سه شنبه, ۲ مرداد, ۱۴۰۳ / 23 July, 2024
مجله ویستا


براگجر! آن‌چه تو خواندی موسیقی است؟


براگجر! آن‌چه تو خواندی موسیقی است؟
نوشته‌های این پایین همان حرف‌ها و سخنانی است كه در اولین جلسه از سلسه جلسات نمایش و بررسی صد فیلم مستند حمیدرضا اردلان از موسیقی‌دانان نواحی ایران، از طرف محمدرضا اصلانی، محمدرضا درویشی و حمیدرضا اردلان صادر شده است. دیگركار از مجیز و تعریف و گنده نمایی برای جلب توجه مسوولین به این طیف حقیقتا رو به انقراض گذشته است.
در این نوشته از زبان اصلانی خواهید خواند: «باید برای این جامعه [موسیقی دانان نواحی ایران] فكری بنیانی كرد چرا كه در غیر این صورت با فاجعه ملی مواجه خواهیم شد. قصد من هشدار به نقش تقلیل یابنده این عناصر و اعلام فاجعه ملی است. باید به قید فوریت در این باره تدبیری اندیشید، هرچند كه درباره فوری ترین مسایل جامعه هم فكری نمی‌شود...». جالب است بدانید كه در میان مخاطبان، چهره نامداری به نام «استیفن بلام» اتنوموزیكولوگ آمریكایی كه ۳۵ سال پیش درباره موسیقی خراسان تحقیق كرده نیز حاضر بود اما از مسوولین فرهنگی كشور، نخیر!
محمدرضا اصلانی پس از مقدمه‌ای نسبتا جامع درباره نقش رسانه‌ای سه هنر نقاشی، عكاسی و سینما و این كه هر سه دردوران مخصوص به خودشان (نقاشی در قبل از نیمه دوم قرن ۱۹، عكاسی از نیمه دوم به بعد از این قرن) دارای وجه رسانه‌ای بوده‌اند، به ذكر نكاتی درباره ویژگی صد فیلم اردلان پرداخت. او با تاكید بر این كه همواره سرمایه اندیشان در صدد بوده‌اند كه شكل رسانه‌ای را به جای هنر و نقد موضوعی را به جای نقد ساختاری غالب كنند، به ناگزیری سینمای مستند از ایفای شرافتمندانه نقش رسانه‌ای خود اشاره كرد و درباره كار اردلان گفت: در این صد مستندی كه اردلان ساخته است با نقش توامان هنر و رسانه مواجهیم. وجه رسانه‌ای این آثار آسیب شناسی موسیقی دانان و موسیقی نوازان نواحی ایران و نقش تقلیل یابنده موسیقی مقامی ایران است. باید برای این جامعه فكری بنیانی كرد چرا كه در غیر این صورت با فاجعه ملی مواجه خواهیم شد. قصد من هشدار دادن به خاطر نقش تقلیل یابنده این عناصر و اعلام این فاجعه ملی است. باید به قید فوریت در این باره تدبیری اندیشید، هرچند كه درباره فوری ترین سایل جامعه هم فكری نمی‌شود.
به اعتقاد این فیلمساز مخاطب با دیدن این مستندها با حضور هستی شناختی و ارتباط معنایی موسیقی و سینما مواجه می‌شود. اصلانی با نقل این قول از مقاله «جهان به مثابه تصویر» نوشته «هایدگر» كه می‌گوید «خلق جهان بدون فهم جهان میسر نیست»، اظهار داشت: یكی از تعاریف هنر «مشاهده» است. این آثار اگر مشاهده جهان نباشد، مشاهده هنر هست. او در پایان اظهار امیدواری كرد كه این جلسات بتوانند مقوله «موسیقی مقامی» را به یك مقوله فلسفی تبدیل كنند. حمید رضا اردلان نیز در ادامه با خطاب قرار دادن «اتستیفن بلام»، اتنوموزیكولوگ آمریكایی، كه در میان مخاطبان نشسته بود از او خواست به زبان های لكی و هورامی این دو فیلم – براگجر طهماسبی و درویش چنگیز عبدی پور- توجه نشان دهد و نسبت به این موضوع و ارایه گزارش آن به جهان حساس شود.
او گفت: بر حسب اتفاق قطعه ای از تئاتر «نو» ژاپنی نمایش دادیم. براگجر یك لحظه فكر كرد هوره لكی می‌خوانند. و ادامه داد: این مساله قدمت موسیقی ما و حقیقت آن را به نمایش می‌گذارد.
اردلان اذعان داشت: سعی من این بود كه با سفر به روستاهای ایران فیلم‌هایی با خصلت اتنوموزیكولوژی و مردمشناسی تهیه كنم اما به زودی متوجه شدم كه این موسیقی در حال اضمحلال است. فرض بر ین كه این فیلم‌ها را تهیه می‌كردم، اما وقتی كه این موسیقی در میان نباشد دیگر چه چیزی می‌توانست موضوع این فیلم‌ها باشد. سازنده صد فیلم مستند موسیقی‌دانان نواحی ایران اضافه كرد: این افراد به خاطر فقر و بی‌اعتنایی و كج سلیقگی دست‌اندركاران در حال نابودی هستند. این شد كه فیلم‌ها از كونه‌ای گردآوری تخصصی به شرح زندگی آن‌ها برگشت.
او گفت: اگر حمایت‌های دكتر محمدحسین همافر نبود تهیه این فیلم‌ها عملی نمی‌شد. آیندگان خواهند دید كه یك مدیر شرافتمند تا چه اندازه در بقای فرهنگی كشور موثر است. بعد از گفته‌های اردلان محمدرضا درویشی، پژوهشگر نامدار و آهنگساز خوش قریحه ایران، با مقایسه نحله های فكری و نمونه‌ها و زوایای دید مختلف به موسیقی نواحی ایران، به بررسی ویژگی‌های آثار مستند اردلان پرداخت. درویشی با خواندن چند بیت شعر از شاعری گمنام كه در تصنیف «نقش راست» مورد استفاده عبدالقادر مراغه‌ای قرار گرفته، سخنان خود را آغاز كرد. مصرعی از این ابیات این بود: «تاریكی خانه جمله از روزن بود». او گفت: برای این كه ببینیم حمیدرضا اردلان به این موسیقی چگونه نگاهی دارد ناچاریم كه نگاه‌های مختلف به این موضوع را بررسی كنیم.
درویشی از موسیقی مقامی ایران با عنوان «مهمترین میراث فرهنگی و فرهنگ شفاهی كشور» یاد كرد و اظهار داشت: این موسیقی فقط صوت نیست بلكه با موضوعات دیگری درآمیخته كه دراین مجال نمی‌شود به آن‌ها پرداخت. آن چه این‌جا اهمیت دارد تفاوت نگاه‌ها به این بخش از فرهنگ شفاهی كشور است. به اعتقاد او این بخش از فرهنگ ایران بسیار بیشتر از سینما و ادبیات كشورمان اهمیت دارد. مولف و پژوهنده دائره‌المعارف بزرگ سازهای ایران عنوان كرد: یك گروه چند سالی است كه عرصه موسیقی كشوررا مورد تاخت و تاز قرار داده‌اند و در كمال تاسف از میان انواع مختلف موسیقی، حساس‌ترین، مهمترین و با عظمت‌ترین بخش از موسیقی ایران را اختیار كرده‌اند. این‌ها عموما فاقد تفكر، دشنام‌گو، فاقد پشتوانه علمی و جعل كننده معانی هستند و گستاخ و موج‌سوار. گذشت زمان قطعا پاسخ این نوع نگاه را خواهد داد. درویشی افزود: گروه دیگر تحصیل كردگان و متخصصانی هستند كه در دانشگاه‌ها با روش‌ غربی جدید آشنا شده‌اند. این‌ها بیشتر به روش و چیدمان اصالت می‌دهند تا به نگاه ، و قالب را ارحج بر محتوا و نگاه می دانند.
او ادامه داد: اینان آموخته های خوبی از مراكز علمی دارند اما فاقد ارتباط كافی با ذات فرهنگ ایرانی هستند. شاید آن‌ها بپرسند ذات فرهنگ چیست؟ ما هم در جوابشان می‌گوییم: دوستان سلام!
این پژوهشگر اظهار داشت: در كل می‌شودگفت كه این دسته با شلاق علم به آن‌چه و كسانی كه خارج از كادر آكادمیك هستند، می‌تازند. تنظیم كننده آهنگ‌های محلی مازندران با اشاره به این نكته كه این نوع علم‌زدگی برای جامعه‌ای با ساختار فرهنگی ایران مضر است و سوءتفاهم ایجاد می‌كند، گفت: به نظر من اردلان به فرهنگ به عنوان ماده خام نگاه نمی‌كند و موسیقی را به عنوان ماتریال صوتی در نظر دارد.
او براگجر طهماسبی را كه در میان مخاطبان نشسته بود خطاب قرار داد و پرسید: آقای براگجر! آن‌چه شما خواندید آیا موسیقی است؟ شما به آن چه می‌گویید؟ می‌گوییدموسیقی؟
درویشی توضیح داد: ما از نگاه‌ بیرونی‌مان بر این آثار كه از فرهنگ كهن مانده عنوان «موسیقی» اطلاق می‌كنیم ولی لزوما برای اجرا كنندگان این فرهنگ كهن [مثلا براگجر] عنوان موسیقی ندارد. این پژوهشگر ادامه داد: ما زمانی می‌توانیم در بطن فرهنگ «لك» قرار بگیریم كه خود یك لك تمام عیار باشیم. خطا كردن در این باره طبیعی است اما كافی‌ست زاویه نگاه وسیع تری انتخاب كنیم تا كمتر دچار خطا شویم.
اتنوموزیكولوگ برجسته ایران در توضیح نگاه این افراد به آن‌چه ما به آن «موسیقی» می‌گوییم گفت: شاید موسیقی «وسیله‌ی برای تجلی ذات حق در وجود» باشد. اصلا برای نواختن و خوش آمدن نیست. نه در مد روز می‌گنجد و نه قدیمی است و نه جدید. در این گونه از موسیقی، نه زمان معنای حقیقی دارد و نه مكان؛ موضوع چیز دیگری‌ست. او ادامه داد: شاید «وسیله‌ای است برای پالایش روح و روان و فراهم آوردن فضایی برای تجلی انوار قدسی». بسیاری از اجرا كنندگان موسیقی قدیم (قدیم نه از منظر قدمت زمانی؛ شاید نگاه اساطیری و شهودی) تعبیر ما را از موسیقی ندارند. آقای اردلان تنها به بخشی از این فضا نزدیك شده و به بخش دیگر در مابقی عمر نزدیك خواهد شد.
درویشی افزود: مشكل از نوع نگاه است. آیا تفكر اردلان غیر علمی‌ است؟ اردلان دانشگاه دیده، موسیقی خوانده، نوازنده است، روش می‌داند، موسیقی مدرن را می‌فهمد اما چه تفكری است كه او در این وانفسا، غیر علمی و غیر آكادمیك می‌شود؟ ما با سانی كه این تفكر را در این كشور زیر سوال می‌برند كار داریم.
این پژوهشگر به رساله‌ «نفیر نامه» كه «فوزیه مجد» ۳۰ سال پیش درباره موسیقی نواحی ایران نوشته بود اشاره كرد و گفت: مجد آن زمان هشدارداد كه «آیا می دانید سر و كار شما با چیست؟» . این هشدار برای یك نسل مثل من و اردلان كافی بود تا شاید بفهیم با چه چیز سر وكار داریم. آیا نگاه مجد غیر علمی است؟ آیا نگاه او در نفیر نامه غیر آكادمیك است؟ من – شاید به غلط – بر این باورم كه یك تفكر كاملا آكادمیك به معنای دانشگاهی امروز آن، نمی‌تواند به اساطیر نگاه درستی داشته باشد. اساسا سیستم آموزشی ما در ایران فاقد چین ظرفیتی برای هشدار و آموزش این نوع نگاه است. این نوع نگاه تنها از مواجهه اردلان و براگجر و درویش چنگیز عبدی و از حضور در مكان وقوع اتفاق به دست می‌آید.
پس از پایان سخنان درویشی دو فیلم «براگجر طهماسبیان» و «درویش چنگیز عبدی پور» به نمایش درآمد و درویشی درباره هركدام از این آثار توضیحاتی داد.
محمدرضا اصلانی نیز در پایان به زمان سرمدی جاری در این دو مستند و موسیقی نواحی ایران اشاره كرد و گفت: مردم ما همچنان در زمان سرمدی باقی خواهند ماند. این زمان ساخته مادی نیست. از آن خداوند است و خداوند همواره پشتیبان ملت ایران است. تالار ناصری یك‌شنبه‌های هر هفته را با نمایش و بررسی صد فیلم مستند حمید رضا اردلان از موسیقی‌دانان نواحی ایران میزبان عموم علاقه‌مندان خواهد بود.
ذكر این نكته نیز ضروری است كه همزمان با نخستین جلسه از این جلسات، باشگاه دوستداران موسیقی مقامی ایران در خانه‌ی هنرمندان ایران تاسیس شده است. علاقه‌مندان برای كسب اطلاع در این باره می‌توانند به مكان یاد شده مراجعه كنند.
منبع : خانه‌ٔ هنرمندان ایران