
به گزارش خبرگزاری ایمنا، سالمندی را میتوان یکی از مهمترین فصلهای زندگی انسان دانست؛ دورهای که در کنار نیازهای تازه، فرصتهای ارزشمندی برای انتقال تجربه، مشارکت اجتماعی و بهرهگیری از سرمایه انسانی نسلهای مختلف فراهم میکند و از همین منظر، توجه به سالمندی به معنای برنامهریزی برای سالهای پایانی زندگی نیست، بلکه اقدامی برای ساختن جامعهای باکیفیتتر، انسانیتر و برخوردار از فرصتهای بیشتر برای همه نسلهاست.
در سالهای اخیر، نگاه به سالمندی نیز در حال تغییر است. امروز بیش از آنکه سالمند فردی نیازمند مراقبت و حمایت دیده شود، بر حفظ استقلال، سلامت، نشاط، مشارکت اجتماعی و استفاده از ظرفیتهای او تأکید میشود. این تغییر نگاه میتواند زمینهساز شکلگیری سیاستهایی باشد که سالمندان را در متن جامعه نگه میدارد و از تجربه و توانمندی آنان بهعنوان بخشی از سرمایه انسانی کشور بهره میگیرد.
در همین مسیر، مفهوم جامعه دوستدار سالمند اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ جامعهای که در آن شهر، محله، خدمات، فناوری و امکانات عمومی به گونهای طراحی میشوند که افراد در سنین مختلف بتوانند زندگی فعال و باکیفیتی داشته باشند. شهرهای دوستدار سالمند، در واقع شهرهایی برای زندگی بهتر همه شهروندان هستند؛ شهرهایی با فضاهای عمومی مناسبتر، حملونقل دسترسپذیرتر، فرصتهای بیشتر برای فعالیت اجتماعی و محیطی که در آن کرامت و استقلال افراد مورد توجه قرار میگیرد.
این رویکرد همچنین فرصتی برای پیوند میان نسلهاست، سالمندان گنجینهای از تجربه و دانش هستند و نسل جوان از خلاقیت، انرژی و مهارتهای تازه برخوردار است. ایجاد زمینه برای تعامل این دو گروه میتواند به انتقال تجربه، افزایش سرمایه اجتماعی و شکلگیری جامعهای پویاتر کمک کند و از سوی دیگر، پیشرفت فناوری، توسعه خدمات سلامت و گسترش آموزش مادامالعمر نیز ظرفیتهای تازهای برای افزایش کیفیت زندگی و استقلال سالمندان ایجاد کرده است.
با چنین نگاهی، آینده سالمندی میتواند آیندهای سرشار از مشارکت، نشاط و فرصت باشد؛ آیندهای که در آن سالمند نه در حاشیه، بلکه در متن جامعه حضور دارد و تجربه و توانمندی او بخشی از مسیر توسعه کشور است. در همین چارچوب، با زهره شانظری، متخصص فیزیولوژی ورزش و سالمندی و عضو هیئت علمی گروه فیزیولوژی ورزشی …












