
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مهدی باغبان
در هر نظام سیاسی، فاصلهای میان تغییرات جامعه و بهروزرسانی قواعد حاکمیتی وجود دارد، اما هنگامی که این فاصله بیش از حد عمیق شود، جامعه ناگزیر دست به خودتنظیمی میزند. یعنی پیش از آنکه نظام سیاسی، قواعد جدید را وضع و اجرا کند، شهروندان برای پاسخ به نیازهای روزمره خود، راهحلهایی را مییابند. نمونه این وضعیت، رشد موتورسواری بانوان در کلانشهرهای ایران است؛ در حالی که الزامات آن، مانند آموزشهای رسمی، صدور گواهینامه و قوانین بیمه، هنوز بهطور جدی تنظیم نشده و در وضعیتی معلق باقی مانده است. این تعلیق فقط محصول پیچیدگی اجرائی نبوده و بخشی از آن به یک خطای شناختی بازمیگردد: کنشهای تازه شهروندان بهجای آنکه بهعنوان «یک نیاز» دیده شود، بهسرعت در رده «کنش ضدحاکمیتی» طبقهبندی میشود. در چنین فضایی، تصمیمگیران بهجای آنکه ابتدا مسئله را با منطق تنظیمگری و مدیریت ریسک ببینند، آن را در چارچوب تهدید تفسیر کرده و فرایند طراحی و اجرای قواعد لازم را به تعویق میاندازند. متن حاضر تلاش میکند نشان دهد چگونه میتوان با نگاه منطق، از این خطای شناختی فاصله گرفت و موتورسواری بانوان را نه بهعنوان نشانه ضدحاکمیتی، بلکه بهمثابه مصداقی از حاکمیتگریزی شهروندان دانست که نیازمند تنظیمگری مسئولانه است.
سیاست، منطق و سوءتفاهم در تشخیص «تقابل»
در فضای سیاستگذاری، عادت کردهایم هر رفتار متفاوتی را سریعا در یکی از دو سبد «با ما» و «بر ما» قرار دهیم. شهروند یا مطیع است یا معترض. این دوگانهسازی، ابزار راحتی برای تصمیمگیر است، اما اغلب واقعیت رفتار اجتماعی را تحریف میکند. بسیاری از واکنشهای روزمره شهروندان، بهویژه در حوزه سبک زندگی، در چنین فضای ذهنی بهسرعت ذیل عنوان «تهدید» قرار میگیرند. منطق میگوید همه تقابلها یکجور نیستند. گاهی با «تناقض» مواجهایم؛ مثل «زنده» و «مرده». گاهی …












