سه شنبه, ۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 21 May, 2024
مجله ویستا


با کودک کج خلق چه کار کنیم


با کودک کج خلق چه کار کنیم
کودکان خردسال گاهی دچار بداخلاقی و ناسازگاری می شوند. اولین رفتاری که آنان در چنین شرایطی در برابر گفته ها و خواسته های اطرافیان از خود نشان می دهند، ابراز مخالفت و کج خلقی با آنها است. در حقیقت کودک از این طریق سعی می کند با ناامیدی ها، ناکامی ها و طرد شدن هایش کنار آید. گاهی کودک از اینکه نمی تواند عروسک مورد علاقه اش را پیدا کند، عصبانی و غیرقابل کنترل می شود. به طور کلی، آن چه که موجب بدرفتاری کودکان خردسال می شود، عبارتند از:
۱) عدم برآورده شدن نیاز های جسمانی کودک
تمامی کودکان زمانی که خسته، تشنه و یا خواب آلوده هستند، بداخلاق و تندخو می شوند. خواب های کوتاه نیمروزی، تغذیه های کوچک در طول روز، تا میزان زیادی از بداخلاقی ها و کج خلقی های کودک می کاهد. همچنین کودکانی که بیمار می شوند، سرما می خورند و یا دچار عفونت ها و دردهای جسمانی می شوند، چنان دمدمی، بداخلاق و عصبانی می شوند که نمی توانند آرام و ساکت بازی کنند (توجه داشته باشید سیستم ایمنی بدن کودک هنوز در حال رشد و تحول است).
۲) عدم برآورده شدن نیاز های عاطفی کودک
کودک نوپا دارای احساسات و عواطف گوناگونی است که اگر نادیده گرفته شوند، می تواند موجب ناراحتی، عصبانیت و بدرفتاری کودک شود. زمانی که هر یک از هیجانات (خشم، ترس، اندوه و...) به کودک دست می دهد، به طور حتم بدرفتاری خواهد کرد.
کودک زمانی احساس ناکامی می کند که نتواند به آنچه می خواهد برسد. گاهی اوقات از این که کودکان دیگر با او بازی نمی کنند، عصبانی می شود و دوست ندارد با آنها بازی کند و هنگامی که همه چیز خوب پیش نرود، کودکان نیز همچون بزرگسالان می توانند روز «بدی» داشته باشند (در نظر داشته باشید اگر کودک به اندازه کافی مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است از طریق دیگری این کار را انجام دهد ). مهمترین نیازهای عاطفی کودکان خردسال عبارتند از:
▪ نیاز به دوست داشته شدن:
کودک نوپا نیاز به تماس های جسمانی آرامبخش دارد تا بتواند از آن طریق به ارزش و جایگاه خودش در خانواده پی ببرد. ناز و نوازش کردن، گفتن جملات مهرآمیز، اختصاص دادن وقت برای بودن با کودک از جمله کارهایی است که زمانی که کودک به توجه نیاز دارد، می توان انجام داد.
▪ نیاز به پذیرفته شدن:
وقتی که کودک احساس می کند که «بد» است، ممکن است از خودش متنفر شود. رفتاری که پذیرفته نمی شود، باید به عنوان اشتباه تلقی شود. برچسب ها و صفت های منفی ای که به کودک نسبت داده می شود، موجب می شود که کودک برداشت ناخوشایندی از خود در ذهنش بپروراند.
▪ نیاز به احترام:
کودک احترام گذاشتن به دیگران را از طریق مورد احترام قرار گرفتن از سوی آنان یاد می گیرد. زمانی که کودک مرتکب اشتباهی می شود، نباید از آن به عنوان یک دستاویز برای رنجاندن او استفاده کرد. احترام گذاشتن به کودک موجب افزایش عزت نفس کودک می شود.
▪ نیاز به درک شدن (راهنمایی صبورانه):
فرصت هایی برای کودک فراهم آورید تا بتواند خودش، استعدادهایش را بشناسد و مطرح کند.
