جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

ثبات


ثبات
رسانه به مدیریت پایدار نیاز دارد؛ چیزی که در کشور ما کم‌اهمیت است. زمانی که صحبت از افکار عمومی می‌کنیم باید بپذیریم که جهت دادن به آن و تأثیرگذاری در این عرصه نیازمند طراحی و برنامه‌ریزی بلندمدت است. مدیری انتخاب می‌شود و براساس سلیقه خود با تعریف استراتژی تلاش می‌کند تا به اهداف میان‌مدت و حتی بلندمدت خود دست یابد اما ناگهان ابرهای سیاست می‌چرخند و باران تغییر شروع می‌شود، هرکسی که چتر حمایت به‌دست دارد در امان است اما دیگران خود را شتابزده به سرپناه می‌رسانند. پس در این وضعیت آشفته انتظار برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری محال به‌نظر می‌رسد. طبیعی است که مدیران در دایره تکراری حفظ میز و راندمان کار دچار رخوتی کم‌نظیر می‌شوند و چون همیشه هراس تغییر، استعفا، برکناری و... در ذهن آنها جاخوش کرده است پس قدرت ریسک‌پذیری و تصمیم‌سازی خود را کاهش داده و به هر نوع خلاقیتی در زیرمجموعه خود به چشم توطئه می‌نگرند. بدیهی است که در چنین فضایی انتظار بازدهی و نو‌آوری بیهوده بوده و شاید سستی و ناکارآمدی طبیعی به‌نظر برسد. اما همیشه ادعا می‌کنیم که باید کشورمان را بسازیم و پیشرفت کنیم و تا ۲۰ سال آینده به یک قدرت برتر در منطقه تبدیل شویم؛ بنابراین نمی‌توانیم از کنار چنین اتمسفری به سادگی عبور کنیم و همه‌چیز را طبیعی بپنداریم.
کشور ما در عرصه ثبات مدیریت دچار مشکل است و هزینه سنگین آن را مردم می‌پردازند. آنچه که مرا به نوشتن این چند خط در پی اعلام شایعات مربوط به معاونت صدای جمهوری اسلامی ایران واداشت، آن است که پایداری مدیریت و تصمیم در عرصه رسانه بسیار حساس‌تر از دیگر عرصه‌هاست. تغییر مکرر مدیران در این بخش سبب تقلیل جایگاه سیاست‌گذاری و تبدیل آن به سلیقه‌محوری می‌شود زیرا اعمال قانون و سیاست نیازمند زمان و برنامه‌ریزی است اما برخورد سلیقه‌ای، سهل‌الوصول و ساده به‌نظر می‌رسد. رسانه باید سلیقه‌ساز باشد. اما وقتی خود براساس سلیقه اشخاص اداره شود به پدیده‌ای بی‌تأثیر و متزلزل تبدیل خواهد شد. اتفاقاً در مورد آقای خجسته باید گفت که زمان حضور ایشان در این سمت کافی و تأثیرگذار بود و در سایه همین تداوم و ثبات رادیو توانست جایگاه خود را میان مخاطبان ارتقا دهد. ایشان فرصت داشتند تا همه تصمیم‌ها را حتی اگر اشتباه بود به انجام برسانند و از برنامه‌ریزی خود نتیجه بگیرند و این شاید الگوی مناسبی برای هدایت بخش‌های مختلف رسانه باشد. هرچند که نباید تمام نتایج حاصل شده از مدیریت بادوام آقای خجسته را مثبت تلقی کرد. چرا که در کنار همه دستاوردها، نقاط ضعف این نوع مدیریت هم استمرار پیدا کرد و بر بدنه اجرایی رادیو مخصوصاً از بعد اقتصادی تلنگر زد. آقای خجسته به مدد مدیران جوان و خلاق توانست تعداد بیشماری از مخاطبان را به رادیو برگرداند. اما احساس می‌کنم در فرآیند سیاست‌زدگی فضای فرهنگی جامعه گاهی اوقات به ضرر مدیرانش عقب‌نشینی کرد و همان تئوری ثبات را در مورد مدیران زیرمجموعه خود بی‌سرانجام گذاشت. نمونه شاخص آن رادیو جوان است که علی‌رغم موفقیت مناسب در جلب افکار عمومی با افزایش فشارهای دولت، مدیر این رسانه تغییر یافت و رنگ سیاست‌های آن دگرگون شد. حال آنکه مهندسی پیام علاوه بر برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری، پافشاری نیز می‌خواهد و در این زمانه پرآسیب برای اهالی هنر حمایت قاطع مدیران یکی از اساسی‌ترین راهبردهای موفقیت است.
ای‌کاش به همان میزان که اهالی رسانه و نیروهای بدنه با رفتن مدیری که به او عادت کرده‌اند دچار اندوه شده و روز تلخی را می‌گذرانند، مدیران رسانه نیز به رفت‌وآمد هنرمندها و صاحبان فکر حساس باشند و بدانند که جامعه هنری و رسانه‌ای ایران از نیروهای متعهدی شکل گرفته است که وظیفه اصلی خود را پاسداری از حرمت این آب و خاک و هویت‌بخشی به حرفه رسانه می‌دانند و با تغییر هزار مدیر، یک ذره از اشتیاق آنها کاسته نخواهد شد. یادم می‌آید که مهران دوستی می‌گفت رسانه مانند رودخانه است، مدیران جریان آب هستند و هنرمندان سنگ بستر آنها؛ باید زلال باشند و ما محکم.

رضا رشیدپور
منبع : روزنامه فرهنگ آشتی