پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا

از سفر گل آمد و «بهمن» رسید


از سفر گل آمد و «بهمن» رسید
کعبه من - قبله‌گاه توست این
شهر «نوفل» شهر «لوشاتو»ست این
«نوح» کشتی را هدایت می‌کند
پیر در غربت «زعامت» می‌کند
نورآقا بر سر گلشن رسید
از «سفر» گل آمد و «بهمن» رسید
در تمام چهره پور «علی»
ناگهان یک فجر گردد منجلی
آسمان بر خاک ایران آمده‌ست
موکب، «آقا» به «تهران» آمده است
سیل جمعیت پی «مولا» رود
در «بهشت» خرم «زهرا» رود
هان - «خمینی» خطبه‌خوانی می‌کند
«پیر» ما «اعجاز» آنی می‌کند
«مشت مولا» است - بالا رفته است
روی «منبر» باز «آقا» رفته است
«روح حق» - ابراز «غیرت» می‌کند
اینچنین «اتمام حجت» می‌کند
«خطبه»هایش رعد گشت و گرد باد
لرزه بر ارکان دولت اوفتاد
پیر ما - «تعیین دولت» کرده است
«سلطنت» را غرق ذلت کرده است
«جانشین شاه» از ایران گریخت
«بختیار» از مرز «بازرگان» گریخت
«شد» به غربت دایره زنگی گرفت
شهر تهران حالت «جنگی» گرفت
«هوشیاری» بهره «آگاهی» است
«فتنه‌ای» در «گارد شاهنشاهی» است
شب - «سران گارد» در دوزخ گم‌اند
پشت «نیروی هوایی» مردم‌‌اند
آتشی در خاک ایران درگرفت
جنگ خونین در «لویزان» درگرفت
بخت و اقبال از عدو برگشته است
«بیست و یک» از «ماه بهمن» گشته است
آخرین «هجمه»ست هنگام ستیز
شهر تهران عرصه «جنگ و گریز»
«پادگان‌ها» یک به یک «تسلیم» شد
«فجر بهمن» ثبت در «تقویم» شد
خلق ایران «اشک شادی» ریختند
«جانیان» یک یک به «دار» آویختند
از «قیام» رهبر والا گهر
«فجر» عالمتاب «دین» شد جلوه‌گر
طی تاریخ این طلیعه نامی است
طلعت «جمهوری اسلامی» است
آینه با دین مقابل می‌شود
«نهضت مهدی» مکمل می‌شود
«کربلا» خوابیده در خون حسین
«روح حق» تابیده بر شهر خمین
فهم وقف نکته‌دانی می‌شود
این قیام «آخر زمانی» می‌شود
«فجر دین» را طلعتی تازه رسید
«اسب مهدی» پشت «دروازه» رسید
آینه را از زمین برداشتیم
ماه بهمن ما همه گل کاشتیم
لاله در باغ شهادت روشن است
سیل گل آتشفشان بهمن است
مرد آمد از افق‌های ازل
بر لبانش فقه - در چشمش غزل
معجزه را نور باران کرد او
ماه بهمن را بهاران کرد او

مشهد مقدس: شجاع‌الدین ابراهیمی
منبع : روزنامه رسالت