردی در سیاست خارجی و دیپلماسی چندجانبه کشور است، اما عضویت سیاسی را نباید با دسترسی اقتصادی و مالی یکسان دانست. بریکس برخلاف یک اتحادیه اقتصادی یا پولی، اعضای خود را ملزم به یکسانسازی سیاستهای پولی، ارزی، بانکی یا سیاست خارجی نمیکند. اعضا نظامهای حقوقی و مالی متفاوتی دارند و میزان وابستگی آنها به بازارها و زیرساختهای مالی بینالمللی نیز یکسان نیست. این ویژگی برای ایران پیامد مهمی دارد. عضویت ایران به این معنا نیست که بانکها و مؤسسات مالی سایر اعضا الزاماً محدودیتهایی را که در تعامل با ایران با آن مواجهاند کنار خواهند گذاشت. یک کشور میتواند از عضویت ایران در بریکس حمایت کند، همکاری سیاسی گستردهای با تهران داشته باشد و همزمان بانکها و مؤسسات مالی آن در تعامل با ایران ملاحظات مربوط به تحریم، ریسک ثانویه، مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم، قواعد داخلی و ریسک شهرت را رعایت کنند. بنابراین، مسئله سیاستی ایران نباید صرفاً «حضور بیشتر در بریکس» باشد. مسئله مهمتر، کاهش فاصله میان حضور نهادی و امکان استفاده عملی از سازوکارهای بریکس است. این تمایز را …












