چهارشنبه, ۳ مرداد, ۱۴۰۳ / 24 July, 2024
مجله ویستا

ارزیابی یک استعفا


ارزیابی یک استعفا
یکی دیگر از مهره های کلیدی جمهوری خواهان قصد استعفا دارد. کارل روو که از سال ۱۹۹۳ در کنار جرج بوش پدر به عنوان مشاور سیاسی در خدمت کاخ سفید بوده است به دلایل مختلفی در حال کناره گیری است. اقدام به کناره گیری از پست های سیاسی معمولاً واجد تاثیراتی در رویه عمل دولت ها است. در صورتی که افراد مستعفی در جایگاه مهمی باشند یا دست کم از نفوذ بالایی در جهت گیری ها برخوردار باشند، باید مساله استعفا را با دامنه فزون تری ارزیابی کرد. هرچند این نکته که وقوع استعفای افراد کلیدی چه تاثیراتی می تواند بر اوضاع و شرایط سیاسی داشته باشد از اهمیت بالایی بهره می گیرد، اما بی تردید نفس کناره گیری و استعفا، موضوعی متفاوت است که شایسته تدقیق و بررسی مجزا است.
با وجود توفان هایی جنجالی که کناره گیری های ناگهانی به پا می کند، بدیهی است که کمتر مجالی برای خود نمایی ماهیت استعفا باقی می ماند و اینکه چگونه و چه هنگام استعفای مقامات بالا صورت می پذیرد. از این رو که جوامع گوناگون از فهم خاص خود قوام می گیرند، تبعات مقوله یی مانند استعفا نیز از یک محیط اجتماعی به محیط دیگر متفاوت است. مضاف بر آن شکل و کیفیت نظام سیاسی نیز گویای وجه دیگری از پدیده سیاسی مزبور به شمار می رود. این عمل که از آرایه های ادبیات دموکراتیک برمی خیزد، اساساً در پی انتقال بار معنایی خاصی است که هضم آن در همان متن دموکراتیک میسر است.
ارتباط استعفا و دموکراسی به واقع ارتباطی دیالکتیکی است به گونه یی که استعفا که در پرتو نهادینه شدن فرهنگ پاسخگویی و مسوولیت پذیری ریشه می گیرد، خمیرمایه اعتمادسازی متقابل و تقویت حس مشترک جمعی مبنی بر تحقق تعیین سرنوشت ملتی به دست خویشتن است و همین امر از ضرورت استعفا هنگامی که کارکرد ها دچار اختلال شده اند پرده بر می دارد. در کشور های جهان سومی که دموکراسی با شدت و ضعف مختلفی در جریان است، می توان گونه یی از استعفا را دید که هم از حیث صورت و هم از منظر ماهیت با استعفا در متن دموکراسی های نهادینه شده متمایز است.
به دلیل اینکه افکار عمومی در کشورهای جهان سومی شکیل و منتظم نیست، نهاد های حکومتی یا به عدم پاسخگویی و در عوض اقتدارگرایی از بالا برای نظم دلخواه بخشیدن به توده های بی شکل گرایش دارند یا در صورت نبود زمینه های اقتدارگرایی، مسوولیت پذیری و پاسخگویی را به شکل نیم بندی به اجرا در می آورند که اساساً چون کارکرد خود را از دست می دهد و از طرفی نمی توان جهتی منطقی برای آن ترسیم کرد از دایره رفتار های دموکراتیک خارج است.
با تمام این اوصاف می توان استعفا را کم و بیش در جوامع اقتدارگرا یا نیمه دموکراتیک به چشم دید اما باید دقت داشت که علت آن نه پا گرفتن فرهنگ پاسخگویی و زیر سوال رفتن به دست شهروندان بلکه ناسازگاری های دیوان سالارانه بوده و جنبه دستوری و القایی دارد. اینکه چرا رفتار استعفا در جوامع کمتر توسعه یافته اینچنین خشک و بی روح است را باید در پیوند با دیگر خصلت های اجتماعی غور کرد. به بیانی علت در حیطه اجتماعی مستور است و نه در نهاد های سیاسی که خود بازتاب و انعکاسی از چینش ارزش های اجتماعی اند. جامعه پذیری نقشینه های سیاسی و سناریو های اجتماعی که هم فرد را در جایگاه شهروند استحقاق می بخشد و هم دولتمردان را در جایگاه مسوولیت تعریف می کند، درست به دلیل همین نقاط کور حوزه عمومی در جوامع غیردموکراتیک است که ناقص و معیوب روی می دهد. مقایسه کناره گیری بلر در بریتانیا که از سر تقلیل محبوبیت حزب حاکم در نظر افکار عمومی واقع شد و از سویی استعفای جمعی از وزیران دولت نوری المالکی که نمودی از خصومت درون سازمانی و قدرت طلبی گروهی و فرقه یی بود نمونه روشنی از تمایز یاد شده است.
البته نباید تصور کرد که بدون استثنا آنچه در جوامع دموکراتیک اتفاق می افتد ناشی از روحیه مسوولیت پذیری و از سر جبر اجتماعی است یا هرگز کشور های در حال توسعه استعفا را از طریقه دموکراتیک و با جریان از پایین به بالا شاهد نیستند یا از علت وجودی آن بی خبرند، بلکه غرض این است که استعفای سیاسی مانند دیگر رفتار های دموکراتیک با نظام ارزشی و فرهنگ فردگرایانه همبسته است و از جهان بینی و نیز اسلوب نگرش فرد به حیات اجتماعی و شیوه دولتمداری خیز می گیرد. در جوامعی که بلوغ یافتگی سیاسی را به وضوح می توان رصد کرد، قواعد بازی وامدار پذیرش و مقبولیت عمومی است و چون گنجایش اجتماعی با نهاد های مدنی اشباع می شود آنچه در لایه های فوقانی حکومتی رخ می دهد در افق اختیار و نقش آفرینی مردمی معنا یافته و به این ترتیب از ویژگی سلسله مراتبی تحکمی تهذیب می شود.
به هر رو در صورتی که استعفا ناشی از اقتدار نهادینه شهروندی و نه نهاد های اقتدارگرا باشد، باید آن را گامی به سوی دموکراسی تعمیق یافته متصور بود. در همین امتداد است که سازمان حکومت موجبات ترقی توان نرم افزاری را مهیا کرده و خود را به غایت از مقدورات و امتیازات اجتماعی که عبارت از مشروعیت فزاینده است سیراب می کند.
دیاکو حسینی
منبع : روزنامه اعتماد