سه شنبه, ۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 21 May, 2024
مجله ویستا


نگاه مطلق زنانه یا مردانه


نگاه مطلق زنانه یا مردانه
ابلیس به گوش حوا خواند که میوه ممنوعه ، همان کلید خوشبختی و سعادت است که خداوند از شما دریغ کرده ، و حوا اندکی تامل کرد و با خود کلنجاری رفت ، و سپس سراغ آدم رفت . و آدم کاری کرد که پس از آن تقدیر انسان را به گونه‌ای دیگر رقم زد . آدم فریب فریبی را خورد که سرش به ابلیس بود ولی به نام حوا شد ، و شد آنچه نباید می شد . آدم و حوا از عرش به فرش تبعید شدند.
گویا تمام افسانه های خلقت با فریب خوردن زن آغاز می شود ، گویا رسم بر این شده که در قاموس تاریخ زن همیشه موجودی ساده باشد که به آسانی بشود فریبش داد و پس از آن از او ماری خوش خط و خال ساخت که هر موجودی را مسخ کند . تاریخ با سادگی و فریب زن آغاز شد ، تاریخ نقطه شروع خود را بر کم تر بودن عقل زن نهاد تا مرد را همواره یک پله از زن بالاتر نگه دارد . پله‌ی عقل ، همان مکانی که زن را به آن راهی نیست.
تاریخ نقش خود را به خوبی برای زن بازی کرد و به خوبی نقش های زنانه را آفرید و کاری با زن کرد که خود را تا ابد پله ها پائین تر از مرد بداند . تاریخ بشر از زن موجودی ساخت غیر از انسان ، همواره نام مرد بود که استعاره از نام انسان داشت و همواره این مرد بود که با خود روح انسانی را حمل می کرد و زن تنها وسیله‌ای بود برای آنکه آرامش چنین انسانی را برآورده سازد.
و اینگونه زن خود را جنس دوم یافت ، زن موجود شد و مرد انسان ، زن فرستنده بود و مرد گیرنده ، زن تولید کننده شد و مرد مصرف کننده ، مرد خدا شد و زن فرشته و مرد خالق شد و زن مخلوق ، مرد عامل شد و زن معلول و زن تا چشم خود را باز کرد تا تکانی به خود داد ، مرد را بالاتر از خود دید ، بالاتر از آنکه بتواند سرنوشت تاریخ را به گونه ای تغییر دهد که دست کم مرد را از این جایگاه خداگونه به پائین کشد ولی گویا تاریخ از همه نیرومند تر بود.
تاریخ گذشت و گذشت ، چرخ حرکتی زمان آنقدر چرخید و چرخید تا به تدریج جایگاه مرد پوسیده شود . نقاب های رنگارنگ مردانه کنار می رفت پایه های سستی که مردان برای بالا برن خود ساخته بودند آرام آرام فرو می ریخت. زن می توانست نفس بکشد زن برای خود حق حیاتی مستقل از مرد می خواست و زن می خواست انسان باشد نه موجود .
اما این پیچ تاریخی و این گذرگاه مهم بود که برخی تفکرات زنانه را آغاز کرد. زنانه نگاه کردن به همان اندازه دردناک بود که مردانه نگاه کردن. چشمان زنانه همان راهی را می رفت که چشمان مردان از شروع زندگی تاریخ جهان را دیدند. زن انسانیت خود را باز یافت ولی نگاه زنانه را برای خود آفرید. اما این نگاه همه زنان نبود ، نگاهی بود که قصد داشت عقده های تحقیری به وسعت تمام تاریخ را یکجا جبران کند. می خواست رسم جدیدی بیاموزد. با کلام و شعار نابودی تبعیض و با قرار دادن راه مبارزه با آپارتاید های بشری و حیوانی حرکت خود را آغاز کرد. اما بودند کسانی که این گذرگاه را با نگاه زنانه پیمودند .
شعار عدم تبعیض جنسی بود و راه ، مبارزه با آن ، ولی عمل گویی چیز دیگری بود. برخی زنان مردان را نخواستند و عدالت را قربانی نگاه زنانه خود کردند. از کفه‌ی ترازوی مردانه آنچه را که متعلق به خود بود برداشتند اما همان ها که کلام و راهشان با عملشان منافات داشت از کفه‌ی مردانه چیزی بیشتر برداشتند. به جای سنگین تر کردن کفه‌ی زنانه با وجود انسانی خود ، وزنه های مردانه را به خود بستند تا خود را به کفه‌ی مردان برسانند .
این وزنه ها اما وزنه نبود تنها نشانه هایی بود از مردان و آنان که راه مبارزه با تبعیض را اشتباه رفتند این نشانه ها را وزنه دانستند ، به خود نقاب مردانه زدند اما نفهمیدند که این نشانه هایی را که آنها وزنه دیدند در وجود انسانی مرد است و آنها چیزی از او نگرفته‌اند و همین تصور بود که آنها را بالا می آورد اما به همان اندازه مردان را بالاتر !
