یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا


بررسی تربیت کودک در روایات اسلامی


بررسی تربیت کودک در روایات اسلامی
موضوع تربیت فرزند، از دیرباز جزو موضوعات اساسی و بنیادی اسلام بوده است. در دنیای امروز با توسعه و رشد مهارناپذیر تكنولوژی و پیشرفت‏های چشمگیر آن، و نیز در عصر رویكرد دوباره بشر به مسئله دین و تربیت الهی موضوع تربیت فرزند، هم‏چنان چشم‌گیر می‏نماید. امروز حتی خانواده‏های غربی نیز به خوبی دریافته‏اند كه بازی‏های رایانه‏ای، سایت‏های سرگرمی، چت‏های اینترنتی، تلویزیون، سینما، و ... نیازهای روحی فرزندشان را تأمین نمی‏كند و بنیان خانواده را اكسیری جز تربیت صحیح فرزند، استوار نخواهد نمود. نوشتار حاضر بر آن ‏است كه نگاهی كوتاه به تربیت دینی كودك در روایات اسلامی بیندازد.
باید توجه داشت نوازش‏های بدون حد و حصر و توجیه ‏نشده و خارج از حد اعتدال، اثرات سوئی را بر روان كودك بر جای می‏گذارد؛ پُر توقعی، زودرنجی، ضعف در برابر مشكلات، ناامیدی، عقده حقارت، سرخوردگی از اجتماع و بسیاری فشارهای روانی دیگر، زاییده ارتباطات مهرآمیز افراطی با كودك است.
● ضرورت تربیت فرزند صالح
تربیت، مجموعه روش‏ها و راهكارهایی است كه از آغاز زندگانی انسان، به‏ كار گرفته شده است تا او در مسیر صحیح رشد و ترقی قرار گیرد و در پرتو این آموزش‏ها، بتواند خود را از انحراف نجات دهد و راه سعادت و كمال را در پیش گیرد. پیامبر گرامی اسلام صلی‏ الله ‏علیه ‏و آله فرموده‏اند: "اَلوَلَدُ الصّالِحُ رَیحَانَهٌٔ مِن رَیَاحِینِ الجَنَّهِٔ"؛ فرزند صالح گلی است از بوستان بهشت.(۱) هم‏چنین فرمودند: "مِن سَعَادَهِٔ الرَّجُلِ الوَلَدُ الصَّالِحُ"؛ فرزند صالح نشانه خوشبختی فرد است.(۲)
امام ‏صادق علیه‏السلام نیز فرمودند: "مِیرَاثُ اللّهِ مِن عَبدِهِ المُؤمِنِ الوَلَدُ الصَّالِحِ ...؛ میراث خداوند به بنده مؤمنش فرزند صالح است.(۳)
● نام‌گذاری شایسته
مسئله مهمی كه در تربیت فرزند نیز تأثیر دارد، انتخاب نام شایسته برای كودك است. بسیاری از افراد هستند كه در بزرگسالی، نام خود را به دلیل عدم تناسب تغییر می‏دهند و حتی برخی از جوانان و نوجوانان نیز از گفتن نام اصلی خود، به دلیل سبُك و سخیف بودن، پرهیز می‏نمایند.
از آن جا كه اسلام به شكوه و جلال مسلمانان توجه ویژه دارد، آنان را از نام‏گذاری‏های ناشایست و غیر متین برای فرزندان، باز داشته است. حتی از نام‌گذاریِ نیك، به «حقی مسلّم بر گردن پدر و مادر» تعبیر شده است. امام كاظم علیه‏السلام می‏فرماید:
"اَوَّلُ مَا یَبَرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ اَنْ یُسَمِّیهِ بِأِسمٍ حَسَنٍ فَلیُحَسِّن اَحَدُكُمُ اسْمَ وَلَدِهِ"؛ نخستین كار نیكی كه شخص برای فرزندش انجام می‏دهد این ‏است كه نام نیكو بر او بگذارد. پس شایسته است هر یك از شما نام فرزند خود را نیكو قرار دهد.(۴)
هم‏چنین روایت شده است كه فردی نزد رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و آله آمد و پرسید: ای رسول خدا! حق فرزندم بر من چیست؟ فرمود: نام و تربیتش را نیكو كنی و او را در محیطی خوب پرورش دهی.(۵)
امام صادق علیه‏السلام در سخنی فراگیر و كامل در پاسخ ابن حمید، كه برای مشورت در مورد انتخاب نامی برای فرزندش شرف‏یاب شده بود، فرمودند: از نام‏هایی كه بندگی خدای را می‏رساند (انتخاب كن و) بر او بگذار.(۶)
