یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا


اندر فواید روز‌نامجات


اندر فواید روز‌نامجات
در ایام اخیر مشغول مطالعه <روزنامه قانون> میرزا ملكم‌خان ناظم‌الدوله بودم كه آن را همزمان با دهه آخر دوران ناصرالدین‌شاه در لندن منتشر می‌كرد و شماره‌هایش در تهران و دیگر شهرهای ایران همچون ورق زر می‌رفت. هرچند این نشریه یك <گاهنامه> بود ولی در آن زمان به هر حال به‌عنوان <روزنامه> منتشر می‌شد. ملكم‌خان روزنامه قانون را در زمانی شروع به انتشار نمود كه حكومت ایران او را از سمت سفارت و وزیر‌مختاری در لندن معزول نمود. صرف‌نظر از شخصیت ویژه و پیچیده ملكم‌خان و نیت واقعی او، این جریده در اندیشه قانون‌خواهی و مشروطه‌طلبی ایرانیان بسیار موثر واقع شد و حكومت استبدادی ایران به‌ویژه صدراعظم وقت، از انتشار آن به وحشت افتادند.
در ضمن مطالعه <قانون> قطعاتی از آن را كه به اصطلا‌ح <اندر فواید روزنامجات> و فایده خود نشریه قانون بود گزینش نمودم و در اینجا یكجا به خوانندگان عرضه می‌دارم، چرا كه پس از یكصد و اندی سال كه از نگارش آن می‌گذرد، هنوز تازه و تر است! و گو اینكه برای دوران ما نوشته شده است. او درباره انگیزه و چگونگی انتشار روزنامه قانون می‌نویسد: <جمع كثیر از خلق ایران به چندین سبب خود را از وطن مألوف بیرون كشیده، در ممالك خارجه متفرق شده‌اند. در میان این مهاجرین متفرقه، آن اشخاص باشعور كه ترقی خارجه را با اوضاع ایران تطبیق می‌كنند سال‌ها در این فكر بودند كه آیا به چه تدبیری می‌توان به آن بیچارگان كه در ایران گرفتار مانده‌اند، جزئی امداد برسانند؟ پس از تفحص و تفكر زیاد بر این عقیده متفق شدند كه بر جهت نجات و ترقی خلق ایران، بهتر از یك روزنامه آزاد هیچ اسباب نمی‌توان تصور كرد.
آن چند نفر اشخاص وطن‌پرست كه معنی و قدرت روزنامجات را درست فهمیده‌اند به یك عزم مردانه افتادند و... و به‌عون الهی این روزها یك كمپانی معتبری ترتیب دادند، به این عزم مبارك كه از اطراف ایران به قدری كه بتوانند روزنامجات و كتابچه‌های مفید انتشار بدهند كه از آن جمله یكی همین جریده قانون است.
باز در همان شماره آمده است: <افكار مفید تا با هم جمع نشوند هیچ قدرتی پیدا نمی‌كنند و اجتماع افكار ممكن نمی‌شود مگر به روزنامه. به جهت اتفاق آرا و احیای ناموس یك ملت هنوز در دنیا بهتر از آواز یك روزنامه آزاد هیچ ندایی شنیده نشده است.
مأموریت این روزنامه آزاد [یعنی قانون] مبنی بر چهار فقره خواهد بود: انتشار حقایق، ترتیب اتفاق [اتحاد ] ، طلب قانون و امداد مظلومیت.
در جای دیگر از روزنامه قانون آمده است: <از ظهور هر روزنامه فارسی باید به اهل ایران، یعنی به خودمان تهنیت بگوییم، زیرا كه آبادی و ترقی دنیا حاصل افكار صحیحه است و از برای جست‌وجو و انتشار افكار صحیح، بهتر از روزنامه، اسبابی اختراع نشده است.
در این عصر یك روزنامه معتبر بر اوضاع یك دولت بیش از یك لشگر مظفر اثر می‌بخشد. روزنامه اختر به دولت و ملت ایران بیشتر خدمت می‌كند تا هفتاد نفر وزیر اعظم.
باز در مقام تبیین نقش روزنامه در مهار دولت‌ها از تعدی به حقوق مردم و شكستن نظم و قانون، در روزنامه قانون آمده است: <از برای تعدیل حركات وزرا علا‌وه بر مجالس معتبر كه در سایر دولت‌ها ترتیب داده‌اند، این اوقات در دنیا یك اسباب تازه‌ای ظهور كرده كه تاثیر آن الا‌ن عالم‌گیر و اسم آن روزنامه است.
روزنامه، سرچشمه تنظیمات دنیاست. بدون روزنامه محال است كه در ایران یك وزیر قابل، ظهور بكند. بدون روزنامه هیچ حق و هیچ فضیلتی نیست كه از شر جهال مقتدر محفوظ بماند. بدیهی است كه مقصود از روزنامه نه آن اوراقی است كه به خاطر وزرا محض مداحی ایشان چاپ می‌شود. آن اوراقی كه باید مجبورا حركات و قبایح اولیای دولت را تمجید بكنند آنها عوض اینكه محرك عدالت باشند آلت تشویق سفاهت بزرگان و مایه مزید غفلت خلق می‌شوند. ‌
روزنامه‌ای كه بخواهد یك ملتی را به حركت بیاورد باید خارج از اختیار وزرا، صاحب كلا‌م آزاد و قادر به نعره‌های [فریادهای] بلند باشد. و‌...>
روزنامه قانون یكی از شیواترین و ساده‌ترین نثرهای فارسی را دارد و زبان آن برای توده‌های مردم كاملا‌ قابل فهم است، چون به قول خودش یك <روزنامه مردمی> است. و لذا از ادبیات فارسی و نویسندگان زبردست آن ستایش می‌كند. حسنعلی‌خان امیرنظام گروسی از جمله افرادی است كه نثر و قلم او مورد تمجید <قانون> قرار گرفته است. امیرنظام كه پیشكار ولیعهد (مظفرالدین شاه) در آذربایجان و یكی از امیران و ژنرال‌های برجسته عصر خود بود،‌ در نظم و نثر پارسی نیز ید طولا‌یی داشت، از قول یك نفر خارجی درباره او نوشته است: ‌
<این حسنعلی‌خان امیرنظام از خانواده‌های تاریخ ایران و حالا‌ فرمان‌فرمای آذربایجان است، و... محققا از امرای ممتاز و به تصدیق عامه، اولین ژنرال ایران است ولیكن من قدر و منزلت او را بالا‌تر از هر قسم كمالا‌ت نظامی می‌دانم. در این عهد بلكه در عهود سابق هم هیچ صاحب‌قلم زبان فارسی را به صفا و به كمال او ننوشته است. مادامی كه زبان فارسی در دنیا زنده است تحریرات این ادیب شمشیر‌بند، آینه فضل و روشنایی و سرمشق لطافت و فصاحت خواهد بود. اگر ایران یك آكادمی می‌داشت این جنرال حكما رئیس آن مجمع می‌شد.>
نویسندگان روزنامه قانون در دفاع از نثر ساده و بی‌تكلف آن در مقام پاسخ به اعتراض یكی از خوانندگان كه پرسیده است چرا این‌قدر مطالب را بی‌ساخته (ساده و بدون قافیه) می‌نویسید؟ می‌گویند: <به جهت اینكه مقصود نه لفاظی است و نه پرستش ظلم. فضلا‌ی زبان‌بسته در مدح ظالمان و در پیچش و غلا‌می كلا‌م، زیاد هنرها به كار برده‌اند، حال وقت زندگی سخن است، به جهت دفع این جانوران كه بر همه ما حمله آورده‌اند دیگر نه سجع به كار می‌خورد و نه قافیه.>
میرزا ملكم‌خان از تاثیر روزنامه بر روحیه سیاستمداران، به‌ویژه دولت‌های مستبد كاملا‌ آگاه است، روی همین اصل اثرات ویرانگر روزنامه قانون بر روحیه صدر‌اعظم مستبد ایران (امین‌السلطان) را هم به خوی پیش‌بینی كرده است.او واكنش احتمالی <وزیر اعظم> در برابر انتشار روزنامه قانون را، ‌به طور تصنعی از قول یك جوان زیرك تهرانی چنین به تصویر می‌كشد:<وزیر اعظم به محض دیدن جریده قا‌نون از جای خود نیم‌ذرع خواهد جست، كلا‌هش را به زمین خواهد زد، یقه‌اش را پاره خواهد كرد و پس از تغیرات و قهرهای زنانه خواهد دوید پیش سفرا و دست و پای آ‌نها را خواهد بوسید و آ‌نچه از حقوق دولت باقی گذاشته آنها را هم پیش حضرات گروه خواهد گذاشت كه به دستیاری آنها شاید روزنامه قانون قدغن بشود.>
ابوالفضل شكوری