جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا
عیسی در قرآن،عیسای تاریخی و اسطوره تجسّد

از دیدگاه او، این امر:
مادام كه جهان مسیحیت، تمدنی عمدتا مستقل بود و تنها تعامل نسبتا اندكی با بقیه جوامع بشری داشت، چندان زیانبار نبود؛ اما با برخورد بین دو جهان مسلمان و مسیحی و سپس با گسترش روزافزون استعمار اروپایی در سرتاسر كره زمین تفسیر تحتاللفظی از برخی آموزههای مسیحی ـ كه در حقیقت با زبان اسطورهای سخن میگویند ـ آثار مخربی را پدید آورده است.(۳) شگفت است كه جان هیك در گفتار خود به آسیبی كه از گذشته از این ناحیه بر یهود وارد آمده، اشارهای نمیكند. با این حال، من بیشتر دلمشغولِ غفلت آشكارِ دیگری از وی هستم. به رغم آن كه وی برخورد جوامع مسلمان و مسیحی را پیشبینی كرده است، ظاهرا به این نكته توجه نداشته كه نقد او بر عقیده «تجسّد خدا» ـ اندیشه جدید و نوپدیدی نیست، بلكه بسیار شبیه نقدهای قرآن است. قرآن كریم تعداد قابل توجهی از آیات خود را به موضوع عیسی اختصاص داده و ضمن تصدیق او به عنوان پیامبرِ خدا، بارها نیز از او به «مسیح» یاد كرده و در عین حال، مسیحیان را به خاطر آن كه او را خدا انگاشته و به واسطه او، خود را برخوردار از رابطهای ویژه با خدا پنداشتهاند، مورد انتقاد شدید قرار داده است.(۴) توجیه ممكن برای این غفلت جان هیك این است كه گزارش قرآن از جهات دیگر با عیسای تاریخی كه دانشمندان [متخصص در] كتاب مقدّس و الهیدانان بنیادگرای مسیحی ازعیسی ترسیمكردهاند بسیارمتفاوتاست. درواقع، بسیاری ازمسیحیان هنوز هم مایلند محتویات قرآن در مورد عیسی را به عنوان مطالبی پراكنده و پریشان و فراهم آمده از افسانههای مشكوك و بحثهای جدلیِ ساده و كودكانه بر ضد مسیحیت كنار بگذارند. من در این مقاله در پی آن خواهم بود تا راه چارهای برای این موضوع بیابم. من استدلال خواهم آورد كه مسیحیان معاصر پیامبر اسلام، بر خلاف همكیشان غربی امروزی خود، مطالب قرآن در مورد عیسی را اموری پریشان و جعلی تلقی نمیكردند، بلكه آنها را معتبر و منسجم مییافتند، زیرا قرآن به عمد از داستانهایی كه آنها شنیده بودند استفاده كرده و نیز روشهای تفسیری(۵) را كه با آن آشنا بودند به كار گرفته است. دغدغه اصلی قرآن [در نقل مطالب مربوط به عیسی] تاریخ نیست، بلكه خداشناسی است؛ یعنی موضوع اصلی، خودِ حوادث نیست، بلكه اهمیت و شأن ایدئولوژیكی آنهاست.(۶) از آنجا كه قرآن داستانهایی را به كار گرفته كه بخش انفكاكناپذیر از افكار عمومی مسیحیان [در آن زمان [بوده، تنها در مواردی كه پای مباحث جدّیِ اعتقادی در میان بوده، صحت تاریخی آنها را زیر سؤال برده است. در عوض، قرآن كوشیده تا اذهان مخاطبان پیامبر اسلام را تغییر دهد. از اینرو، متفاهمِ مسیحیانِ آن زمان را از آنچه به ظاهر در زندگی مسیح اتفاق افتاده، به اجمال پذیرفته و همواره برای حوادثِ ادعا شده تفسیری خدا محور ارائه كرده است.
۱. انسجام مطالب قرآن در مورد عیسی(ع)
امروزه وقتی مسیحیان درباره «عیسی در قرآن» مطالعه میكنند، معمولاً گیج و مبهوت میشوند. این امر در درجه نخست به علتِ وجود جزئیاتی است كه در انجیلهای چهارگانه موجود به آنها اشاره نمیشود. آنها عبارتاند از: پدید آمدن معجزهآسای «رطبِ رسیده» و «نهر روان» پس از زایمان مریم (۱۹:۲۴ـ۲۶)، سخن گفتن عیسی در گهواره (۱۹:۲۳ـ۲۹)، آفریدن پرنده از گل (۵:۱۱۰ و ۳:۴۹) و پرسش حواریون از عیسی مبنی بر اینكه آیا خدایش قادر است برای آنها مائده آسمانی فرو فرستد (۵:۱۱۲ـ۱۱۵). ویژگی دوم كه باعث تحیّر [مسیحیان] شده است مخلوط شدن نام مریم و عیسی با شخصیتهای عهد قدیم میباشد كه نامی شبیه نام این دو داشتهاند، بدین گونه كه مریم با عنوان «خواهر هارون» مورد خطاب قرار گرفته است (۱۹:۲۸)؛ گویی كه مریمِ خواهر هارون و [موسی [است.(۷) نیز [مطابق قرآن، [عیسی در راه خدا خواهان یارانی شده است (۳:۵۴ و ۶۱:۱۴)، گویی كه او یوشع بن نون (وصیِّ موسی) است. سومین زمینه شگفتیساز، برخی انتقادات قرآن به عقاید مسیحیان است كه [به نظر آنان [خارج از موضوع است. مسیحیان آگاهانه ادعا نمیكنند كه «خداوند، سومی از سه است» (۵:۷۳) یا اینكه «خدا، مسیح پسر مریم است» (۵:۷۲) یا اینكه «عیسی و مادرش دو خدا در كنار خداونداند» (۵:۱۱۶). نتیجه همه اینها آن است كه آنها مایلند تا تصویر عیسی در قرآن را محصول اطلاعات محدود و پریشان پیامبر اسلام از مسیحیت دانسته، آن را كنار گذارند. [در پاسخ باید گفت كه] این موارد كه مسیحیان امروزی آنها را سخنانی پریشان یافتهاند، معاصران پیامبر اسلام(ص) را متحیّر نمیساخته است. منبع اطلاعات مسیحیان معاصر پیامبر(ص) از عیسی و مادرش، مبلّغان مذهبی و داستانسرایان بودهاند. همان طور كه قبلاً اشاره كردهام، قرآن نیز در مواجهه با آنها به همان داستانهایی كه با آنها آشنایی داشتهاند اشاره میكند. برخی از این داستانها نظیر «رُطبِ رسیده»، «نهرِ روان»، «سخن گفتن عیسی در گهواره»، «معجزه آفرینش پرنده» در برخی انجیلهای آپوكریف مورد تأیید قرار گرفته است.(۵) برخی از اشكالات پیش گفته نیز با استفاده از تفسیر تمثیلیِ(۸) عهد عتیق قابل توضیح است(۹) كه تا پیش از مطالعات انتقادی جدید، در میان مسیحیان رایج بوده است. در این روش از تفسیر، وقایعی كه در عهد قدیم حكایت شده صرفا و یا اصلاً به عنوان حوادث اتفاق افتاده در تاریخ تلقی نمیشود، بلكه این حكایتها كلیشهها و نمادهایی است كه زندگی عیسی را پیشگویی میكند.(۶) برای مثال، مقصود از قربانیكردن اسحاق توسط ابراهیم، پیشگوییِ آن است كه خداوند عیسی را میفرستد تا كفّاره گناهان انسان شود، زیرا اسحاق و عیسی هر دو، یگانه پسرِ(۱۰) خانواده بودند و اسحاق، چوبی را كه قرار بود بر آن بسته شود خودش حمل كرد،(۱۱) همانطور كه عیسی، دارش را خود بر دوش كشید.(۷) بنابراین، برای مردمی با چنین پیشینه ذهنی، نباید همانندسازی داستان مریم، مادر عیسی، با داستان مریم، خواهر هارون [و موسی]، امری شگفتآور باشد. با این همه [در وجه شباهت داستان دو مریم میتوان گفت كه] مریم عیسی را در طفولیت از دست هیرودیس ـ كه كودكان بیگناه را قتل عام میكرد ـ نجات داد، همانطور كه مریم، خواهر هارون، موسی را در كودكی از قتل عامی مشابه به دست فرعون نجات داد.