▪ نیاز به شناخت محدودیت ها:
حد و مرزها به کودک کمک می کند تا احساس امنیت و آرامش را تجربه کند (به خاطر داشته باشید، محدودیت ها باید بارها و بارها به کودک تذکر داده شوند تا بخشی از زندگی کودک را تشکیل دهند). اگر نیاز های عاطفی کودکان خردسال به موقع برآورده شوند، عزت نفس، خویشتنداری و اعتماد به نفس آنان افزایش می یابد.
۳) تغییرات در روند زندگی عادی کودک
کودکان خردسال انجام کارهای عادی روزمره و برنامه های مشخص را دوست دارند. کودک از طریق تکرار یاد می گیرد زمانی که برنامه عادی او به هم می خورد، ناراحت و دلگیر می شود. موقعیت خود را گم می کند. ملاقات های ناگهانی، رفت و آمدهای بی برنامه ای که از قبل برای کودک تعیین نشده باشد، موجب دلخوری و بداخلاقی کودک می شوند.
۴) برآورده نشدن خواسته های کودک
اغلب کودکان خردسال زمانی که با محدودیت و یا ممنوعیتی روبه رو می شوند، شروع به بداخلاقی و سرکشی می کنند. آنها نه تنها توجهی به گفته ها و خواسته های والدین شان نمی کنند، بلکه نمی توانند آنچه را که می خواهند به راحتی به زبان آورند. از این رو دچار درماندگی، خشم و عصبانیت می شوند. در چنین شرایطی بهترین روش مقابله با کج خلقی کودکان آن است که زمانی که قصد دارید به کودک «نه» بگویید، دو انتخاب پیش روی او گذارید تا حس ارزشمندی و تصمیم گیری را در او تقویت کنید.
● تفاوت های سنی کودکان
علت و شیوه های کج خلقی کودکان در سنین مختلف متفاوت است، زیرا آنها دارای انگیزه ها، نیازها و توانایی های گوناگونی هستند. هرچه کودک کوچک تر باشد، مدت کج خلقی او نیز کوتاه تر خواهد بود. از آن جایی که این گونه رفتارهای کودک بسیار کوتاه و زودگذر هستند، می توان آنها را به راحتی نادیده گرفت. همزمان با بزرگتر شدن کودک، زمان اوقات تلخی های او نیز طولانی تر می شود و رفتارهای شدیدی از خود نشان می دهد.
در این مرحله (۵-۴ سالگی) او دقیقاً می داند که چه می خواهد و با چه روشی می تواند آن را به دست آورد. آنگاه است که پدر و مادر و اعضای خانواده باید توجهی خاص برای کنترل کج خلقی های او بنمایند. شدت رفتارهایی که کودک در این مرحله از خود نشان می دهد، از بغض کردن، ناسزا گفتن، جیغ کشیدن، پا به زمین کوبیدن، لگد زدن، آسیب رساندن به خود و دیگران متفاوت است.
در ابتدای عصبانیت هیچ کودکی توانایی کنترل رفتارهایش را ندارد. بهترین عکس العملی که والدین می توانند برای کاهش کج خلقی کودک انجام دهند آن است که با تشخیص شروع بدرفتاری کودک به او و خواسته هایش توجه کنند و اجازه ندهند که اوقات تلخی او شدت یابد. زمانی که کج خلقی کودک ادامه پیدا می کند، در نهایت به خواسته اش دست می یابد و یاد می گیرد که با این شیوه می تواند دیگران را تحت کنترل خود درآورد.
● چگونه کج خلقی را کاهش دهیم
برای کاهش کج خلقی های کودکان باید به سه عامل مهم توجه داشت؛ نیازها، خواسته ها و انتظارات. آنچه برای یک کودک خردسال حائز اهمیت است، رفع نیازهای اولیه (خوردن، خوابیدن، پاکیزه بودن و ...) است. زمانی که احساس می کند نیازهایش برآورده شده اند، احساس رضایت و شادی می کند و می تواند درباره آنچه می خواهد، فکر کند.
در برخی موارد، کودک آنچه را که نیاز دارد، به صورت «خواسته» بیان می کند در حالی که خواسته او یک نیاز واقعی است، مثل نیاز به امنیت، توجه و حمایت. بنابراین در ابتدا باید نیازهای اولیه کودک را به خوبی شناخت و درصدد رفع برآمد.
