جمعه, ۱۹ بهمن, ۱۴۰۳ / 7 February, 2025
مجله ویستا
تحرکات کارگری در دورهی دولت نهم
![تحرکات کارگری در دورهی دولت نهم](/mag/i/2/1oyli.jpg)
کاهش تحرکات کارگری در دورهی دولت نهم به معنای دگرگونی در نحوهی انتخاب کارگران میان عمل دستهجمعی در حوزهی سیاست از سویی و عمل فردی در حوزهی اقتصاد از سوی دیگر است. اصولاً تغییر در نحوهی انتخابی که افراد در هر زمینه به عمل میآورند یا تحت تأثیر دگرگونی در رجحانهایشان است یا تحت تأثیر دگرگونی در امکاناتشان. به این اعتبار، دگرگونی در نحوهی انتخاب کارگران میان عمل دستهجمعی و عمل فردی را باید یا در تغییر رجحانهایشان جست یا در تغییر امکاناتشان یا در هر دو. علل تغییر در رجحانهای کارگران را باید عمدتاً در حوزهی روانشناسی اجتماعی پی گرفت و علل تغییر در امکانات کارگران را عمدتاً در حوزهی سیاست.
درست است که کاهش تحرکات کارگری در دورهی دولت نهم تا حدی به علت سرخوردگی کارگران از مشارکت در عرصههای رسمی و غیررسمی سیاست و دگرگونی متعاقب در نوع تحرکات کارگری موردپسند کارگران بوده است، اما سرخوردگی کارگران و دگرگونی متعاقب در رجحانهایشان بهنوبهیخود تا حد زیادی معلول دگرگونی در امکانات سیاسی کارگران برای انواع مشارکتهای سیاسی در عرصههای رسمی و غیررسمی سیاست است. در حقیقت، عمدتاً کاهش امکانات سیاسی برای عمل دستهجمعی کارگران در حوزهی سیاست است که کاهش تحرکات کارگری در دورهی دولت نهم را توضیح میدهد. به نظر میرسد عوامل مؤثر بر امکانات سیاسی کارگران برای عمل دستهجمعی هنوز تئوریزه نشده باشد، اما از رهگذر تأمل در برخی رویدادهای سالهای اخیر میتوان سه سطح از عوامل را شناسایی کرد که به کاهش امکانات سیاسی کارگران برای تحرکات کارگری انجامیده است.
در اولین سطح، خلأ قدرتی که ناشی از شکاف میان طبقهی سیاسی حاکمه در دوران اصلاحات شکل گرفته بود و فضایی که از همین رهگذر برای برخی فعالیتهای اعتراضآمیز فراهم شده بود با سلسله پیروزیهای انتخاباتی اصولگرایان آهستهآهسته از میان رفت. کمرنگترشدن خلأ قدرت از عواملی بود که به کاهش امکان استفاده از فضای عمومیِ مشترک در خیابان برای اعتراضات کارگری انجامید، عاملی که یکی از مهمترین مؤلفههای اثرگذار بر امکانات سیاسی برای تحرکات کارگری است. این کاهش فضای عمومی مشترک برای تحرکات کارگری که از ابتدای دههی هشتاد در دوران اصلاحات شروع شده بود در دورهی دولت نهم حتی شدت نیز پیدا کرده است. بااینحال، برخی وقتها نیز که به هر دلیل فضای عمومیِ مشترک برای تحرکات کارگری فراهم میشود، عامل دیگری هست که مانع از شکلگیری امکانات سیاسی میشود: سرکوب فعالان کلیدی به دست نیروهای انتظامی و امنیتی. این جاست که به دومین سطح از عوامل مؤثر بر امکانات سیاسی کارگران برای تحرکات کارگری میرسیم.
در سطح مناسبات قدرت درون طبقهی سیاسی حاکم به نظر میرسد عزم برای سرکوب فعالان کارگری حتیالامکان جزم بوده باشد و ازاینرو سازماندهی تحرکات کارگری برای سازماندهندگان به تحمل هزینههای گزاف انجامیده است. عزم حکومت در سرکوب فعالان کلیدی در راهاندازی سندیکای کارگری و سازماندهیِ تحرکات کارگری در واقع یکی از مهمترین عواملِ فقدان فرصتهای سیاسی برای تحرکات کارگری است که شاید بیش از هر جا در سرکوب گستردهی تحرکات رانندگان و کارگران شرکت واحد از سال ۱۳۸۴ تاکنون جلوه کرده باشد.