(۸)علاوه بر آن، ننگِ به دنیا آوردن فرزند بدون داشتن همسر، با شرمی كه خواهر هارون به آن دچار شد قابل مقایسه است. كتاب مقدس میگوید كه خداوند او را به طور موقت دچار مرض جذام كرد، بهطوری كه پوست بدنش مانند بچهای كه مرده به دنیا میآید(۹) سفید شده بود.(۱۲) مفسران مسیحی، از دیر زمان، رسالت یوشع را در عهد عتیق به عنوان پیشگویی رسالت عیسی تفسیر كردهاند. گویش نامهای این دو در زبانهای عبری و یونانی، یكسان است؛ آنها هر دو دوازده نفر را برای مأموریت خاص برگزیدند(۱۰) و در حالی كه یوشع بر كنعانیها پیروز شد، عیسی نیز نیروهای اهریمنی را در هم شكست.(۱۱) تفسیر تمثیلی از عهد قدیم، داستان مائده آسمانی در قرآن را نیز روشن میكند. نویسنده كتاب مزامیر میگوید كه به دنبال پرسش بنیاسرائیل مبنی بر این كه آیا خدا میتواند در بیابان برای آنها غذای آسمانی تهیه كند، مَنّ (نان آسمانی) بر آنها نازل شد (مزامیر، ۷۸:۱۹) و پولس(۱۳) كه شركت كردن در مراسم عشای ربّانی را شركت در مائده پروردگار میداند (اول قرنتیان، ۱۰:۲۱)، تلویحا میرساند كه آن مائده آسمانی، پیشگویی برای نان در [مراسم] عشای ربانی است (اول قرنتیان، ۱۰:۳، ۱۱:۲۳ـ۲۷). [اما در مورد ادعای مسیحیان مبنی بر غیر واقعی بودن اظهارات قرآن در مورد عقاید آنها باید بگوییم كه] برای عرضه تفسیری قابل قبول و معقول از بیاناتِ به ظاهر تعجببرانگیز و اعتقادی قرآن درباره عیسی و مریم و تكفیر كسانی كه آن دو را خدا دانستهاند، نیازی نیست كه راه دوری برویم، بلكه كافی است به مجادلات داخلی نسطوریه و ارتدوكس نظری بیفكنیم. از نقطه نظر نسطوریه، ارتدوكسها با توصیف مریم به عنوان «مادر خدا» خود را در معرض استهزا قرار دادند، زیرا به ظاهر، خدای پدر را تا درجه سوم بعد از عیسی و مریم پایین آوردهاند؛ چرا كه خدا را به وسیله عیسی تعریف كردهاند و به او عنوان «خدای پدر» دادهاند و یا عیسی و مادرش را دو خدا، علاوه بر خدای متعال، دانستهاند [كه نتیجه روشن چنین تفكری آن است كه خداوند، سوّمیِ از آنها باشد]. در واقع، قرآن همان سخنِ جدلیِ نسطوریه بر ضد ارتدوكس را مطرح كرده است، اما موضوع را توسعه داده و به یك نتیجه منطقی رسانده و آن، انكار هرگونه الوهیت برای عیسی است.(۱۲) در اینجا یك نكته مهم دیگر باقی مانده كه بهتر است برای سهولت بحث به طور مستقل به آن بپردازیم و آن اشارات فراوان قرآن به «انجیل» است. این اصطلاح نزد مسیحیان به معنای بشارتِ رستگاری از طریق مرگ و رستاخیز عیسی است [نه به معنای كتابِ نازل شده بر عیسی]. از سوی دیگر، وقتی از انجیلها به صیغه جمع نیز سخن میگویند، مرادشان چهار كتاب از [مجموعه كتابهای [عهد جدید است كه درباره زندگی عیسی است [نه مجموعه وحیی كه بر عیسی نازل شده است]. كاربرد قرآنی این كلمه، كاملاً متفاوت [از مصطلح مسیحیان] است. این كلمه در قرآن تنها به صورت مفرد به كار رفته، و دلالت دارد بر وحیهایی كه خداوند بر عیسی نازل كرده است و توسّعا بر كتابی، حاویِ آن وحیها، كه در دست مسیحیان بوده اطلاق شده است. برخی از دانشمندان غیرمسلمان با چنین دلیل مستبعدی نتیجه گرفتهاند كه شناخت پیامبر اسلام از مسیحیت سطحی بوده است. آنها میپندارند كه پیامبر فقط با اعضای فرقهای از [مسیحیان [كه منحصرا یكی از اناجیل غیر معتبر را مورد استفاده قرار میدادهاند برخورد داشته است یا آن كه، بعد از اینكه از یهود آموخت كه خداوند تورات را بر موسی نازل كرده و نیز با این باور كه خداوند بر او نیز قرآن را نازل میكند، به سادگی انگاشت كه عیسی نیز وحی الهی دریافت كرده است. نگاهی دقیقتر به مطالب قرآنی نشان خواهد داد كه این فرضیاتْ غیر ضروریاند. مطابق قرآن، خداوند انجیل را بر عیسی نازل كرد و آن را به او تعلیم داد (۳:۴۸، ۵۷:۲۶، ۵:۱۱۰)؛ آن انجیل تورات را تأیید كرده، خود نیز مشتمل بر هدایت، نور و ذكر بوده است (۵:۴۶): حادثه ظهور محمد(ص) (۶۱:۶ و ۷:۱۵۷) و پیروانش (۴۸:۲۹) را پیشگویی كرده است؛ حاوی وعده تخلفناپذیر خداوند به مؤمنان، مبنی بر اینكه آنها در عوض ایثار جان و مال خویش در راه خدا به بهشت برین راه مییابند، است (۹:۱۱۱)؛ اهل انجیل باید مطابق آنچه خدا در آن آورده است قضاوت كنند (۴۷:۵)؛ اگر اهل كتاب، تورات و انجیل و آنچه را كه از جانب خداوند بر ایشان نازل شده است، برپا دارند پاداشی زیبا از جانب خدا دریافت میكنند اما تا زمانی كه آن را برپا ندارند، به جایی نمیرسند (۵:۶۶). برای یافتن سرچشمه اصلی بسیاری از این مطالب، كافی است نگاهی به سخنان منسوب بهعیسی، كه درانجیلهای چهارگانهآمده، بیندازیم. مطابق انجیل لوقا، عیسی در آغازسخنرانیِ برنامه ریزی شده خود درناصره، عبارت زیر را از كتاب اِشَعْیا قرائت كرد: روح خداوند بر من است! چرا كه او مرا تدهین كرده است. خداوند مرا برگزیده تا مژده (انجیل) او را به بینوایانبرسانم. او مرا فرستاده است تا «رنجدیدهگان را تسلی بخشم» و رهایی را به اسیران و بینایی را به نابینایان اعلام نمایم و مظلومان را آزاد سازم (انجیل لوقا، ۴:۱۸).(۱۳) آنگاه، پس از آن كه طومار را به خادم عبادتگاه برگرداند، به جمعیت حاضر گفت: «امروز در حضور شما این عبارت از كتاب مقدس به انجام رسید» (همان، ۴:۱۹). در اینجا كافی است به این نكته توجه شود كه مطابق سخن عیسی، روحالقدس او را تقدیس كرده و او فرستاده شده تا برای مردم، حاملِ بشارت باشد. پس او بر این تصور بود كه سخنانش حاوی یك «انجیلِ»(۱۴)(۱۴) حاصل از وحی الهی است.(۱۵) مطابق انجیل متی، عیسی در موعظه سر كوه، ضمن تأیید تورات، خود نیز به راهنمایی، تذكر و روشنگری میپردازد.(۱۵) همچنین در تعالیمش در مورد «ترك دنیا»، مؤمنان را اطمینان میدهد كه آنها در برابر ایثار جان و مالشان پاداش بهشتی دریافت خواهند كرد.(۱۶) در اینجا یك موضوع دیگر باقی میماند كه نیاز به روشنگری بیشتری دارد و آن پیشگویی ظهور حضرت محمد(ص) و پیروانش در انجیل است. قرآن میگوید كه انجیل مَثَلِ مسلمانان را چنین بیان میكند كه «آنها مانند كِشتهای هستند كه جوانه خود برآورَدَ و آن را مایه دَهَد تا ستبر شود و بر ساقههای خود بایستد و دهقانان را به شگفت آوَرَد» (۴۸:۲۹). این آیه اشارهای به مَثَل برزگر در انجیل است.(۱۷) از دیدگاه قرآن، با ظهور اسلام، تعالیم توحیدی عیسی كه دیر زمانی به وسیله مسیحیان تیره و تار و مغشوش شده بود، سرانجام به سان بذری كاشته شده در خاك حاصلخیز به بار نشست. اگر كسی حقّانیت این تفسیر را بپذیرد، هیچ اشكال جدّیای در مورد پذیرش ادعای دیگر قرآن پیدا نمیكند كه «محمد پیامبر درسناخواندهای است كه [یهودیان و مسیحیان[ در تورات و انجیلی كه نزدشان است مطالبی را درباره او نوشته مییابند.» (۷:۱۵۷) و عیسی آمدن او را به عنوان پیامبری كه «نامش احمد است» پیشگویی كرده است (۶۱:۶). [مطابق انجیل، [محمّد به عنوان فارقلیطِ(۱۶) موعود، مؤمنان را به تمام حقیقت رهنمون ساخت. از آن جا كه او قادر به خواندن و نوشتن نبود «او از ناحیه خود سخن نگفت» (مقایسه كنید: یوحنا، ۱۶:۱۳)، بلكه وقتی وحی بر او نازل میشد تنها آنچه را میشنید بیان میكرد . محمّد در لغت به معنای «ستوده»(۱۷) و احمد به معنای «بسیار ستوده»(۱۸) است. هر دو واژه، معادلهای قریبالمعنی برای واژه یونانی "Periklutos" است كه آن نیز واژهای با همان تعداد از حروف مصمّت با واژه Parakletos"="Paraclete است و به همین دلیل برای گویندگان زبانهای سامی، دارای روح معنایی یكسانی است.(۱۸) از دیدگاه انتقادیِ جدید، روشی كه قرآن با آن سخنان عیسی را تفسیر میكند ظاهرا بسیار گزینشی و تا حدودی تكلّفآمیز است. با این حال، این روش، با روشی كه عیسی خود به تفسیر متون یهودی میپرداخت، موافقت دارد. آنچه عیسی در ناصره نقل كرد یك غیبگویی از اشعیای سوم در شرح حال خودش بود،(۱۹) اما عیسی بدون هیچگونه دغدغهای آن را در مورد خودش به كار گرفت.(۱۹) علاوه بر آن، او تغییراتی را در متن سخن اشعیا به وجود آورد. برای مثال، او عبارت «روز انتقام خدایمان» را از این سخن حذف كرده است، كه احتمالاً بدین دلیل صورت گرفته كه این بخش از عبارت، بهسان عنصری منفی، با هدف عیسی سازگار نبوده است. [البته [آن طور كه به نظر میآید این امر نشانه بیدقتی در نقل عبارت اشعیا نیست. [چرا كه [بیشتر جمعیت حاضر قادر نبودهاند متن اصلی عهد عتیق را به زبان عبری بفهمند و از این رو، احتمالاً عیسی از روش متداول در آن زمان پیروی كرده و به ترجمه آزاد عبارت به زبان آرامی دست زده است و احتمال هم دارد كه این موضوع به ترجمه یونانی لوقا مربوط باشد. ممكن است حدس بزنیم كه در حدود قرن هفتم میلادی در مدینه نیز مشابه همین موقعیت و شرایط حاكم بوده است؛ [چرا كه] مبلغان یهودی گزیدههایی از متون مقدس عبری را به صورت غیر رسمی به عربی ترجمه كردند. مبلغان مسیحی نیز همین كار را با متون خودشان انجام دادند. اگر چه گزیدههای آنها به جای آن كه از متن یونانیِ خود اناجیل [اربعه] گرفته شده باشد، احتمالاً از نسخهای سریانی از دیاتسرون(۲۰)، (انجیلی كه بر مبنای چهار انجیل تنظیم و مورد مقابله قرار گرفته) بوده است. این نكته روشن میسازد كه چرا قرآن به آنچه در عصر پیامبر اكرم در دست مسیحیان است «انجیل»(۲۱) میگوید نه «اناجیل».۲. تفسیر خدا محور از رسالت عیسی(ع) در قرآن
اعتقادنامه نیقیه ـ تنظیم شده در قرن چهارم میلادی ـ (۲۲) كه هنوز هم بهطور مرتب در مراسم مذهبی مسیحیان خوانده میشود، تأكید میكند كه: عیسی مسیح تنها پسر تولد یافته از خداست؛ متولد شده از خدای پدر، قبل از همه جهانها.(۲۰) احتمالاً قرآن هم در تقابلی حساب شده با چنین پنداشتی، تصریح میكند كه: «خدا یگانه و قائم به ذات است، او نه میزاید و نه زاییده شده است» (۱۱۲:۳). در نتیجه، قرآن بهطور مكرر تعبیر «عیسی پسر مریم» و نه «پسر خدا» را به كار میبرد؛ زیرا او منزّه از آن است كه فرزندی داشته باشد (۴:۱۷۱). با این حال، عكسالعمل قرآن در برابر دیگر عقاید مسیحیان بسیار سنجیده است. تا آنجا كه ما دیدهایم، قرآن داستانهای موجود در مورد عیسی و مادرش را كه برای معاصران حضرت محمد(ص) شناخته شده بوده مورد استفاده قرار داده و به روشهای سنتیِ مسیحیان در تفسیر كتاب مقدس روی آورده است. در عین حال، تفسیری كه قرآن از این داستانها عرضه میكند به طور ریشهای خدامحور است كه اكنون مایلم به اثبات آن بپردازم. اعتقادنامه نیقیه اظهار میدارد كه پسر: به صورت مادی در آمد و از مریم باكره متولد شد، و به شكل انسان ظاهر شد. الهیدانان مسیحی در پرتو این سخن یوحنّا كه «كلمه [خدا] انسان شد» و با تفسیری نسبتا تصنّعی از آبستنیِ دوشیزهوارِ [مریم] به این شكل كنونی از نظریه تجسّد خدا رسیدند؛ نظریهای كه توسط متی و لوقا نیز مورد تأیید قرار گرفته است.(۲۱) علاوه بر آن، قبل از آنكه اعتقادنامه نیقیه منتشر شود، مسیحیان تقدیس مریم را به عنوان مادرِ خدا آغاز كرده بودند و دیری نگذشت كه برخی مدعی شدند كه مریم، به رغم زایمان، معجزهوار باكره باقی مانده است.(۲۲) قرآن به حاملگیِ مریم در عین دوشیزگیاش اشاره دارد (۳:۴۷، ۱۹:۱۸ـ۲۱) و حتی عیسی را كلمه خدا میخواند (۴۵:۳ و ۴:۱۷۱)، اما از دیدگاه قرآن، این عنوان به جای آن كه مستلزم وجود ازلی یا الوهیت عیسی باشد، به این نكته اشاره دارد كه او حاصل قدرتِ آفرینشگر خداوند است، زیرا به یادآورنده این نكته است كه عیسی با اراده مستقیم خداوند و فرمان «كُنْ» در رحم مادرش به وجود آمد (۳: ۴۷ و ۵۹). درنتیجه، عیسی و مادرش با هم یك آیت از آیات الهی به شمار میروند (۲۳:۵۰). اگرچه خداوند با انتخاب مریم برای حمل عیسی، او را به برتری بر همه زنان دیگر مفتخر ساخته (۳:۴۲)، او نیز درد زایمان را احساس كرده است ـ كه دلالت ضمنی دارد بر این كه در مورد خودِ زایمان معجزهای اتفاق نیفتاده است (۱۹:۲۳).(۲۳) گذشته از آن، [قرآن تأكید میكند كه [اگر خداوند اراده كرده بود كه مریم و عیسی را به همراه افراد دیگر در روی زمین نابود كند، هیچ كس نمیتوانست او را از این كار باز دارد (۵:۱۷)؛ چرا كه آنها نیز چون دیگران انسان و فناپذیرند (۵:۷۵) و وقتی [در روز قیامت [عیسی مورد خطاب خداوند قرار میگیرد كه «آیا تو گفتهای كه مردم تو و مادرت را خدا بدانند؟»، او به شدّت آن را انكار میكند (۵:۱۱۶). برخلاف بكرزاییِ مورد ادعا و تجسّد خدا، معجزات عیسی در اعتقادنامه نیقیه مورد اشاره قرار نگرفته است. با این حال، مسیحیان در انجیلهای رسمی [چهار انجیل [و غیر رسمی (آپوكریف) آنها را به طور برجسته مطرح كردهاند. انجیل كودكی به زبان عربی(۲۳) با این گزارش آغاز میشود كه عیسی چگونه در گهواره سخن گفت. گر چه این انجیل به شكل كنونیاش مربوط به چند قرن پس از ظهور اسلام است، اما مطمئنا این داستان باید برای معاصران پیامبر اسلام نیز امری آشنا بوده باشد. قرآن، به جای آن كه وقوع این معجزه را انكار كند، صرفا درصدد رفع ابهام از سخنان عیسی است. به جای این ادعا كه «او پسر خدا است كه خدا او را برای نجات جهانیان فرستاده است»، اذعان میدارد كه «بنده خدا و پیامبر اوست و خدا به او دستور داده است كه تا پایان عمر نماز را به پا دارد و زكات بدهد و به مادرش احسان نماید.»(۲۴) مطابق گزارش ابناسحاق، نویسنده سیره پیامبر، یك هیأت نمایندگی از مسیحیان نجران ادعا كردند كه شفادادنهای عیسی، علم غیب او و آفریدن پرنده از گِل، [همگی [دلیل هستند كه عیسی [الوهی [بوده است.(۲۵) این مطالب، دو فراز از آیات قرآن را به ذهن متبادر میسازد كه تعدادی از معجزات عیسی را بر شمرده است. اوّلی حكایت میكند كه فرشته بشارت پیشگویی كرد كه عیسی پیامبر خدا به سوی بنیاسرائیل خواهد بود و او به بنیاسرائیل خواهد گفت: در حقیقت، من از جانب پروردگارتان برایتان معجزهای آوردهام، من از گِل برای شما [چیزی [به شكل پرنده میسازم، آنگاه در آن میدمم، سپس به اذن خدا پرندهای میشود؛ و به اذن خدا، نابینای مادرزاد و پیس را بهبود میبخشم و مردگان را زنده میگردانم و شما را از آنچه میخورید و در خانههایتان ذخیره میكنید، خبر میدهم. مسلما در این [معجزات] برای شما، اگر مؤمن باشید، عبرت است. [آلعمران: ۴۹] دومی دلالت دارد بر این كه در روز رستاخیز، خدا به یاد عیسی خواهد آورد كه چگونه لطف و رحمت خود را بر او و مادرش ارزانی داشته است و از جمله آن كه: [ای عیسی، یادآور،] آنگاه كه به اذن من، از گل، [چیزی [به شكل پرنده میساختی، پس در آن میدمیدی و به اذن من پرندهای میشد، و كور مادرزاد و پیس را به اذن من شفا میدادی؛ و آنگاه كه مردگان را به اذن من [زنده از قبر [بیرون میآوردی. [مائده:۱۱۰] از دیدگاه قرآن، موضوع اصلی، اصالت تاریخی معجزات عیسی نیست، بلكه فحوای آنها است. به جای آن كه این معجزاتْ دلایلی بر الوهیت عیسی باشد، نشانههایی برای بنیاسرائیل است مبنی بر این كه او پیامبری بر حق بوده كه از سوی خدا آمده است. [بنابراین] معجزاتْ گواه لطف و رحمت خدا به عیسی است و او نه با قدرت مافوق طبیعی و ذاتی خودش، بلكه با اذن خداوند آن معجزات را تحقق بخشیده است. عهد جدید حكایت میكند كه عیسی در دو مناسبت، معجزهوار، عده زیادی از مردم را كه به دنبال او آمده بودند غذا داد.(۲۶) گزارشهای مختلفی از این معجزات همگی بر این امر تأكید دارند كه چگونه عیسی نان را گرفت و سپاسگزاری كرد و او با این كار [صحنه [شام آخر(۲۴) را ترسیم میكرد كه در آن نیز او با عملی مشابه، مراسم عشای ربّانی(۲۵) را بنیاد نهاد.(۲۷) قرآن به این دو حادثه معجزهآمیز اشارهای نمیكند. با این حال، همان طور كه قبلاً دیدیم، قرآن به مائده آسمانی اشاره دارد كه ظاهرا در آن، شام آخر را با داستان نازل كردن منّ در بیابان، یعنی نمونه و مدل اصلی، معجزهای كه در عهد قدیم گزارش شده، تطبیق كرده است.(۲۸) قرآن كریم در این باره میگوید: و [یاد كن] هنگامی را كه حواریون گفتند: ای عیسی پسر مریم، آیا پروردگارت میتواند از آسمان، خوانی برای ما فرود آورد؟» [عیسی [گفت: اگر ایمان دارید از خدا پروا كنید. گفتند: میخواهیم از آن بخوریم و دلهای ما آرامش یابد و بدانیم كه به ما راست گفتهای و بر آن از گواهان باشیم. عیسی پسرمریم گفت: بار الها، پروردگارا، از آسمان، خوانی بر ما فرو فرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانهای از جانب تو، و ما را روزی ده كه تو بهترین روزیدهندگانی. خدا فرمود: من آن را بر شما فرو خواهم فرستاد، ولی هر كس از شما پس از آن انكار ورزد، وی را عذابیكنم كه هیچیك از جهانیان را عذاب نكرده باشم. [مائده:۱۱۲ـ۱۱۵] در این آیات چند نكته هست كه یادآور شام آخر است. شام آخر در واقع جشنی بود برای حواریون، چرا كه مصادف با عید پِسَح بود. همچنین عید [دیگری] شد برای كسانی كه بعد از آنها میآمدند، تا جایی كه مسیحیان آن را به طور مرتب در مراسم عشای ربّانی گرامی میدارند. در شام آخر، عیسی مصرّانه از حواریون خواست تا اجازه ندهند دلهایشان آشفته گردد. (یوحنا، ۱۴:۱). در نهایت، پولس، آن چنان كه دیدیم، شركت در مراسم عشای ربانی را به مثابه حضور در واقعه «مائده آسمانی» برشمرد.(اول قرنتیان، ۱۰:۲۱) همچنین بر آن بود كه خداوند مسیحیانی را كه با احترام لازم در این مراسم شركت نكردند مجازات كرد. (اول قرنتیان، ۱۱:۲۸ـ۳۲) با این حال، از جهات دیگر، متن قرآن بهطور قابل توجهی با گزارشهای سنتی مسیحیت اختلاف دارد. این بدان خاطر است كه قرآنْ میخواهد اصلاحی حساب شده نسبت به تعالیم مسیحی به عمل آورد كه در صورت مطالعه این آیات در سیاق، این امر قابل درك خواهد بود. این آیات در نقطه اوج یك سوره طولانی [مائده] واقع شده كه سراسر آن با حدود اجتماعی، گناه وآمرزش مرتبط است.(۲۹) اینسوره بهقصور یهودیان و مسیحیان در حفظ عهد خود با خدا اشاره دارد (۵:۱۲ـ۱۴). همچنین تأكید میكند كه خداوند درستكاران را دوست دارد و آنها را كه صرفا ادعا میكنند فرزندان و دوستداران او هستند، دوست ندارد؛ آنطور كه ظاهرا برخی از یهودیان و مسیحیان جزیرهٔالعرب ادعا كرده بودند (۵:۱۳ و ۱۸). در این سوره به جای آن كه از تصلیب به عنوان عمل رهاییبخش یاد شود، از آن به عنوان مجازات راهزنان یاد شده است (۵:۳۳).قرآن بیان میكند كه اگر كافران دو برابر آنچه در زمین است فدیه بدهند تا از عذاب قیامت رهایی یابند، از آنها پذیرفته نخواهد شد (۵:۳۶) و بر آن است كه آنها كه درباره عیسی و مریم ادعاهای گزاف نمودند، كافرند. (۵:۷۲ـ۷۳). در هماهنگی با این مطلب، گزارش قرآن از شام آخر، بهطور یكپارچه خدامحور است نه مسیحمحور. عیسی به حواریونش نیاموخته است كه «آن را به یاد من به جا آورید» (مقایسه كنید: لوقا، ۲۲:۱۹؛ نامه اول قرنتیان ۱۱:۲۴) چرا كه این خداوند است كه در روز جزا از او میخواهد كه: «یاد بیاور نعمت مرا بر تو» (۵:۱۱۰)؛ او به هیچ وجه اشاره نكرده است [كه جام شراب در شام آخر به منزله خون اوست كه حواریون مینوشند و اینكه] خونش برای آمرزش گناهان ریخته میشود (متی، ۲۶:۲۸) زیرا خداوند خوردن خون را حرام كرده است (۵:۳) و به خاطر آن كه خداوند هر كس را بخواهد میبخشاید و هر كس را كه بخواهد مجازات میكند (۵:۱۸ و ۵:۱۱۸) او [بین حواریون] جام شراب تقسیم نكرده است، چرا كه شرابِ انگور باعث عداوت و دشمنی و پیامدهای شركآلود است كه باید از آن اجتناب ورزید (۵:۹۰ـ۹۱). نهایت آن كه عیسی قول اعطای پادشاهی به حواریونش نداده است (لوقا، ۲۲:۲۹)، زیرا فرمانروایی بر همه چیز تنها از آن خداست (۵:۱۲۰). مطابق اعتقادنامه [نیقیه]، «رسالت عیسی در مرگ، رستاخیز و عروج به آسمان ختم شده است. همچنین او به خاطر [بخشایش گناهان] ما با فرمان پانتیوس پیلت(۲۶) به صلیب كشیده شد. آن را تحمّل كرد و به خاك سپرده شد و مطابق كتاب مقدس در روز سوم دوباره برخاست؛ به آسمان عروج كرد و در طرفِ راست پدر (خدای پدر) نشست.» مسیحیان عموما معتقدند كه مرگ عیسی در بالای صلیب كفاره گناه انسان است و اینكه رستاخیزش [پس از سه روز ماندن در قبر] زمینههای امیدشان به رستاخیزِ همگانی را فراهم میآورد.(۳۰) [اما] قرآن هیچ اشارهای به رستاخیز عیسی در روز سوم پس از مرگش نكرده است.(۳۱) از دیدگاه قرآن، [اگر هم چنین اتفاقی افتاده باشد] نه برای آمرزش گناه دیگران، بلكه به عنوان تجلی قدرت خدا در آفرینش است كه دلیلی گویا بر اثبات توانایی خداوند بر زنده كردن مردگان در روز جزاست.(۳۲) با این حال، قرآن به موضوع صلیب و عروج نیز پرداخته است امّا در یك بحث جدلی در مقابل یهودیان: و گفته ایشان كه ما مسیح، عیسی بن مریم، پیامبر خدا را كشتیم و حال آن كه او را نكشتند و مصلوبش نكردند، بلكه امر بر آنان مشتبه شد و كسانی كه درباره او اختلاف كردند، قطعا در مورد آن دچار شكّ شدهاند و هیچ علمی بدان ندارند، جز آن كه از گمان پیروی میكنند، و یقینا او را نكشتند، بلكه خدا او را به سوی خود بالا بُرد و خدا توانا و حكیم است. (۴:۱۵۷ـ۱۵۸) بیشتر مفسران سنتی این آیه را اینگونه تفسیر كردهاند كه خداوند چهرهای شبیه عیسی را بر شخصی دیگر افكند كه یهودیان حقیقتا او را به اشتباه به دار آویختند، در حالی كه خداوند قبلاً عیسی را با بدنش به آسمان برده بود. با این حال، دغدغه اصلی قرآن در اینجا رد ادعای لافزنانه یهود است كه گفتند عیسی را بر صلیب كشیدهاند، چرا كه قرآن نه چیزی در مورد هویت شخصِ جایگزین [شخصی كه بنابر فرض مشهور مفسران با عیسی اشتباه شده] گفته است و نه لزوما بر عروج جسمانی عیسی به آسمان دلالت دارد.(۳۳) با این حال، قرآن، بر خلاف پندار مسیحیان، نشان میدهد كه خداوند عیسی را بر بالای صلیب تنها رها نكرده تا او [به خیال آنها [از سر عجز و ناتوانی به ناله و زاری بپردازد!(۳۴) قرآن همچنین جایی برای این ادعای مسیحیان باقی نگذاشته كه بگویند «عیسی به خاطر بخشایش گناهان ما بر صلیب رفت»، زیرا در جاهای دیگر تصریح میكند كه خداوند انسانها را مسئول گناه خودشان میداند. از آنچه گفته شد باید روشن شده باشد كه از دیدگاه قرآن، شریك بودن عیسی در قدرت و جلال خداوند، پس از عروج او به آسمان نیز ممكن نیست. به عكس، قرآن رفتاری بسیار فروتنانه از عیسی را در حضور پروردگار [پس از عروج] ترسیم میكند (۵:۱۱۶ـ۱۱۸). نكته آخر اینكه، چشمانداز قرآنی از «انجیل» به عنوان «وحیی كه عیسی از جانب خدا دریافت كرده است»، با رویكرد خدامحور قرآن هماهنگی بیشتری دارد تا اظهارات مسیحیان كه انجیل را «قدرت نجاتبخش برآمده از مرگ و رستاخیز عیسی» میدانند.
۳. تأمّلاتی دیگر
قرآن كریم بارها قاطعانه اظهار داشته كه تنزیلی از جانب پروردگار جهانیان است و نه برساخته یك انسان.(۳۵) آنچه در این مقاله مورد بحث قرار گرفته بر همین مبنا پیریزی شده است. اگر ادعای بسیاری از غیرمسلمانان این است كه تصویر عیسی در قرآن مشوّش است، به طور خلاصه میتوان گفت كه این ادعا سخت مورد تردید است. از طرف دیگر، اگر آنچه من در صدد بیان آن هستم اثبات شود ـ كه تصویر عیسی در قرآن كاملاً منسجم است ـ میتوان اعتراضاتی كه در این باره به قرآن شده است را كاملاً مردود دانست. با این حال، با طرح این نظریه كه جزئیات مختلف از مطالب مربوط به عیسی [در قرآن] تنها در صورتی قابل فهم است كه باتوجه به شرایط تاریخی [نزول قرآن [مورد مطالعه قرار گیرند، من تلویحا بیان كردهام كه قرآن در برخی جهاتْ عصری است. با این مبنا، كسانی كه الهیبودن قرآن را باور دارند، در اینگونه موارد لزوما باید بین لبّ مطالب قرآن و امور جزئی و حاشیهای، كه از نظر تاریخی محتمل الوقوعاند، تفكیك قائل شوند. چنانچه در آیات زیادی از قرآن كه در مورد اجزای جهان و نظم بین آنها آمده دقت كنیم، این امر میتواند ما را در حل این مسئله كمك كند. [توضیح آن كه]، عربهای بتپرست خدایان دیگری را علاوه بر خدای متعال میپرستیدند و همچنین منكر زندگی در جهان دیگر بودند. بنابراین، قرآن مصرّانه از آنها خواست تا در مورد جهان پیرامون خود اندیشه كنند تا دریابند كه جهان پر از نشانههای عظمت خدای خالقِ یگانه است؛ خدایی كه این قدرت را خواهد داشت تا در روز رستاخیز همه آنها را دوباره زنده كند.(۳۶) بسیاری از پدیدههایی كه در این راستا مورد اشاره قرآن قرار گرفته، برای همه مردم جهان شناخته شده است. آنها عبارتاند از جریان آمد و شدِ روز و شب، حركت منظم خورشید و ماه، پرواز پرندگان در جهت خلاف نیروی جاذبه زمین، انواع غذاها و لباسها، كه از حیوانات به دست میآید، نزول باران، كه باعث رشد گیاهان میشود، و نقش نطفه در تولید مثل انسان. با این حال، گاه به گاه قرآن به پدیدههایی اشاره میكند كه برای عربها كاملاً شناخته شده است، امّا مردم دیگر نقاط جهان با آن آشنا نیستند. برای مثال میتوان از نخل خرما، شتر و مروارید نام برد. علاوه بر آن، در موارد اندكی، قرآن به موضوعاتی اشاره میكند كه بخشی از جهانبینی عرب بوده است. موضوع هفت آسمان نمونهای از این قبیل است.(۳۷) اگر به فرض، قرآن به جای آن كه در قرن هفتم میلادی در مكه و مدینه نازل شود، در قرن شانزدهم در مكزیك نازل میشد، ممكن بود كه به جای درخت خرما، شتر و مروارید از گیاه ذرّت، لَمَا(۲۷) و یَشم و نیز به جای هفت آسمان از سیزده آسمان یاد كند.(۳۸) همینطور اگر در قرن بیستم در بریتانیا نازل میشد، به گندم، اتومبیل و الماس اشاره میكرد و فضای پهناور بین كهكشانها را یادآور میشد.(۳۹) با این حال، اگر چه این عبارتها، كه در حقیقت بیان نشانههای خداوند است، از نظر جغرافیایی و تاریخی با فضای فكری مخاطبان اولیه قرآن سازگاری دارد، این نكته به هیچوجه ازارزش محتوای جاودانه پیام [قرآن] نخواهد كاست. این آیات بهما میگویند كه تنها خدای واحد متعال را بپرستید كه تمامی اجزای عالم بر عظمت و قدرتش گواهی میدهند. من بر این باورم كه همین مطلب، با قدری تفاوت، در مورد داستان عیسی در قرآن نیز صدق میكند. گزارههای تاریخی محتملالوقوع كه بسیاری از مسیحیان آنها را آشفته یافتهاند، اهمیت چندانی ندارند. مهم این است كه قرآن مسیحیان را به پذیرش تفسیری از رسالت عیسی، كه خدامحور و منسجم است، دعوت میكند. این تفسیر [از رسالت عیسی] مستلزم اذعان به اینامر است كه عیسی بنده متواضع خداوندِ یكتاست نه پسراو، و اینكه تصلیب عیسی هیچ تأثیری بر اراده و قدرت خدا در بخشایش گناه انسان ندارد.باید گفت كه اینك گفتگوی بین «محافظهكارانِ مسیحی»، كه همچنان بر معنای ظاهری تجسّد خدا در عیسی پای میفشارند، و «سنتگرایانِ مسلمان»، كه بر صحت تاریخی همه مطالب قرآن در مورد عیسی تأكید میكنند، به بنبست رسیده است. با این حال، برای مسیحیانی كه اجمالاً با نظریه مطرح شده در كتاب اسطوره تجسّد خدا موافقند و مسلمانانی كه با نظریه من در مورد داستان عیسی در قرآن همگرایی دارند، باب گفتگو حداقل در چهار زمینه مفتوح است: نخست، اگر آنچه در قرآن در مورد عیسی آمده ـ كه به طور عمد داستانهای رایج یا روشهای قدیمی تفسیر كتاب مقدس را منعكس ساخته است ـ به درستی در نظر گرفته شود، آیا نتایج حاصل از تحقیقات تاریخی ـ انتقادیِ جدید از خاستگاه مسیحیت، با ارزیابی قرآن از عیسی و رسالتش مطابقت دارد؟ دوم، اگر آموزههای عیسی، آنطور كه در اناجیل چهارگانه آمده، همان است كه قرآن آن را به عنوان انجیل پاس داشته است كه خداوند آن را به عیسی داده و دربردارنده نور، هدایت و ذكر است، در این صورت معنای جاودانه این تعالیم [برای مسلمانان] چیست؟ سوم، تا چه حد مسلمانان میتوانند با مسیحیانی كه عقیده تجسّد خدا را ـ به عنوان یك حقیقت متافیزیكی واقعی ـ وانهادهاند، همگرایی داشته باشند در حالی كه این دسته از مسیحیان [نیز هنوز [بر این عقیدهاند كه داستانهای كتاب مقدس در مورد عیسی و شخصیت خود عیسی نیز كانون منحصربهفرد قدرتتحوّلآفرینخدا درجهاناست؟(۴۰) چهارم، آیا نویسندگان كتاب اسطوره تجسّد خدا در این دیدگاهشان بر صوابند كه «عقیده تجسّد خدا در عیسی متناسب با عصری است كه این نظریه در آن طلوع كرد»،(۴۱) و اگر چنین است آیا همین مطلب (عصری بودن) در مورد تفسیرِ غیر تجسدیِ قرآن از عیسی بیشتر صادق نیست؟پینوشتها:
۱. نیل رابینسون (Neal Robinson) پژوهشگر، رئیس بخش مطالعات اسلامی دانشگاه ولز انگلستان و فارغالتحصیل دانشگاه آكسفورد و دانشگاه بیرمنگام و از شاگردان جان هیك. وی پس از مطالعه و تحقیق درباره قرآن به آیین اسلام گروید. رابینسون به زبانهای عبری، لاتین، یونانی، فرانسه، آلمانی و عربی مسلط است. از رابینسون چندین كتاب و مقاله در زمینه قرآن كریم و پیامبر اسلام منتشر شده كه از جمله آنها كتاب: Christ in Islam and Christianity: The Representation of Jesus in the Quran and the Classical Muslim Commentaries (Basingstoke: Macmillan, ۱۹۹۱). است. ترجمه این كتاب تحتعنوان مسیح در اسلام و مسیحیت. از سوی انتشارات سهروردی به زودی منتشر خواهد شد. (مترجم)
۲. John Hick (ed) The myth of God Incarnate (London: SCM, ۱۹۷۷).
این كتاب كه خانم فرنسیس در تألیف آن نقش بسزایی ایفا كرد، اندكی پس از آن كه من رساله دكترایم را در مورد انجیل لوقا تحت راهنمایی محققانهاش به پایان بردم، منتشر شد. شاید او اكنون خوشحال باشد كه این كتاب و مباحثی كه حول آن مطرح شده، قطار اندیشه را به حركت در آورده و تا به اینجا رسانده كه در این مقاله عرضه شده است.
۳. Ibid. P ۱۷۹ f.
۴. از نظر مسلمانان، الفاظ قرآن نیز از آن خداست. بنابراین خدا خودْ عیسی را «مسیح» خوانده است. برای پرهیز از پیشداوری، تلاش میكنم تا در این مورد بیانی را به كار ببرم كه این فرض را نفیا یا اثباتا در نظر نگیرم. یادآوری میشود كه آنچه از قرآن نقل كردهام مطابق نسخه اصل عربی چاپ مصر است و ترجمه به انگلیسی از نگارنده است.
۵. معجزه دمیدن روح در هیكل پرنده و زنده شدن آن در InfancyStoryofThomasآمده است كه ترجمه سریانیِ آن در دوره قبل از اسلام وجود داشته است، داستان درخت خرما و نهر آب در انجیل لاتین با عنوان GospleofPseudo-Matthewو داستان سخن گفتن عیسی در گهواره در ArabicInfancyGospel آمده است. این دو اثر اخیر در شكل فعلیشان مربوط به بعد از عصر نزول قرآناند، اما به نظر میرسد كه گردآورندگان آنها از منابع پیشین سریانی استفاده كردهاند كه آن منابع اكنون موجود نیست.
۶. See e.g. G.W.H. Lampe & K.J.Woolcombe, Essays on Typology, (London:SCM,۱۹۵۷).
۷. دراینمورد مقایسه كنید سفرپیدایش (۲۲:۱ـ۱۹) را با انجیل یوحنا(۱۹:۱۷ و۳:۱۶ و۱:۲۹). سفر پیدایش (۲۲:۲) از اسحاق به عنوان تنها فرزند ابراهیم یاد میكند، در حالی كه در جای دیگر از سفر پیدایش (۱۶:۲) به این واقعیت تصریح شده كه كنیزِ همسرِ او (هاجر) اسماعیل را برای او به دنیا آورده است. مسلمانان بر این باورند كه ذبیح اسماعیل است نه اسحاق.
۸. سفر خروج (از ۸:۱ تا ۱۰:۲) را با انجیل متی (۲:۱۳ـ۱۸) مقایسه كنید.
۹. مقایسه كنید قرآن (۱۹:۲۸) را با سفر اعداد (۱۲:۱۰ـ۱۶). مریم به خاطر آن كه گفته بود «خداوند تنها از طریق موسی سخن نگفته است، بلكه از طریق او (مریم) و هارون نیز سخن گفته است»، مجازات شد. در ارتباط با این مطلب توجه به این نكته لازم است كه اصطلاح «خواهرِ هارون» تنها در سفر خروج از كتاب مقدس (۱۵:۲۰) آمده است؛ جایی كه او همچنین به عنوان یك پیامبر زن نیز معرفی شده است.
۱۰. مقایسه كنید یوشع (۴:۲) با انجیل مرقس (۳:۱۳).
۱۱. See L.W.Bamard, Justin Martyr:His life and Thought (Cambridge:CUP,۱۹۶۷),P.۱۵۹.
۱۲. برای مطالعه جزئیات بیشتر در این مورد مراجعه كنید به:
C. Schedl, Muhammad und Jesus (Vienna: Herder, ۱۹۷۸) PP. ۵۲۳-۷.
۱۳. این كتاب به وسیله نگارنده از متن اصلی یونانی در «HKH IA H KAINH» به انگلیسی ترجمه شده است: (چاپ دوم: London:BritishandForeinBibleSociety, ۱۹۵۸).
۱۴. رجوع كنید به انجیل مرقس، ۱:۱۴.
۱۵. برای مثال مراجعه كنید به انجیل متی، ۵:۱۴ـ۱۹، ۶:۲۲، ۷:۱۳ و ۲۴ـ۲۷.
۱۶. برای مثال نگاه كنید به انجیل متی ۱۶:۲۵ و ۱۹:۲۱ و ۲۹.
۱۷. نزدیكترین عبارت در این باره آیه ۸ از باب ۴ از انجیل مرقس است.
۱۸. با این توضیح، لازم نیست كه چنین فرض بگیریم (آنطور كه دانشمندان مسلمان در نسلهای مختلف فرض گرفتهاند) كه مسیحیان بهطور عمدی در متن انجیل دست برده و كلمه Parakletos را جایگزین Periklutosنمودهاند تا پیشگویی عیسی در مورد پیامبر اسلام را از بین ببرند.
۱۹. انجیل لوقا، ۴:۱۸، مقایسه كنید با اشعیا، ۶۱:۱.
۲۰. آنچه از اعتقادنامه نیقیه در این مقاله آمده، از متن یونانی با مشخصات زیر ترجمه شده است.
T. H. Bindley, TheOecumenicalDocumentsoftheFaith, fourth edition (London: Methuen, ۱۹۵۰) P. ۶۴.
۲۱. متی ۱:۱۸ـ۲۵؛ لوقا ۱:۲۶ـ۳۸ و یوحنا ۱:۱۴.
۲۲. مریم در آغاز تئوتاكاس (Theotokos) خوانده میشد، در این باره نگاه كنید به:
Alexandria c. ۳۲۴ J. Pelikan, The Christian Tradition, vol. ۱ (Chicago: University of Chicago Press, ۱۹۷۱), P. ۲۴۱.
درباره همیشگیبودن بكارت مریم نگاه كنید به:
The Protoevangelium of James (۱۹:۲)
The Consecration of a Virgin and The Perpetual Virginity of Mary (۸:۵۲).
هر دو منبع اشاره دارند به اینكه مریم پس از زایمان نیز باكره باقی مانده است.
۲۳. مقایسه كنید عروج اشعیا (۱۱) و غزل سلیمان (۱۹).
۲۴. مقایسه كنید قرآن (۱۹:۲۹ـ۳۳) با The Arabic Infancy Gospel(۱:۲).
۲۵. A. Guillanme, The Life of Muhammad: A Translation of Ibn Ishaq۰۳۹;s Sirat Rasul Allah (Oxford: OUP. ۱۹۴۵) P. ۲۷۱.
۲۶. در مورد غذا دادن به ۵۰۰۰ نفر رجوع كنید به متی ۱۴:۱۳ـ۲۱؛ مرقس، ۶:۳۰ـ۳۴؛ لوقا، ۹:۱۲ـ۱۷؛ یوحنّا ۶:۱ـ۱۵. در مورد غذا دادن به ۴۰۰۰ نفر نگاه كنید به متی ۱۵:۳۲ـ۳۹ و مرقس ۸:۱ـ۱۰.
۲۷. متی ۲۶:۱۷ـ۲۹؛ مرقس ۱۴:۱۲ـ۲۵؛ لوقا ۲۲:۱۴ـ۲۰؛ اول قرنتیان ۱۱:۲۳ـ۲۷. یادآوری میشود كه گزارش یوحنّا از شام آخر به بركت دادن نان اشاره نكرده است (ر.ك: یوحنّا ۱۳:۱۷ـ۱ و ۲۶).
۲۸. . با این حال قرآن به هیچ وجه دو حادثه را با هم مخلوط نكرده است. قرآن كریم در جای دیگر تصریح دارد كه واقعه نزول منّ در زمان موسی بوده است (۲۰:۸۰ و ۲:۵۷).
۲۹. سوره مائده كه سورهای طولانی است، به ظاهر در بردارنده موضوعات متفاوت و بیارتباط با یكدیگر است. با این حال، من ثابت كردهام كه این سوره دارای نظمی خاص و البته پیچیده است و با توجه به آن، سوره دارای اجزای هماهنگ است. در این باره نگاه كنید به:
Neal Robinson, Hands Outstretched: Towards A Re-reading of Surat
al-ma۰۳۹;id۰۳۹;a, Journal of Quranic Studies III/I (۲۰۰۱) PP. ۱-۱۹.
۳۰. برای مثال نگاه كنید به اول پطرس: ۱:۳.
۳۱. قرآن (۱۹:۳۳) به مبعوث شدن او در رستاخیز عام اشاره كرده است. شبیه همین عبارت در مورد یحیای تعمیددهنده نیز آمده است (۱۹:۱۵).
۳۲. بنگرید به: قرآن ۷۵:۳۶ـ۴۰.
۳۳. برای مطالعه بیشتر در مورد اینكه مفسّران قرآن چگونه این آیه را تفسیر كردهاند، بنگرید به كتاب نگارنده: Op. cit. ۱۹۹۱ pp. ۱۲۷-۱۴۱. این فرضیه كه شخصی شبیه عیسی به دار آویخته شده است، احتمالاً از داستانی نظیر آن در كوفه كه در مورد امامان شیعه آمده، نشأت گرفته است. درباره اعتقاد به عروج جسمانی عیسی هم باید گفت كه آن نیز از احادیثی استنباط شده است كه میگوید عیسی دوباره به زمین بر میگردد تا دجال را بكشد. ۳۴. «خدای من، خدای من، چرا مرا رها كردهای؟» متی ۲۷:۴۶؛ مرقس ۱۵:۳۴.
۳۵. برای مثال بنگرید به: قرآن ۵۳:۱ـ۵.
۳۶. برای مثال بنگرید به آیات مربوط به نشانههای خدا: سوره نحل: ۱۰ـ۱۸، سوره حج: ۵ به بعد، سوره ملك: ۷ و سوره قیامت: ۳۶ـ۴۰.
۳۷. قرآن ۳:۶۷ و غیره.۳۸. See M.D.Coe & R. Koontz, Mexico: From the Olmocs to the Aztecs, fifth edition (London: Thames & Hudson, ۲۰۰۲); R. Townsend, The Aztecs, Second edition (London: Thames & Hudson, ۲۰۰۰); M. Miller & K.Taube, An Illustrated Dictionary of the Gods and Symbols of Ancient Mexico & the Maya, (London: Thames & Hudson, ۱۹۹۳).
۳۹. موریس بوكایل و دیگران از طرفداران تفسیرِ به اصطلاح علمی هستند. آنها دلایل محكمی برای اثبات اینكه مطالب قرآن مطابق كیهانشناسی جدید است، ارائه نكردهاند. در این باره بنگرید به:
Neal Robinson, Sectarian and Ideological Bias in Muslim Translations of the Quran, Islam & Christian-Muslim Relations, ۸/۳ (۱۹۹۷), pp. ۶۲۱-۲۶۸ (esp. ۲۶۹-۲۷۴).
۴۰. Wiles in Hick, op. Cit. P. ۹.
۴۱. Ibid. P. ۴.
پاورقی ها:
۱ مقاله حاضر متن كنفرانس علمی نویسنده در دانشگاه آكسفورد است، تحت عنوان:
Jesus in the Qur۰۳۹;an, The Historical Jesus, and The Myth of the Incarnation.
۲ ترجمه این كتاب به زودی از سوی انتشارات مركز مطالعات ادیان و مذاهب منتشر خواهد شد. (هفت آسمان)
۳. اندیشه تجسد خدا در عیسی بیشتر در انجیل یوحنّا مطرح شده است. در این انجیل آمده است: «در ازل، پیش از آن كه چیزی پدید آید، «كلمه» وجود داشت و نزد خدا بود. او همواره زنده بوده، و خود او خداست». (یوحنا، ۱:۱ـ۲) «كلمه خدا» انسان شد و بر روی این زمین در بین ما زندگی كرد. او لبریز از محبت و بخشش و راستی بود. ما بزرگی و شكوه او را به چشم خود دیدیم، بزرگی و شكوه فرزند بینظیر پدر آسمانی ما، خدا، (همان، آیه ۱۴). بیشتر مسیحیان به این مطالب با همان معنای ظاهری و تحتاللفظی آن اعتقاد دارند، اما جان هیك و همكاران او در كتاب اسطوره تجسّد خدا زبانِ این اندیشه را زبانی اسطورهای دانستند. (كلیه پاورقیها از مترجم است).
۴. در انجیل یوحنا آمده است كه عیسی گفت «راه منم، و زندگی منم، هیچ كس نمیتواند به خدا برسد مگر به وسیله من» (یوحنا، ۱۴:۶).
۵. نویسنده مقاله معتقد است كه وحی قرآنی در برخی موارد براساس روش تفسیر تمثیلی (Typology) قهرمانان داستانهایش را مطرح كرده است و این روش تفسیری در میان مسیحیان رواج داشته است. بعدا در این باره توضیح بیشتری خواهد آمد.
۶. این نظر شخصی نویسنده است، وگرنه در هیچ موردی تاكنون ثابت نشده كه حكایتهای قرآن در مورد عیسی واقعیت تاریخی نداشته است. البته نویسنده هم تأكید نمیكند كه آنها واقعیت تاریخی نداشتهاند، بلكه آنها را اموری محتملالوقوع میداند و بر این نظر است كه ضرورتی ندارد كه ما آنها را داستانهای واقعی تاریخی بدانیم.
۷. در عهد عتیق از خواهر موسی و هارون با نام (Miriam) (كتاب مقدس، سفر اعداد، باب ۱۲) و در عهد جدید از مادر عیسی با نام (Mary) نام برده شده است (انجیل متی، ۱۸:۱) كه هر دو در عربی و فارسی «مریم» خوانده میشوند.
۸. Typology
۹. روش تفسیر تمثیلی یا Typology عبارت است از روش استفاده از داستان یك شخصیت مربوط به زمانهای پیشین به عنوآن «مَثَل» (Type) برای شخص یا حادثه دیگری كه مربوط به زمان دیگری یا دین دیگری است. مسیحیان بسیاری از شخصیتها و حوادث عهد عتیق را مثالی برای شخصیتها و حوادث عهد جدید میدانند. بهطور مثال، شخصیت حنّا و دعای او را پس از آنكه به صورت معجزهآمیز فرزنددار میشود (اول سموئیل، ۲:۱ـ۱۰) پیشگویی شخصیت مریم و دعای او پس از فرزنددار شدن (لوقا، ۱:۴۶ـ۵۵) میدانند یا حادثه گرفتار آمدن حضرت یونس در شكم ماهی به مدت سه روز و رهایی او را به حادثه ماندن جسد عیسی در قبر به مدت سه روز و زنده شدن دوباره او تفسیر میكنند. نام دیگر تفسیر Typologyدر انگلیسی Prefiguring است.
۱۰. در كتاب مقدس در مورد امتحان ابراهیم آمده است «خدا فرمود: یگانه پسرت یعنی اسحاق را كه بسیار دوستش میداری برداشته، به سرزمین موریا برو و در آنجا وی را بر یكی از كوههایی كه به تو نشان خواهم داد به عنوان هدیه سوختنی، قربانی كن (سفر پیدایش، ۲۲:۲). بنابراین كتاب مقدس از اسحاق به «یگانه پسر ابراهیم» نام برده است، در حالی كه مطابق تصریح خود كتاب مقدس، اسحاق بعد از اسماعیل به دنیا آمده و تنها پسر او نبوده است.
۱۱. مطابق كتاب مقدس، ابراهیم مأموریت داشت كه اسحاق را پس از ذبح بسوزاند. در كتاب مقدس آمده است: «ابراهیم هیزمی را كه برای قربانی سوختنی آورده بود، بر دوش اسحاق گذاشت و خودش كارد و وسیلهای را كه با آن آتش روشن میكردند برداشت و با هم روانه شدند» (سفر پیدایش، ۲۲:۶).
۱۲. كتاب مقدس در این باره میگوید: «روزی مریم و هارون، موسی را به علت اینكه زن او حبشی بود، سرزنش كردند. آنها گفتند: آیا خداوند فقط به وسیله موسی سخن گفته است؟ مگر او به وسیله ما نیز سخن نگفته است؟ خداوند سخنان آنها را شنید و فورا موسی و هارون و مریم را به خیمه عبادت فرا خوانده فرمود: «هر سه نفر شما به اینجا بیایید.» پس ایشان در حضور خداوند ایستادند. آنگاه خداوند در ستون ابر نازل شده، در كنار درِ عبادتگاه ایستاد و فرمود: هارون و مریم جلو بیایند و ایشان جلو رفتند. خداوند به ایشان فرمود: من با یك نبی به وسیله رؤیا و خواب صحبت میكنم، ولی با موسی كه خدمتگزار من است به این طریق سخن نمیگویم، چون او قوم مرا به وفاداری خدمت میكند، من با وی رودررو و آشكارا صحبت میكنم، نه با رمز، و او تجلیِ مرا میبیند. چطور جرأت كردید او را سرزنش كنید؟ پس خشم خداوند بر ایشان افروخته شد و خداوند از نزد ایشان رفت. به محض اینكه ابر از روی خیمه عبادت برخاست، بدن مریم از مرض جذام سفید شد. وقتی هارون این را دید، نزد موسی فریاد بر آورد: ای آقایم، ما را به خاطر این گناه تنبیه نكن، زیرا این گناه ما از نادانی بوده است. نگذار مریم مثل بچه مردهای كه موقع تولد، نصف بدنش پوسیده است، شود. پس موسی نزد خداوند دعا كرده، گفت: ای خدا، به تو التماس میكنم او را شفا دهی. خداوند به موسی فرمود: اگر پدرش آب دهان به صورت او انداخته بود، آیا تا هفت روز خجل نمیشد؟ حالا هم باید هفت روز خارج از اردوگاه به تنهایی بسر برد و بعد از آن میتواند دوباره باز گردد.» (سفر اعداد ۱۲:۱ـ۱۴).
۱۳. Paul
۱۴. gospel
۱۵. منظور نویسنده آن است كه این عبارات دلالت دارد كه عیسی نیز مانند دیگر پیامبران یك پیامبر است كه از طرف خداوند فرستاده شده است تا پیام الهی را به مردم ابلاغ كند و چون دیگر پیامبران با روحالقدس و فرشته وحی در ارتباط است. پیام الهی او انجیل (بشارت) نام گرفته است چنان كه دیگر كتب آسمانی به «بشارت»، «هدایت» و «ذكر» نامبردار شده است.
۱۶. Paraclete
۱۷. praised
۱۸. highly praised
۱۹. منظور نویسنده آن است كه اشعیا به زبان متكلم وحده در مورد خودش گفته است: «روح خدا بر من است و...» بنابراین بسیار تكلّفآمیز است كه بگوییم این عبارت پیشگویی ظهور عیسی است. اگر سخن اشعیا به صورت غایب در مورد شخصِ دیگری بود، به این صورت كه گفته بود «روح خدا بر اوست و...» تطبیق آن بر عیسی مشكل نبود. اینك باید پرسید كه چگونه این تطبیق برای مسیحیان تكلفآمیز نیست، اما تطبیق مطالب انجیل بر حضرت محمد(ص) و پیروان او تكلّفآمیز است؟
۲۰. Diatesseron
۲۱. Gospel
۲۲. Nicene - Constantinopolitan Creed.
۲۳. Arabic Infancy Gosple
۲۴. Last Supper
۲۵. Eucharist
۲۶. Pontius Pilate
۲۷. حیوانی است شبیه به شتر اما كوچكتر كه در جنوب آمریكا زندگی میكند.
منبع:فصلنامه هفت آسمان، شماره ۲۴
نویسنده:نیل رابینسون
منبع : خبرگزاری فارس
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست