یکشنبه, ۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 26 May, 2024
مجله ویستا


نقش غیرت در سلامت فرد و اجتماع


نقش غیرت در سلامت فرد و اجتماع
لباس، نشانگر حالات روحی، ایمانی و شخصیت افراد است، زنان پوشیده در گوهر عفاف، درونی پاك و اعتقادی قوی دارند و حیا و حجاب را تدبیری برای صیانت از خویش و سلامت جامعه اسلامی می‏دانند. در مقابل، زنانی كه از اعتقادی راسخ و بازدارنده بی‏بهره‏اند، پوششهای نامناسب برمی‏گزینند و جامعه را به سوی انحراف می‏كشانند و ارزشهای وجودی خویش را پاس نمی‏دارند. آموزه‏های دینی، غیرت شخصی را وسیله‏ای برای صیانت از خانواده و غیرت اجتماعی را سازوكاری برای سلامت اجتماع، برمی‏شمارد. این نویسنده در این نوشتار، با انتقاد از وضع موجود (كه آن را متناسب با جامعه اسلامی نمی‏داند) در تلاش است با معرفی آموزه‏ها و توصیه‏های قرآنی و روایی، توجّه بیشتر مسؤولان و دلسوزان نظام را به این مهم معطوف دارد و نقش از یاد رفته بعضی از افراد را در تقویت روحیه غیرت‏مداری یادآور شود. مشاهده بعضی از زنان بزك كرده در جامعه اسلامی و پیروی بی‏رویه از مدلهای گوناگون غربی كه آسیبهای جدی به فرهنگ اسلامی وارد داشته، تأثر و تأسف غیرتمندان دینی را به همراه داشته است. دردمندانه باید گفت در سالهای اخیر، این موج نامبارك به صورت گسترده‏ای، شهرها و حتی روستاهای دور و نزدیك كشور اسلامی را در برگرفته و بسیاری از دختران و زنان مسلمان را در مقاطع مختلف سنی، در كام خود فرو برده است.آسیبهای این تهاجم فرهنگی، زمانی جدیتر می‏نماید كه این تغییر رویه كم و بیش در دانشگاهیان و افراد تحصیل كرده و فهیم نیز دیده می‏شود؛ حتی در مواردی حتی گوی سبقت را از گروه‏های الگوی خود ربوده و به نوعی مروّج این تغییر مسیر در بین اقوام، آشنایان و دوستان خویش نیز شده‏اند. جای تأسف است كه سیاستگذاران و كارگزاران فرهنگی، مواجهه با این خطر جدی را كه به شدت می‏تواند اخلاق اجتماعی و اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد، نادیده انگاشته و تأسف بارتر این كه بعضی از نزدیكان آنان نیز با این جریان نابهنجار، همسو و هماهنگ شده‏اند. هشدارهای دلسوزان فرهنگی، بویژه رهبر فرزانه انقلاب درباره هوشیاری در برابر تهاجم فرهنگی جدّی گرفته نشده و یا اجرایی نشده است. پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی و احیای ارزشهای دینی، فضای معنوی خاصی را بر ایران اسلامی حاكم كرده است و در زمینه حجاب هم، بانوان محجبه و عفیف، الگوی عملی مسلمانان سراسر گیتی شده‏اند. آنان با پیروی از آموزه‏های دینی، تأثیرات شگرفی در ساختار اجتماعی و حتی در پیشبرد دفاع مقدس نهاده و با حفظ حریم، در انواع فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، مشاركت فعال داشته‏اند. هنوز هم بسیاری از آنها، بر فرهنگ اصیل خویش پای می‏فشارند و در احیای ارزشهای دینی كوشا هستند. اما عده‏ای از بانوان ناآگاه و سست اراده نه تنها اصالت خویش را از یاد برده‏اند بلكه چهره یك زن مسلمان را در دیدگاه جهانیان و متدینان داخلی غیر موجّه نموده و موجبات نگرانیهای اخلاقی را فراهم آورده‏اند. این حركات نسنجیده، افزون بر این كه آنها را به اتلاف وقت و مدپرستی كشانده و ضربات اقتصادی شكننده‏ای به خانواده‏ها در جهت تأمین وسائل آرایشی و پوشاك جدید فراهم آورده است، عده بسیاری از جوانان كه نیروی كار جامعه هستند را درگیر كرده و با تخریب افكار و اذهانشان، آنها را به انواع بزه‏كاری و نابهنجاری سوق داده است. متأسفانه اخباری كه نشان می‏دهد زنان و دختران به سبب لباس نامناسب و آرایش غلیظ مورد تعرض و آزار و اذیت جنسی و جسمی قرار گرفته‏اند و حتی در برخی موارد جان خویش را نیز از دست داده‏اند كم نیست. بسیاری از این آزار دهندگان، حركات ناشایست و لباسهای جلف و آرایشهای نامناسب این زنان و دختران را انگیزه ربودن و تعرض به آنان برشمرده‏اند. این نكته بیانگر آن است كه بانوان باید در نوع پوشش و آرایش خویش دقت بیشتری را به عمل آورند تا با چنین پیامدهایی مواجه نشوند. مسأله تعجب‏انگیز، حضور زنان و دختران بدحجاب و بزك كرده در كنار برادران، پدران و همسرانشان است كه بعضی از آنان نه تنها از نگاه‏های هرزه رهگذران ناپاك رنج نمی‏برند بلكه از نمایش نوامیس خود احساس مباهات هم می‏كنند! البته برخی از آنها به عنصری سست اراده تبدیل شده‏اند كه توان حفظ و نگهداری از ناموس خود را ندارند. در این میان، از برخورد حساب شده مسؤولان و نهادها و همچنین سیاستگذاریهای بازدارنده خبری نیست. هر بار كه بعضی از دلسوزان نظام در پی مقابله با چنین پدیده ویرانگری كه مشابه آن در اندلس اتفاق افتاد، بر می‏آیند، عده‏ای با برخورد سطحی و غیرحساب‏شده و جمعی با غوغاسالاری و حمله حیثیتی به طراحان این گونه طرحها، آنان را زمینگیر نموده و به اشاعه بیشتر این فرهنگ غربی دامن می‏زنند. باید كوشید با طراحی درست و اجرای منطقی و مناسب، چهره جامعه دینی را بازسازی نمود. هرگونه كوتاهی از سوی مسؤولان فرهنگی، كاسه صبور غیرتمندان را لبریز كرده و حركت خودجوش آنان را برای حذف میكربهای مخرّب از پیكره جامعه دینی كه با خون شهیدان آبیاری شده، به همراه دارد. این خیزش، بدترین وضع ممكن در برخورد با این عروسكهای بزك شده و آدمكهای مروّج آنها است؛ چرا كه كنترل از دست نیروی انتظامی خارج می‏شود كه به هیچ وجه شایسته نظام مقتدر اسلامی نیست.
حجاب؛ پاسدار گوهر گرانبهای زنان صالح
اساسا حجاب زن، حریمی میان او و نامحرمان ایجاد می‏كند و سبب فروكش كردن غریزه جنسی و هدایت آنان در مسیر طبیعی می‏گردد. برداشتن این حریم، منشأ بسیاری از التهابها و اضطرابهای فردی و اجتماعی خواهد شد. نمونه آن در كشورهایی كه حجاب و پوشش را رعایت نمی‏كنند به وضوح دیده می‏شود.اكنون مسأله اینجاست كه آیا زنان باید چون عروسكی خود را بیارایند تا مردان چشم‏چران و هرزه به آنان چشم بدوزند و حرمت آنان را خدشه‏دار سازند؟ اسلام این راه را نمی‏پسندد و حجاب را سدّی در برابر امیال هوس‏بازان و سبب استحكام بنیان خانواده می‏شمارد. پوشش زنان باعث می‏شود تمتّعات جنسی منحصر به محیط خانواده شود و نیروی مولد و فعال جامعه نیز در پیشرفت جامعه از حركت سازنده باز نماند؛ چرا كه حضور زنان بی‏حجاب و بدحجاب، دل مردانِ سست ایمان را می‏رباید؛ در نتیجه باعث ركود فعالیت اجتماعی و عدم موفقیت در علم‏آموزی در مراحل مختلف زندگی می‏شود. به همین جهت، غالبا به زن بد حجاب یا بی‏حجاب، به دیده بازیچه می‏نگرند؛ نه عضو فعّال و مؤثر در جامعه. در حقیقت، حجاب كامل زنان و تقوای آنان، جامعه را اصلاح می‏كند. بر همین اساس، فرانتس فانون در تحلیلی جامعه‏شناختی از انقلاب الجزایر، درباره ترفندهای استعمارگران برای در اختیار گرفتن كشورهای دیگر می‏نویسد: «جامعه‏شناسان استعمار توصیه می‏كنند كه اگر زنها را در دست بگیریم، همه چیز به دنبال آن خواهد آمد.»(۲)حیا و حجاب زن، تدبیری است كه خود زن با نوعی الهام، برای گرانبها كردن خود و حفظ موقعیتش در برابر مردان به كار می‏برد؛ زیرا زن با هوش فطری و حس ویژه خود، دریافته است كه با عفت و حجاب، بهتر می‏تواند مرد را مجذوب خود كند و هر چه متین‏تر و با وقارتر باشد، بر احترامش افزوده می‏شود. در حقیقت بی‏حجابی نوعی حركت بر خلاف فطرت و تمایلات و خواسته‏های بانوان است. اساسا هنگامی كه جامعه زن را برهنه بخواهد، طبیعی است كه روز به روز تقاضای آرایش و خودنمایی بیشتری دارد. وقتی زن از طریق جاذبه جنسی‏اش، وسیله تبلیغ كالاها، دكور اطاقهای انتظار و عاملی برای جلب جهانگردان و سیّاحان و مانند اینها قرار گیرد شخصیت او به حد عروسك یا یك كالای بی‏ارزش سقوط می‏كند و ارزشهای والای انسانی او بكلّی به دست فراموشی سپرده می‏شود. تنها افتخار این زن، جوانی و زیبایی و خودنمایی‏اش است كه رفته رفته آن هم از بین رفته و سرانجام به انسانی سرخورده و افسرده تبدیل خواهد شد. در جامعه‏ای كه چنین رویكردی وجود دارد چگونه زن می‏تواند با ویژگیهای اخلاقی، آگاهی و توانایی‏اش به مقام والایی رسیده و الگوی مناسبی برای دیگر بانوان شود؟! دردآور است كه در كشورهای غربی و غربزده بیشترین شهرت و آوازه، پول و موقعیت برای زنان آلوده و بی‏بند و باری است كه به نام هنرمند و هنرپیشه معروف شده و به هر جا قدم می‏نهند، مورد استقبال هوس‏پیشگان قرار می‏گیرند. در كشور اسلامی ما، آنگاه كه نور انقلاب اسلامی تابیده شد، زن از ابتذال پیش گفته به در آمد و شخصیت خویش را بازیافت. حجاب را برازنده خود ساخت و در تمام صحنه‏های حیاتی اجتماعی حتی در صحنه‏های جنگ با همان حجاب اسلامی ظاهر شد و نقشی سازنده ایفا نمود. اما امروزه افرادی كه فرهنگ اسلامی را درك نكرده‏اند با عناوین و تدبیرهای مختلف می‏خواهند دوباره زنان را از منزلت و ارزش والای دینی خود دور ساخته و از مقام و منزلت آنان بكاهند. این افراد می‏كوشند تا با تولید و عرضه اجناس به شكلهای مختلف و ترویج فرهنگ مصرفی كه ارمغان غرب است، زنان را فریفته و نیازهای كاذبی را كه خود به آن دامن زده‏اند، پاسخگو باشند؛ در حالی كه حجاب، نشان‏دهنده استقلال در فرهنگ مذهبی و ملی ماست؛ نشانگر حیا و پاكی روح و روان زن است؛ ارزش زنان را بالا می‏برد؛ نشانه عفاف و نوعی مصونیت است. دختران و زنان با حجاب، از لحاظ روحی و اخلاقی سالمترند. حجاب باعث می‏شود زن، لطافت و طبیعت خود را حفظ كند و مانند گلی شود كه در دسترس همگان نیست و زود پژمرده نمی‏شود. زن با حجاب چون كمتر دیده می‏شود، محبوب است و هر چه محبوب باشد، مطلوب است. زن با حجاب، با وقار و متانت گام برمی‏دارد؛ به هنگام سخن گفتن، برای پرهیز از تحریك دیگران، صدای خویش را نازك نمی‏سازد؛ زن محجبه با حجابش فریاد برمی‏آورد: من جمالم را در جلال حجاب می‏بینم و پوششم حكایت از دلی روشن، درونی پاك و ایمانی قوی دارد. او می‏گوید: من اسیر نفس و مطیع شیطان و عقده‏های روانی نیستم، از قید هر بند و اسارتی آزادم و در پرتو دستورات انسان‏ساز اسلام، همچون مرواریدی در صدف عفاف جا گرفته‏ام. پیرو فاطمه زهرا علیهاالسلام هستم كه در تمام صفات نیكو و انسانی به بالاترین حد خویش رسیده و جهان، بعد از قرنها هنوز هم به وجودش افتخار می‏كند او باور دارد كه مخالفت با دستورات الهی به زیان انسان می‏انجامد؛ چنان كه قرآن كریم می‏فرماید: «یا أَیُّهَا النّاسُ إِنَّما بَغْیُكُمْ عَلی أَنْفُسِكُمْ» یعنی: ای مردم! طغیان و سرپیچی از دستورات الهی ضررش به خود شما بر می‏گردد.(۳)
وظیفه مسلمانان در پاسداری از زنان و دختران
دشمنان اسلام می‏كوشند تا زنان و دختران را از حریم عفاف و جاده سلامت به در آورده و مورد سوء استفاده قرار دهند. در مقابل، مسلمانان نیز وظایفی دارند و سكوت و بی‏تفاوتی در برابر این توطئه خانمان‏سوز، پسندیده نیست. قرآن مجید به مؤمنان می‏آموزد:«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِیكُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَهُٔ عَلَیْها مَلائِكَهٌٔ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُوءْمَرُونَ»(۴)
یعنی: ای كسانی كه به خدا و رسولش ایمان آورده‏اید! خود و خانواده‏تان را از آتش دوزخی كه خود مردم و سنگها، هیزم و آتش آن است، حفظ كنید كه مأموران آتش، فرشتگانی بسیار سخت دل می‏باشند كه هرگز نافرمانی خدا نمی‏كنند و آنچه به آنها گفته می‏شود، فورا انجام می‏دهند. همچنین در آیه شریفه دیگری آمده است كه در روز قیامت وقتی انسانهای ظالم را به طرف جهنم می‏برند، آنها با حالت ترس و ذلّت با گوشه چشم بر آتش دوزخ می‏نگرند و در آن حال، مؤمنان خطاب به ظالمان می‏گویند: «إِنَّ الْخاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِٔ»(۵) آری زیانكاران كسانی هستند كه خود و خانواده‏شان در امروز كه قیامت است ضرر كرده‏اند. این آیات و توصیه‏های معصومین به ما گوشزد می‏كند كه انسان علاوه بر آن كه مسؤول اعمال خویش است، باید در همه حال از كسانی كه وابسته به او هستند (همچون زن، دختر، خواهر، فرزند، برادر و...) نیز مواظبت كند تا آنان را از كجروی و گناه باز دارد. در این راه، باید آنان را مورد كنترل قرار داده و از برآوردن خواسته‏های نابجای آنان پرهیز كند. امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید:
«قال رسول الله صلی‏الله‏علیه‏و‏آله : من اطاع امرأته اكبّه الله علی وجهه فی النار. قیل: و ما تلك الطاعهٔ؟ قال: تطلبُ الیه الذَّهاب الی الحمّامات و العرسات و العیدات و النّایحات و الثیاب الرّقاق.»(۶) یعنی: رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: كسی كه از زنش اطاعت نماید، خداوند او را به صورت، در آتش می‏اندازد. پرسیده شد: آن اطاعت چیست؟ فرمود: این كه زن درخواست رفتن به حمامها و عروسیها و مراسم عید و جشنها و نوحه‏سرایی‏ها و یا پوشیدن لباسهای نازك و بدن‏نما را داشته باشد و شوهر از او اطاعت كند.
در نتیجه این سهل‏انگاریها و بی‏تفاوتیها در مهمانیها، جشنها و صحنه‏های اجتماعی با آشكار شدن زینت و زیبایی زنان، نگاه‏های شهوت‏انگیز متوجه آنان می‏شود و حوادث ناگواری رخ می‏نماید.
غیرت‏مداری در روایات و سیره معصومین علیهم‏السلام
امام صادق علیه‏السلام به نقل از حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: «یا اهل العراق! نبئت انّ نساءكم یدافعن الرّجال فی الطّریق؛ أما تستحون؟! قال الكلینی: و فی حدیث آخر انّ امیرالمؤمنین علیه‏السلام قال: اما تستحیون و لا تغارون نساءَكم یخرجن الی الاسواق و یزاحمن العلوج؟!»(۷) یعنی: ای اهل عراق! با خبر شدم كه زنان شما در راه، با مردان برخورد می‏كنند؛ آیا حیا و شرم نمی‏كنید؟! مرحوم كلینی می‏گوید: در حدیث دیگری آمده است كه حضرت فرمود: آیا حیا نمی‏كنید و به غیرت نمی‏آیید كه زنانتان به طرف فروشگاهها بیرون می‏روند و با افراد بی‏ایمان و لاابالی برخورد می‏كنند؟! همچنین در نامه ۳۱ نهج‏البلاغه از كلمات حضرت امیر استفاده می‏شود كه هر چه زن كمتر از منزل خارج شود، از جهات مختلف برای او و همسرش بهتر خواهد بود. البته اگر كار ضروری و لازمی برای او پیش آید و خارج شود، باید حجاب را كاملاً رعایت كند و از هر گونه حركت ناشایستی دوری كند. اسلام، با حضور محجبانه زنان در اجتماع مخالفتی ندارد و منافاتی بین كار زن و حجاب و مستور بودنش نمی‏بیند.او می‏تواند در بیرون از خانه كار كند ولی باید مسائل شرعی را رعایت كند. چنانچه حضرت امام رحمه‏الله بارها فرمودند كه اگر شؤون و مسائل شرعیه رعایت شود، خدمت و كار زن در جامعه مانعی ندارد. البته صفت غیرت در انسان، مانند پاسبانی است كه موجب ثبات خانواده می‏گردد و غیرتمند با تعصب و حمیت و حفظ نوامیس خود، جلوی انحرافهای احتمالی را خواهد گرفت. انسان غیور نه تنها نسبت به خانواده خود بلكه نسبت به ناموس دیگران نیز حساس است؛ زیرا وظیفه حراست و پاسبانی را منحصر در اهل و عیال خود نمی‏داند بلكه در سطحی گسترده‏تر در اجتماع و حتی در سراسر جهان خود را مسؤول می‏داند. او آفریده خالقی است كه غیور مطلق است؛ چنان كه در روایتی، به غیرت الهی اشاره شده است: «ان الله غیور یحب كل غیور و لغیرته حرّم الفواحش ظاهرها و باطنها.»(۸) یعنی: خداوند غیرتمند است و هر انسان غیرتمندی را هم دوست دارد و چون غیور است، گناهان زشت چه آشكار و چه پنهانش را حرام كرده است. در برابر، كسانی كه غیرتمند نیستند و مخالف آن مشی می‏كنند. ذلیل و خوار خواهند شد؛ چنان كه رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید: «جدع الله انف من لا یغار من المؤمنین و المسلمین.»(۹) یعنی: خدا بینی مؤمن و مسلمانی را كه غیرت نداشته باشد، به خاك ذلّت می‏مالد. البته غیرتمداری در سیره انبیا و امامان معصوم، بوضوح دیده می‏شود.پیامبر گرامی اسلام با تأیید غیرتمداری حضرت ابراهیم، خود را غیرتمندتر می‏دانند و با یادآوری آثار زیانبار بی‏غیرتی، از همگان می‏خواهند كه از باب «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَهٌٔ حَسَنَهٌٔ» از ایشان پیروی كنند: «كان ابراهیمُ علیه السلام ابی غیورا و انا اغیرُ منه و ارغم الله انف من لا یغار من المؤمنین.»(۱۰) یعنی: پدرم ابراهیم مرد غیرتمندی بود، ولی من غیرتمندترم و خداوند بینی مسلمانی را كه غیرت ندارد، به خاك ذلت می‏مالد. در سیره امامان معصوم علیهم‏السلام كه كردار و گفتار آنان نه تنها سرمشق شیعیان و مسلمانان بلكه آزادمردان جهان است، آموزه‏های فراوانی در این باره وجود دارد؛ برای مثال، حضرت امام حسین علیه‏السلام ، سردار غیرت و آزادی، وقتی مشاهده نمود كه لشكر یزید بین او و اهل بیت جدایی افكنده‏اند، با بازداشتن آنها از حركت به سوی خیمه‏های اهل بیت، غیرتمداری خویش را نشان داده و فرمودند: «اقول انا الذی اقاتلكم و لقاتلونی و النساء لیس علیهنّ جناح فامنعوا عتاتكم عن التعرّض لحرمی ما دمت حیّا.»(۱۱) یعنی: من با شما می‏جنگم و شما نیز با من می‏جنگید؛ زنها كه گناهی ندارند. تا من زنده هستم نگذارید سركشها و ستمكاران شما، متعرض اهل بیت من شوند. با نگاهی به روایات و سیره معصومین علیهم‏السلام درمی‏یابیم كه غیرت، از نیكوترین صفات مردان است. خداوند غیرتمندان را دوست دارد و خود نیز غیور است. بی‏غیرت، در دنیا و آخرت، عذاب می‏كشد و بی‏عفتی نوامیس او، فساد خانوادگی، ناصالح شدن فرزندان و... نتیجه همین بی‏غیرتی است.ناگفته نماند این صفت پسندیده و بعضی از صفات دیگر در حیوانات و پرندگان نیز وجود دارد. امام رضا علیه‏السلام در این باره فرمودند: «فی الدیّك الابیضِ خمسُ خصال من خصال الانبیاء: معرفته باوقات الصلاهٔ و الغیرهٔ و السّخاء و الشجاعه و...»(۱۲) یعنی: خروس سفید، پنج خصلت از خصال انبیا را داراست: آگاهی به اوقات نماز، غیرت، بخشش، شجاعت و... . در حقیقت، وقتی صفت پسندیده‏ای در حیوانات و پرندگان كه عقل ندارند، وجود دارد، باید در اشرف مخلوقات به نحو كاملتر موجود باشد. این روایت حضرت امیر علیه‏السلام كه بی‏غیرت را واژگون و سیاه قلب می‏دانند، شایان توجه است: «ان‏اللّه یغار المؤمن فلیغر و من لا یغار فانّه منكوس القلب.»(۱۳) یعنی: خداوند نسبت به مؤمن غیرت دارد. او هم باید غیرت ـ كه از صفات خدای بزرگ است ـ داشته باشد. كسی كه غیرت ندارد، قلبش واژگون و سیاه است.
اقسام غیرت
در یك نگاه كلی، می‏توان غیرت را به اقسام زیر تقسیم كرد:
الف) غیرت در دین
مسلمان تا جایی كه توان دارد، باید از دین دفاع كرده و آن را از خطرهای احتمالی حفظ كند و در صورتی كه لازم باشد از بذل جان و مال در این راه دریغ نورزد و در این راه نباید از سرزنش دیگران بهراسد. بسیاری از انبیا و امامان معصوم علیهم‏السلام و مردان صالح در طول تاریخ جان و مال خویش را در راه حفظ و پاسداری از دین، تقدیم كرده‏اند.
ب) غیرت نسبت به نوامیس (فرزندان و خویشان و هم‏كیشان)
انسان باید مراقب همسر، دختر، خواهر و هم‏كیشان خود باشد و آنان را از انحراف باز دارد و نگذارد در موارد غیرضروری با نامحرم در تماس باشند. اختلاط و روابط ناسالم عاملی در گسترش فساد و انحراف، و پرهیز از آن مورد توجّه جدّی اسلام و رهبران دینی است. اسلام، در عین تأكید بر حضور اجتماعی زن، آن را بدون قید و شرط، مجاز نمی‏داند. یكی از شرایط مهم و اساسی در فعالیت و مشاركت اجتماعی زنان، رعایت مرزبندی و حفظ حریم است. قرآن مجید، درباره عدم اختلاط زنان و مردان می‏فرماید: «وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ»(۱۴) یعنی: هرگاه از ایشان (زنان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ) چیزی خواستید، از پشت پرده و حایل، طلب كنید. هر چند شأن نزول این آیه، ویژه زنان رسول‏الله صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است اما «مورد نزول» نمی‏تواند شمول مفهومی آیه را محدود كند. بنابراین، آیه یاد شده به منظور منع اختلاط زن و مرد و حفظ زنها از محركات شهوانی وارد شده است. شهید مطهری رحمه‏الله می‏گوید: طبق این دستور مردان نباید وارد جایگاه زنان شوند و هر اندازه كه رعایت حریم كنند به تقوا و پاكی، نزدیكتر خواهد بود.(۱۵)امام صادق علیه‏السلام درباره رعایت این مرزبندی فرمودند: «فی ما اخذ رسول الله البیعهٔ النّساء ان لا یحتَبین و لا یقعدن مع الرّجال فی الخلا.»(۱۶) یعنی: از جمله بیعتهایی كه رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از زنان گرفت این بود كه در خلوت با مردان معاشرت و نشست و برخاست نكنند. غیرت مرد مسلمان، امری ستودنی است؛ چنان كه امیرالمؤمنین آن را از نشانه‏های ایمان شمرده‏اند: «غیرهٔ الرجل الایمان.» یعنی: غیرت مرد و حراست او از ناموسش، جزء ایمان است.(۱۷) تعادل در غیرت، همواره تلاشها را از نتیجه مطلوب و رسیدن به مقصود، باز می‏دارد. در اسلام، غیرت بیجا ممنوع است؛ چنان كه حضرت امیر علیه‏السلام در وصیت خود به امام حسن علیه‏السلام می‏فرماید: «و ایّاك و التغایُر فی غیر موصع. غیرهٔ فانّ ذلك یدعو الصحیحهٔ الی السّقم و البریئهٔ الی الرّیب.»(۱۸) یعنی: از غیرت و بدگمانی در جایی كه نباید غیرت به كار برد، اجتناب كن؛ زیرا این كار، زن پاك را به ناپاكی و زن بی‏گناه را به اندیشه گناه فرا می‏خواند. هر چند غیرتمندی بسیار پسندیده است اما غیرتمند باید از بدگمانی و وسوسه‏های نابجا بپرهیزد؛ زیرا چنین رفتارهایی، كانون گرم خانواده را سرد و بی‏روح و خود فرد را نیز به بیماری، مبتلا می‏سازد. از سوی دیگر، بی‏تفاوتی مردان نسبت به نوامیس نیز به شدت نكوهش شده است؛ چنان كه پیامبر گرامی اسلام می‏فرماید: «قال النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله .... و المرأهٔ اذا خرجت من باب دارها متزینهٔ متعطرهٔ و الزوج بذلك راض یُنبی لزوجها لكل قدم، بیت فی النار.» یعنی: هر زنی كه خود را بیاراید و خوشبو كند و از منزل خارج شود و شوهرش به این امر راضی باشد، خداوند در قبال هر قدمی كه بر می‏دارد، برای شوهرش خانه‏ای در دوزخ بنا خواهد كرد.(۱۹) زن مسلمان با رفتاری مناسب و متین، زمینه گسترش عفت عمومی را فراهم می‏آورد؛ زیرا جامعه اسلامی جامعه‏ای به هم پیوسته است و فرد نباید خود را تافته‏ای جدابافته از دیگران تلقی كند. انسان مؤمن، نابهنجاریهای اجتماعی را به همان سان كه بر زن و ناموس خود برنمی‏تابد، درباره سایر زنان مسلمان نیز تحمل نمی‏كند (غیرت اجتماعی). مردان موظفند در برابر حرمت شكنی‏ها ایستادگی كنند. امام صادق علیه‏السلام در تعبیری ظریف به نتیجه چنین رویكردی اشاره می‏نمایند: «بَرّوا اباءكم یبرّكم ابناءُكم و عفوّا عن نساء الناس تعفّ عن نساءكم.» یعنی: نیكی كنید با پدرانتان تا پسرانتان به شما نیكی كنند و چشم‏پوشی كنید از زنان مردم تا مردم از زنانتان چشم بپوشند.(۲۰) در سایه غیرت اجتماعی ضمانتهای اجرایی برای فعالیت زنان فراهم می‏آید و جامعه از امنیت و سلامت معنوی بهره‏مند می‏شود.انسان غیور، در مورد تربیت فرزندان حساس است و به همین جهت از ابتدا، زنی را برمی‏گزیند كه مؤمن و پاك‏دامن باشد تا وظیفه هدایت فرزندان را به بهترین شكل انجام دهد.چاساسا شیر مادر و رفتار و كردار او در تكوین شخصیت فرزندان بسیار مؤثر است كه در جای خود نیز، به اثبات رسیده است. انسان غیرت‏مدار، آمد و رفتها و دوستان و آشنایان فرزندان خود را از نظر دور نمی‏دارد و با حساسیتهای ویژه‏ای كه دارد، او را در مسیر تربیت و سازندگی همراهی می‏كند.
ج) غیرت در مال
انسان مسلمان، باید مالش را از راه حلال كسب كند و در حفظ و حراست آن نیز كوشا باشد و از اسراف و تبذیر و خسّت و بخل بپرهیزد و حقوقی را كه خداوند بر مال واجب گردانیده، ادا كند و در یك كلمه، با مال خود آخرت خویش را آباد گرداند. ناگفته پیداست مالی كه از راه حرام بدست آید وبال گردن صاحب خویش خواهد بود و زیان آن در دنیا و آخرت به او می‏رسد.وظایف فردی و اجتماعی زنان
زنان باید با رعایت نكات و آموزه‏های دینی و با حساسیت خاصی در مسیر قرب و تكامل حركت كنند و از خویشتن‏بانی غافل نمانند. زنان غیرتمند و مؤمن در هر حال، مراقب اعمال و رفتار و گفتار و كردار خویش خواهند بود و همواره نكاتی را در نظر دارند.
۱ـ نحوه سخن گفتن
خداوند در قرآن كریم می‏فرماید:
«... فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً...»(۲۱) یعنی: به گونه‏ای هوس‏انگیز سخن نگویید كه بیماردلان در شما طمع كنند بلكه سخن شایسته بگویید... . افزون بر نازك نكردن صدا، زنان باید محتوای كلامشان نیز نیكو باشد و از وارد شدن در هر محاوره‏ای جدا پرهیز كنند. اگر زنان به این آموزه قرآنی، پایبندی نشان دهند، از حوادث و زیانهای مخاطره‏انگیز به دور خواهند ماند. در تفسیر نمونه درباره این آیه آمده است: «بلكه به هنگام سخن گفتن، جدی و خشك و به طور معمولی سخن بگویید؛ نه همچون زنان كم شخصیت كه سعی دارند با تغییرات تحریك كننده كه گاه توأم با ادا و اطوار مخصوصی است كه افراد شهوتران را به فكر گناه می‏افكند.»(۲۲) قرآن مجید، به نحوه سخن گفتن زنان توجّه خاصی نموده و به دنبال نهی از خضوع و نرمش كلام، به سخن شایسته دعوتشان می‏كند (و قُلن قولاً معروفا).
۲ـ لباس زن در خارج از منزل
امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «لا ینبغی للمرأهٔ ان یجمّر ثوبها اذا اخرجت [من بیتها].»(۲۳) یعنی: سزاوار نیست كه زن با لباس خوشبو [از خانه] خارج شود. اسلام، به جمال زنان توجه كرده و زینت و آرایش او را برای همسر بسیار با ارزش شمرده است، اما علاوه بر آن زیبایی را در حفظ عفت و پاكدامنی می‏داند و آن را برای زنان شایسته می‏شمرد. پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در روایتی، عفت و پاكدامنی را زینت زنان دانسته و می‏فرماید: «العفاف زینهٔ النساء.»(۲۴) همچنین در روایتی دیگر می‏فرماید: «ما زان الله عبدا بزینهٔ افضل من عفاف فی دینه و فرجه.»(۲۵) یعنی: بهترین چیزی كه خداوند بنده‏اش را به آن زینت كرده، پاكدامنی در دین و دامن است. بنابراین، زینت و ارزش یك زن و دختر مسلمان، به تقوا و دیانت اوست و پاكدامنی و متانت او هم از دیانت سرچشمه می‏گیرد. در روایات اسلامی برای بسیاری از نعمتهای الهی، زكات قرار داده شده است؛ برای مثال، زكات علم، انتشار آن؛ زكات شجاعت، جهاد؛ زكات بدن سالم، روزه گرفتن و زكات زیبایی، نیز پاكدامنی دانسته شده است. روایتی از حضرت امیر علیه‏السلام گویای این امر است: «زكوهٔ الجمال العفاف.»(۲۶) پیشوایان معصوم علیهم‏السلام پوشش و عفاف و پاكدامنی را همواره مورد عنایت قرار می‏دادند و زنان مسلمان را به چنین خواسته‏ای رهنمون می‏شدند و با قول و فعل و تقریر، رضایت خود را از پوشش متناسب زنان اعلام می‏داشتند؛ چنان كه در روایتی حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: در روزی تار و بارانی به همراه رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در بقیع نشسته بودم كه زن سوار بر مركبی عبور كرد. دست حیوان داخل گودالی افتاد؛ در نتیجه، زن به زمین خورد. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله چهره مباركشان را برگرداندند. عرض كردند: ای رسول خدا! آن زن، شلوار پوشیده است. پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سه بار فرمودند: خدایا! زنانی را كه از شلوار استفاده می‏كنند، مورد مغفرت قرار بده! ای مردم! از شلوار استفاده كنید؛ چرا كه شلوار پوشاننده‏ترین لباسهای شما می‏باشد و با آن، زنانتان را هنگامی كه از خانه خارج می‏شوند، حفظ كنید.(۲۷) شبیه این توصیه را حضرت علی علیه‏السلام نیز دارند: «علیكم بالصفیق فإن من رق ثوبه رق دینه.» یعنی: بر شما لازم است لباس ضخیم بپوشید؛ زیرا هر كس لباسش نازك است، دینش نیز همچون لباسش نازك و ضعیف است. اسلام به بانوان شوهردار سفارش كرده كه تنها در محیط منزل خود را برای شوهرانشان بیارایند و حتی از آرایش و لباسهای نازك در برابر فرزندان خود اجتناب كنند. مادران و خواهران حق ندارند به صرف محرم بودن، با هر وضع و لباس زننده‏ای در محیط خانه باشند. بلكه باید نهایت دقت و مراقبت از خود را بویژه در برابر فرزندان ممیز (كه خوب و بد را می‏فهمند) داشته باشند البته چنین دقت و مراقبتی از پدران نیز در برابر دختران و زنان محرم، انتظار می‏رود.
۳ـ كفش زنان مسلمان
در صدر اسلام، زنان عرب به پای خود خلخال می‏بستند كه در موقع راه رفتن سر و صدای زیادی از آن برمی‏خاست و نظر مردان نامحرم را جلب می‏كرد. به همین جهت، خداوند بانوان را از این كار، كه باعث تحریك بیگانه می‏شد، برحذر داشته و در كریمه قرآنی فرموده‏اند: «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ»(۲۸) یعنی: هنگام راه رفتن، پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانشان معلوم شود و صدای خلخالی كه برپا دارند، به گوش رسد. در ادامه آن، آمده است: «وَ تُوبُوا إِلَی اللّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُوءْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» یعنی: همه به سوی خدا بازگشت كنید! باشد كه رستگار گردید. فاضل مقداد، در كنز العرفان می‏گوید: برخی از زنان عرب، خلخال به پا می‏كردند و برای این كه بفهمانند خلخال به پا دارند، پای خود را محكم بر زمین می‏كوفتند و آیه، آنان را از این عمل، نهی می‏كند.(۲۹) بدین‏سان آیه از هر گونه راه رفتن كه زمینه توجه مردان را ایجاد كند، نهی می‏كند لام تعلیل (لِیُعلم)، دلالت دارد كه علت كوبیدن پا به زمین، اعلام زینت می‏باشد؛ خواه قصد اعلام زینت وجود داشته باشد یا نداشته باشد.(۳۰) مفسران با توجه به شأن نزول، سیاق و محتوا و آهنگ آیه، قاعده كلی و ضابطه عامی داده‏اند كه نهی از كوبیدن پا بر زمین، بیانگر نهی از هر چیزی است كه توجه نامحرم را جلب كند و نگاه‏ها را برانگیزد و زمینه فساد ایجاد كند. توجه به این آیه، سختگیری اسلام را در مورد حفظ عفت عمومی نشان می‏دهد. امروزه هم زنان بر اساس این آموزه قرآنی، باید از پوشیدن كفشهای پاشنه بلند صدادار كه توجه دیگران را به آنان جلب می‏كند، بپرهیزند. افزون بر این كه پوشیدن چنین كفشهایی علاوه بر ایجاد صدا كه توجّه نامحرمان را به سوی آنان جلب می‏كند، در نوع راه رفتن زنان نیز تغییراتی ایجاد می‏كند و سنگینی در راه رفتن را از آنان می‏گیرد و ناخواسته حركات بدنی نامناسبی را موجب می‏شود.
۴ـ پرهیز از حضور در محل‏های پر رفت و آمد
زنان مؤمن باید از تردد در مكانهای پر رفت و آمدی كه آنها را در معرض دیدگان صدها فرد نامحرم و احیانا هرزه قرار می‏دهد، پرهیز كنند و سعی كنند در ساعات خلوت برای انجام كارهای ضروری از منزل خارج شوند. آنان باید از محل‏های پر ازدحام دوری كرده و از كناره پیاده‏رو حركت كنند. حضرت امام صادق علیه‏السلام به نقل از پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «لیس للنّساء من سروات الطّریق شی‏ء و لكنّها تمشی فی جانب الحائط و الطریق.» یعنی: زنان از وسط خیابان عبور نكنند بلكه از كنار دیوار و یا از كنار سیر (كوچه‏ها) حركت كنند.(۳۱)
۵ـ پاسداری از دیدگان خود و نگاه دیگران
خداوند در قرآن می‏فرماید: «وَ قُلْ لِلْمُوءْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ»(۳۲) یعنی: ای رسول! به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را فرو گیرند و از نگاه كردن به مردان نامحرم خودداری كنند و دامان خود را حفظ نمایند. اساسا بسیاری از گناهان در نتیجه نگاه است و نگاه، تیری از تیرهای شیطان و وسیله‏ای برای انحراف و گمراهی است. وظیفه هر زن مسلمان این است كه از حركات تحریك‏زا بپرهیزد و تا آنجا كه می‏تواند از مواجهه و رویارویی غیرضروری با نامحرمان دوری كند. زنان و مردانی كه در نهادها و ادارات و كارخانه‏ها و مؤسسات خصوصی و دولتی به كار مشغولند باید دقت بیشتری به این امور داشته باشند.از این آیه استفاده می‏شود كه چشم‏چرانی بر زنان نیز حرام است. حضرت علی علیه‏السلام می‏فرمایند:بهترین ویژگی زنان، بدترین خصلتهای مردان است مانند كبر، ترس و بخل؛ زیرا اگر زن در برابر بیگانگان متكبر باشد، رام نخواهد شد و چنانچه بخیل باشد مال خود و شوهر را حفظ می‏كند و با صفت ترس، از هر چیزی واهمه دارد.(۳۳)
نگاه به زنان نامحرم؛ وسیله گمراهی
نگاه به زنان بد حجاب آنان را به عمل خود تشویق می‏نماید. آنان از این كه می‏بینند مورد توجه دیگران قرار گرفته‏اند، احساس رضایت می‏كنند. دین اسلام، مردان را از نگاه به نامحرم بازداشته است؛ زیرا زنان بی‏اعتقاد و بی‏مبالات، خطرهای فراوانی برای افراد با ایمان دارند و در حقیقت، شكارگاه و دامهای شیطان هستند. رسول گرامی اسلام می‏فرماید: «اوثق سلاح ابلیس النّساء.»(۳۴) یعنی: مطمئن‏ترین اسلحه برای شیطان، زنان هستند. شیطان از دامهای گوناگونی برای گمراهی انسان استفاده می‏كند كه از همه آنها مهمتر و كوبنده‏تر، زنان بی‏ایمان هستند؛ زنانی كه خود را می‏آرایند و به عشوه‏گری و طنازی می‏پردازند و در صدد دلربایی از افراد هستند، به آسانی در مأموریت شیطانی خود در برابر سست ایمانان موفق می‏شوند.بنابراین، شایسته است در صورت مواجهه با چنین زنانی، انسان خود را كنترل نموده و به راحتی اسیر چنین وسوسه‏های شیطانی نشود. كوچكترین ضعف و سستی در این راه خسارات جدی در پی خواهد داشت.حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: «من اطلق طرفه كثر اسفه.»(۳۵) یعنی: هر كس چشم خود را رها كند (كنترل نكند) تأسف و ناراحتی او زیاد می‏شود. رسول گرامی اسلام درباره چشم‏چرانی می‏فرماید: «لكلّ عضو حظٌّ من الزنا فالعین زناه النَّظر.»(۳۶) یعنی: برای هر عضوی بهره‏ای از زناست و زنای چشم، نگاه بد (چشم‏چرانی) است.در مقابل، در روایات دینی برای چشم‏پوشی از نگاه به زنان نامحرم ثوابهای فراوانی شمرده شده است؛ چنان كه امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «من نظر الی امرأهٔ فرفع بصره الی السَّماء اَو غمّض بصره لَم یرتدَّ الیه بصره حتی یُزوّجُه من الحور العین.»(۳۷)یعنی: كسی كه نگاهش به زن بیگانه‏ای بیفتد و برای این كه گناه نكند، دیده‏اش را به سوی آسمان بیندازد و یا آن را ببندد، خداوند همان لحظه، حورالعینی را به ازدواج او در آورد. اگر انسان خداوند را ناظر رفتار خود ببیند و معتقد باشد كه خداوند خیانت چشمها و خطورات پنهانِ دلها را می‏داند «یَعْلَمُ خائِنَهَٔ الأَْعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ»(۳۸) و شاهد و ناظر اعمال ماست: (أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ یَری). اگر در دل؛ نه در زبان به این باور برسد، در خلوت و جلوت با اختیاری كه خداوند به او داده است، از چشم‏چرانی پرهیز می‏كند؛ همچنین از قادر ازلی می‏خواهد كه هماره او را حفظ كند؛ همانگونه كه در مناجات شعبانیه آمده است: «الهی لم یكن لی حول فانتقل به عن معصیتك الا فی وقت ایقطتنی لمحبّتك.»(۳۹) یعنی: خدایا! قدرت دوری از معصیت را ندارم، مگر زمانی كه محبت خودت را در دلم زنده و فروزان گردانی.
برخی از راهكارهای مبارزه با پوشش نامناسب
الف) تقویت باورهای دینی با احیای فرهنگ ناب اسلامی
اگر زنی دارای باوری قوی باشد شالوده شخصیتی او نیز بر اساس همین باور شكل می‏گیرد؛ چنان كه حضرت علی علیه‏السلام می‏فرمایند: «المرء بایمانه.» یعنی: شخصیت انسان در گرو باورهای اوست.(۴۰)آن حضرت در جای دیگر می‏فرمایند: «و المؤمن بِعَملِه.» یعنی: و ایمان انسان در عمل او جلوه‏گر است.(۴۱)بنابراین، باید با تقویت پایه‏های دینی و باورهای اعتقادی، وسیله اعمال صالح را در زنان فراهم آوریم و این مسؤولیت بیش از همه بر عهده متولیان مذهبی و فرهنگی جامعه است.
ب) باطن‏گرایی و سیرت‏گرایی به جای صورت‏گرایی
فراخوانی زن مسلمان به ارزشهای اصیل دینی و فراهم نمودن تمهیدات لازم برای تقویت عملی و پرورش روح ایمان و تعهد وی، نقش مهمی در این زمینه دارد. آنچه در اسلام ارزش دارد شخصیت وجودی و عظمت روح بلند انسان است و تن و نمای فیزیكی انسان منزلت والایی ندارد. حضرت مسیح علیه‏السلام می‏فرماید:یعنی: بحق برای شما می‏گویم: تن چه سودی دارد در صورتی كه ظاهرش درست باشد و درونش تباه. بدنهای شما چه سودتان دهد كه خوشتان دارد و دلهایتان تباه باشد و سودی نبرید كه پوست خود را پاك نگاه دارید و دلهای شما چركین باشد.(۴۲) متأسفانه برخی از زنان در شرایط كنونی، حتی پوشش را نیز برای خودنمایی برمی‏گزینند. سخن تأمل‏برانگیز حضرت علی علیه‏السلام در این مورد، كاملاً گویاست: «تظهر فی اخر الزّمان و هو شر الازمنهٔ نسوهٔ كاسیات عاریات متبرجات من الدین خارجات و فی الفتن داخلات و للشهوات مائلات و الی اللذات مسرعات مستحلات للمحرمات و فی جهنم خالدات.» یعنی: در آخر الزمان كه بدترین زمانهاست، ظاهر می‏شوند زنان پوشیده‏ای كه برهنه‏اند (لباس دارند اما به قدری نازك است كه گویا نپوشیده‏اند.) و از خانه با خودآرایی بیرون می‏آیند، اینان از دین خارجند و در فتنه‏ها داخل و به سوی شهوات تمایل دارند و به سوی لذات نفسانی در شتابند و حرامها را حلال می‏دانند و در دوزخ به عذاب ابدی گرفتار می‏آیند.(۴۳)
ج) معرفی و شناساندن الگوهای زن مسلمان
انسان فطرتا الگوگزین و اسوه‏پذیر است و دوست دارد ارزشهای باورمند خود را در چهره‏های مجسم دیده و همانندسازی كند. با وجود این امروزه زن مسلمان، آنچنان كه باید با شخصیت‏های بزرگ تاریخ اسلام آشنا نشده تا دریابد كه آنان چگونه با حضور توأم با وقار و متانت در جامعه اسلامی، شرافت و منزلت انسانی خویش را حفظ نمودند. زن مسلمان با شناخت شیوه رفتاری زهرای مرضیه علیهاالسلام و زینب كبری و الگوبرداری از آن، بازیچه هوسها قرار نمی‏گیرد و عامل فسادگستری نمی‏شود و به حیات طیبه و پاكیزه می‏رسد: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُوءْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهًٔ طَیِّبَهًٔ وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا یَعْمَلُونَ»(۴۴) یعنی: هر كس از مرد و زن كه ایمان داشته باشد و عمل صالح انجام دهد، به او حیات پاكیزه می‏بخشیم و پاداش آنها را بهتر از اعمالی كه انجام داده‏اند، خواهیم داد. خداوند در این آیه، پاداش و ثواب را در برابر عمل صالح دانسته است؛ یعنی ملاك برتری، زن یا مرد بودن نیست، بلكه هر انسان مؤمنی كه عمل صالحی انجام دهد، به او پاداش داده می‏شود و فرقی هم بین زن و مرد نیست. البته كسانی كه دستورها و قوانین الهی را سرلوحه زندگی خود قرار می‏دهند در قرآن و احادیث از آنان، به نیكی یاد شده است.(۴۵) در این میان، پیروی از اسوه‏ها تأثیر بسزایی در رشد و تكامل آدمی دارد و چه اسوه‏ای بهتر از كسی كه پیامبر گرامی اسلام درباره او می‏فرماید: «اِنّ الله تعالی لیغضب لغضب فاطمهٔ و یرضی لرضاها.»(۴۶) یعنی: خداوند با غضب فاطمه علیهاالسلام غضبناك می‏شود و با رضایت او راضی می‏شود. حضرت امام خمینی رحمه‏الله در خصوص جامعیت حضرت زهرا و الگو قرار دادن این بانوی فرشته خو می‏فرماید: «تمام ابعادی كه برای زن متصوّر است و برای یك انسان متصور است، در فاطمه زهرا علیهاالسلام جلوه كرده و بوده است. یك زن معمولی نبوده است؛ یك زن روحانی، یك زن ملكوتی، یك انسان به تمام معنا انسان، تمام مشخّصه انسانیّت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان، این زن معمولی نیست؛ این موجود ملكوتی است كه در عالم، به صورت انسان ظاهر شده است بلكه موجود الهی جبروتی، در صورت یك زن ظاهر شده است. زنی كه تمام خاصّه‏های انبیا در او است. زنی كه اگر مرد بود، نبی بود. زنی كه اگر مرد بود، به جای رسول‏الله بود.»(۴۷) «جلوه‏های ملكوتی، جلوه‏های الهی، جلوه‏های جبروتی، جلوه‏های مُلكی و ناسوتی هم در این موجود مجتمع است.»(۴۸) استاد شهید مرتضی مطهری نیز در تبیین عظمت و جامعیت حضرت زهرا علیهاالسلام می‏نویسد:«در تاریخ اسلام، زنان قدیسه و عالی قدر فراوانند. كمتر مردی است به پایه خدیجه برسد و هیچ مردی جز پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و علی علیه‏السلام به پایه حضرت زهرا علیهاالسلام نمی‏رسد. حضرت زهرا علیهاالسلام بر فرزندان خود كه امامند و بر پیغمبران غیر از خاتم الانبیاء برتری دارد.»(۴۹)در مقایسه‏ای كوتاه بین اسلام و سایر مذاهب و مكاتب درمی‏یابیم كه زن در اسلام، ارزش و منزلت والایی دارد. حضرت امام رحمه‏الله در این باره می‏فرماید: «آن قدر كه اسلام به زن خدمت كرده است، خدا می‏داند كه به مرد خدمت نكرده است.»(۵۰)اگر خداوند این اندازه برای زنان ارزش قائل است برای آن است كه صلاح و فساد كشور بستگی به صلاح و فساد خانواده دارد. اگر كانون خانواده، یك محیط آرام و دور از اضطراب و دلهره باشد، زمینه برای رشد و تربیت آینده‏سازان فراهم می‏آید و مسائلی چون طلاق، جار و جنجال، اضطراب و بیماریهای عصبی و روانی كاهش می‏یابد. البته زنان به دو دسته صالح و ناصالح تقسیم می‏شوند كه بین این دو دسته از جهت ارزش و منزلت، فاصله بسیار است؛ چنان كه امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «لیس للمرأهٔ خطر لا لصالحتهنّ و لا لطالحتهنّ فامّا صالحتهنّ فلیس خطرها الذهب و الفضهٔ هی خیر من الذهب و الفضّهٔ و اما طالحتهن فلیس خطرها التراب خیر منها.»(۵۱) یعنی: برای زن، ارزش و هماوردی نیست؛ نه برای صالح آنها و نه برای ناصالح آنان. زن خوب ارزشش، با طلا و نقره برابری نمی‏كند بلكه بهتر از طلا و نقره است اما زن بد، خاك نیز قیمت و بهای او نیست بلكه خاك بهتر از اوست.
د) توجه دادن به مسؤولیت انسان در برابر اعمال خویش
توجیهات غیروجیهی كه از برخی بانوان غیرمتدین شنیده می‏شود (مانند: دلم می‏خواهد؛ آزادم؛ ربطی به دیگران ندارد) مردود است؛ زیرا در هیچ جای دنیا انجام هر كاری بر اساس خواهشهای نفسانی پذیرفته نیست. از آن گذشته، اگر جوان هرزه و لاابالی در برابر زنان همین حرف را بزند، در سایه آزادی این افراد، چه وضعیتی برای اینگونه از بانوان پیش خواهد آمد؟! توجیه «ربطی به دیگران ندارد.» هم با فلسفه وجوب امر به معروف و نهی از منكر نمی‏سازد؛ زیرا اگر یك یا چند عنصر مخرب به پیكره نظام اسلامی آسیب وارد كنند، وظیفه همگان است تا از سرایت آن آسیب، به جامعه پیشگیری كنند و او را ارشاد و راهنمایی و در صورت عدم پذیرش تنبیه نمایند. توجیهات دیگری چون «این آقا مثل برادرم است.» یا «انسان باید دلش پاك باشد.» نیز پذیرفتنی نیست؛زیرا در عین‏این‏كه در یك جامعه‏اسلامی افراد خواهران‏و برادران‏دینی‏هستند اما باید مسائل مربوط به محرم و نامحرم رعایت‏شود. رعایت‏نكردن این‏امور، آسیب‏های جدی به همراه خواهد داشت. همچنین این توجیه كه «این لباسها را به بازار نیاورند تا ما هم نخریم.» نیز نادرست است؛ زیرا صرف وجود این اجناس در بازار، از انسان سلب اختیار نمی‏كند؛ به علاوه، بسیاری از اشیای نامناسب دیگر هم در بازار موجود است كه انسان نباید آنها را خریداری نماید. تفكر «در جوانی مدپرستی و در پیری خداپرستی» هم بطلانش روشن است؛ زیرا خویشتن‏داری انسان از گناهان، در جوانی اجر و پاداش بیشتری دارد. از آن گذشته، چه تضمینی وجود دارد كه فرصت توبه به انسان دست دهد. این توجیهات یاد شده از منظر عقل و شرع پذیرفته نیست. خداوند در كتاب هدایت می‏فرماید: «وَ لا یُوءْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُونَ»(۵۲) یعنی: در روز قیامت به آنها اجازه داده نمی‏شود تا عذر و بهانه بیاورند.در آن روز بر دهانها مهر زده می‏شود، اعضا و جوارح سخن می‏گویند(۵۳)و تمام اعمال آدمی ثبت و ضبط می‏شود. خداوند می‏فرماید: «إِنّا كُنّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»(۵۴) یعنی: بدرستی كه ما تمام رفتار و كردار شما را نسخه‏برداری می‏كردیم. وقتی انسان، اعمال و رفتار خود را مانند فیلم حاضر ببیند، نمی‏تواند آن را انكار كند و شرمنده كردار و گفتار خویش خواهد بود. خداوند درباره مشاهده اعمال انسان در روز جزا می‏فرماید: «یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً»(۵۵)عنی: در روز قیامت هر كس آنچه از كار نیك انجام داده حاضر می‏بیند و فرد گنهكار دوست دارد میان او و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانی زیادی باشد. گنهكاران با دیدن كارنامه اعمال خود مات و متحیر می‏مانند و می‏گویند: «یا وَیْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا یُغادِرُ صَغِیرَهًٔ وَ لا كَبِیرَهًٔ إِلاّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا یَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً»(۵۶) یعنی: «ای وای بر ما! این چه كتابی است كه هیچ عمل كوچك و بزرگی نیست، مگر این كه آن را شماره كرده است.» و همه اعمال خود را حاضر می‏بینند و پروردگارت به احدی ظلم نمی‏كند. با بررسی آثار تمدنهای مختلف در می‏یابیم كه حجاب از آداب و رسوم دیرینه تمدنهای بشری بوده است. نقوشی كه از نیاكان به جا مانده، از احترام به حجاب در بیشتر قومها و ملّتها حكایت می‏كند:«در نقشهایی كه از ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمی‏شود و ناامنی از ایشان نیز به نظر نمی‏رسد.»