گذشته از این مطلب، احادیثی موجود است كه مبتنی بر تغییر برخی نام‏ها توسط اهل بیت علیهم‏السلام می‏باشد كه آنان این‏گونه ناخرسندی خود را از گذاشتن این ‏دسته نام‏ها اِبراز داشته‏اند؛ آن‏سان كه آورده‏اند رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و آله نام افراد و اماكنی كه زیبنده نبود، تغییر می‏داده‏اند.(۷)
همچنین آمده است كه امیرالمؤمنین علیه‏السلام، با این ‏كه نام مادر و همسرشان فاطمه علیهاالسلام بود، نام یكی از دختران خود را نیز فاطمه نهادند.(۸) و نیز نگاشته‏اند شدت علاقه به حضرت زهرا علیهاالسلام در اهل‌بیت علیهم‏السلام به گونه‏ای بود كه امام كاظم علیه‏السلام نام چهار دختر خود را فاطمه گذاشتند؛ فاطمه كبری، فاطمه وسطی، فاطمه صغری، فاطمه اخری كه به فواطم اربعه شهرت یافتند.(۹)امام رضا علیه‏السلام نیز فرموده‏اند: "لایَدخُلُ الفَقرَ بَیتاً فِیهِ اسْمُ فَاطِمَهٔ مِنَ النِّسَاءِ"؛ در خانه‏ای كه نام یكی از زنان فاطمه باشد محرومیت داخل نمی‏شود.(۱۰)
مسئله مهمی كه در تربیت فرزند نیز تأثیر دارد، انتخاب نام شایسته برای كودك است. بسیاری از افراد هستند كه در بزرگسالی، نام خود را به دلیل عدم تناسب تغییر می‏دهند و حتی برخی از جوانان و نوجوانان نیز از گفتن نام اصلی خود، به دلیل سبُك و سخیف بودن، پرهیز می‏نمایند.
این ویژگی در خانواده امام حسین علیه‏السلام نیز دیده می‏شود و فاطمه كبری و فاطمه صغری از دختران او به شمار می‏روند.(۱۱) این در حالی است كه فضای سركوب شیعیان، بر جامعه حاكم شده بود و رعب و وحشت بر سر آنان كه نام فرزندان خود را علی و فاطمه می‏نهادند، سایه افكنده بود. امام حسین علیه‏السلام نیز در آن فضای تهدید و ارعاب، دست به مبارزه‏ای آشكار زده و با این نام‏گذاری به پاسداشت جایگاه و احترام این دو دُردانه آفرینش بر می‏خیزند.
● لزوم تربیت فرزند از سنین كودكی
همان‏گونه كه كارشناسان تربیت كودك نیز اذعان دارند، بهترین دوره برای تربیت فرزند، دوران كودكی است. زیرا در این سنین حس تقلید و نیز حس پذیرش آموزه‏های تربیتی، در سطح بالایی از توانمندی قرار دارد و كودك به خوبی آن‏ چه را كه به او آموخته می‏شود، فرا می‏گیرد. امیرالمؤمنین علیه‏السلام به فرزند خود امام مجتبی علیه‏السلام می‏فرماید: «قلب كودك نورس همانند زمین كاشته نشده، آماده پذیرش هر بذری است كه در آن پاشیده شود. از این‏ رو در تربیت تو شتاب كردم، پیش از آن‏ كه دل تو سخت شود و اندیشه‏ات به چیز دیگری مشغول گردد، تا به استقبال كارهایی بشتابی كه صاحبان تجربه، زحمت آزمودن آن را كشیده‏اند و تو را از تلاش و یافتن بی‏نیاز ساخته‏اند.»(۱۲)
رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و آله در مورد تربیت از سنین كودكی فرموده‏اند: "مَن رَبّی صَغِیراً حَتَی یَقُولُ لااِلهَ اِلاّ اللّه لَمْ یُحَاسِبهُ اللّهُ"؛ هر كس فرزندش را از كودكی تربیت كند تا او بتواند بگوید لا اله الا الله، خداوند از او حساب نخواهد كشید.(۱۳)
● ضرورت مهرورزی و توجه به عواطف كودكانه
رشد معنوی و تربیت اخلاقی مستلزم پرورش سالم عواطف كودك است. در این زمینه نیز روایات بسیاری وارد شده است؛ امام صادق علیه‏السلام فرموده‏اند:
"اِنَّ اللّه لَیَرحَمُ العَبدُ لِشِدَّهِٔ حُبِّهِ لِوَلَدِه"؛ همانا پروردگار بنده‏اش را به دلیل زیادی مهرورزی نسبت به كودك خود می‏بخشاید.(۱۴)
هم‏چنین از رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و آله روایت شده است:
"مَن قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللّهُ لَهُ حَسَنَهًٔ وَ مَن فَرَّحَه فَرَّحَهُ اللّهُ یَوم القِیَامَهِٔ"؛ هر كس فرزند خود را ببوسد خدا بر او پاداشی می‏نویسد و هر كس فرزندش را خوشحال كند خدا او را در روز رستاخیز شاد می‏گرداند.(۱۵)
و در جای دیگری فرموده‌‌اند:
"اُحِبُّوا الصِّبیَانَ وَ ارْحَمُوهُم"؛ كودكان را دوست بدارید و نسبت به آنان مهربان باشید.(۱۶)
همچنین روایت شده است كه روزی مردی خدمت پیامبر اكرم صلی‏ الله ‏علیه ‏و آله رسید و عرض كرد: ای رسول خدا! من ده فرزند دارم ولی هرگز كودكانم را نبوسیده‏ام. پیامبر اكرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و آله فرمود: كسی كه رحم نكند (مورد) رحم (واقع) نمی‏شود.(۱۷)
رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و آله در مورد تربیت از سنین كودكی فرموده‏اند: هر كس فرزندش را از كودكی تربیت كند تا او بتواند بگوید لا اله الا الله، خداوند از او حساب نخواهد كشید.● رعایت حدود محبت و اظهار علاقه
با این‏ كه در اسلام درباره اظهار علاقه نسبت به كودكان سفارش شده است اما این مهرورزی و علاقه نباید مَصالح واقعی را تحت‏الشعاع قرار بدهد، بلكه می‏باید با اظهار محبتِ مهار شده، با كودكان رفتار كرد. زیرا در برخی از موارد، اظهار محبتِ بی‏حساب، باعث فدا شدن مصالح بزرگتری می‏شود و یا موجب سوء استفاده كردن كودك و در اصطلاح عامیانه «لوس» شدن او می‏گردد. باید توجه داشت نوازش‏های بدون حد و حصر و توجیه ‏نشده و خارج از حد اعتدال، اثرات سوئی را بر روان كودك بر جای می‏گذارد؛ پُر توقعی، زودرنجی، ضعف در برابر مشكلات، ناامیدی، عقده حقارت، سرخوردگی از اجتماع و بسیاری فشارهای روانی دیگر، زاییده ارتباطات مهرآمیز افراطی با كودك است. امام باقر علیه‏السلام در این راستا می‏فرماید:
"شَرُّ الابَاءِ مَن دَعَاهُ البِرُّ اِلَی الاِفرَاطِ وَ شَرُّ الاَبنَاءِ مَن دَعَاه التَّقصِیرِ اِلَی العُقُوقِ"؛ بدترین پدران كسی است كه [در نیكی از حد اعتدال خارج شود و] به زیاده‏روی بگراید و بدترین فرزندان فرزندی است كه در اثر كوتاهی، به عاق والدین دچار شود.(۱۸)
نگاشته‏اند؛ روزی جمعی از دوستان امام باقر علیه‏السلام به منزل ایشان آمدند. یكی از فرزندان خردسال ایشان دچار تب شدید و بیماری سختی بود. امام نیز از این موضوع سخت ناراحت بودند به گونه‏ای كه آرامش نداشتند و آثار اندوه در چهره ایشان دیده می‏شد. مهمانان با مشاهده سیمای اندوهگین امام، بر حال ایشان نگران شده و با خود گفتند اگر این فرزند از دنیا برود حتماً از اندوه و پریشانی برای امام اتفاقی می‏افتد. در همین اثنا، صدای گریه زنان از اتاق مجاور شنیده شد و همگی دانستیم كه برای كودك اتفاقی افتاده. اندكی بعد با خبر شدیم كه فرزند خردسال امام از دنیا رفته است. امام به اتاق مجاور رفت و پس از ساعتی بازگشت اما بر خلاف انتظارِ حاضرین، دیگر در چهره ایشان اثری از پریشانی دیده نشد، به امام عرض كردند: وقتی كه ما نزد شما آمدیم به گونه‏ای پریشان بودید كه ما نگران حال شما شدیم [اما اینك اثری از ناراحتی در شما نمی‏بینیم!] امام فرمودند: ما نیز [مثل شما]دوست داریم كه عزیزانمان تندرست و به دور از آسیب باشند ولی زمانی كه امر الهی سر رسید و تقدیر خدا محقق گردید [گردن نهادن در برابر] امر خدا برایمان عزیزتر است.(۱۹)
به بیان دیگر، درست است كه محبت به فرزند جایگاه ویژه‏ای دارد اما نباید همه چیز را فدای آن نمود و از وظیفه اصلی سر باز زد.
● توجه عاطفی بیشتر به دختر
اسلام بین دختر و پسر فرق نمی‏گذارد و ملاك برتری را در تقوا می‏داند، و خداوند به هر كس بخواهد دختر و به هر كس كه خواست پسر می‏دهد. مهم این ‏است كه فرزند، سالم و صالح باشد. قرآن كریم می‏فرماید:
«یَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّكُورَ اَو یُزَوِّجُهُم ذُكْرَاناً وَ اِنَاثاً وَ یَجعَلُ مَن یَشَاءُ عَقِیماً اِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ؛ خداوند به هر كه بخواهد دختر و به هر كه بخواهد پسر می‏دهد و یا پسر و دختر را با هم به وی عطا می‏كند و آن‏ كه را بخواهد نازا می‏نماید. به ‏درستی‏ كه او دانای تواناست.»(۲۰)
اسلام شدیداً سنت ناپسند و جاهلی اكراه از دختر داشتن را رد می‏كند و بر خلاف افكار ظاهربین كه پسر را بیشتر دوست می‏دارند، در بعضی از موارد دختر را برتر از پسر قلمداد می‏كند و دلیل آن را وجود پاره‏ای از ویژگی‏های ذاتی كه در درون آن‏هاست، برمی‏شمارد. رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و آله در این‏باره می‏فرماید:
"نِعمَ الوَلَدُ البَنَاتُ مُلَطِّفَاتٌ مُجَهِّزَاتٌ مُؤمِنَاتٌ مُبَارَكاتٌ مُفَلَّیَاتٌ"؛ دختران چه فرزندان خوبی هستند؛ با لطافت و مهربان، آماده به خدمت‏رسانی، یار و غمخوار [اعضای خانواده]، با بركت و پاكیزه كننده [در خانواده برای پدر و مادر.](۲۱)
و نیز فرموده‏اند:
"اِنَّ اللّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی عَلَی الاُناثِ اَرَقٌّ مِنهُ عَلَی الذُّكُورِ"؛ خداوند متعال بر دختران مهربان‏تر است تا پسران.(۲۲)
در برخی موارد دختران برتری نیز دارند. امام صادق علیه‏السلام فرمود:
"البَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ البَنُونُ نِعمَهٌٔ وَ اِنَّما یُثَابُ عَلَی الحَسَنَاتِ و یُسألُ عَنِ النِعمَهِٔ"؛ دختران نیكی و پسران نعمت‏اند و همانا بر نیكی‏ها پاداش داده و از نعمت‏ها سؤال می‏شود.(۲۳)
اسلام با در نظر داشتن روحیات لطیف دختر، به والدین دستور داده كه در برخی از رفتارهای خانوادگی مانند تقسیم هدایا، دختران را مقدم شمارند.
روایت شده است كه روزی مردی خدمت پیامبر اكرم صلی‏ الله ‏علیه ‏و آله رسید و عرض كرد: ای رسول خدا! من ده فرزند دارم ولی هرگز كودكانم را نبوسیده‏ام. پیامبر اكرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و آله فرمود: كسی كه رحم نكند مورد رحم واقع نمی‏شود.
● آموزش‏های دینی و تقویت مبانی اعتقادی كودك
بدون تردید، یادگیری از مهم‏ترین فرایندهای روانی است كه زمینه‏های آن از سنین كودكی شكل می‏گیرد و به تدریج با بالا رفتن سن كودك، استعدادهای او نیز بیشتر شكوفا می‏شود. كودك به دلیل وجود حس قوی تقلید، تلاش می‏كند تا رفتاری همسان با والدین خود بازسازی كند. وجود این حس، به او كمك فراوانی در یادگیری می‏نماید. والدین نیز می‏باید از این حس قوی به سود فرزند خود بهره‏برداری كنند و با آموزش‏های ابتدایی، كم‏كم زمینه‏های آشنایی با تعالیم دینی و مبانی اعتقادی، به ویژه نماز، را در او به وجود آورند.
امام صادق علیه‏السلام می‏فرمایند:
هنگامی كه كودك به سه سالگی رسید لا اله الا اللّه را به او بیاموزید و او را رها كنید (همین مقدار كافی است). وقتی هفت ماه دیگر گذشت محمد رسول اللّه (صلی ‏الله ‏علیه ‏و آله) را به او آموزش دهید و سپس او را رها كنید تا چهار ساله شود. آن‏گاه صلوات فرستادن را به او بیاموزید. در پنج سالگی به او سمت راست و چپ را آموزش دهید و قبله را نشان او داده و بگویید سجده كند. آن‏گاه او را تا شش سالگی واگذارید. فقط پیش روی او نماز بخوانید و ركوع و سجود را یادش دهید تا هفت سالش هم تمام شود. وقتی هفت سالگی را پشت سر گذاشت، وضو ساختن را به او تعلیم دهید و به او بگویید نماز بخواند، تا هنگامی كه نه ساله شد وضو و نماز را به نیكی آموخته باشد. و هنگامی كه آن‏ دو را به خوبی یاد گرفت خدا پدر و مادر او را به خاطر این آموزش‏شان خواهد آمرزید.(۲۴)
● ارتقاء سطح دانش و معرفت كودك
گذشته از ضرورت تعلیم كودك و آشنا نمودن او با اصول اعتقادی، آموزش‏های دیگری نیز ـ ولو در حد آشنایی برای كودكِ در حال رشد ضروری است.
امام صادق علیه‏السلام به جمیل‏بن ‏درّاج فرمودند: "بَادِرُوا اَحدَاثَكُم بِالحَدِیثِ قَبلَ اَن تَسبِقَكُم اِلَیهِم المُرجِئَهُٔ"؛ فرزندانتان را با كلام [ما] آشنا كنید پیش از آن كه مرجئه (و دیگر فرقه‏های منحرف عقیدتی) بر شما سبقت بگیرند [ و آنان را منحرف سازند].(۲۵)
و نیز:
"عَلِّمُوا صِبیَانَكُم مِن عِلمِنَا مَا یَنفَعُهُم اللّهُ بِهِ لا تَغلِبَ عَلَیهِمُ المُرجِئَهُٔ بِرَأیِهَا"؛ كودكانتان را به دانش ما آموزش دهید كه برای آنان سودمند است تا مرجئه [و منحرفین] با دیدگاه‏های خود آنان را مغلوب خود نسازند. (۲۶)
اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام همواره عنایت ویژه‏ای به آموزش فرزند و بالا بردن سطح درك و معرفت او نشان می‏دادند.
پی‏‌نوشت‏ها:
۱ـ وسائل الشیعهٔ، ج۱۵، ص۹۷.
۲ـ همان.
۳ـ همان.
۴ـ همان، ج۱۵، ص۱۲۲؛ فروع كافی، ج۲، ص۸۶.
۵ـ همان، ج۱۵، ص۱۲۳.
۶ـ همان، ج۱۵، ص۱۲۸؛ فروع كافی، ج۲، ص۸۶.
۷- همان، ج۱۵، ص۱۲۲.
۸ـ الارشاد، ج۱، ص۲۱۵.
۹ـ همان، ج۲، ص۳۴۴: بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۱۷؛ تذكرهٔ‏الخواص، ص۳۵۱.
۱۰ـ وسائل‏الشیعهٔ، ج۱۵، ص۱۲۹.
۱۱ـ تذكرهٔ الخواص، ص۲۷۸.
۱۲ـ نهج البلاغه (دشتی)، ص۵۲۲.
۱۳ـ ارشاد القلوب، ص۲۲۵.
۱۴ـ وسائل‏الشیعهٔ، ج۲۱، ص۴۸۳.
۱۵ـ همان، ج۲۱، ص۴۷۵.
۱۶ـ همان، ج۲۱، ص۴۸۳.
۱۷ـ همان، ج۱۵، ص۲۰۳.
۱۸- تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۸۶.
۱۹ـ بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۸۶؛ عیون الاخبار، ج ۳، ص ۶۴.
۲۰ـ شوری: ۴۹.
۲۱ـ مستدرك الوسائل ج۱۵، ص۱۱۵؛ وسائل‏الشیعهٔ، ج۱۵، ص۱۰۰؛ فروغ كافی، ج۲، ص۸۲.
۲۲ـ وسائل‏الشیعهٔ، ج۱۵، ص۱۰۴؛ فروع كافی، ج۲، ص۸۲.
۲۳ـ همان، ج۱۵، ص۱۰۴؛ فروع كافی، ج۲، ص۸۲.
۲۴ـ وسائل‏الشیعهٔ، ج۱۵، ص۱۹۳.
۲۵ـ فروع كافی، ج۲، ص۹۴.
۲۶ـ الخصال، ج۲، ص۱۵۷.
منبع:مجله یاس، شماره ۳۳، ابوالفضل هادی‏ منش
منبع : تبیان