چهارشنبه, ۶ تیر, ۱۴۰۳ / 26 June, 2024
مجله ویستا


ایران‎شناسی در روسیه


ایران‎شناسی در روسیه
در جهان علمی، اسامی دانشمندان روسیه قبل از انقلاب مانند ب. دورن، ای. برزین، و. روزن، ن. خانیكوف، و. میللر، و. ژوكوفسكی و دیگران شهرت زیادی دارد.
با آغاز دوران شوروی ایران‎شناسی با مسایل جدیدی روبرو شد. تغییر ایدئولوژی دولتی موجب پیدایش مبنای اسلوبی جدید علمی گردید. بسیاری از مسایل ایران‎شناسی كه نه فقط با عصر حاضر بلكه با تاریخ و حتی فرهنگ و مطالعه آثار خطی قدیمی ارتباط داشتند، فقط و فقط از مواضع ماركسیسم-لنینیسم مطالعه می‎شدند. این امر به خصوص در زمینه ارزیابی جنبشهای ملی و رهبران آنها مشهود بود. سیاست خارجی عملی اتحاد شوروی و اولویت روابط با كشورهای مختلف بر همین اساس تعیین می‎شد. كافی است برخورد متفاوت با متن اولین قراردادهای دوستی دولت نوبنیاد شوروی با ایران و تركیه ذكر شود. این تفاوتها عمدتاً ناشی از ارزیابی متفاوت احتمال مشاركت این كشورها در روند انقلابی جهانی بود (منظور، وجود ماده‎های ۵ و ۶ در متن معاهده با ایران است). ساختار موضوعی ایران‎شناسی هم دچار تغییرات زیادی شد. در كنار پژوهش زبانها، ادبیات و تاریخ كه قبل از انقلاب در مقام اول قرار داشت، مسایل تاریخ نوین مورد توجه فزاینده‎ای قرار گرفتند.
قبل از انقلاب ۱۹۱۷ شهرهای سنت‎پترزبورگ و مسكو مراكز اصلی ایران‎شناسی بودند. در دوران شوروی چنین مراكز پژوهشی در شهرهای دیگر، عمدتاً در پایتختهای جمهوری‎های ماورای قفقاز و آسیای میانه به وجود آمدند. البته، در مسكو كه پایتخت شوروی بود و نهادهای دولتی مركزی واقع در آنجا به اطلاعات و داده‎های جاری نیازمند بودند، به مسایل تاریخ جدید و نوین توجه زیادی مبذول می‎شد. حتی در انستیتوهای آكادمیك به ویژه در انستیتوی شرق‎شناسی آكادمی علوم اتحاد شوروی، تدوین یادداشتهای تحلیلی برای كمیته مركزی حزب كمونیست و نهادهای دولتی بخش قابل توجه فعالیت را تشكیل داد. پیشبینی‎های بلندمدت توسعه سیاسی و اجتماعی-اقتصادی توسعه ایرانی تهیه می‎شدند. همزمان مطالعه جنبه‎های فرهنگی، زبانی و تاریخی توسعه ایران هم صورت می‎گرفت ولی در برنامه‎های فعالیتهای پژوهشی تأكید بر مسایل معاصر كاملاً آشكار بود.
ولی موضوعات ایران‎شناسی سنت‎پترزبورگ تغییری نكرده بود. سنت‎پترزبورگ اكنون هم مركز اساسی پژوهشهای آثار خطی، زبان، فرهنگ، ادبیات و تاریخ ایران باستان و قرون وسطی می‏باشد. در مراكز جدید ایران‎شناسی نیز یك نوع "تقسیم كار" پدید آمد. در ارمنستان به مطالعه آثار فارسی و ارمنی در مورد گذشته تاریخی مشترك این دو ملت پرداختند. در تفلیس ادبیات و زبان‎شناسی اولویت داشت ولو اینكه در سالهای ۱۹۸۰-۱۹۷۰ پژوهشهای زیادی در زمینه جغرافیای اقتصادی، جمعیت‎شناسی و مسأله شهرهای ایران به عمل آمد. در باكو پژوهشها در زمینه تاریخ جدید و نوین، صنایع و اصناف، مسایل كشاورزی، تاریخ آذربایجان ایرانی و مسایل مشترك برای ایران و آذربایجان از همه جالب‎تر بود. در جمهوری‎های آسیای میانه عمدتاً به مطالعه آثار خطی قدیمی، ادبیات و زبان، هنر و تاریخ قرون وسطای ایرانی توجه داشتند.
