یکشنبه, ۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 19 May, 2024
مجله ویستا

گم‌شده - THE MISSING


گم‌شده - THE MISSING
سال تولید : ۲۰۰۳
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : برایان گریزر، دانیل اوستراف و ران هوارد
کارگردان : هوارد
فیلمنامه‌نویس : کن کافمن، برمبنای رمانی نوشتهٔ توماس ایدسن
فیلمبردار : سالواتوره توتینو
آهنگساز(موسیقی متن) : جیمز هورنر
هنرپیشگان : تامی‌لی جونز، کیت بلانچیت، جینا بوید، آرون اکهارت، وال کیلمر، اریک شوایگ و سرخیو کالدرون
نوع فیلم : رنگی، ۱۳۷ دقیقه


سال ۱۸۸۵، جنوب غربی آمریکا. ̎مگی گیکسن̎ (بلانچیت)، زن سخت‌کوشی است که زندگی خود را وقف بزرگ‌کردن دو دختر نوجوانش، ̎لی‌لی̎ (وود) و ̎وات̎ (بوید) کرده است. ̎مگی̎ برای امرارمعاش در مزرعه کار می‌کند و هر از گاه خدماتی به‌عنوان ̎شفابخش̎ ارائه می‌دهد. یک روز ̎جونز̎ (جونز)، پدر ̎مگی̎ که در کودکی او را رها کرده و بیست سالی در قبایل آپاچی زندگی کرده، بازمی‌گردد تا باقی عمرش را با خانواده‌اش سر کند ولی دخترش او را پس می‌زند. اما وقتی ̎پش ـ چیدین̎ (شوایگ)، قاتلی روانی با قدرت‌هائی مرموز، ̎لی‌لی̎ را می‌رباید، ̎مگی̎ برای بازپس گرفتن دخترش، از پدرش کمک می‌خواهد. قاتل و دارودستهٔ یاغی‌اش، آن منطقهٔ پرت و دورافتاده را در وحشت فرو برده‌اند و دختران جوان را می‌ربایند و به‌عنوان برده در مکزیک می‌فروشند و از هرجا که عبور می‌کنند، مرگ و وحشت برجای می‌گذارند. ̎مگی̎ و جونز̎ که فرصت زیادی ندارند، در حالی‌که تلاش می‌کنند پیش از رسیدن ربایندگان به مرز مکزیک و از دست رفتن ̎لی‌لی̎، خود را به آنان برسانند، سعی می‌کنند طی راه، بر اختلافات خویش فایق آیند و پیوندی از اعتماد و اطمینان متقابل بین خود به وجود آورند.
● نخستین وسترن هوارد که مدت‌ها قبل اعلام کرده بود دوست دارد یک وسترن بسازد. این علاقه هم به نامزدی هوارد در گلدن‌گلوب برای بازی در تیراندازِ جان وین (دان سیگل، ۱۹۷۶) برمی‌گشت. با این حال گم‌شده نشان می‌دهد هوارد فراتر از یک کارگردان استودیوئی حرفی برای گفتن ندارد و نمی‌تواند یک فیلم‌نامهٔ متوسط را به فیلمی خوب تبدیل کند. فیلم از متنش ضربه می‌خورد. اقتباس کافمن ـ یکی از بدترین فیلم‌نامه‌نویسان این سال‌ها، نویسندهٔ فاجعه‌ای مثل کابوی‌های فضائی (کلینت ایست‌وود، ۲۰۰۰) ـ از رمان آخرین مهاجمِ ایدیسن به‌رغم مایه‌های مشترک جیک بزرگ (جرج شرمن، ۱۹۷۱) که از فیلم‌های مطرح وین به شمار می‌آید باز هم شکل روائی درست و گفت‌وگونویسی خوبی ندارد و غرب وحشی خلق‌شده توسط هوارد که به شدت بدوی تصویر شده، نمی‌تواند این مشکل اصلی را حل کند. بازی‌ها ـ به ویژه در مورد جونز و بلانچیت ـ خوب و شکل اجرای خشونت در کارنامهٔ هوارد بی‌سابقه است.