جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا

بحران اعتماد به نفس امریکایی ها


بحران اعتماد به نفس امریکایی ها
من معتقدم گرانبها ترین هدیه یی که رئیس جمهور آینده امریکا می تواند به مردمش هدیه کند این است که به سیاست ترس در این کشور پایان دهد. مسلماً ترس در سیاست های دولت امریکا جایگاه خود را دارد. هفتاد سال پیش، جهان به اندازه کافی از هیتلر نترسید. امروز هم عراق یک بشکه باروت است که هر لحظه ممکن است منفجر شود. افغانستان چالشی بین المللی شده است. پازل پیچیده برنامه هسته یی کره شمالی هنوز حل نشده است و هنوز بحث بر سر برنامه های هسته یی ایران ادامه دارد. از دیگر سو پاکستان تمامی فاکتورهای کشوری که جامعه بین المللی را به چالش بکشد، دارد. القاعده و انشعاب های آن شایسته توجه بیشتری هستند چرا که وقتی کسانی هستند که صراحتاً می گویند می خواهند ما را بکشند خیلی احمق خواهیم بود اگر حرف شان را جدی نگیریم. با این اوصاف ما هنوز هم در شرایطی آمیخته با بیم و هراس فزاینده یی زندگی می کنیم.
به ما گفته اند که باید بترسیم بنابراین ممکن است کمتر از حد معمول از نظام مان محافظت کنیم و کمتر به قوانین بین المللی توجه کنیم. همچنین ممکن است کمتر به متحدان مان احترام بگذاریم. کمتر در خصوص جست وجویمان در یافتن حقیقت موشکافی کنیم و کمتر در خصوص سوال کردن در خصوص آنچه رهبران مان به ما می گویند سختگیر باشیم. ما از سوی کاخ سفید به ترسیدن ترغیب شده ایم. کاخ سفید به ما فرهنگ ترس را دیکته کرده است؛ فرهنگی که سیاست خارجی ما را محدود و کانالیزه کرده و توانایی هایمان را در برقراری ارتباط با دیگران تحت الشعاع قرار می دهد.
یکی از مانیفست های فرهنگ ترس بی میلی در خصوص جدی اندیشیدن به گزینه های جایگزین در چشم انداز تصمیم گیری است. در طول چند سال اخیر جایگاه امریکا در جهان سقوط آزادی را تجربه می کند چراکه کشور ما تنها سعی دارد واقعیت های خود را به دیگران تحمیل کند و در این راستا سعی دارد جهانی بسازد که مطابق با خواسته ها و امیال ما باشد آن هم بدون اینکه به نظرات و دیدگاه های دیگران توجهی داشته باشد. من به امریکا عشق می ورزم و باور دارم که کشورمان هنوز هم بهترین کشور جهان است اما در کنار آن معتقدم ما فقدان و نبود خودآگاهی را در کشورمان به طرز خطرناکی توسعه داده ایم. می گوییم هیچ کشوری حق هسته یی شدن را ندارد در حالی که خودمان بزرگ ترین زرادخانه هسته یی جهان را در اختیار داریم. می گوییم به قانون احترام بگذارید آن وقت خودمان به پیمان ژنو بی توجهیم و آن را نقض می کنیم. اعلام می کنیم «یا با مایید یا علیه ما» و در عین حال از تاثیر تصمیم هایمان بر ترکیه و خاورمیانه غفلت می کنیم. هشدار می دهیم که «دست از سر عراق بردارید» در حالی که تفنگداران مان هنوز بغداد را در اشغال خود دارند. فریاد می زنیم که مراقب رشد نظامی چین باشید درحالی که به اندازه دیگر کشورهای دنیا روی طرح های دفاعی خود هزینه می کنیم. نصیحت می کنیم که به آینده احترام بگذارید در حالی که پیمان های زیست محیطی را نادیده می گیریم.ما باید خودمان را به شکلی بهتر درست همان گونه که دیگران می بینند ببینیم.
در چشم جهانیان بسیار مسخره به نظر می رسد که امریکا با همه ادعای خود در برخورداری از قدرت و ثروت، از مسائلی نظیر تروریسم، دولت های سرکش، مهاجرت غیرقانونی و رقابت اقتصادی خارجی بترسد. مردم خودشان را جای ما می گذارند و از ما انتظار دارند با اعتماد به نفس بیشتری عمل کنیم. بنابراین ما نیز باید همین کار را بکنیم اما اعتماد به نفس حقیقی به وسیله تمایل نشان دادن به ورود در بحث ها و مجادلات سخت نشان داده می شود. ما باید به انتقادات پاسخ دهیم و با دیگران با احترام رفتار کرده و به سهم خود یا بیشتر برای رفع مشکلات جهانی تلاش کنیم. اعتماد به نفس دقیقاً همان چیزی است که ما آن را به نام امریکا در بهترین شرایط خود می شناسیم. ما چهار درصد از سیاره یی را تشکیل می دهیم که نصفش را آسیایی نیمه فقیر و یک سومش را مسلمانان تشکیل می دهند و همه اینها امریکا را بیشتر با عملکرد ها و تصمیمات اخیرش می شناسند تا دستاوردهایی که در گذشته به دست آورده است. برای بسیاری، دولت بوش همان امریکا است.
سابقه امریکا در حال خراب شدن است. ما نمی توانیم تنها با عمل کردن براساس ترس خود را ترمیم کنیم بلکه تنها راه آموختن درباره دنیای اطراف مان، آموختن زبان گفتمان های خارجی، احترام به عقاید و مسلک دیگران، مطالعه و تحقیق در خصوص بسیاری از جنبه های حقایق تاریخی، مهار کردن تکنولوژی مدرن برای دستیابی به نتیجه یی بنیادی و دارا بودن نگاهی فراتر از جمله ساده انگارانه خوب یا بد است که می توانیم خودمان را ترمیم کنیم.دعا می کنم که رئیس جمهور آینده امریکا آن زمان که قدرت را به دست گرفت تنها ترساندن ما را مد نظر قرار ندهد بلکه به نیاز امریکا برای بازگرداندن عقایدمان به عنوان یک امریکایی توجه کند. این عقاید بر مبنای احساس ما در اتحاد و تعهد ما نسبت به یکدیگر استوار شده است. این عقاید زمینه یی است برای باورهای ما به دموکراسی و با احساس مسوولیت ما در خصوص نسل حاضر و آنها که در راهند صیقلی می شود. این همان ویژگی است که ما را قادر می سازد تا بر اختلافات سیاسی میهن پرستانه خود غلبه کنیم و با دشمنان مان با قدرتی بیشتر از آنچه امروز داریم روبه رو شویم. ایمان و اعتماد به نفس را برای جست وجوی ارزش ها در دیگران درهم بیامیزید و آنگاه خواهید دید که ما جایگاه بسیار قدرتمند تری برای رهبری امریکا به دست خواهیم آورد که در آن جایگاه دیگر نیازی به ترسیدن نیست.
منبع؛ نیویورک تایمز
مادلین آلبرایت*
منبع : روزنامه اعتماد