یکشنبه, ۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 26 May, 2024
مجله ویستا

ترس‌های دوران کودکی


ترس‌های دوران کودکی
گاهی دنیای روبه گسترش کودک تهدید می‌شود. به همین جهت در میان خردسال‌ها، ترس‌های زیادی متداول است. کودکان ۲ تا ۶ ساله به طور متوسط چهار یا پنج ترس دارند، اما به‌تدریج از تعداد و شدت ترس‌های آن‌ها کم می‌شود. ترس‌های کودکان، بسیار متنوع است. عده‌ای از تاریکی می‌ترسند و عده‌ای نمی‌ترسند. برخی از آن‌ها به دنبال ترسیدن، ساکت و گوشه‌گیر می‌شوند و برخی با ناامیدی به پدر و مادر خود می‌چسبند. با این حال، برخی از رایج‌ترین ترس‌های کودکان عبارتند از: ترس از تاریکی، تنهائی، طوفان، روح و هیولا، حیوان‌ها و حشره‌ها و ترس از جدائی. بسیاری از کودکانی که در محیطی شاد و امن بزرگ می‌شوند، نیز ترس‌هائی دارند. در واقع به طور تقریبی، همه کودکان در دوران کودکی خود ترس‌هائی دارند. بعضی از این ترس‌ها در برخی از سن‌ها، متداول‌تر هستند. برای مثال، ترس از غریبه‌ها بین ۶ تا ۹ ساله‌ها، ترس از موجودات خیالی در ۲ سالگی، ترس از تاریکی در ۴ سالگی و ترس‌های اجتماعی و ترس از شکست در بین کودکان بزرگ‌تر رایج هستند. به‌تدریج که کودکان می‌فهمند روح و هیولا واقعیت ندارد، این ترسها در آ‌ن‌ها رنگ می‌بازند. ترس‌های کودکان به طور معمول موقتی هستند و حدود نیمی از آن‌ها ظرف سه ماه برطرف می‌شوند. برخی از دلیل‌های این گونه ترس‌ها عبارت هستند از تجربه محدود کودکان، اطلاعات ناقص و پراکندهٔ آن‌ها و تصورها و نظریه‌های نادرست آن‌ها در مورد دنیا. قوهٔ تجسم روشن کودکان نیز در ترس آن‌ها از تاریکی، مخلوقات عجیب ، هیولاها و جن‌ها نقش دارد. کودکان در مورد واقعه‌ها، مبالغه و آن‌ها را تحریف می‌کنند و به امور وحشتناکی می‌اندیشند که ممکن است روی دهند.
گاهی تجربه‌ای خاص موجب ترس کودک می‌شود. حرکت شدید و ناگهانی یک سگ یا هیاهوی خیابان در شب می‌تواند مبنای ترس کودک باشند. بعضی از برنامه‌های تلویزیونی نیز می‌توانند کودکان را بترسانند و باعث شوند آن‌ها از مادر و پدر خود بخواهند لامپ اتاقشان را روشن بگذارند تا فلان موجود خیالی نتواند به آن‌ها آسیب برساند. گاهی وقت‌ها نیز تجربه‌های کودکان ممکن است آن‌ها را بترساند و اعمال پدر و مادر ممکن است در آن‌ها احساس ناامنی ایجاد کند. برای مثال، پدر و مادری را درنظر بگیرید که‌هنگام خرید در فروشگاه، فرزندشان را تهدید می‌کنند که اگر نق نق کند او را همان جا رها می‌کنند. یا کودک از مادر خسته‌اش که از سر کار آمده، چیزی می‌خواهد و مادرش او را تنبیه می‌کند. این کودک ممکن است در مواقعی که می‌خواهد با مادرش صحبت کند، ترس وجودش را بگیرد. البته تمام ترس‌های کودکان، بچه‌گانه یا مضر نیستند، بعضی از این ترس‌ها انطباقی هستند. ترس از ترافیک یا حیوانات عجیب و غریب می‌تواند مانع بروز از سوانح شوند.
ترس‌های کودکان گاهی از طریق طی شدن کلاسیک ایجاد می‌شوند، برای مثال هم‌زمان شدن حضور دکتر و درد واکسیناسیون می‌تواند در کودکان ترس از دکتر یا محیط بیمارستان را ایجاد نماید. کودکان هم‌چنین به‌نحوهٔ واکنش بزرگسالان در برابر محرک‌هائی چون حشره‌ها، تاریکی و سگ‌ها نیز توجه می‌کنند. اگر پدر و مادری با دیدن عنکبوت جیغ بکشد، فرزندشان نیز از عنکبوت‌ها خواهد ترسید. کودکان در بیشتر موارد همان ترس‌های پدر و مادر خود را دارند.
کودکان به طور معمول، ترس‌های اولیهٔ خود را پشت سر می‌گذارند. در بیشتر موارد، حمایت و دلگرمی دادن آرام پدر و مادر برای غلبهٔ کودک بر ترس‌هایش کافی است و در معدود مواردی نیاز به درمان بالینی حس می‌شود. پدرها و مادرها نباید فرزندشان را بابت ترس‌هایش مسخره کنند یا او را در حضور دیگران خجالت‌زده نمایند. مجبور کردن بچه‌ها برای غلبه بر ترس‌هایشان نیز تأثیرهای بدی دارد. پدر و مادر باید به ترس‌های فرزندشان احترام بگذارند و پیش از هر کمکی به آن‌ها فرصت بدهند به محیط اطرافشان عادت کنند. گاهی نیز مشاهدهٔ غلبهٔ کودکان دیگر بر ترس‌هایشان باعث می‌شود ترس کودک موردنظر کم شود. کودکان پس از مشاهدهٔ نزدیک شدن هم زمان با اعتماد به نفس یک کودک به سگ‌ها، کمتر از سگ‌ها فاصله می‌گیرند. پس وجود یک الگوی هم سن و سال و بردباری و درک کودکان می‌تواند به آن‌ها در غلبه بر ترس‌هایشان کمک کند.
محبوبه‌السادات کدخدائی
کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیت
منبع : مجله شادکامی و موفقیت