برنامه‎های مطالعات علمی ایران‎شناسان به طور متمركز تنظیم و توزیع می‎شد. برنامه‎های انتشارات منطقه‎ای در زمینه انتشار آثار ایران‎شناسان با انتشارات اساسی "ادبیات شرقی" مسكو هماهنگ می‎شد تا یك كتاب دو بار منتشر نشود.
طی بیست سال اخیر در توسعه ایران‎شناسی تغییرات جدیدی پدید آمده است. جا دارد به برخی از مسایل ایران‎شناسی كه در سالهای اخیر به وجود آمدند، اشاره‎ای داشته باشیم. این مسایل با مهمترین رویدادهای سیاسی این دوران ارتباط دارد. مهمترین رویدادی كه برای ایران‎شناسی مسایل جدیدی مطرح كرد، ظهور جمهوری اسلامی ایران بر روی نقشه سیاسی جهان در سال ۱۹۷۹ بود. مسایل مربوط به شكست برنامه‎های اجتماعی و اقتصادی كه در جهان مورد امتحان قرار گرفته و نتایج خوبی داده‎اند ولی در ایران با ناكامی روبرو شدند و نیز مسایل به قدرت رسیدن روحانیت مورد مطالعه قرار گرفتند.
در همه مراكز ایران‎شناسی اتحاد شوروی و به خصوص در مسكو به تجزیه و تحلیل علل وقوع انقلاب اسلامی در ایران پرداختند. ایران‎شناسان مسكو علاوه بر ارائه مقالات در همایش‎های علمی، مجلات عام الفهم علمی، تخصصی و بررسی‎های تحلیلی اوضاع جاری، همچنین به تدوین و انتشار آثار مونوگرافی علمی مبادرت ورزیدند. كتب ذیل به مسایل انقلاب ایران اختصاص داشت:
س. ل. آقایف. ایران در گذشته و حال، مسكو، ۱۹۸۱؛ آ. رزنیكوف. ایران: سقوط رژیم شاهنشاهی. مسكو، ۱۹۸۳؛ س. آقایف. انقلاب ایران، ایالات متحده آمریكا و امنیت بین‎المللی. مسكو، ۱۹۸۳؛ ی. دوروشنكو. روحانیت شیعه در ایران معاصر. مسكو، ۱۹۸۵؛ س. آقایف. ایران بیم گذشته و آینده: رویدادها، افراد، اندیشه‎ها. مسكو، ۱۹۸۷.
علاوه بر آن، در آثار زیادی كه مستقیماً به انقلاب اختصاص نداشت، تلاش به عمل آمد تا علل تعویض نظام دولتی ایران تشریح شود و سالهای اول فعالیت حكومت اسلامی در شرایط نفوذ مستقیم روحانیت در سیاست و اقتصاد كشور بررسی شود. مجموعه‎ مقالات در این زمینه به قرار ذیل است: "اسلام در تاریخ اقوام مشرق‎زمین"، مسكو، ۱۹۸۱؛ "ایران. مسایل توسعه اقتصادی و اجتماعی"، مسكو، ۱۹۸۲؛ "اسلام در كشورهای خاور نزدیك و میانه"، مسكو، ۱۹۸۲؛ "اسلام. دین، جامعه و دولت"، مسكو، ۱۹۸۴. كتابهای مونوگرافی: ن. مامدوا "تمركز تولید و سرمایه در ایران سالهای ۱۹۷۰-۱۹۶۰"، مسكو، ۱۹۸۳؛ آ. آراباجیان. "ایران. تغییرات در ساختار شاخه‎های اقتصاد در سالهای ۱۹۷۰-۱۹۶۰"، مسكو، ۱۹۸۳؛ ن. كوزنتسوا. "ایران در نیمه اول قرن نوزدهم"، مسكو، ۱۹۸۳؛ صالح علی‎اف "نفت و توسعه اجتماعی و سیاسی ایران در قرن بیستم"، مسكو، ۱۹۸۵؛ ن. مامدوا "كارفرمایی شهری در ایران"، مسكو، ۱۹۸۸.
مونوگرافی چند مؤلف تحت عنوان "انقلاب ایرانی: علل و درسها" كه در سال ۱۹۸۹ در مسكو منتشر شد، تلاشی در جهت بررسی علل و عواقب انقلاب ایران بود. حتی در دوران شوروی برداشت واحد از علل و چگونگی انقلاب اسلامی وجود نداشت. در كتاب مذكور دیدگاههای مختلف در این مورد منعكس شد.
تغییر اوضاع ژئوپلتیكی منطقه و جهان بر اثر مواضع ضدآمریكایی جمهوری اسلامی ایران به ارزیابی نظریات اقتصادی و اجتماعی مدرنیزاسیون، رشد اقتصادی و مسایل دیگر محتوای جدیدی بخشید. مسأله ایران بهترین محك اهمیت و حقانیت این نظریات از آب در آمد. همانا عامل ایرانی بود كه به تحقیقات و پژوهشهای جدیدی تحرك بخشید كه نه عوامل فنی بلكه عوامل تمدنی توسعه را در اولویت قرار می‎دهند. متأسفانه، ایران‎شناسی شوروی بیشتر به جنبه‎های اجتماعی و طبقاتی مسایل مربوط به ایران توجه داشت.رویداد دوم بیست سال اخیر كه بر ایران‎شناسی اثر فراوانی گذاشت و برای آن مسایل جدیدی مطرح كرد، فروپاشی اتحاد شوروی بود. بسیاری از مراكز ایران‎شناسی به مراكز خارجی تبدیل شدند. باید خوب فهمید كه حتی اگر همكاری مراكز روسی با مراكز جمهوری‎های شوروی سابق تا بالاترین سطح ممكن احیا شود، این دیگر چیزی جز روابط بین‎دولتی نخواهد بود. هر یك از دولتهای جدید دارای منافع خود و نظریه ملی خود است و لذا حتی در صورت هماهنگی پژوهشها، ایران‎شناسی نمی‎تواند واحد باشد. به همین دلیل علم روسی باید وارد آن زمینه‎های پژوهشی شود كه قبلاً عرصه فعالیت ایران‎شناسان جمهوری‎های شوروی بود. امتناع از ماركسیسم-لنینیسم به عنوان ایدئولوژی واحد دولتی این ضرورت را به وجود می‎آورد كه نه فقط جهتگیری‎های جدید ایران‎شناسی بررسی شود بلكه مسایلی هم كه گویا به اندازه كافی حل شده بودند، مورد بازنگری قرار گیرند. این امر در مورد ارزیابی جنبشهای ملی، استقرار نظام سرمایه‎داری، توسعه اندیشه اجتماعی در ایران، فعالیت سرمایه خارجی، روحانیت، ویژگی‎های فرهنگی و استفاده از منابع آرشیوی روسی و ایرانی است كه قبلاً به خاطر محدودیات ایدئولوژیكی كاربرد آنها مجاز نبود.