گام دوم برای کاهش کج خلقی های کودک، برآورده شدن خواسته های اوست. خواسته هایی که شاید از نظر والدین مهم نباشند، ولی به نوعی به دنبال کسب آنهاست.
مثل «من توپ زرد را می خواهم» یا «بستنی قیفی شکلاتی می خواهم، نه چوبی ساده.» کودک خردسالی که احساس می کند آنچه را که می خواهد می تواند به دست آورد، رفتاری معقول تر خواهد داشت و کمتر سرو صدا و قشقرق به راه خواهد انداخت. اگر پدر و مادر یا اطرافیان کودک به خواسته ها و تقاضاهای کودک توجه نکنند یا آنها را مسخره کنند یا با لحنی سرد و بی تفاوت پاسخ خواسته او را می دهند، بدیهی است که کودک را به سوی خشم، پرخاشگری و کج خلقی سوق می دهند.
چنانچه بنا به دلیلی نمی توانید خواسته او را برآورده کنید، علت آن را ساده و شفاف برایش توضیح دهید و با این کار خود به کودک یاد بدهید که برآورده شدن تمام خواسته های او امری دشوار است.
اگر کودک خردسال برای به دست آوردن هر چیزی بداخلاقی کند و فریاد بکشد و احساس کند که بر همه چیز کنترل دارد، آنچه را که دارد، لذت بخش نمی داند. کودک برای رسیدن به نیازها و خواسته هایش، درصدد برآورده ساختن انتظارات خود است. او به تجاربی که از تعاملات خود با اطرافیانش به دست آورده است، یاد می گیرد که چه انتظاراتی می تواند از آنها داشته باشد. مثل «اگر من بخندم، مادرم هم می خندد.» یا «اگر من شیر را روی فرش بریزم، مادرم ناراحت می شود.»
آنچه خردسالان نیاز به دانستن آن دارند، این است که به پاسخ پدر و مادرشان اطمینان داشته باشند. اگر انجام کاری خلاف است، باید همیشه خلاف باشد (نه گاهی مجاز و گاهی خلاف). اگر کودک دریابد که می تواند با گریه و زاری تصمیم شما را تغییر دهد، مطمئن بدانید که این کار را خواهد کرد.
کودکان خردسال به تدریج با محدودیت های والدینشان آشنا می شوند و می توانند انتظارات منطقی و مناسبی از آنها داشته باشند، از این طریق آنها می آموزند که والدینشان هم انتظارتی از آنها دارند. برای مثال، نباید به طرف صورت دوستش شن و ماسه پرت کند. هر اندازه که والدین در رفتار خود با کودک شان باثبات تر باشند، کودک نیز سریع تر می تواند انتظارات آنها را برآورده سازد.
برخی از والدین با تحمل و پذیرش کج خلقی های کودکشان سعی می کنند به او بیاموزند که چگونه با دشواری ها و آشفتگی های گوناگون کنار آید. شیوه های دیگر کج خلقی های کودکان عبارتند از؛ لجاجت، سماجت، ناسزاگویی، شکستن و خراب کردن عمدی وسایل، تحرک بیش از اندازه و حرف زدن بیش از اندازه.
شیوه ارتباط والدین با کودک خردسال می تواند تا حد زیادی از کج خلقی های او بکاهد. زمانی که پدر و مادر به نیازها و تمایلات کودکشان توجه می کنند موجب می شوند که او بیشتر خودش را بشناسد و از این که او را درک کرده اند احساس رضایت و خرسندی نماید. بداخلاقی های کودکان اغلب زمانی رخ می دهد که والدین سخت سرگرم فعالیت های خودشان هستند و به او علاقه ای نشان نمی دهند. به عبارتی، او شما را در اختیار دارد ولی نمی تواند حواس شما را به سمت خودش جلب کند.
● چگونه از کج خلقی پیشگیری کنیم
از آنجایی که کودکان خردسال هنوز مهارت های کلامی را به خوبی کسب نکرده اند و نمی توانند علت ناراحتی های خود را به زبان آورند، هنگامی که برآشفته و ناراحت هستند و به نوعی تحت فشار قرار گرفته اند، بداخلاق می شوند و شروع به اوقات تلخی می کنند. از این رو والدین و مربیان می توانند با استفاده از روش های ساده زیر از شدت و دفعات اوقات تلخی کودکان بکاهند:
▪ زمانی که کودک خسته، گرسنه یا بیمار است تقاضاها و خواسته های خود را از او کاهش دهید.
▪ سعی کنید خواسته های خودتان را با صدایی آرام و ملایم مطرح کنید.
▪ اسباب بازی هایی را که خراب شده اند یا کودک کمتر با آنها بازی می کند یا به نوعی موجب آزار او شده اند را از دسترس او دور کنید.
▪ قبل از آنکه کودک احساس ناکامی و ناراحتی کند به کمک او بروید.
▪ حواس کودک را از موضوعی که او را ناراحت کرده است، پرت کنید. اگر والدین بتوانند کودک را درگیر فعالیتی جدید و جالب سازند تا او را خوشحال کنند و بخندانند، ممکن است کودک ناراحتی خود را فراموش کند.
▪ برای کاستن از ناملایمات و ناسازگاری های کودک سعی کنید چند دقیقه قبل از آن که تغییری در برنامه کودک دهید، او را متوجه موقعیت سازید. برای مثال اگر می خواهید کودک را با خود جایی ببرید، ده دقیقه قبل از حرکت، به کودک آمادگی ذهنی دهید تا او خود را با شرایط جدیدش سازگار کند.
اگر باز هم عکس العمل منفی نشان داد نگران نباشید، او را بغل کنید و با آرامش شرایط خود را برایش توضیح دهید. همچنین می توانید یک بازی نمایشی با او راه بیندازید. برای مثال «... من می توانم ظرف ۵ دقیقه برای رفتن آماده شوم، تو چطور؟...» آن گاه به آرامی شروع به لباس پوشیدن کنید، طوری که کودک از شما جلو بزند. سپس از این که کودک گوش به حرف شما داده است، از او تشکر کنید.
▪ یکی دیگر از شیوه های پیشگیری از بدرفتاری های کودکان آن است که به او شانس انتخاب بدهید (دو مورد را به او معرفی کنید تا او یکی را انتخاب کند). دقت داشته باشید، هر چه انتخاب های او کمتر باشد، کمتر دچار دردسر خواهید شد. زمانی که تمامی روش های موجود را برای آرام کردن کودک به کار بردید ولی کودک کماکان بداخلاق و ناراحت بود کمی او را تنها بگذارید.
کج اخلاقی و اوقات تلخی، حالتی احساسی - هیجانی است که برای کاستن از میزان آن قدری وقت لازم است.
اگر در حضور جمع کودک قشقرق به راه انداخت و شما را کلافه کرد او را به گوشه ای آرام ببرید و با آرامش با او صحبت کنید. به او بگویید از اینکه او را ناراحت و عصبانی می بینید، واقعاً متاسف هستید و... بعد از حل مشکل و تمام شدن ناسازگاری کودک او را در آغوش بگیرید یا ناز و نوازش و حمایت خود را از او نشان دهید.
رفتاری که شما پس از بحران کج خلقی کودک انجام می دهید، نقش موثر و تعیین کننده ای در کج خلقی های آتی کودک دارد. بوسیدن و در آغوش گرفتن کودک موجب امنیت و آرامش او می شود. کودک درمی یابد که به رغم بداخلاقی کردن های او هنوز پدر و مادرش دوستش دارند و او را با علاقه و بدون قید و شرط می پذیرند.
پژوهش های مختلفی نشان می دهند زمانی که والدین، کودک را بعد از کج خلقی اش بغل می کنند، هم دفعات کج خلقی کودک کمتر می شود و هم از شدت آنها کاسته می شود. پدر و مادر می توانند ضمن در آغوش گرفتن فرزندشان با او درباره علت ناراحتی و کج خلقی اش صحبت کنند، انتظارات خود را به او یادآور شوند، علت بی توجهی خود را برای او توضیح دهند و راه حلی برای کاهش کج خلقی کودک به او ارائه دهند.
ماندانا سلحشور
منبع : روزنامه شرق