اشتباه آنان راه را برای مردان بیشتر باز کرد. زنان حق حیات مستقل یافتند و زندگی جدید را با نام انسان و نه موجود آغاز کردند. اما در میان این راه قاتلان عدالت نیز بودند آنان همان مسلکی را داشتند که تاریخ مدتها برای مردان نوشت . آنان همان راهی را رفتند که مردان سالها با همان روش زن را موجود کردند. از مرد انسانی ساختند که زن را تنها برای آرامش خود می خواهد و برای لذت خویش ، کمی دقت کنید‌ ! زنان شعار دروغین تاریخ را باور کرده بودند ، تاریخ زن را موجود دوم ساخت و آنان باور کردند تا به عنوان جنس دوم مبارزه کنند و البته بازهم تکرار می کنم که این غفلت زنان نبود غفلت آنانی بود که عدالت را قربانی مبارزه کردند و هدف را بدون توجیه وسیله برگزیدند. و این تفکر زنانه و مردانه نبود ، همه‌ی مردان یا شاید اکثر آنها چنین تفکری را در طول تاریخ دنبال کردند و حال برخی زنان بودند که بعد از باز شدن از چنگال اسارت ها به جای رفتن به سمت انسانیت مسیر را گم کردند.
نوشته های بالا شوخی نبود ، شاید شعرگونه نوشته شد اما واقعیتی است که شاهد عینی آن جامعه‌ای جهانی است. اگر هنوز حق زنان به صورت کامل ادا نشده اگر زنان هنوز نتوانسته‌اند به آن اندازه از تحقیرهای تاریخی پاسخ گویند که شاید بخشی از ظلم چند هزار ساله را جبران کند و اگر زن هنوز نتوانسته تفکر زنانه مطلق کاملا از خود دور کند تنها یک مقصر دارد. گناه این حق کشی تنها بر گردن آنانی است که راه را اشتباه رفتند تا دوباره مردان را به مبارزه طلب کنند و این مبارزه نابرابر بود ، ابزار مرد برای مبارزه فاصله‌ای عجیب با ابزار مبارزه زنان داشت و این صد حیف داشت ، حال که این راه تازه پیدا شده بود برخی پیشگامان آن مسیری بسیار اشتباه رفتند تا مردان را به مبارزه بطلبند و این تائید همان نظری بود که زن جنس دوم باشد و آرامش بخش جنس اول .
اگر زن باور می کرد که یک و دویی وجود ندارد در او تفکر مبارزه‌ای با طبقه بندی وجود نداشت. اما برخی از این پیشگامان آن را اینگونه یافتند و رفتند. هنوز هم نوع رفتار دوستانه میان دوستان نزدیک دختر و پسر با تبعیض همراه است. و این شامل هر دو می شود و مرد و زن نداشت. هنوز هم در نوع رفتار در نوع برخورد احساس زنانه مردانگی می کنیم و رفتاری را در پیش می گیریم که تبعیض است نه تفاوت. رعایت کردن این عدم تبعیض ها در رفتار های رسمی و اتفاقات مجلسی نیست بلکه در رفتار عینی و روزمره آشکار می شود. وقتی در رفتارهای روزانه تبعیضی شاید ناخواسته قائل می شویم نشان از عمق این تبعیض در وجود خودمان است. وقتی در زندگی عادی خود میان زنان و مردان خط کشی های سنتی را با شمایلی دیگر آشکار می کنیم ، نباید انتظار داشت که بتوانیم به این سادگی دید مطلق را از وجود خود دور کنیم. بدتر آنکه این دید مطلق در چشم کسانی باشد که خود شعار عدم تبعیض را بدهند. اجرا عدم تبعیض جنسی در رفتار های رسمی و اداری نیست ، زمانی می توان گفت که تبعیض زمانی میان نگاه زنانه و مردانه وجود ندارد که آن را در عینا در زندگی مردمان ببینیم.
نگاه تبعیض آمیز میان جنسیت هنوز وجود دارد. حتی میان آنان که خود را پیشگام این مبارزه می دانند و تنها کسی که از این اشتباه استفاده کرد تاریخ بود که سرنوشت بشر را با جنس دوم بودن زن می خواست. اما این دلیلی نمی شود که حقوق گمشده زنان را فراموش شود. شاید حقوق گمشده واژه ای نتواند آن چه را ما می خواهیم بیان کند.
بهتر است بگوییم حقوقی که کشته شد. چرا که امروز حتی بر سر دادن این حقوق هم حرف است چه رسد که آن را بدهند و این یعنی زنده کردن نه پیدا کردن ! حقوق نابود شده زنان نباید عینا تولید شود ، که اگر بخواهد تولید مشابه باشد برای برای آنان زندگی قرن ها پیش را به ارمغان آورد. این حقوق باید باز آفرینی شود حقوقی متناسب را جهان امروز همان چیزی که مردان دارند و زنان ندارند اما اگر برخی پیشگامان این راه با اشتباهات خود مسدود نکنند.
جلال افشار
منبع : دو هفته نامه الکترونیک شرقیان