دسته سوم مسایلی كه بعد از فروپاشی اتحاد شوروی برای ایران‎شناسی روسی مطرح شدند، با تأمین مالی ارتباط دارد. كاهش اختصاصات مالی علمی به خاطر مشكلات مالی كشور بر كسی پوشیده نیست ولی ما نمی‎توانیم از این موضوع بگذریم. مسأله فقط این نیست كه دانشمندانی كه در زمینه علوم پایه فعالیت می‎كنند، زندگی دشواری دارند. به علت افت اعتبار كار علمی، جوانان وارد عرصه علم نمی‎شوند. با این حال، گرایش دولت روسیه به توسعه مناسبات همه‎جانبه با ایران، علاقه عملی به مطالعه این كشور را تشویق می‎كند. نیاز به ایران‎شناسان كاهش نمی‎یابد، تعداد روزافزون دانشجویان وارد این رشته تحصیلی می‎شوند ولی بدیهی است كه كاهش پژوهشهای بنیادین بر كیفیت مواد درسی اثر منفی می‎گذارد. اكنون در روسیه كتب درسی تاریخ جدید و نوین ایران به خصوص در زمینه اقتصاد و تاریخ وجود ندارد. به علت فقدان تأمین مالی مناسب، امكان تكمیل كتابخانه‎ها هم كاهش یافته است. همین مسأله توسعه تكنولوژی‎های جدید انفورماتیك را محدود می‎كند. این مسأله بزرگی نه فقط برای مطالعات اساسی و تربیت نیروی جوان علمی بلكه برای كل ایران‎شناسی به عنوان علم كاربردی است. فقدان منابع دست اول باعث می‎شد كه پژوهشگران به آثار مؤلفان غربی كه بیشتر در دسترس آنها می‎باشد، مراجعه كنند. ولی نویسندگان غربی فقط از آن مواد آماری و از آن واقعیاتی استفاده می‎كنند كه بار خاص ایدئولوژیكی و سیاسی دارد و با نظریه كلی آنها مغایرت ندارد.
تماسهای علمی در سطح پایینی قرار دارد. به علت كمبود تأمین مالی، سفرهای دانشمندان روس به ایران محدود می‎شود. برقراری تماسهای نزدیك با مراكز علمی و كتابخانه‎های ایران از اهمیت خاصی برخوردار است. از جمله می‎توان به مراكز اسلامی قم و مشهد اشاره كرد كه در آنجا امكان آشنایی بهتر با دیدگاههای علمای ایرانی معاصر، نظر آنها در باره گذشته، حال و آینده كشور، جایگاه دین در جامعه، تأثیر آن بر مدرنیزه كردن نظام سیاسی و اقتصادی و روابط با ادیان دیگر وجود دارد.
كمبود تأمین مالی طبیعتاً مانع از انتشار آثار علمی هم می‎شود. بسیاری از آثار ایران‎شناسان روس و از جمله آثاری كه اوایل سالهای ۱۹۹۰ در بخش ایرانی انستیتوی شرق‎شناسی آكادمی علوم روسیه تهیه شد، تا كنون منتشر نشده یا به صورت بسیار تلخیص شده منتشر شده است. اكنون تغییراتی در این زمینه پدید می‎آید. انتشارات انستیتوی شرق‎شناسی و انتشاراتی كه با كمكهای مالی خصوصی فعالیت می‎كند، به آثار در زمینه ایران‎شناسی علاقه‎مند شده‎اند. كتب در باره ایران فوراً به فروش می‎رود.