(۵۷) قرآن، به زنان مؤمن می‏آموزد كه با پیروی از حكم پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پوششهای بلند (مانند چادر) بر خویش افكنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لأَِزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُوءْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ»(۵۸) از مجموع آیات و روایات اسلامی برمی‏آید كه زن باید خود را از نامحرم پوشیده دارد و از هرگونه رفتار و سخن و لباسی كه نظر نامحرم را جلب كند، بپرهیزد تا كسانی كه در قلبشان طمع وجود دارد، به او تمایل پیدا نكنند. امام باقر علیه‏السلام در هشداری می‏فرماید: سخن گفتن با زن نامحرم، از دامهای شیطان است.(۵۹) حجاب، سدّی در برابر امیال هوس‏بازان است و باعث روآوری جوانان به ازدواج می‏شود؛ چنان كه بی‏حجابی و بی‏عفتی می‏تواند سبب گریز جوانان از ازدواج گردد. حجاب موجب خشنودی خداوند است؛ زیرا زن، با حجاب، جلال خود را حفظ می‏كند و به راستی جمال و جلال زن در حجاب اوست. حجاب وسیله‏ای برای گسستن بندهای اسارت نفس و رهایی از آن است؛ حجاب نشانگر حیا و پاكی روح و روان زنان است و استقلال فرهنگی و دینی یك جامعه را به نمایش می‏گذارد و ایمان و اعتقاد زن را به خداوند نشان می‏دهد. زن با حجاب، در تیررس هواهای نفسانی ناپاكان نیست؛ در نتیجه محبوب است و محبوب می‏ماند. زنان با حجاب چون مرواریدی در صدف عفافند كه با ارزشند و گران‏بها. كوتاه سخن این كه زنان با حجاب تنها بنده خداوند و سبب عزّت و سرافرازی خود و خانواده‏شان می‏باشند. با این وصف، در عصری قرار گرفته‏ایم كه در كلام غربیان، عصر برهنگی و آزادی جنسی نام گرفته است. غربیان و غرب‏باوران، بی‏حجابی را جزئی از حقوق آزادی زنان، به حساب می‏آورند. به همین جهت، سخن از حجاب برای آنان ناخوشایند و گاه به مثابه افسانه‏ای متعلق به زمانهای گذشته است. به راستی كدامین راه برای زنان عزّت‏آفرین و شخصیت‏آور است: آیا اگر زنان مانند عروسكی بزك شده به جامعه بیایند و مردان هرزه به آنان چشم بدوزند و حرمت آنان را پایین آورند و زنان درگیر مسابقه خودنمایی شوند، شخصیت آنان حفظ می‏شود یا این كه حرمت و احترام خود را در محیط خانواده حفظ كنند؟اساسا پوشش زنان سبب می‏شود تمتعات جنسی منحصر در خانواده باشد؛ همچنین به حفظ و حراست از كیان اجتماعی و استفاده بهینه از نیروهای فعال آن كمك می‏كند. در مقابل، حضور زنان بی‏حجاب و بدحجاب دل مردان را سبب كرده و ایمانشان را می‏رباید و چه بسا باعث ركود در فعالیتهای اجتماعی می‏شود.به امید روزی كه شاهد بازگشت عده‏ای از زنان و دختران جامعه اسلامی كه از جاده حجاب بیرون رفته‏اند، باشیم. همانا حجاب، صدفی ارزنده است كه گوهرهای عفاف را در خود جای می‏دهد و عزّت دنیایی و كرامت عقبایی را به زنان مسلمان ارزانی می‏دارد. نوای شورانگیز آن شیر مرد بسیجی را حسن ختام این مقال می‏سازیم: ای زن به تو از فاطمه این گونه پیام است ارزنده‏ترین زینت زن حفظ حجاب است
پی نوشتها:
۱ـ محقق و نویسنده.
۲ـ عبدالكریم بی‏آزار شیرازی، رساله نوین، ج ۳، ص ۴۹.
۳ـ یونس / ۲۳.
۴ـ تحریم / ۶.
۵ـ شوری / ۴۵.
۶ـ محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۳۰.
۷ـ همان، ص ۱۷۶؛ محمد بن یعقوب كلینی، الكافی، ج ۵، ص ۵۳۷.
۸ـ محمد بن یعقوب كلینی، پیشین، ص ۵۳۵.
۹ـ همان، ص ۵۳۶.
۱۰ـ محمد بن حسن حرّ عاملی، پیشین، ص ۱۷۶.
۱۱ـ شیخ عباس قمی، نفس المهموم، ص ۳۵۴.
۱۲ـ شیخ عباس قمی، سفینهٔ البحار، باب غیر.
۱۳ـ محمد بن حسن حرّ عاملی، پیشین، ص ۱۷۶؛ محمد بن یعقوب كلینی، پیشین، ص ۵۳۶.
۱۴ـ احزاب / ۵۳.
۱۵ـ ر.ك.: مرتضی مطهری، مسأله حجاب، ص ۱۵۴.
۱۶ـ محمد بن حسن حرّ عاملی، پیشین، ص ۱۷۴.
۱۷ـ آمدی، غررالحكم و دررالكلم، ج ۴، ص ۳۷۷.
۱۸ـ نهج‏البلاغه، نامه ۳۱.
۱۹ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۴۹.
۲۰ـ الامالی، ج ۶، ص ۲۸۸.
۲۱ـ احزاب / ۳۳ـ۳۲.
۲۲ـ ناصر مكارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۲۸۹.
۲۳ـ محمد بن یعقوب كلینی، الكافی، ج ۵، ص ۵۱۹.
۲۴ـ نهج الفصاحه، ح ۲۰۰۸.
۲۵ـ همان، ح ۲۶۰۰.
۲۶ـ محمد محمدی ری‏شهری، میزان الحكمه، ج ۴، ص ۲۲۶.
۲۷ـ میرزا حسین نوری، مستدرك الوسائل، ج ۱، ص ۲۰۸.
۲۸ـ نور / ۳۱.
۲۹ـ فاضل مقداد، كنزالعرفان، ج ۲، ص ۲۲۴.
۳۰ـ ر.ك.: وهبه زحیلی، التفسیر المنیر، ج ۱۸، ص ۲۲۱.
۳۱ـ محمد بن یعقوب كلینی، پیشین، ص ۵۱۸.
۳۲ـ نور / ۳۱.
۳۳ـ نهج‏البلاغه، كلمات قصار، ش ۲۳۴.
۳۴ـ نهج‏الفصاحه، ص ۱۹۶.
۳۵ـ محمد محمدی ری‏شهری، پیشین، ج ۱۰، صص ۷۲ـ۷۱.
۳۶ـ محمد بن حسن حرّ عاملی، پیشین، ج ۱۴، ص ۱۳۸.
۳۷ـ محمد محمدی ری‏شهری، پیشین، ج ۱۰، ص ۷۸.
۳۸ـ مؤمن / ۱۹.
۳۹ـ مفاتیح‏الجنان.
۴۰ـ آمدی، پیشین، ج ۱، ص ۶۲.
۴۱ـ همان، ص ۶۱.
۴۲ـ ابن شعبه حرّانی، تحف العقول، ص ۵۴۸.
۴۳ـ محمد بن حسن حرّ عاملی، پیشین، ص ۱۹.
۴۴ـ سوره نحل / ۹۷.
۴۵ـ ر.ك.: احزاب / ۳۵؛ حجرات / ۱۳؛ روم / ۲۱؛ قصص / ۷؛ آل‏عمران / ۴۵؛ تحریم / ۱۱.
۴۶ـ محمد محمدی ری‏شهری، میزان‏الحكمه، ج ۴، ص ۹۴.
۴۷ـ زن از دیدگاه امام خمینی رحمه‏الله ، ص ۸۸.
۴۸ـ همان، ص ۹۱.
۴۹ـ مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۱۵۰.
۵۰ـ زن از دیدگاه امام خمینی رحمه‏الله ، ص ۵.
۵۱ـ محمد بن حسن حرّ عاملی، پیشین، ج ۲۰، ص ۳۳.
۵۲ـ مرسلات / ۳۶.
۵۳ـ یس / ۶۵.
۵۴ـ جاثیه / ۲۹.
۵۵ـ آل‏عمران / ۳۰.
۵۶ـ كهف / ۴۹.
۵۷ـ ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۵۵۲.
۵۸ـ احزاب / ۵۹.
۵۹ـ محمد بن حسن حرّ عاملی، پیشین، ج ۱۴، ص ۱۳۳.
منبع:ماهنامه رواق اندیشه، شماره ۳۷
نویسنده:سید حسین اسحاقی(۱)
منبع : خبرگزاری فارس