مهمترین دلیل قانونیای که مسئولان برای ممانعت از راهاندازی و فعالیت سندیکای کارگران و رانندگان شرکت واحد ارائه کردهاند در قانون کار فعلیِ ایران ریشه دارد. مطابق با این قانون، چنانچه در یک واحد کارگری از پیش شورای اسلامی کار تأسیس شده باشد، راهاندازی هیچ نوع شورای مستقل کارگری مجاز نیست. قانون کار فعلی همواره به این دلیل با مخالفت فعالان کارگری مواجه بوده است که به کارگران اصلاً اجازهی تأسیس شوراهای مستقل کارگری را نمیدهد. پیشنویس اصلاح برخی از مواد قانون کار که در وزارت کار و امور اجتماعیِ دولت نهم پیشنهاد شده است کماکان هیچ نوع چشماندازی برای تغییر چنین وضعیتی فراهم نمیکند. از همین جاست که به سومین سطح از عوامل اثرگذار بر بر امکانات سیاسی کارگران برای تحرکات کارگری میرسیم.
در سطح قوانین حاکم بر تشکلهای کارگری نه قانون کار فعلی به تأسیس و فعالیت تشکلهای مستقل کارگری اجازه میدهد و نه پیشنویس اصلاح برخی از مواد قانون کار فعلی که در دولت نهم پیشنهاد شده است. در چارچوب پیشنویس اصلاح برخی از مواد قانون کار، جرح و تعدیلهای بهعملآمده در مواد ۲۱ و ۲۷ امکانِ اخراج شتابان را به کارفرمایان داده است، اما تغییراتی که در فصل ششم قانون کار پیشنهاد شده کماکان کارگران را از حق داشتن تشکلهای مستقلْ محروم نگه داشته است. به نظر میرسد پیشنویس پیشنهادی وزارت کار و امور اجتماعیِ دولت نهم برای کارگران یک جور بازیِ دوسرباخت باشد: کارفرمایانی برخوردار از امکانِ اخراجِ شتابان، کارگرانی کماکان نابرخوردار از حقِ تأسیس و ادارهی تشکلهای کارگری مستقل. به این اعتبار نه در قانون کار فعلی و نه در پیشنویسی که دولت نهم برای اصلاحات در این قانون پیشنهاد داده است کماکان به لحاظ قانونی هیچ جایی برای فعالیت تشکلهای مستقل کارگری وجود ندارد. ازاینرو تحرکات کارگری در چارچوب تشکلهای مستقل کارگری به لحاظ قانونی میسر نیست.
آن قدر که به سه عاملِ مؤثرِ پیشگفته باز میگردد، روزنههای امید برای افزایش تحرکات کارگری را نیز باید در همین میان جستوجو کرد. فعلاً به تغییرات قانونی برای بهرسمیتشناختن فعالیت تشکلهای مستقل نمیتوان چندان امیدی بست. همچنین شدت عزم حکومت در سرکوب فعالان کارگری از تصمیمات سیاسی در سطوح گوناگون تصمیمگیری تبعیت میکند که پیشاپیش نمیتوان از برآیندشان چیزی گفت. اما بالاگرفتن جنگ قدرت درون طبقهی سیاسی حاکم، این بار میان خود جبههی اصولگرایان، چهبسا دوباره خلأ قدرتی را درون عرصهی سیاست پدید بیاورد که نیروی محرکهی تحرکات کارگری شود. پرسش اصلی میان کارگران ایرانی باید این باشد که چگونه میتوان این عوامل ساختاری را که تعیینکنندهی میزان امکانات سیاسیشان است به نفع گسترش تحرکات کارگری دگرگون کرد. اگر زمینههای گسترش امکانات سیاسی برای تحرکات کارگری فراهم شود، سرخوردگی کارگران از فعالیتهای دستهجمعی به منزلهی نوعی معلول بهسرعت از میان خواهد رفت. مسأله نه سرخوردگی بلکه امکانات سیاسی است که بهنوبهی خود در گرو شناسایی شیوههای گسترش مشارکت سیاسی کارگران در عرصههای رسمی و غیررسمی سیاست است.
محمد مالجو
منبع : سایت تحلیلی البرز
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست