سه شنبه, ۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 21 May, 2024
مجله ویستا

پایان عصر طلایی لژیونرهای فوتبال ایران


پایان عصر طلایی لژیونرهای فوتبال ایران
بازگشت وحید هاشمیان مهاجم ملی پوش فوتبال ایران به بوخوم پس از سه سال بازی در هانوفر دیگر تیم دسته اولی آلمان، به گونه ای رجعت به خانه توصیف شده است، زیرا بوخوم جایی بود که مهاجم اسبق پاس تهران چند سال پیش در آن خود را مطرح کرد و جامعه فوتبال آلمان را با خصوصیات خود آشنا ساخت و به درجاتی بالا رساند.
چند نکته می تواند ما را در مورد انتقال فوق و حضور مجدد هاشمیان در بوخوم به نتیجه گیری های بهتری برساند. یکی این است که وحید در ۳۲ سالگی آینده ای طولانی در صحنه بازیکنی ندارد و حتی اگر با همت و کلاس قابل توجه اش پیروزی های متعدد تازه ای را برای خود و بوخوم به بار بیاورد، باز هم نمی توان انتظار داشت که او برای سال هایی طولانی در صحنه بماند و بالا رفتن سن وی نیز مزید بر علت شده و او را برای اروپایی ها مهاجمی جلوه می دهد که شاید مناسب لیگ دسته اول آلمان نباشد و یا اگر هست، بیشتر به درد تیم های درجه دوم این لیگ بخورد.
این مساله ای است که نوع بازی هاشمیان و توفیق یا ناکامی او در بوخوم طی فصل آینده صحت یا سقم آن را مشخص خواهد کرد، قرارداد هاشمیان با بوخوم در اصل دو ساله است و در صورت رضایت طرفین برای سال سوم نیز قابل تمدید خواهد بود. اگر او تا زمان انقضای قراردادش در بوخوم بماند در زمان ترک آن تیم در آستانه ۳۶ سالگی خواهد بود و این سن کمی نیست و هاشمیان لابد از حالا می داند که باید در دور دست به زمانی بیندیشد که شاید در تیم های دسته دومی آلمان نیز جایی نیابد و به ایران بیاید و دوباره در لیگ کشورمان بازی کند.
البته هاشمیان مدعی است که چند باشگاه در کشورهایی مثل آلمان، فرانسه، اتریش و آسیا هم خواستار عقد قرارداد با وی بوده اند و او قاعدتا با احتساب پیشینه روشن حضورش در آلمان و آشنایی کامل با شرایط فوتبال آن کشور ترجیح داده است تا اطلاع ثانوی همچنان در آلمان انجام وظیفه کند و بر آمار قابل قبولش در فوتبال ژرمن ها بیفزاید.
● بعید است
در عین حال ارجاع هاشمیان به تیمی که چند سال پیش خودش را در آنجا مطرح و از آن مکان مقدمات انتقالش به باشگاه های بزرگ تر را جور کرد، می تواند کامل کننده روند نزول فوتبالیست های ایرانی شاغل در آلمان و ادامه ای بر روند فوق باشد و این باور را به وجود آورد که عمر درخشان لژیونرهای ما در فوتبال آلمان که ۱۱ سال پیش شروع شد، دیگر واقعا پایان یافته است.
طبق این فرضیه باز هم ترانسفرهایی را شاهد خواهیم بود اما بعید است به این زودی ها به عصری برگردیم که با کوچ دایی، خداداد و باقری به آلمان و عضویت آنها در تیم های ارمنیابیله فلد و کلن شروع شد و پای دایی را به تیم بزرگ تر بایرن مونیخ کشاند و علی کریمی را به همان جا برد و حلقه ای موفق را تشکیل داد و حتی باعث شد که ما بر اثر کنکاش در فوتبال آلمان ایرانی تبارهایی مثل زندی، دژاگه و شاپورزاده را کشف کنیم و برای تیم ملی خود به کار گیریم(زندی).
از آخرین انتقال های واقعا موفق لژیونرهای ایرانی به اروپا ،۴ ۵ سال می گذرد زیرا آندو تیموریان نیز به رغم سر و صداهای عضویت اش در بولتون، درخششی طولانی در این تیم انگلیسی نداشته و امسال یک نیمکت نشین صرف بوده است و جواد نکونام تنها کسی بود که قبل از آسیب دیدگی شدید در تابستان سال پیش به خوبی و سرعت در اوساسونا جا افتاد و نمره قبولی گرفت و بسیاری هم به این نتیجه رسیدند که اگر از خیر حضور در فوتبال اروپا بگذرند و به فوتبال کم دردسرتر و پرمنفعت تر امارات ملحق شوند، به سودشان خواهد بود و اندیشه آنها آنقدرها هم اشتباه نبود.
● تحت الشعاع رقبا
این که کدام فرآیندها نزول جایگاه لژیونرهای ما در اروپا و انباشت آنان را در امارات موجب شده، نکته ای است که به کار کارشناسانه نیاز دارد، اما تا چنان زمانی می توان متذکر شد که فوتبال ایران فقط زمانی مطرح تر و بین المللی تر می شود که لژیونرهایش بتوانند در اروپا جای پای محکم تری را برای خود ایجاد کنند و هرچه موفق تر باشند، جایگاه فوتبال کشورمان را شامخ تر و رفیع تر خواهند ساخت و در غیر این صورت تحت الشعاع برخی کشورهای دیگر آسیا قرار خواهیم گرفت که اینک لژیونرهای موفق تری دارند ودر رنکینگ فیفا نیز از ما پیشی گرفته اند. در حالی که فوتبال ایران چند سالی در آسیا پیشتاز بود و در جدول فیفا جایی بالاتر از سایر تیم های قاره کهن را به خود اختصاص داده بود( و یا حداکثر دوم بود) در جدیدترین جدول نهاد حاکم بر فوتبال جهان به رده چهارم بین آسیایی ها تنزل کرده است و هرچند بحث فقط بحث لژیونرها نیست و نتایج میادین ملی و مسابقات تیم های ملی ما و آنها نیز در این امر دخیل بوده، اما وقتی مهدوی کیا و هاشمیان در آلمان و رحمان رضایی در ایتالیا نیز فاقد جایگاه سابق خود هستند و کعبی پس از فقط ۶ ماه از انگلیس به ایران برمی گردد و بداقبالی دامان نکونام را نیز می گیرد، باید بپذیریم که از روزهای خوش اواخر دهه گذشته در اروپا فاصله گرفته ایم و ایرادها و کاستی هایمان غیرقابل انکار است و هاشمیان فقط یک بخش و نمادی از آن است.
منبع : روزنامه جوان