در این رابطه جا دارد به حمایت و پشتیبانی طرف ایرانی تقریباً از همه سفرهای دانشمندان روس به ایران اشاره شود. با پشتیبانی سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسكو مجموعه مقالات "جمهوری اسلامی ایران در سالهای ۱۹۹۰" (مسكو، ۱۹۹۸) به چاپ رسید. به بركت كمك مالی رایزنی فرهنگی ایران و سفارت ایران در سال ۱۹۹۹ مجموعه مقالات "انقلاب ایرانی: گذشته، حال و آینده" (بر اساس مواد همایش بین‎المللی) انتشار یافت. در میان مؤلفین این مجموعه، نویسندگان ایرانی هم هستند. همكاری دانشمندان روسیه و ایران در زمینه انتشار مجموعه مقالات مشترك می‎تواند بسیار ثمربخش باشد. هر مقاله‎ یا باید به زبان اصل یا چكیده ترجمه منتشر شود. باید مركز علمی روسی-ایرانی هماهنگی انتشار آثار مشترك و برگزاری همایشهای علمی را تشكیل داد. صرف نظر از اینكه در محافل نخبگان سیاسی و اقتصادی روسیه گروههایی با دید قطبی در باره ضرورت توسعه مناسبات با ایران و دورنمای این مناسبات وجود دارند، دانشمندان ایران‎شناس و به خصوص كسانی كه روی زندگی ایران معاصر كار می‎كنند، باید دید بی‎طرفانه علمی را حفظ كنند. ایران‎شناسی روسی در وضعیت به ویژه متشنجی قرار گرفته است چرا كه ایران در سیاست معاصر به "آتویی" تبدیل شده است كه نه فقط در مناسبات بین روسیه و ایالات متحده بلكه در داخل روسیه بین احزاب گوناگون به بازی گرفته می‎شود. در روسیه مراكز مختلف خودمختاری به وجود آمده‎اند كه روی مسایل ایران كار می‎كنند. این مراكز قاعدتاً به تحلیل مسایل معاصر در رابطه با ایران می‎پردازند. اكثر این مراكز فعالیت خود را بر مبنای انعكاس دیدگاههای سیاسی گروهها و احزابی كه آنها را تأمین می‎كنند، برقرار می‎سازند. می‎توان گفت كه در این زمینه ایران‎شناسی حالت آشكارا كاربردی بخود می‎گیرد. این پدیده اصولاً جدید باید ضمن بررسی وضعیت ایران‎شناسی روسیه در نظر گرفته شود ولی نباید تمام ایران‎شناسی را تداعی كند.
در خاتمه باید به مسایل علمی ایران‎شناسانی اشاره شود كه روی مسایل تاریخ معاصر كار می‎كنند و به خصوص در زمینه‎هایی فعالیت می‎كنند كه اكنون كمتر مورد توجه قرار می‎گیرند. پژوهشهای اساسی این مرحله تاریخ ایران در بخش ایران انستیتوی شرق‎شناسی آكادمی علوم روسیه متمركز شده است. این پژوهشها عمدتاً با توسعه ایران در مرحله حكومت اسلامی ارتباط دارد. انستیتوی شرق‎شناسی، مونوگرافی دسته‎جمعی مربوط به جنبه‎های مختلف توسعه جامعه بعد از سرنگونی رژیم شاه را تهیه می‎كند. متأسفانه، در این كتاب مسأله ارضی مورد توجه كافی قرار نگرفته است.
در واقع، جهتگیری جداگانه مطالعه اسلام در ایران، جریانات، اشكال سازمانی اسلام و ارتباط بین اصول و واقعیات اسلامی وجود ندارد. مسایل قوانین مالیاتی و كاری، مسأله زنان، شكلگیری قشر نخبگان، تجارت داخلی و اشكال آن، موقعیت اقشار مختلف جامعه و اوضاع جمعیتی كمتر مورد مطالعه قرار می‎گیرد. آثار پژوهشی مخصوصی در باره زیربنای اقتصادی و اجتماعی ایران وجود ندارد. با وجود باز شدن آرشیوهای متعدد و فقدان نظارت ایدئولوژیكی، فعلاً جنبه‎های متعدد روابط روسیه با ایران در قرن بیستم و در گذشته دور مورد بازنگری قرار نگرفته است.
نینا مامدوا رئیس شعبه اقتصاد معاصر ایران در انستیتو خاورشناسی فرهنگستان علوم روسیه است.
نینا مامدوا
برگرفته از: مجله "پارس"، شماره ۱، ۲۰۰۱
منبع : شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی